حكيمى، مهدى.
امام مهدى (ع) و آينده زندگى / مؤلف مهدى حكيمى .
تهران: انتشارات بنياد فرهنگى حضرت مهدى موعود (ع)1379.
64 ص. 2000 ريال
فهرستنويسى بر اساس اطلاعات فيپا.
كتابنامه: به صورت زيرنويس.
1.محمدبن حسن (عج)، امام دوازدهم، 255ق.- 2.مهدويت. 3.چهارده معصوم -- نظريه درباره مهدويت. الف.عنوان.
8الف58ح/224BP
كتابخانه ملى ايران
پيشگفتار
بخش نخست: بشارتها
امام مهدى(ع) در قرآن
امام مهدى(ع) در سخن پيامبر(ص)
امام مهدى(ع) در سخن حضرت فاطمه(س)
امام مهدى(ع) در سخن امامان
1.امام على(ع)
2.امام حسن(ع)
3.امام حسين(ع)
4.امام سجاد(ع)
5.امام باقر(ع)
6.امام صادق(ع)
7.امام كاظم(ع)
8.امام رضا(ع)
9.امام جواد(ع)
10.امام هادى(ع)
11.امام حسن عسكرى(ع)
بخش دوم: ميلاد موعود
بخش سوم: برنامههاى امام مهدى(ع)
1.عدالت اجتماعى
2.در سايه شمشير
3.يك دين و يك آئين
4.رفاه اقتصادى و بهبود زندگى
الف.برقرارى عدالت اجتماعى
ب.اجراى اصل مساوات
ج.عمران و آبادى زمين
د.بازپسگيرى ثروتهاى غصب شده
ه.كنترل و نظارت دقيق مركزى
5.مساوات و برابرى
6.حاكميت فراگير جهانى
7.حكومت مستضعفان
8.رشد علم و فرهنگ
9.امنيت اجتماعى
10.رشد تربيت انسانى
11.سامانيابى زندگى
الف.گسيختن روابط انسانى
ب.گسستن روابط خانوداگى
ج.انگيزههاى غير انسانى در روابط اجتماعى
د.روابط سودجويانه
ه.نابودى عبادات
12.روش زندگى امام موعود(ع)
پيشگفتار
«داشتن تصويرى مبهم و مجمل از رويدادهاى آينده از نداشتنش بهتر است، و در بسيارى از موارد دقت و قطعيت بسيار، اصلاً ضرورت ندارد».1
انسان ميان گذشته و آينده و ديروز و فردا زندگى مىكند و شخصيت و هستى او، به گذشته و آينده بستگى دارد؛ چنان كه اگر از گذشتهاش بريده شود يا از آن بى خبر باشد دچار كمبود مىشود و نمىداند چگونه بوجود آمده و چگونه زندگى كرده است، زادگاهش كجاست و تاريخش چيست؟ همچنين اگر نسبت به آينده خود و همه همنوعان انسانى خود شناختى - اگر چه اندك - نداشته باشد و نداند كه او و ديگر انسانها به كدام راه مىروند و چه سرنوشتى در انتظار آنان است، دچار سردرگمى و سرگردانى مىشود.
________________________1.شوك آينده، الوين تافلر، ترجمه حشمت الله كامرانى، نشر سيمرغ، ص 475.
گذشتهشناسى با علم تاريخ است و آيندهشناسى در پرتو پيش بينىهاى دينى روشن مىشود و گهگاه آينده نگرىهاى انسانى، سايه روشنى نسبت به آينده پديد مىآورد. آيندهشناسىهاى انسانى چون دليل روشنى در دست ندارد احتمالى و فرضى است و چه بسيار كه اينگونه پيش گوئيها نادرست از كار درآيد.
امام على عليه السلام :
بدانيد كه در فردا (حوادثى پديد مىآيد) و در آينده مسائلى رخ خواهد داد كه براى شما ناآشنا و ناشناخته است...1
امّا آيندهشناسىهاى دينى، كه پيامبران و امامانِ آگاه و راستگو آن را پيشگويى كردند و با علم خدايى سخن گفتند، موجب آرامش فكر و اطمينان انسان مىشود چون پيامبران و امامان بارها و بارها پيشگوئيهايى كردند و همه راست و درست درآمده است. از اين رو، آنچه آنان درباره آينده مىگويند حتمى است.آيندهشناسى، براى همه انسانها لازم است ؛ ليكن براى جوانان و
نوجوانان لازمتر؛ زيرا افراد سالخورده و كهن سال بيشترين بخش
عمرشان را گذراندهاند و بخش اندكى از زندگىشان، بيشتر باقى مانده
________________________
نوجوان و جوان بايد به چنين روزهايى كه ممكن است در بقيه دوران زندگى او رخ دهد، توجه داشته باشد و خود را براى آن دوران و شرايط آن آماده كند. چون در هر اجتماعى شرايطى براى زندگى وجود دارد و شرايط آينده كه دوران ظهور حق و عدل است شرايط ويژه دارد و انسان بايد شايستگى زندگى در آن دوره را داشته باشد. بويژه اگر بخواهد فردى شايسته باشد، بايد از هم اكنون با بكارگيرى روشهاى تربيتى و اخلاقى خود را شايسته بسازد. چون اخلاقهاى زشت و غير انسانى يا اخلاقهاى زيبا و انسانى، كم كم در انسان بوجود مىآيد و انسان را بالا مىبرد يا پايين مىآورد؛ يكباره يك نوجوان يا جوان، نيك و نيك رفتار نمىشود، اين صفتها همه، به تدريج و با مواظبت و تربيت در آدمى
در گفتار معصومان رسيده است كه ياران حضرت مهدى عليه السلام جوانان هستند و سالخوردگان، ميان ياران حضرت چون نمك در غذا اندكند.
امام على عليه السلام : ياران مهدى عليه السلام جوانان هستند و سالخوردهاى ميان آنان نيست مگر به مقدار سُرمه در چشم و نمك در غذا، و كمترين بخش غذا نمك است.1 از اين حديث معلوم مىشود كه جوانان، بيشتر بايد آيندهشناس باشند و ضوابط و مقررات آن را خوب بدانند و بيش از همه، خود را براى آينده بسازند و فداكار بار بياورند. اين رساله كوچك اگر راه آيندهشناسى را كمى روشن كند و در اين راه اندكى موفق شود، مايه خرسندى است. ________________________«وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِى الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الاْءَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِىَ الصَّـلِحُونَ»1
ما در زبور داود، از پس ذكر (تورات)، نوشتهايم كه سرانجام، زمين را بندگان شايسته ما به ارث مىبرند (و بر كره زمين حاكم مىشوند). طبق فرموده پيشواى پنجم حضرت امام محمد باقر عليه السلام ، اين بندگان شايسته كه وارثان زمين شوند. اصحاب مهدى عليه السلام هستند، در آخرُالزمان.2 ________________________پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله وسلم :
... خداوند از فرزندان حسين امامانى قرار داده است كه راه و روش و آيين مرا برپا مىدارند. نهمين آنان قائم خاندان من «مهدى» امتم مىباشد. او شبيهترين مردمان به من است در سيما و گفتار و كردار. پس از غيبتى طولانى و سرگردانى و سردرگمى مردم، ظاهر مىشود، آنگاه آيين خدارا آشكار مىسازد... پس زمين را از عدل و داد پُر مىكند پس از آن كه از ستم و بيداد لبريز شده باشد.1
________________________1.كمالالدين 1/257.
جابر مىگويد: خدمت حضرت فاطمه رفتم، لوحى نزد آن بانو نهاده بود كه در آن نامهاى امامان نوشته شده بود (از آن جمله درباره دوازدهمين امام چنين آمده بود) پس از امام يازدهمين (امام حسن عسكرى عليه السلام راه امامت را كامل مىكنم با فرزندش كه رحمت براى همه جهانيان است. او (امام دوازدهم) داراى كمال موسى و شكوه عيسى و شكيبايى ايوب است... در زمان (غيبت) اين امام، دوستان من (دينداران راستين) به مشكلات گرفتار شوند... آنان به حق دوستان منند (چون در ديندارى پايدارى مىكنند). درود و رحمت خداوند بر آنان باد. آنان (مردمان در دوران غيبت) بى گمان هدايت شدگان و راه يافتگانند.1
________________________1.كمالالدين 1/310.
1.امام على عليه السلام :
اصبغ نُباته كه از شاگردان و ياران آن حضرت است مىگويد: روزى نزد امير مؤمنان عليه السلام رفتم، ديدم در فكر فرو رفته است و با انگشت بر زمين خط مىكشد. گفتم: اى امير مؤمنان! چه شده است كه در فكر فرو رفتيد؟... امام فرمود: در مولودى مىانديشم كه از نسل من است و او «مهدى» است كه زمين را از عدل و داد پر مىكند پس از آن كه از ستم و بيداد پُر و لبريز شده باشد...1
2.امام حسن عليه السلام :
... (امام) قائم كه (هنگام ظهورش)، حضرت عيسى از آسمان فرود مىآيد و پشت سر او نماز مىگذارد... تولدش از مردمان پنهان است و از چشمها غايب مىشود... او نهمين فرزند برادرم حسين است و فرزند بهترين زنان. عمرى طولانى دارد، و خداوند او را (در زمين) آشكار مىسازد در سيماى انسانى چهل ساله، تا همگان بدانند كه خداوند بر هر كارى قادر است.2
1.كمالالدين، 1/289.
2.كمالالدين، 1/316.
3.امام حسين عليه السلام :
اگر از دنيا يك روز (بيش) باقى نمانده باشد، خداوند آن روز را دراز گرداند، تا مردى از فرزندان من قيام كند، و زمين را از عدل و داد لبريز كند، پس از آن كه از ستم و ظلم پُر شده باشد. اين چنين از پيامبر شنيدم.1
4.امام سجاد عليه السلام :
... بى ترديد، مردم زمان غيبت مهدى، كه امامت او را باور دارند، و منتظر ظهور اويند، از مردمان ديگر زمانها برترند؛ چون خداى بزرگ، به آنان عقل و درك و فهمى داده است كه غيبت برايشان چون ظهور است. خداوند آنان را، در آن زمان، همپايه مجاهدان شمشير زن زمان پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم قرار داده است و اينانند اخلاص گزاران واقعى، و شيعيان راستين ما، و دعوت كنندگان مردم به خدا (و به دين خدا)، آشكار و پنهان.2
________________________1.كمال الدين، 1/318.
2.منتخبالاثر/ 244.
5.امام باقر عليه السلام :
محمّدبن مسلم (كه از شاگردان امام باقر و امام صادق عليه السلام است) مىگويد: از امام باقر عليه السلام پرسيدم درباره قائم كه هر گاه قيام كند چه روشى در پيش مىگيرد؟ امام فرمود: روش پيامبر را تا اسلام را حاكم سازد. گفتم:
روش پيامبر چه بود؟ امام فرمود: آنچه در (نظامها و آيين) جاهليت بود باطل كرد، و عدالت ميان مردمان حاكم ساخت. و چنين است (امام) قائم عليه السلام آنگاه كه قيام كند آنچه را (از راه و روشها ميان مردم) در زمان پيش از ظهور رايج بوده است، زير پا مىنهد، و آيين دادگرى را برپا مىدارد.1
6.امام صادق عليه السلام :
كسانى كه در حالت انتظار دولت قائم، از جهان درگذرند، مانند كسانىاند كه در خدمت (امام) قائم باشند. امام، پس از اين سخن مكثى كرد، سپس فرمود: بلكه مانند كسانىاند كه در ركاب (امام) مهدى عليه السلام شمشير زده باشند. سپس فرمود: نه به خدا سوگند، اينان مانند آن كسانند كه در خدمت پيامبر به شهادت رسيده باشند.2
1.تهذيب 6/154.
2.بحارالانوار 52/126.
چشم به راهِ امرِ (قيام و انقلاب) امام خود باش، در هر شب و هر روز، زيرا كه خدا در هر روز كارى كند و كارى، او را از كارى ديگر باز ندارد...1
7.امام كاظم عليه السلام :
... خداوند براى دوازدهمين (امام) از خاندان ما هر دشوارى را آسان مىگرداند، و به دست او هر جبّار و زورگوى سرسختى نابود مىشود، و هر شيطان سركشى نابود مىگردد.2
8.امام رضا عليه السلام :
دِعْبِل خُزاعى (شاعر نامدار شيعى) مىگويد: قصيده خود را در
حضور امام رضا عليه السلام خواندم، چون به اين شعرها رسيدم: امامى از
آل محمد صلي الله عليه و آله وسلم ، به يقين خروج خواهد كرد، او به تأييد اسم اعظم
الهى و بركت نصر آسمانى به پا مىخيزد و حق و باطل را از هم جدا
مىكند، و همه را بر شادخوارىها، و كينتوزىها، كيفر مىدهد. (در
اين هنگام) امام رضا عليه السلام به شدّت گريست، آنگاه فرمود: «اى دِعْبل!
روحُالقُدُس به زبان تو سخن گفته است. آيا مىدانى اين امام چه
________________________
1.مكيال المكارم 2/157.
2.كمالالدين 2/369.
كسى خواهد بود؟» گفتم نه (شخص او را نمىشناسم)، ليكن شنيدهام كه امامى از شما خاندان پيامبر خروج مىكند، و زمين را از عدل و داد لبريز مىسازد.
امام رضا عليه السلام فرمود: «پس از من فرزندم محمّد (جواد) امام است. پس از محمّد فرزندش على، امام است. پس از على (هادى) فرزندش حسن، امام است و پس از حسنِ (عسكرى)، فرزندش حجتِ قائم خواهد بود.
اوست كه در زمان غيبت (مردمان) چشم به راه اويند، و در زمان ظهور همه مطيع او گردند. او زمين را پر از عدل و داد مىكند، پس از آن كه پر از ظلم و ستم شده باشد...»1
9.امام جواد عليه السلام :
عبدالعظيم حسنى (كه از ياران آن امام است) مىگويد: به امام
جواد عليه السلام گفتم: اميدوارم كه شما قائم خاندان پيامبر باشى كه زمين
را از عدل و داد آكنده مىكند... امام فرمود: همه ما قائم به امر
خداى بزرگيم... ليكن آن قائمى كه خداوند، به دست او زمين را از
كافران و منكران پاك مىگرداند، و سراسر گيتى را از عدالت سرشار
________________________
1.كمالالدين 2/372.
مىسازد او كسى است كه تولدش از مردم پنهان خواهد بود، و خود او از چشمها غايب مىشود...1
10.امام هادى عليه السلام :
امام پس از من، فرزندم حسن است و پس از رحلت فرزندش (امام) قائم است كه زمين را از عدل و داد پُر مىكند، پس از آن كه از ظلم و بيداد لبريز شده باشد.2
11.امام حسن عسكرى عليه السلام :
سپاس خدايى را كه پيش از مرگم جانشينم را به من نماياند. جانشينى كه شبيهترين انسانها به پيامبر است در خلقت و اخلاق. خداوند او را در دوران غيبت (از بلاها) حفظ مىكند، سپس او را آشكار مىسازد. او سراسر زمين را از عدالت پُر مىكند، پس از اين كه از ظلم و ستم لبريز شده باشد.3
________________________1.كمال الدين 2/378
2.كمال الدين 2/383.
3.كمال الدين 2/409.
ميلاد موعود
نيمه شعبان، روز ميلاد امام زمان است. ماه شعبان هشتمين ماه از سال هجرى قمرى است. سال هجرى، تاريخى است كه مبدأ آن، هجرت پيامبر اكرم است از مكه به مدينه. سال هجرى، دو گونه است: سال هجرى شمسى (خورشيدى)، و سال هجرى قمرى، سال هجرى قمرى را «هلالى» نيز مىگويند، زيرا كه هر ماه آن با ديدن هلال آغاز مىشود. سال قمرى، 12 ماه دارد، و از ماه محرّم آغاز مىگردد.
در روز پنجشنبه، پانزدهم شعبان، در سال 256 هجرى قمرى، حضرت حجتبن الحسن امام زمان عليه السلام تولد يافت. حضرت حجت، امام دوازدهم است، و فرزند امام يازدهم حضرت امام حسن عسكرى است، و با سه واسطه، فرزند امام رضا، و با پنج
امام دوازدهم، حضرت حجّت، به اين نامها نيز خوانده مىشود:
مهدى، موعود، قائم آل محمد، منتقم، امام منتظر، امام غايب، صاحبُالامر، صاحبُالزمان، ولىّ عصر، ابا صالح چون او و ظهور او، وعده داده شده است، و خدا و پيامبران و اوليا و پيامبر اكرم، وعده دادهاند كه او مىآيد و جهان را پر از عدل و داد مىكند، «موعود» ناميده شده است.چون براى نشر دين حق و برپا داشتن عدالت قيام مىكند و به پا مىخيزد، «قائم» ناميده شده است.
چون انتقام انبيا و مردان خدا را از جباران مىگيرد، و هم انتقام بشريت را و انتقام خونهاى پاك مردان حق و انسانهاى بزرگ و شهداى راه حق و عدالت را، «منتقم» ناميده شده است.
چون مسلمانان در انتظار اويند، بلكه بشريت - در شعورِ معقول و وجدانِ اجتماعىِ خويش - چنان معلم و نجات دهندهاى را مىطلبد و انتظار مىكشد، «مُنتَظَر» ناميده شده است.
و چون از ديدگاه عموم پنهان است، «امام غائب»، و چون او
چنان كه گفتيم، يكى از نامهاى امام زمان، «موعود» است. بايد دانست كه موعود، در اديان آسمانى ديگر نيز وجود داشته است. بدين معنى كه برخى از پيامبران، پيامبر و معلم و مصلحى را كه از آن پس مىآمده است معرفى مىكرده و ذهن جامعه را براى پذيرش پيامبر و مصلح بعدى آماده مىساختهاند. موعود موسى (يعنى كسى كه حضرت موسى عليه السلام ، آمدن او را خبر داده بوده است) حضرت عيسى است. موعود حضرت عيسى عليه السلام ، حضرت احمد (احمد فارقْليط) است - چنان كه در قرآن مجيد تصريح شده است.1 نيز
اتفاق مىافتاده است كه پيامبران گذشته، به آمدن موعود آخرالزمان - يعنى مهدى موعود - اشاره مىكردهاند.2 اين گونه بوده است تا به هنگام ظهور دين اسلام، در دين اسلام، «موعود» به طور دقيق، معين و معرفى گشت، يعنى مهدىِ آخرالزّمان. در اينجا بايد در نظر داشته باشيم كه مسأله مهدى و ظهور و قيام او، موضوعى نيست كه فقط به كسانى كه داراى مذهبنيز به همين دليل است كه در تاريخ مىنگريم كه از حدود 150
سال پيش از ولادت مهدى (مثلاً از سال 132 هجرى، آغاز خلافت
عباسى به بعد)، كسانى ادعا مىكردهاند كه همان مهدى كه پيامبر
گفته است ايشانند. و اين به علت شيوع مسأله مهدى بود، از زمان
خود پيامبر، و از زبان او. پس اصلِ مسأله مهدى، و خروج او در
________________________
چنان كه گفتيم، بر مبناى بشارات كتابهاى پيشينيان، و روايات اسلامى، اشتهار يافته بود كه از امام حسن عسكرى، فرزندى به وجود مىآيد كه برهم زننده اساس حكومتها و واژگون كننده تاج و تختها و دولتهاست. از اين رو، بى درنگ، از سوى خليفه عباسى آن روز، المُعتَمِد دستور هجوم به خانه امام حسن عسكرى و تفتيش آن، و جلب و احياناً قتل فرزند او مهدى، صادر شد، و مأموران به خانه امام ريختند... اينجا بود كه ضمن مقارناتى، علل ناپديدى امام فراهم آمد، و دوازدهمين پيشواى شيعه به فرمان الهى از نظرها پنهان گشت...1
دانشمندان مسلمان، راجع به حضرت مهدى عليه السلام ، و مسأله طول عمر او، و فوايد وجودى او، در حال غيبت، و مسائل مربوط به خروج او، سخنان بسيار گفتهاند، همين گونه عرفا و فلاسفه، بهجوانان عزيز، درباره حضرت حجت و مسائل مربوط به او، و آينده جهان از نظر مذهب، و تحليل دقيق فلسفه انتظار، مىتوانند اين كتابها را بخوانند:
1.آينده جهان از نظر مكتب ما.2.انتظار، مذهب اعتراض.
3.دادگستر جهان.
4.در فجر ساحل.
5.خورشيد مغرب.1
در پايان اين گفتار، يكى از مشهورترين سخنان پيامبر را كه درباره مهدى فرموده است، و علماى مذاهب اسلامى نقل كردهاند، نقل مىكنيم، سخنى كه از نظر دينى و اعلام نمودن شخص«روزى عالميان همه، دست برادرى و مساوات به هم خواهند داد و آن روز است كه بدبختى و تيره روزى بر عرصه جهان يافته نخواهد شد».1
1.عدالت اجتماعى
امام صادق عليه السلام :
مهدى، عدالت را، همچنان كه سرما و گرما وارد خانه مىشود، وارد خانههاى مردمان مىكند، و دادگرى او همه جا را فرا مىگيرد.2
گسترش عدالت در سراسر جهان و ريشه كنى بيداد از همه آبادىهاى زمين، از نخستين برنامههاى انقلاب امام مهدى عليه السلام مىباشد و از هدفهاى اصلى آن امام بزرگ و نجاتبخش است. اين موضوع در بشارتها و احاديثى كه درباره آن حضرت رسيده استبنابراين، مشكل اصلى و نخستين آن نجات دهنده بزرگِ انسان، مشكل خداباورى يا انكار خدا نيست؛ بلكه مشكل اصلى ظلم و
تاريخ پيامبران نيز، پُر است از جنگ و مبارزه با ستمگران و طاغوتان، و هميشه رهبرانِ انسان و دوستداران بينوايان و بيچارگان با آنان كه راه باطل مىرفته و به انسانها ظلم مىكردند، مبارزه كردهاند. پيامبر اكرم كه كانون رحمت و در بالاترين مقام اخلاق انسانى است نيز براى مبارزه با كفّار و ستمگران 83 جنگ انجام
امام مهدى عليه السلام نيز كه ادامه دهنده راه انبياء و پيامبر اكرم و امامان است براى برپايى عدالت و هدفهاى بزرگ انسانى، راهى جز مبارزه و جنگ و سركوب ستمگران و سرمايهداران ندارد. شمشير آن امام بر سر مجرمان فرود مىآيد. و در آن دوران آنان راه فرارى ندارند و در زير سايه شمشير امام مهدى عليه السلام است كه انسانهاى درد كشيده و رنج ديده به آسايش و زندگى دست مىيابند. شمشير امام موعود براى ستمگران مرگبار است و براى بيچارگان و مظلومان پناهگاه و پشتيبان.
3.يك دين و يك آئين امام صادق عليه السلام : ... مفضل! سوگند به خدا (امام قائم عليه السلام ) از ميان ملتها و آيينها اختلاف را برمىدارد، و يك دين بر همه حاكم مىگردد...1 براى تشكيل جامعهاى واحد، يك موضوع ضرورى است و آناگر برنامه ريزىهاى اجتماعى گرفته شده از طرز فكرها و مرامهاى گوناگون باشد، فعاليتهاى انسانى را در زمينههاى گوناگون اقتصادى، سياسى، فرهنگى و... مختلف و متضاد مىسازد و مانع يكسانى و يگانگى جامعه مىگردد. بنابراين تنوع و گوناگونى راهها و عقيدهها موجب اختلافها و تضادها و برخوردهايى در جامعه مىشود، كه در اين شرايط نمىتوان تشكيل جامعهاى واحد و يگانه را انتظار داشت. بنابراين، بايد آئين و دين واحدى بر جامعه حاكم باشد، تا امت واحد به معناى واقعى بوجود آيد.
در دوران ظهور و روزگار دولت امام مهدى عليه السلام آئين واحدى بر جهان حاكم مىگردد و راه و روشها نيز يكى مىشود؛ و يگانگى واقعى در عقيده و مرام انسانها پديد مىآيد؛ و مردمان همه يك دل و يك زبان به سوى سعادت حركت مىكنند. ديگر دوگانگى و تضاد در مرامها و عقيدهها وجود ندارد، راه و روشها يكى و هدفها نيز يكى است. همچنان كه در برنامههاى زندگى اجتماعى نيز اختلافى ديده نمىشود.
امام مهدى عليه السلام با چنين اصلى اساسى در ساختن جامعه يگانه بشرى به موفقيّتى بزرگ و چشمگير دست مىيابد، و همه علتها و عوامل ناسازگارى و درگيرى را از بين مىبرد، و ناسازگارىها و اختلافات اجتماعى را كه از اختلافات عقيدتى و دينى بوجود مىآيند، نابود مىسازد، و با يكى كردن عقيدهها و ايدئولوژىها راه هر گونه اختلافى را مىبندد. او وحدتى واقعى را بر اساس اصول توحيد و ايدئولوژى اسلامى پى مىريزد، و همه انسانها را در زير شعار يگانه و دين واحد گرد مىآورد.
4.رفاه اقتصادى و بهبود زندگى
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله وسلم :
در امت من مهدى قيام كند... و در زمان او مردم به نعمتهايى دست مىيابند كه در هيچ زمانى دست نيافته باشند. (همه) نيكوكار و بدكار. آسمان بر آنان ببارد و زمين چيزى از روييدنىهاى خود را پنهان ندارد.1
از برنامهها و اقدامهاى امام مهدى عليه السلام پديد آوردن رفاه و آسايش در كل جامعه بشرى است. در اين دوران جامعه بشرىامام مهدى عليه السلام براى رسيدن به اين هدف بزرگ انسانى، از روشها و عوامل مختلفى استفاده مىكند تا به زندگى انسانها - سروسامان ببخشد و همه مشكلات را از ميان بردارد.
الف.برقرارى عدالت اجتماعى: عدالت اجتماعى كه در بخش اول به آن اشاره شد، به معناى تعادل و همسانى در كليه جريانهاى اقتصادى جامعه است. در پرتو چنين عدالتى، فاصلههاى اقتصادى از ميان مىرود و ديگر افراد فراوانى تهيدست و محروم، و افراد اندكى سرمايهدار، يافت نمىشوند.ب.اجراى اصل مساوات:
رعايت قاطع اصل مساوات نيز، موجب تساوى ثروتها و برابرى در پخش كالاها و مواد مورد نياز همه مردم است و از جمع شدن و تراكم و اسرافكارى گروهى از مردم مانع مىگردد و زمينههاى كمبود و نيازمندى را برطرف مىسازد.
ج.عمران و آبادى زمين:
از ديگر عوامل، عمران و آبادانى و بهرهبردارى از امكانات تا حدّ امكان مىباشد، در دوران پيش از ظهور با همه پيشرفتهاى علوم، از همه زمينهايى كه قابل استفاده و كشاورزى هستند و آبهايى كه مىشود آنها را ذخيره نمود و امكانات و... بهرهبردارى صحيح نشده است. در بعضى مناطق به علت نفوذ استعمار و وابستگى و محروميت از امكانات استفاده نشده است. اما در دوران ظهور در تمام زمينها و آبها استفاده خواهد شد و تمام زمين آباد و سبز و خرّم خواهد گشت.
د.بازپسگيرى ثروتهاى غصب شده:
از ديگر راههاى امام مهدى عليه السلام اين است كه با از ميان برداشتن
5.مساوات و برابرى
امام باقر عليه السلام :
امام قائم (اموال را) برابر تقسيم مىكند و ميان (همه) مردم - نيكوكار و بدكار - به عدالت رفتار مىنمايد...1
يكى از برنامههاى امام مهدى عليه السلام اجراى اصل مساوات است. اسلام دين مساوات و برابرى است، مساوات در مسائل گوناگون و زمينههاى مختلف. تا جايى كه اسلام به دين مساوات مشهور شده است. امام مهدى عليه السلام اين برابرىها و مساوات را در جامعه بشرى اجرا خواهد كرد.انسانها در آفرينش مساوى و داراى نيازهاى طبيعى همانند و ارزشى يكسان و برابرند. و هيچ يك از ويژهگىهاى طبقاتى موجب تفاوت و نابرابرى آنها نمىشود. آنها در برابر قانون حقوقى يكسان و همانند دارند و هيچ فردى در برابر قانون بر ديگرى برترى و امتيازى ندارد. سياه و سفيد، كارگر و كارفرما، تهيدست و ثروتمند، بزرگ و كوچك، عالم و جاهل و... همه در برابر قانون برابرند.
تمامى مردمان حق استفاده و بهرهبردارى يكسان از بخششهاى
________________________
بخش مهم ديگر، تساوى و برابرى انسانها در استفاده از بيتالمال مىباشد، بيتالمال كه مجموعه امكانات و اموال عمومى مىباشد، و دولتها آنها را در اختيار مىگيرند در دوران ظهور نزد امام قرار گيرد. امام آنها را براى رفاه مردم هزينه مىكند و در راه رفع نيازهاى عمومى به كار مىبرد. اضافه بر اين اموال، از سرمايههاى طبيعى نيز استفاده مىكند و منابع و معادن را استخراج مىنمايد و همه اين سرمايهها و امكانات را صرف عموم مردم مىكند.
در دوران ظهور و حكومت جهانى اسلام، انسانها در تمام اين مسائل مساوى و برابر خواهند بود، و از بخششهاى الهى و مواد طبيعى به طور مساوى استفاده خواهند كرد، بيتالمال براى همگان به طور يكسان مصرف خواهد شد،... هيچ قدرت و مقام سياسى يا اجتماعى موجب برترى نمىشود و هيچكس نمىتواند به امكانات بيشترى دست يابد. حتى تقوا نيز موجب برترى و دست يافتن به لوازم بيشترى در زندگى نمىگردد.
6.حاكميت فراگير جهانى
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله وسلم :
... سوگند به آن كه مرا به حق به پيامبرى برانگيخت اگر از دنيا جز يك روز باقى نماند، آن روز را خداوند مىگستراند تا فرزندم مهدى قيام كند پهنه زمين به نور او روشن گردد و حكومت او شرق و غرب گيتى را فراگيرد.1
از برنامههاى امام مهدى عليه السلام حكومت فراگير جهانى است، كه در آن همه جامعهها از يك مركز پيروى مىكنند و با يك سياست و برنامه اداره مىشوند. در آن دوران جامعه بزرگ بشرى و خانواده انسانى تشكيل مىشود، و دوستى و محبت سراسر آبادىها را فرامىگيرد، و آرزوى همه پيامبران، امامان و مصلحان و انسان دوستان تمام دوران تاريخ برآورده مىشود.تاكنون چون ستمگران و طاغوتان در جامعه بشرى حكومت
مىكردهاند، ستيزهها و اختلافها بوجود آمده است و زمين، اين
خانه انسانها، بخش بخش گرديده و به قسمتهاى بزرگ و
كوچك تقسيم شده است و اين موجب فاصله مردم از يكديگر
________________________
در دوران ظهور حضرت مهدى عليه السلام با بوجود آمدن يك دولت در تمام زمين و مديريت واحد؛ ديگر از اختلافها، جنگها، خونريزىها و... خبرى نخواهد ماند، و انسانها همه با هم برادر و برابر خواهند گشت. محبتهاى انسانى ديگر بار در دلها زنده مىشود و مردمان به يكديگر كمك خواهند نمود. توانمندان دست ناتوانان را مىگيرند، و مشكلات آنها را حلّ مىكنند. ديگر كسى به كشور ديگرى حمله نخواهد كرد و حقوق ديگران را نخواهند خورد. در اين دوران همه انسانها همانند افراد يك خانواده خواهند بود و روابط مردمان برپايه محبت و دوستى قرار مىگيرد، و اين موضوع بسيار مهم را، نجات دهنده بزرگ انسانها امام موعود انجام خواهد داد؛ و چهره زندگى را زيبا و دوست داشتنى خواهد ساخت.
7.حكومت مستضعفان
امام على عليه السلام :
ايشان (مستضعفان ميراث بَرِ زمين)، خاندان پيامبرند، كه خداوند پس از سختىها، مهدى ايشان را برانگيزد، و به آنان عزّت بخشد و دشمنانشان را خوار سازد.1
از برنامههاى اصلى امام مهدى عليه السلام تشكيل دولت مستضعفان و محرومان است. مستضعفان كسانيند كه توسط زورمندان ضعيف نگهداشته شدهاند و حقوق آنان پايمال شده است. در دوران ظهور هنگامى كه ظالمان و زورمندان كنار گذاشته شدند، مانع راه مستضعفان برداشته مىشود و همه كارها به دست افراد و طبقات محروم سپرده مىشود. بنابراين تهيدستان هستند كه بر جامعه حكومت مىكنند و جامعه را اداره نمايند. ديگر از ستمگران و اشراف و حكومتهاى ظالم خبرى نيست.اين هدفِ تمام پيامبران و انسانهاى بزرگ بوده و اسلام نيز، چنين هدفى داشته است. پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم و امامان ما همه در راه رسيدن به چنين هدفى گام برداشته و سختى كشيدهاند و حتى در اين راه به شهادت رسيدهاند.
________________________در طول تاريخ، هميشه ستمگران و ظالمان و جبّاران،... مردمان تهيدست و مستضعف را به بردگى مىكشيدند و آنها را به كارهاى سخت مجبور مىكردند و حقوق و دسترنجشان را مىخوردند. هميشه چنين افرادى وجود داشتهاند. كه ديگران را تحقير مىكردند و آزادى آنان را سلب مىنمودند و مانع رشد و ترقى آنها مىگشتند، و از اجراى قانون و اصل عدالت مانع مىگرديدند.
در تمام اين دوران انسانهاى بزرگ به كمك محرومان و تهيدستان مىآمدند و با زورگويان و ظالمان به مبارزه مىپرداختند، ليكن در هيچ دورهاى پيروزى همگانى و همه جايى پديد نيامد، و اگر در دورانى؛ حكومتى براى محرومان و زيردستان تشكيل شد، با نيرنگ، جنگ و خونريزى ستمگران و سلطه طلبان مواجه گرديد و پس از مدّتى شكست خورد.
امّا در دوران حاكميت امام موعود عليه السلام آن انسان بزرگ تمام آيين پيامبران و امامان و مصلحان بشرى را اجرا خواهد كرد. حكومت در دست مستضعفان قرار خواهد گرفت، و عدالت مطلق اجرا خواهد شد. ديگر ظالم و ستمگرى وجود نخواهد داشت تا مظلوم و ستمديدهاى وجود داشته باشد؛ و زورگويى وجود ندارد كه مردمان را به زير سلطه خويش درآورد. طبقات اجتماعى از بين
در سايه اين دستورات، انسان به تفكر و تعقل پرداخت و در هر رشته از علوم به مسائل جديدى رسيد. و علوم گسترش فراوانى يافت. و بدينگونه تا قرن حاضر پيش آمد. اين علوم و دانشها اهميّت زيادى دارند و بسيارى از مشكلات انسانها را حل مىكنند و وسائل زندگى بهتر را پديد مىآورند و انسان در همه بخشهاى زندگى خود از آنها استفادهاى فراوانى مىبرد. ليكن اين پيشرفتها بيشتر در مسائل مادى جهان و زندگى مادى انسان بوده است، و در بُعد معنوى چنين پيشرفتهايى نبوده است. در همان مسائل مادى نيز انسان به تمام مسائل پى نبرده است؛ و براى او مجهولات و ناشناختههاى فراوانى وجود دارد كه از شناختها و دانايىهاى او بسيار گستردهتر است.
متخصصان رشتههاى گوناگون علوم بشرى به دانشها و معلومات اندك خود اعتراف دارند. و چنين مىگويند كه دانش ما در برابر مجهولات و ناشناختهها چون قطرهاى است در برابر دريا. ليكن چون هدف از خلقت انسان رشد و كامل شدن شناخت و دانش اوست، بايد روزى اين هدف به واقعيت برسد و ديگر مجهولى براى انسان باقى نماند.
در دوران ظهور امام مهدى عليه السلام كه همه آرمانها و اهداف
امنيت اجتماعى بايد در بخشهاى گوناگون زندگى اجتماعى، يعنى بخشهاى اقتصادى، سياسى، فرهنگى پديد آيد. امنيت اجتماعى زمينه ساز فعاليتهاى درست و صحيح فردى و گروهى است. در محيطهاى امن و آرام است كه روابط اجتماعى بر قوانين استوار است، و چيزى جاى حق را نمىگيرد، و حقوق افراد كاملاً رعايت مىشود.
با امنيت اجتماعى، قانون بر جامعه حكومت مىكند و مانع زورگويى و تجاوز مىگردد. منافع همه مردم تأمين مىشود، و افراد قدرتمند نمىتوانند به ديگران ظلم و ستم كنند. همچنين بالاترين مقامات جامعه نمىتوانند به زيردستان زور بگويند. سرمايهداران بر جامعه تسلط ندارند و سرنوشت تهيدستان در دست آنان نيست.
در جامعه امن، حوادث و پيش آمدها، موجب نگرانى مردم نيست، زيرا دولت افراد را تأمين و خسارتهاى آنان را جبران مىكند.
در اجتماع امن و آرام، هر كسى كه سخن حق و حرف درستى داشته باشد بدون هيچ ترس و بيم آن را بر زبان مىآورد و نظر خود را مىگويد، و همه در مسائل اجتماعى داراى رأى مساوى هستند و سرنوشت جامعه در دست همه مردم است. قانون حق و عدل يعنى
در اجتماعى كه امنيت وجود دارد، محصول كار و كوشش مردم نصيب خودشان مىگردد و ثمره تلاششان را دريافت خواهند كرد. ديگر كسى نمىتواند ثمره تلاش و كوشش ديگران را بدزدد و مالك آن شود.
امام مهدى عليه السلام امنيت اجتماعى بوجود مىآورد. امنيتى كه بشريت تاكنون مانند آن را نديده است. او نگرانى و ترس را نابود مىكند، و همچنين كسانى را كه در جامعه ايجاد نگرانى و ترس مىكنند، كنار مىزند.
او قانون و عدل را اجرا مىكند و احترام به حقوق و ارزش انسان را در روابط اجتماعى استوار مىسازد. در آن دوران چون امنيت وجود دارد و هيچكس از كسى ديگر نگرانى و ترس ندارد، انسانها به يكديگر نزديك مىشوند. دوستى و مهربانى جاى دشمنى و كينهتوزى را مىگيرد، و رقابت انسانها سالم و انسانى مىگردد. و رشد اقتصادى در همه بخشهاى جامعه آشكار مىگردد.
10.رشد تربيت انسانى
امام باقر عليه السلام :
هنگامى كه قائم قيام كند، خداوند قواى فكرى مردمان را تمركز دهد... و اخلاق آنان را تكامل بخشد.1
يكى از برنامههاى امام مهدى عليه السلام رشد تربيتى و بلوغ روحى انسان است. انسان كه جزء اصلىِ تشكيل جامعه صالح و سالم است، محور اصلى برنامه ريزىها، قوانين، علوم و ديگر مسائل جامعه مىباشد. انسان را براى اصلاح جامعه و تشكيل اجتماعى سالم بايد نخست، اصلاحات و تحولات را از درون خود آغاز كند، زيرا تمام مسائل اقتصادى، سياسى، جنگ، صلح، نظم، بى نظمى، نيكى، زشتى و... در اجتماع به انسان مربوط است. پس انسان با ايجاد انقلابى در درون خود مىتواند در جامعه نيز انقلاب و تحول بوجود آورد.در هر جامعهاى بهترين برنامهها و قوانين بايد به دست بهترين و شايستهترين افراد و مجريان اجرا شود. به همين دليل ساختن انسان و پرورش و رشدِ افرادى صالح، مقدمه اصلى براى تشكيل هر نظام صالح و انسانى است.
________________________امام مهدى عليه السلام نخست به تربيت انسانها مىپردازد تا ديگر برنامههاى اجتماعى خود را به شايستگى انجام دهد. و عدالت، دادگرى، قانونشناسى، ديگر دوستى، ايثار و... را در سطح جامعه پايدار سازد.
كينه توزى، خوى و خُلقى شيطانى است و از پايين بودن سطح فرهنگ انسانى سرچشمه مىگيرد. با رشد تربيت و تكامل عقل، كينهها به محبت و دوستى تبديل مىشود و انساندوستى در روابط اجتماعى استوار مىگردد.
ثروت پرستى و مال اندوزى، پديدهاى روحى و باطنى است. انسانها نخست، در باطن حريص و ثروت پرست مىشوند، آنگاه در خارج به اموال ديگران تجاوز مىكنند و به ظلم و ستمهاى اقتصادى دست مىزنند. اين مشكل بزرگ (مال دوستى) در تمام دورانها وجود داشته است و خواهد داشت. اين بيمارى باطنى و روحى انسان، تا از درون انسان درمان نگردد، به كار بردن شيوهها و روشهايى از بيرون، براى جلوگيرى از آن، نتيجه چندانى ندارد، و اگر داشته باشد دراز مدت و پايدار نيست.
تجربههاى پياپى و مكرر تاريخ نشان داده است كه همه نابسامانىها وناتوانىها در كار جامعه سازى به دليل آن است كه
اما در دوران ظهور امام مهدى عليه السلام به اين مشكل اساسى توجه مىشود و روح و روان مردم تربيت مىگردد و صفات پست و ناپسند روحى و باطنى انسانها از بين مىرود. همين است كه آن انقلاب مانند ديگر انقلابها شكست خواهد خورد و به پيروزى نهايى خواهد رسيد و پايدار خواهد ماند.
11.سامانيابى زندگى امام حسين عليه السلام : در خاندان ما دوازده مهدى است... آخر آنان نهمين فرزند من است كه به حق قيام كند، و خداوند زمين مرده را به دست او زنده كند...1 انسان داراى دو گونه حيات و زندگى است. حياتى انسانى و حياتى حيوانى، كه تفاوتى بسيار ميان اين دو گونه حيات وجود دارد. انسان در حيات و زندگى حيوانى خود داراى تغذيه، رشد و توليد مثل است؛ و در اين سه موضوع با همه موجودات زندهاما حيات اصلى انسان، حيات باطنى و زندگى روحى و عقلانى است. و اين احاديث است كه عالم انسان را از عالم حيوانات و موجودات زنده جدا مىسازد، و اين حيات و زندگى به انسان برترى و امتياز مىبخشد. در زندگى مادى بسيارى از حيوانات از زندگى استوارتر، طولانىتر و آسيب ناپذيرتر برخوردار هستند. حيواناتى كه دهها سال زندگى مىكنند و تغذيهاى چندين برابر افراد انسانى دارند، و كمتر دچار بيمارى و كاهش و فرسايش مىگردند و قدرت و توانايى بيشتر از انسان دارند. و اگر قدرت بدنى ملاك برترى باشد، اينگونه حيوانات از انسان برترند. بنابراين، ارزش و عظمت حيات انسانى، به حيات باطنى و معنوى و عقلانى اوست.
آدمى در طول تاريخ و دوران زندگى، از حيات انسانى خود، چندان بهره و استفادهاى نبرده است، و جز ساليان اندك و محدود و در دورههايى بسيار كوتاه، انسان نزيسته، و حيات فردى و اجتماعىِ انسانى نداشته است؛ و در اين دوران حيات انسانى و انسانيتِ انسان مرده بوده است.
از حيات انسانى كه بگذريم، در كدام دوره از دورانهاى تاريخ
در طول تاريخ، از برخى دورههاى گذرا و كوتاه حكومتهاى پيامبران و دوران حكومت پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله وسلم و چهار سال خلافت امام على عليه السلام كه بگذريم، انسان همواره در اثر ظلم و بى عدالتى و فساد و تباهىهاى مادى و معنوى از نعمت حيات شايسته محروم بوده است.
زمين نيز دچار مرگى وحشتبار شده است، زيرا مرگ و حيات زمين ارتباط مستقيم با مرگ و حيات ساكنان آن دارد، يعنى انسانها و انسانيتها، وگرنه حيات زمين بدون توجه به اهل آن، در اين دوران رشد ويژه و چشمگيرى يافته است، مزارع آباد شده و منابع استخراج گرديده است و از درياها و فضا و جوّ و... نيز استفادهها گرديده است.
اكنون براى اين كه مقصود از حيات در بُعد انسانىِ آن بخوبى روشن گردد و مرگ انسانيتها بهتر لمس شود، ويژگىهاى انسانها و اجتماعات را در دوران پيش از ظهور مىآوريم تا مشخص شود كه امام مهدى عليه السلام با چه راه و روشهايى مىجنگد و چه برنامهها و اصولى را جايگزين آنان مىكند.
الف.گسيختن روابط انسانى:
گسيختن و پاره شدن پيوندهاى انسانى، از پديدههاى ويرانگر پيش از ظهور است. در اين روزگاران پيوندهاى اجتماعى استوارى وجود ندارد و در زندگى انسانها حق و عدل جايگاهى ندارد. به ظاهر انسانها در كنار يكديگر و در يك آبادى يا اجتماعى زندگى مىكنند، ليكن دلها و فكرها با هم و در كنار هم نيست و ميان آنها همدلى وجود ندارد.
ب.گسستن روابط خانوداگى:
در اين دوران، خانواده - به عنوان هسته اصلى اجتماع - دچار تزلزل و سستى مىگردد و پيوندهاى خانوادگى گسيخته و سست مىشود، مرد حقوق زن و زن حقوق مرد را رعايت نمىكند، فرزندان
اينها اندكى از مسائل و ويژگىهاى اجتماعات در دوران پيش از ظهور مىباشد. امام مهدى عليه السلام آن نجات دهنده بشريت، همه اين عوامل و راه و روشهاى ناپسند و ويرانگر را نابود مىگرداند و اصول و آرمانهاى حياتبخش را جايگزين اين امور مىسازد.
12.روش زندگى امام موعود عليه السلام
امام صادق عليه السلام :
به چه جهت درباره خروج قائم عجله داريد؟ به خدا سوگند، او جامهاى درشت مىپوشد، و خوراك خشك و ناگوار مىخورد...1
امام مهدى عليه السلام چون همه پيامبران، بسيار ساده زيست است، لباسهاى درشت و كم بها مىپوشد، و خوراك خشك و ناگوار مىخورد. اهل آسايش و تن آسايى نيست. چون پيامبران از هرگونه تعظيم و بزرگداشت و ستايش پرهيز دارد. او به معناى واقعى زاهد است و جز به ضروريات زندگى تن نمىدهد، و در سطح پايينترين طبقات، بلكه دشوارتر از آنان زندگى مىكند.امام مهدى عليه السلام همانند حضرت يحيى عليه السلام زاهدترين و عابدترين
مردمان است. با ظهور او ديگر بار اخلاق و رفتار پيامبر و امامان
آشكار مىشود، او تجلّى دوباره زندگى پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله وسلم و امام
على عليه السلام و ديگر امامان است، و لباس و خوراك و خانه و كاشانه او
يادآور لباس و خوراك و خانه كوچك و بىنهايت ساده
________________________
آنان كه زندگىهاى مرفه و آسوده دارند و با شادى زندگى مىكنند، در كاخها سكونت دارند و دم از آسايش خلق و تودههاى مردم مىزنند، ادعايى پوچ و پوك دارند و سخنى ياوه مىگويند.
امام موعود عليه السلام چون نياكان خويش به هر كس هر چه خواست مىبخشد و كسى دست خالى از نزد او باز نمىگردد، و به جز خدا و رضاى او به چيزى ديگرى نمىانديشد. و در برابر زحمتها و كوششهايى كه براى مردم مىكشد، پاداشى در نظر ندارد و حتى ستايش و تشكرى نمىخواهد. امام مهدى عليه السلام كه داعى حق و گسترنده عدل است، ذرّهاى در احوال شخصى پاى از حدّ و مرز عدالت بيرون نمىگذارد، او نخست «عدل» را در درون خود پياده كرده است، و سپس به پياده كردن آن در جامعه و جهان دست مى زند.1
________________________