|9|
«پيشگفتار»
مسأله مهدى موعود و مصلح جهان - آنگاه كه جامعه انسانى در سراشيبى بدبختى قرار گيرد و در تاريكيهاى فساد اخلاقى و اجتماعى فرو رود و روزنههاى اميد به روى همگان بسته گردد - باورى نيست كه فقط از ويژگيهاى جامعه اسلامى به شمار رود، بلكه اعتقادى است فراگير، كه همه پيروان شرايع آسمانى را در بر مىگيرد، و ريشههاى آن نه تنها در عهد عتيق و جديد نمايان است، بلكه نويد ظهور او در آيين هندو و برهمن و مذاهب رايج در شرق آسيا نيز به چشم مىخورد. گستردگى چنين باورى سبب شده است كه جهانيان، بالأخص متفكران بزرگ عالم، به آن توجه كنند و كتابهاى فزون از حد پيرامون آن بنويسند، و كافى است كه بدانيم در كتب حديث و تاريخ اسلامى قريب شش هزار حديث و اثر، پيرامون مصلح جهان وارد شده كه هر يك بيانگر گوشهاى از اين حادثه بزرگ است، كه در مقطعى از جهان رخ خواهد داد. مادى قرن بيستم كه سنگ تكامل به سينه مىزند، در بررسيهاى خود به بنبست رسيده است و متوجه شده كه تكامل ابزار توليد، تكامل يك رويه است و نمىتواند بستر سعادت انسان باشد، تا |
|10|
آنجا كه باور كرده كه سنگين كردن كفه ماديات و رويگردانى از معنويات، پديده آورنده جنگهاى جهانى و ويرانگر تمدنهاى انسانى است. زيرا چنين تكاملى بسان تكامل كودكى است كه قلب او بزرگ شود، ولى مغز او و دست و پاى او به همان حالت كودكى باقى بماند. به طور مسلم، چنين كودكى سرنوشتى جز مرگ نخواهد داشت. از اين تحليل، مىتوان لزوم طلوع چنين مصلحى را يك اصل كلى دانست كه همه انسانها با داشتن مكتبها و روشهاى گوناگون به آن اعتقاد راسخ دارند، و اگر هم برخى به زبان نمىآورند، ولى اصولى كه بر آن تكيه مىكنند، چنين موضوعى را ايجاب مىكند. با توجه به احاديث صحيحى كه در شرايط ظهور اين مصلح وارد شده است، مىتوان گفت شرايط تكامل همه رويه و تعادل ماديات و معنويات، در ظهور آن حضرت تحقق مىپذيرد و انسانيت به كمال مطلوب خود مىرسد، ولى تكامل صنايع نظامى و اقتصادى با تكامل عقول و خرد همراه مىگردد، تا آنجا كه پنجمين پيشواى شيعيان، امام محمد باقر (ع)، زمان ظهور آن حضرت را چنين توصيف مىكند: «اذا قام قائمنا وضع الله يده على رؤس العباد، فجمع بها عقولهم وكملت بها احلامهم»: آنگاه كه قائم ما ظهور كند، خداوند دست او را بر سر مردم مىنهد، در چنين شرايط عقل و خرد آنها تكامل مىپذيرد.[1] درباره مصلح جهان، مسائل بس فراوانى وجود دارد كه بيان و تحليل علمى و فلسفى آن ظرافت و دقت خاصى لازم دارد، و محققان اسلامى در اين مورد كتابهاى فراوان و مقالههاى متنوع به زبانهاى مختلف دنيا نوشتهاند كه هر يك گوشههاى مختلف اين حادثه را روشن مىسازد. در ميان اين مسائل، موضوع غيبت از اهميت خاصى برخوردار است، زيرا مهدى موعود داراى دو نوع غيبت است: يكى غيبت صغرى و ديگرى غيبت كبرى. غيبت نخست از سال 260 هجرى آغاز شده و در اواسط سال 329 هجرى پايان پذيرفته است، آنگاه غيبت دوم آغاز گرديده و تا روزى كه مشيت الهى بر ظهور او تعلق خواهد گرفت، ادامه خواهد داشت. در بخش نخست، نوع مردم با حضرتش تماس مستقيم نداشته، ولى از طريق نائبان خاص [1] - كلينى، اصول كافى، ج 1، باب عقل و جهل، حديث 21، ص 25.
|
|11|
آن حضرت تماس برقرار مىكردند و مسائل خود را مطرح كرده و به پاسخهاى آن از طريق چهار نائب، نايل مىشدند. اسامى نواب خاص آن حضرت در اين مقطع به قرار زير است : 1- عثمان بن سعيد عمرى 2- محمد بن عثمان بن سعيد عمرى 3- حسين بن روح نوبختى 4- على بن محمد بن سمرى كه همگى از مشايخ شيعه و از بزرگان بغداد و برخى از آنان از ياران امام هادى (ع) و حضرت عسكرى (ع) بودند، و در اين مدت هفتاد ساله توانستند خدمت عظيمى به جهان تشيع انجام دهند و كار آنان زمينه ساز غيبت كبرى گرديد كه هم اكنون ادامه دارد. كتابى كه هم اكنون در اختيار شما قرار مىگيرد، از ميان مسائل فراوانى كه نياز به پژوهش دارد، مسأله غيبت صغرى را مطرح كرده و از آن تحليل زيبا و ارزندهاى ارائه مىنمايد. نگارنده بخشهاى مختلفى از اين كتاب را مطالعه نموده و از ميان بحثهاى متنوع و شيرين، موضوع فلسفه غيبت صغرى، بيش از همه توجه او را جلب كرد و تحت تأثير بيان مؤلف قرار گرفت. ما اين تحقيق و پژوهش را به مولف گرامى آن، جناب حجة الاسلام آقاى على غفار زاده، كه از فضلاى حوزه علميه قم مىباشد، تبريك مىگوييم و اين كتاب كه به عنوان پايان نامه تحصيلى دوره كارشناسى ارشد نوشته شده است، شايستگى دارد كه عاشقان مهدى موعود (عج) آن را به دقت بخوانند. آنگاه توفيقات مؤلف و دو استاد بزرگ، آقايان: دكتر صادق آئينهوند (استاد راهنما) و آية الله معرفت (استاد مشاور) را از خداوند جهان مسئلت نمايند.
قم - مؤسسه امام صادق (ع)
جعفر سبحانى
2 دى 1374 - 20 شعبان 1416 |