در انتظار يك آينده درخشان


در انتظار يك آينده درخشان

در انتظار يك آينده درخشان(56)
(و لقد كتبنا فى الزبور من بعد الذكر ان الأرض يرثها عبادى الصالحون)(57)
دين اسلام دعوتش ايمان به خداوند يگانه و توحيد خالص است و چنانچه از اعتقادات و تعاليم اخلاقى، قوانين حقوقى و كيفرى، آداب كشوردارى و حكومت و كليه احكام و وظايفى كه راجع به تمام نواحى فرد و جامعه مقرر نموده معلوم و آشكار است كه هدفش متحد كردن جماعات و ملتها، برداشتن ديوارهاى امتيازات و اعتبارات لغو و بى‏اثر، برقرار كردن توحيد كلمه، همكارى و ارتباطى كه ريشه و پايه آن كلمه توحيد و ايمان و عقيده به آن است مى‏باشد.
اسلام مى‏خواهد تمام اختلافات و جدائيهائى را كه به نامهاى گوناگون پديد آمده به وسيله عقيده توحيد از ميان بردارد، اختلافات نژادى، اختلافات طبقاتى، اختلافات ملى و وطنى و جغرافيائى، اختلافات مسلكى و حزبى و زبانى همه بايد از ميان برود و سبب امتياز و افتخار و اعتبار نباشد حتى بايد اختلافات دينى هم كنار گذاشته شود و همه تسليم فرمان خدا (كه همان است) باشند.
اسلام براى بشر، رسيدن به چنين روزى را پيش‏بينى كرده و در حدودى كه وظيفه تشريع است مقدمات آن را فراهم ساخته وعملى شدن آن را موكول به آماده شدن زمينه كامل آن نموده است.
ما مى‏بينيم جريان اوضاع جهانى و پيشرفتهائى كه نصيب بشر در ناحيه امور مادى و صناعى شده؛ و روابط نزديكى كه به واسطه وسائل ارتباط كنونى با هم پيدا كرده‏اند، همه را به يك اتحاد واقعى و همكارى صميمانه روحانى و برادرى حقيقى، بيشتر محتاج كرده و هر چه جلوتر برويم احساس اين احتياج بيشتر مى‏شود.
امروز تمام ملل جهان به صورت يك واحد درآمده و همه افراد بشر نسبت به يكديگر حكم همسايه بلكه اعضاى يك خانواده را دارند، همچنان كه دو همسايه يا اعضاى يك خانواده اگر با هم اختلاف داشته باشند و هر كدام مسلك يا دين يا وطن يا زبان يا عادات جداگانه داشته و بخواهند از حكومت بخصوص و روش و مكتب خاصى پيروى كنند، زندگى براى هر دو همسايه تلخ شده و بايد همواره در جنگ و ستيز باشند، مردم دنياى امروز نيز چنين شده‏اند تا يك وحدت عقيده و وحدت رويه و هدف قوانين، عادات و آداب و نظامات برقرار نشود آن هم بطورى كه تمام جامعه‏هاى كوچك و بزرگ دنيا در آن برابر و مساوى باشند، اروپائى بر آفريقائى و شرقى، و غربى بر شرقى آقائى نداشته باشد، امنيت و آسايش واقعى حاصل نمى‏شود و همواره يك دسته محروم و يك طبقه برخوردار، يك دسته غالب و يك جامعه مغلوب خواهد بود. بايد اين همه موجبات اختلاف و جدائى كه در اثر ترقى فكر بشر، بى‏مايه بودن آنها معلوم شده از ميان برود و آن جامعه محكم و حقيقت‏پرست صالحى كه قرآن مجيد و عده داده است وارث زمين بشود.
بديهى است رسيدن بشر به چنين مقصد عالى آسايش بخش در گرو اسباب چندى است كه از آن جمله وجود قوانين عادلانه، تعاليم اجتماعى، نظامات جزائى و حقوقى، برنامه‏هاى وسيع تعليم و تربيت صحيح و عمران است كه از آلايش اغراض افراد و طبقات پاك باشد، كه تنها دين مقدس اسلام به حد اعلا اين جهات را تأمين و تضمين نموده است، و از جمله ترقى فكر بشر و توجه او به لزوم تشكيل چنان اجتماع عادل و درخشان در اثر فشار ظلم، فراوانى نابكارى، فساد و عجز زمامداران از اصلاح امور است.
و از آن جمله است وجود يك رهبر عالى مقام روحانى، يك رهبر پاك و منزه از احساسات حيوانى، خشم، شهوت، كبر و غرور و خودخواهى. يك رهبرى كه فقط وابسته به خدا باشد و به همه ملتها، جمعيتها نژادها با چشم مهربانى و تساوى و برابرى كامل نگاه كند كه:
«لا فضل لعربى على عجمى»
«هيچ فضيلت و برترى براى عربى، نسبت به عجمى نيست».
و «الناس كلهم سواسية كأسنان المشط»
«همه مردم همانند دندانه‏هاى شانه مساويند».
و «الخلق كلهم عيال الله فأحبهم الى الله أنفعهم لعياله»
«همه مردم عيال خدايند پس محبوب‏ترين ايشان به خدا، سودمندترينشان بر عيال خدا است».
رهبران ديگر كه به اين صفات آراسته نيستند و به اين تعاليم آشنائى ندارند حتما نخواهند توانست چنين دنيائى را كه افراد تشنه يك حكومت عادلانه هستند اداره كنند و همه افراد بشر اعم از سياه، سفيد، آسيائى، اروپائى، آفريقائى و آمريكائى را يكسان ببينند و در حقوق عالى انسانى همه را شريك قرار دهند.
اينها عالى‏ترين همتشان استثمار يك دسته براى دسته ديگر و هضم يك جامعه در جامعه قوى‏تر و كوشش براى مصالح يك ملت است. اين مى‏خواهد آفريقائى بينوا و الجزائرى آزاده روح را، با كشتارهاى مهيب و تعذيبهاى دلخراش غلام حلقه بگوش ملت ديگر كند و اگر يك لقمه نانى هم در دست او است از او ربوده و ذخائر طبيعى او را مالك باشد تا عياشها و ثروتمندان كشورش را از خود راضى كند. آن ديگرى هم مى‏خواهد به نام طرفدارى از ضعفاء و جنگ با استثمار و استعمار، آزادى فردى را در عالم نابود سازد و بشر را از ابتدائى‏ترين حقوقش محروم و جامعه را به صورت يك ماشين جاندار بى‏اراده كه پشت فرمان آن چند نفر بى‏وجدان خدانشناس نشسته باشند درآورد. آن يكى ديگر هم تقويت اقليت‏ها، جدائى انداختن ميان ملل و تجزيه آنها را وسيله سلطه خود بر مردم ضعيف قرار مى‏دهد.
اين برنامه كار رهبران دنيا است و در گذشته و حال، وضع به همين منوال بوده و خواهد بود. اين اشخاص هر چه هم بى‏غرض و بى‏هوا باشند فقط حفظ مصالح آن جامعه‏اى را كه در آن وابسته هستند در نظر مى گيرند و به مصالح جمعيتها و آزادى ملل ديگر چندان اهميتى نمى‏دهد زيرا خود را برگزيده يك جامعه و منتسب به يك حزب و مسلك مى شمارند، لذا نبايد هم، از آنها انتظار ديگرى داشت. امروز و فردا معرف كاردانى و ليقات زمامداران علاقه‏مند به مصالح جامعه است، و به همين علت است كه همواره اقوياء، ضعفاء را مى‏بلعند و براى آنها حقوقى را كه براى يك ملت قوى مى‏شناسند، قائل نيستند و به حساب نمى‏آورند و براى حفظ مصالح خود از روشن كردن آتش جنگهاى وحشتناك پروائى ندارند.
اما رهبران آسمانى چون وابسته به جمعيت خاصى نبوده و خود را وابسته به خدا كه خالق و رازق همه است مى‏دانند هدفشان يك آسايش عام و آزادى وسيع و يك سازمان عالى الهى است كه در سايه آن جامعه بشر مانند افراد يك خانواده زندگى كنند و سياه‏پوست و سفيدپوست با هم برادر شوند كه البته پيروزى ايشان در اين مقصد بسته به درجه حضور خود افراد و آمادگى و ترقى سطح معلومات و رشد علمى و فكرى آنان مى‏باشد.
بطورى كه در اخبار و احاديث پيش‏بينى شده و خبر داده‏اند، در آخرالزمان بر اثر ترقى علوم و فنون و توسعه روابط و نزديك شدن ملل به يكديگر و نيز در اثر جنگهاى خانمان براندازى كه دو ثلث بشر يا بيشتر نابود شوند و شيوع ظلم و بى‏اعتدالى و فساد و فحشاء(58)، و عجز زمامداران از اصلاح امور دنيا براى قبول حكومت عادلانه الهى و پيروى از يك رهبر صالح دينى و مذهبى يعنى حضرت مهدى موعود - عليه الصلاة والسلام - آماده مى‏شود.
همچنان كه شبه جزيره عربستان و وضع عمومى دنيا به علت فساد و خرابى دستگاهها و بى‏نظميها و پريشانى فوق‏العاده ضعفاء براى ظهور حضرت خاتم الانبياء صلى الله عليه و آله و سلم آماده شد، همچنين در آخرالزمان، دنيا براى ظهور مصلح بزرگى كه دوازدهمين جانشين آن حضرت و از فرزندان و اهل‏بيت او است آماده خواهد شد، اگر آن روز به واسطه بُعد مسافتها و نبودن وسايل ارتباط و انحطاط سطح فكر مردم، رساندن همه ملل به اين هدف عالى ميسر نگشت ولى حتما ظهور دين اسلام دنيا را به اين مقصد نزديك ساخت و نمونه‏اى از آن وضع حكومت حق را، در صدر اسلام مخصوصاً زمان پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم و زمان حضرت اميرالمؤمنين على عليه السلام و در استانهائى كه امثال سلمان، حذيفه، عمار و مقداد حكومت داشتند بشر مشاهده كرد.
چهارده قرن پيش اگر براى رساندن نداى آزادى‏بخش قرآن:
(تعالوا الى كلمة سواء بيننا و بينكم أن لا نعبد الا الله، و لا نشرك به شيئا و لا يتخذ بعضنا بعضا أربابا من دون‏الله)(59)
«بيائيد از كلمه حق كه بين ما و شما يكسان است پيروى كنيم كه بجز خداى يكتا را نپرستيم و چيزى را با او شريك قرار ندهيم و بعضى از ما بعضى را به جاى خدا تعظيم نكنيم».
به گوش تمام ملل به زمانهاى طولانى و فرصتهاى زياد احتياج بود؛ امروز فاصله زمان و مكان از بين رفته و صداى يك دعوت نجات دهنده روحانى به گوش همه كس مى‏رسد و بطور مسلم در آينده اين وسايل كامل‏تر و بيشتر مى‏شود.
پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم زمينه را براى تحقق و عده‏اى كه در قرآن مجيد داده شد تا حدى كه در عهده مقام تشريع و نبوت است فراهم ساخت و آماده شدن زمينه‏هاى ديگر را به گذشت زمان و تحولات شگرفى كه اسلام براى جهان پيش‏بينى كرده واگذار فرمود و در ضمن بشارات قرآنى و اخبار متواتر صريح، ظهور مصلح آخرالزمان حضرت ولى عصر حجة بن الحسن - أرواح العالمين له الفداء - و توسعه دين اسلام در شرق و غرب را بطورى كه احدى نماند مگر آنكه موحد و زبانش به كلمه طيبه توحيد گويا شود وعده داد.
و به حدى اين اخبار و بشارات راجع به ظهور آن حضرت و علائم و خصوصيات و جزئيات آن در كتب بزرگان علماء و مشايخ محدثين شيعه و سنى متواتر، قطعى، مشهور و معروف است كه در امور اعتقادى و مذهبى جز چند مورد، كثرت اخبار و روايات به اين مقدار نيست و بايد گفت كه ايمان به رسالت پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم و ساير اخبار غيبى آن حضرت با ايمان به وقوع اين ظهور و عالم‏گير شدن دين اسلام به توسط حضرت مهدى عليه السلام ملازم و توأم است.
ما به بسيارى از امور مذهبى و خصوصيات بعضى مطالب اعتقادى معتقديم (و بايد هم معتقد باشيم) در حالى كه در آن موارد بيشتر از چند حديث صحيح نقل نشده است؛ پس به چنين مطلبى كه عقل و شرع آن را تأييد و تصديق كرده و از زمان پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم تا حال مورد توجه علماى اسلام و مخرجين احاديث بوده و علاوه بر علماى شيعه جمعى از علماى عامه راجع به آن كتابهائى نوشته‏اند و متجاوز از هزار حديث بر آن دلالت دارد و آياتى از قرآن مجيد به آن تفسير شده، بايد ايمان قوى‏تر و باور بيشتر داشته باشيم.
آرى ما معتقديم و يقين داريم كه سرانجام اداره امور جهان در كف با كفايت صالح‏ترين افراد بشر قرار خواهد گرفت و بشريت از آسيب ظلم و ستم نجات‏يافته و از ترس فقر، پريشانى و ناامنى‏هاى گوناگون آزاد مى‏شود. ما مى‏دانيم كه عالم به سوى يك آينده درخشان و يك تكامل روحانى و عقلانى و نظام مستحكم دينى و الهى، و يك عصر صلح و صفا و برادرى و همكارى پيش مى‏رود.

56) اين مقاله در مجله مكتب انبياء (دين در عصر دانش) شماره 2، ص 16 - 23 چاپ شده است.
57) سوره انبياء، آيه 105.
58) راجع به فتن و حوادثى كه در آخرالزمان اتفاق مى‏افتد، محدثين بزرگ شيعه و سنى روايات كثيرى در كتبى كه از تاريخ تأليف بعضى از آنها يكهزار سال بيشتر گذشته و در دسترس ما است نقل كرده‏اند كه در حقيقت بايد اين روايات را در رديف معجزات حتمى و اخبار غيبى قرار دهد. هر كسى تفصيل آنها را بخواهد، بايد به آن كتابها مراجعه كند كه از جمله، بى‏حجابى زنان، برهنه ظاهر شدن آنها، تسلط آنها بر مردها، طرف مشورت شدن آنها و مشاركت آنها با مردها در كارهاى مردانه، مداخله آنها در اداره امور كشور، رواج و علنى شدن «مى‏خوارى» و «مى‏فروشى»، ربا، زنا، قمار، استخفاف به نماز، ساختن آسمان‏خراشها و كاخهاى بلند، به كار گماردن نااهلان، تجاهر به معاصى، صرف اموال در راه‏هاى باطل (مثل پولهائى كه در شب‏نشينى‏ها و كاباره‏ها در شب ژانويه يا شب‏هاى ديگر رسم شده خرج مى‏كنند) و ستايش و تشويق از زنان بى‏عفت و بدكاره و خواننده و نوازنده، پيش افتادن كسانى كه زنان را به فساد ترغيب مى‏كنند، تعطيل شدن احكام الهى، و حدود و قوانين شرعى، حكم بر خلاف حكم خدا دادن، زيادى طلاق، منع از امر به معروف، تزيين مردها به طلا مثل انگشتر طلا، كثرت اول
اد زنا و از جمله اين علامات مركزيت علمى شهر مذهبى قم و حجت شدن آن بر ساير بلاد و انتشار علوم دينى از اين شهر، به ساير شهرستانها است.
59) سوره آل عمران، آيه 64.