بشارات و اشارات .



بشارات و اشارات .
از قرآن مجيد.
از رسول خدا(ص)
از كتب اهل سنّت.
كلمات قصار از رسول خدا (ص).
نكته قابل توجّه.
از اميرمؤمنان (ع).
از حضرت مجتبى(ع).
از حضرت سيّد الشهداء(ع).
از حضرت سجّاد(ع).
از حضرت باقر (ع).
از حضرت صادق (ع).
از حضرت موسي بن جعفر(ع).
از حضرت رضا(ع).
از حضرت جواد(ع).
از حضرت هادي (ع).
از حضرت عسكري (ع).


بشارات و اشارات .


ُ احاديث نقل شده در اين بخش، از كتاب اثبات الهداة، تأليف عهمه و مجتهد عالي مقام، بزرگترين محدث اسلام، شيخ حرّ عاملي (عليه الرحمة) است. .

از قرآن مجيد.


1. أتي أمْرُ اللهِ فَلا تَسْتَعْجِلُوهُ‏(1).
آيه شريفه در حضور حضرت صادق(ع)تلاوت شد؛ فرمود: اشارتي است به قيام قائم. امر، امر ماست و آن قيامِ قائمِ ما آل محمد است. خدا به ما امر فرموده است عجله نكنيم. او اين بار را بر دوش دارد، وقتي كه سه گونه لشكر برايش آماده شود؛ ملائكه و فرشتگان، مؤمنان و رعب. خروج او مانند خروج رسول خدا از مكه خواهد بود و آن كلام خداست:.
كَما أخْرَجَكَ رَبُّكَ مِن بَيْتِكَ بِالحَقّ‏(2) و (3).
2. فَفَرَرْتُ مِنْكُمْ لَمّا خِفْتُكُم فَوَهَبَ لي رَبِّي حُكْماً وَجَعَلَنِي مِنَ المُرْسَلِينَ‏(4).
(حضرت صادق فرمود: وقتي كه قائم قيام كند،مردم را مخاطب قرار داده و اين آيه را تلاوت خواهد كرد).(5).
3. فَلَمّا أحَسُّوا بَأْسَنِا إذا هُمْ مِنهِا يَرْكُضُونَ‏(6).
جابر درباره اين آيه از حضرت باقر مي پرسد. حضرتش مي فرمايد:.
(آن وقتي است كه قائم قيام كند).(7).
اسماعيل بن جابر درباره اين آيه از حضرت صادق(ع)بيان مي خواهد، حضرتش مي فرمايد:.
فَلَمّا اَحَسُّوا بَأْسَنِا (چون عذاب ما را احساس كردند) يعني خروج و قيام قائم ژرا، اذا هُمْ مِنْهِا يَركُضُونَ (در اين وقت آنان رو به فرار گذاشتند) يعني از گنجهايي كه اندوخته بودند، قِالُوا يِا وَيْلَنِا اِنّا كُنّا ظِالِمينَ فَمِا زالَتْ تِلْكَ دَعْواهُمْ حَتّي جَعَلْنِاهُمْ حَصيداً(8) (گفتند واي بر ما كه ستمگر بوديم و ادعايشان همين بود تا آنها را درو كرديم) به وسيله شمشير خِامِدينَ، ديده اي كه ببيند از آنان نماند.(9).
4. أنّ الأرْضَ يَرِثُها عِبادِىَ الصالِحُونّ‏(10) حضرت باقر(ع)فرمودند: (عباد صالح، ياران و اصحاب مهدي در آخرالزمان هستند).(11).
5. أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقِاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وإنَّ اللّهَ عَلي نَصْرِهِمْ لَقَدِيرّ(12) حضرت باقر فرمود: (اين درباره قائم و اصحاب اوست).(13).
6. الَّذينَ إنْ مَكَّنّاهُم في الأرْضِ أقامُوا الصَّلِوةَ وآتَوُا الزَّكِوةَّ(14) حضرت باقر(ع)فرمود: اين آيه درباره مهدي آل محمد و أصحاب اوست. خداوند، آنها را مالك شرق و غرب زمين قرار مي دهد و به وسيله مهدى، دين را آشكار مي سازد و خداوند به وسيله مهدي و اصحابش بدعتها و باطلها را مي ميراند، همچنان كه سفيهان حق را مي راندند. ديگر اثري از ظلم و جور باقي نخواهد ماند. آنان به معروف و نيكوكاري امر مي كنند و از منكر و زشتكاري نهي مي كنند. و پايان كارها از آن خداست.(15).
7. إن نَشَأْ نُنَزِّلُ عَلَيْهِمْ مِنَ السَّمِ‏آءِ آيَةً فَظَلَّتْ أعْناقُهُم لَهِا خِاضِعِينَ‏ّ(16).
حضرت باقر(ع)فرمود: (اين آيه درباره قائم آل محمد نازل شده كه منادي از آسمان به نام او ندا مي كند).(17).
8. وَلَنُذِيقَنَّهُم مِنَ الْعَذابِ الاَدْني دُونَ الْعَذابِ الأكبَرِ(18).
حضرت صادق(ع)فرمود: (عذاب ادني گراني باشد و عذاب اكبر مهدي است كه قائم بالسيف است).(19).
9. وَقِالُوا آمَنّا بِهِ ... وقَدْ كَفَرُوا بِهِ مِنْ قَبْلُ‏(20).
حضرت باقر(ع)فرمود: وَقِالُوا آمَنّا بِهِ‏ّ يعنى: ايمان آورديم به قيام قائم. وقد كَفَرُوا به مِن قبلُ يعنى: و همانا قبلاً كافر شده بودند به قيام قائم آل محمد ْ).(21).
(فاصبر علي ما يقولون)(22).
حضرت صادقژ فرمود: (خطاب الله به رسول خداست كه در برابر تكذيب كنندگانش شكيبا و صبور باشد و من به وسيله مردي كه از توست از آنان انتقام خواهم گرفت و او قائم من است كه او را بر خونهاي ظالمان مسلط كرده ام).(23).
10. سَنُريهِمْ آيِاتِنِا في الآفِاقِ وَفي أنْفُسِهِمْ حَتّي يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أنَّهُ الحَقُّ ...(24).
حضرت صادق(ع)حقّ را به قائم(ع)تفسير فرمود.(25).
11. وَلَمَنِ انْتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ فَأُولِئكَ مِا عَلَيْهِمْ مِنْ سَبيلٍ‏(26).
حضرت باقر(ع)فرمود: (او قائم است؛ هنگامي كه قيام كند، بر بني اميّه و بر تكذيب كنندگان و بر ناصبان پيروز خواهد شد).(27).
12. خِاشِعينَ مِنَ الْذُلِّ يَنْظُروُنَ مِنْ طَرفٍ خَفىٍ‏ّ(28).
حضرت باقر(ع)فرمود: (يعني به قائم نظر مي كنند).(29).
13. هَل يَنْظُرونَ إى الْسّاعَةَ أنْ تَأْتِيَهُمْ بَغْتَةً(30).
حضرت باقر(ع)فرمود: آن ساعت، ساعت قيام قائم است كه ناگهان ظهور مي كند.(31).
14. فَوَرَبِّ الْسَّمِاءِ وَالأرْضِ إنَّهُ لَحَقّ‏(32).
حضرت سجاد(ع)فرمود: (مقصود از حقّ، قيام قائم است).(33).
15. اِعْلَمُوا أنّ اللّهَ يُحْيىِ الأرْضَ بَعْدَ مَوْتِها(34).
حضرت باقر(ع)فرمود: (مرگ زمين، كفر اهل زمين است و كافر، مرده محسوب مي شود و خدا زمين را به وسيله قائم زنده مي كند و در ميان زمينيان به عدل حكم مي كند، پس زمين و اهل آن را بعد از مرگشان زنده مي كند).(35).
16. لِيُظْهِرَهُ عَلَي الدّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ‏(36).
حضرت صادق(ع)فرمود: (اين، هنگام قيام قائم است و وقتي خروج كند، هر كافر و مشركي خروج او را كراهت دارد).(37).
17. فَلا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ‏ُ الْجَوارِ الْكُنَّسِ‏(38).
حضرت باقر(ع)فرمود: (قائم در سال 260 خودش را نهان مي دارد، سپس مانند شهاب ثاقب در شب تاريك ظهور مي كند).(39).
18. وَالشَّمْسِ وَضُحِيهِاُ وَالْقَمَرِ إذا تَلاهِاُ وَالنَّهِارِ إذا جَلّيهِا(40).
حضرت صادق(ع)فرمود: (شمس، اميرالمؤمنين است و تابش آن، قيام قائم است و قمر، حسن و حسين هستند والنهار، قيام قائم است).(41).
19. وَاللَّيْلِ إذا يَغْشىُ وَالنَّهِارِ إذا تَجَلّى‏(42).
حضرت صادق(ع)فرمود: (ليل، حكومت ابليس و نهار قيام قائم است).(43).
20. ومَن قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنِا لِوَلِيِّهِ سُلْطِانَاً فَلا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ إنَّهُ كِانَ مَنْصُوراً(44).
حضرت باقر(ع)فرمود: (مقتولِ مظلوم، حسين است و مراد از منصور، قائم است كه خدا مهدي را منصور نام داده است؛ چنانچه رسولِ خدا را احمد و محمد و محمود خوانده و عيسي را مسيح).(45).
21. أيْنَ ما تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللّهُ جَميعاً(46).
حضرت صادق(ع)فرمود: (اين آيه درباره اصحاب قائم نازل شده است. آنها شب در بسترهاشان نيستند و در مكه صبح مي كنند و برخي با ابر حركت مي كنند).(47).

از رسول خدا(ص)


1. (قيامت برپا نخواهد شد تا وقتي كه قائم حقّ از ما قيام كند و آن، وقتي است كه خداي عزوجلّ اذن دهد).(48).
روز قيام قائم، از اسرار الهي و رازمگوست؛ پيغمبر يا نمي داند و يا نمي گويد.
2. (دنيا باقي است تا روزي كه مردي از دودمان حسين قيام كند و زمين را از عدل وداد پر سازد؛ چنانچه از ظلم و جور پر شده است).(49).
3. (مهدي از ما اهل بيت است).(50).
4. (مهدي از دودمان من است؛ نامش نام من، كنيه اش كنيه من، شبيه ترين فرد از نظر خَلق و خُلق به من است).(51).
5. (خوشا به حال آن كه به خدمت قائم اهل بيت من برسد).(52).
6. (كسي كه قائم دودمان من را (در زمان غيبتش) انكار كند، مرا انكار كرده است).(53).
7. (علي بن ابي طالب، امام امت من است و خليفه من بر امت من، بعد از من است و قائم منتظر از فرزندان اوست. خدا به وسيله او زمين را از عدل وداد پر خواهد ساخت؛ چنانچه از ظلم و جور پر شده است).(54).
8. (خداي تعالي زمين را تحت اختيار ذوالقرنين قرار داد و از هر چيزي بدو عنايتي كرد و حكومت او به مشرق و مغرب رسيد. اين سنّت الهى، در قائم از دودمان من جاري خواهد بود. شرق و غرب عالم در كف باكفايت او قرار خواهدگرفت و هر جايي كه به تصرف ذوالقرنين درآمده، به تصرف او درخواهد آمد. خداوند گنجهاي زمين و معادن آن را بر او آشكار خواهد ساخت و به وسيله ترس و رعب در دل دشمنان، او را ياري خواهد كرد تا زمين را از عدل وداد پر سازد؛ چنانچه از ظلم و جور پر شده است).(55).
9. (قائم از فرزندان من است. نام او نام من است، كنيه او كنيه من، شمايل او شمايل من، سنّت او سنت من. مردم را به دين من و شريعت من هدايت مي كند و به كتاب خداي عزوجلّ مي خواند. كسي كه اطاعتش كند، مرا اطاعت كرده و كسي كه او را عصيان كند، مرا عصيان كرده است. آن كه او را در زمان غيبتش انكار كند، مرا انكار كرده. كسي كه دروغگويش بخواند، مرا دروغگو خوانده و آن كه راستگويش بداند، مرا راستگو دانسته. به خدا شكوه خواهم برد از دست كساني كه او را تكذيب كنند و منكر سخن و كلامش گردند و امّتم را از راه او گمراه سازند. و بزودي ستمكاران از سرانجام و عاقبت خود، آگاه خواهند شد).(56).
10. (كسي كه قائم فرزندان مرا انكار كند، مرا انكار كرده است).(57).
11. (مهدي از ذريّه من است. وقتي كه خروج كند عيسي بن مريم براي ياري او نازل مي شود و پشت سرش نماز مي خواند).(58).
12. (قائم، مردي است از دودمان من. نام او نام من است. خدا او را نگهدارنده من قرار مي دهد. به سنت من عمل مي كند. زمين را از عدل وداد پرمي سازد؛ چنانچه از ظلم و جور و زشتي پر شده است).(59).
13. (قائم را غيبتي است). عرض شد: يا رسول الله! چرا! فرمود: (از كشته شدن خوف دارد).(60).
14. (بشارت مي دهم شما را به مهدي كه در ميان امّت من مبعوث خواهد شد، وقتي كه مردماني در تزلزل باشند. زمين را از عدل وداد پرخواهد ساخت؛ چنانچه از ظلم و جور پر شده است. آسمانيان و زمينيان از وجود او خشنود خواهند شد).(61).
15. (بشارت مي دهم شما را به مهدى، بشارت مي دهم شما را به مهدى، بشارت مي دهم شما را به مهدى، زمين را از عدل وداد پر خواهد ساخت؛ چنانچه از ظلم و جور پر شده است. اهل آسمان و اهل زمين از ظهور او خشنود خواهند شد).(62).
16. حضرتش بر منبر چنين فرمود: (مهدي از عترت من است، از اهل بيت من است. در آخرالزمان خروج خواهد كرد. آسمان به خاطر او باريدن خواهد گرفت و زمين براي او روييدن مي گيرد. زمين را از عدل وداد پر سازد؛ چنانچه از ظلم و جور پر شده است).(63).
17. (ما دودمان عبدالمطلب، سروران اهل بهشت هستيم: من و علي و حمزه و جعفر و حسن و حسين و مهدى).(64).
18. (مهدي مردي است از زادگان اين مرد (اشاره فرمود به علي بن ابي طالب) به وسيله او خداوند دروغ را نابود مي سازد و روزگار ظلم و ستم را از جهان مي زدايد و ذلت و خواري را از گردنهاي شما برمي دارد). سپس فرمود:.
(من، نخستين كس اين امت هستم و مهدي ميان كس است و عيسي واپسين كس آن و بخلي كج در اين ميان است).(65).
19. (مهدي از عترت من است؛ از دودمان فاطمه).(66).
20. حضرتش به فاطمه فرمود: (دختر عزيز من! هفت چيز به ما اهل بيت عطا شده كه به هيچ كس داده نشده است:.
پيغمبر ما بهترين پيغمبران است و او پدر توست.
وصي ما بهترين اوصياست و او شوهر توست.
شهيد ما بهترين شهيدان است و او عموي پدرت، حمزه است.
و از ما كسي است كه دو بال طاووسي دارد كه در بهشت با آنها پرواز مي كند، و او پسرعمويت جعفر است.
و از ماست دو سبط اين امت و آنها دو پسر تو، حسن و حسين هستند.
و سوگند به خدايي كه جز او خدايي نيست، از ماست مهدي اين امت كه پشت سرش عيسي بن مريم نماز مي خواند). آن گاه حضرتش به شانه حسين دست زد و فرمود:.
(مهدي از اين است، مهدي از اين است، مهدي از اين است).(67).
21. (آن گاه كه بندگان خوب خدا در بي قدرتي و نوميدي به سر برند، فرج رخ دهد و قائم ظهور كند؛ نامش نام من است، نام پدرش نام پسر من است. وي از دودمان دخترم فاطمه است. خداوند حق را به وسيله او آشكار و ظاهر خواهد ساخت و باطل را نابود خواهد كرد).(68).
22. (خداوند مردي را از من و عترت من مبعوث خواهد كرد تا زمين را از عدل پر سازد؛ چنانچه پيشينيان او از ظلم و جور پرش كرده باشند. آن گاه زمين اندوخته هاي گرانقدر خود را بيرون خواهد ريخت).(69).
23. (تا قائم ما قيام نكند، قيامت برپا نخواهد شد و آن وقتي است كه خدا اذن دهد. كسي كه پيرو او باشد، رستگار است و آن كه از او منحرف باشد، هلاك خواهد شد).(70).
24. حضرتش به دانشمند يهودي فرمود:.
(از ذريّه من مهدي است. وقتي كه خروج كند، مسيح عيسي بن مريم براي ياري اش نزول مي كند و پشت سرش نماز مي خواند).(71).
25. (قائم از فرزندان من است. نام او نام من، كنيه اش كنيه من، شمايلش شمايل من، سنّتش سنت من است. مردم را به طاعت من و شريعت من مي خواند و به كتاب خداي من دعوت مي كند. كسي كه او را اطاعت كند، مرا اطاعت كرده و آن كه او را عصيان كند، مرا عصيان كرده. آن كه غيبتش را انكار كند، مرا انكار كرده و كسي كه تكذيبش كند، مرا تكذيب كرده و كسي كه تصديقش كند، مرا تصديق كرده است).(72).
26. (هم اكنون جبرئيل بر من نازل شد و به من خبر داد: قائم كه در آخرالزمان ظهور مي كند و زمين را از عدل پر مي كند، چنانچه از ظلم و جور پرشده است، از ذريه فرزند تو حسين است).(73).
27. (وقتي كه قائم خروج كند منادي در آسمان ندا خواهد كرد: ايّها الناس! حكومت ستمكاران بر شما قطع شد و بهترين كس از امّت محمد، قدرت را در دست گرفت. به سوي او بگراييد. نجباي مصر و صالحان شام و دسته هايي از عراق به سويش مي روند. او از دودمان حسين است).(74)28. روز غدير فرمود: (اي مردم! من پيغمبر (شما) هستم و علي وصىّ من است و واپسين امام از امامان از ما، مهدي قائم است).(75).
29. به دخترش فاطمه فرمود:.
(خداوند پدرت را برگزيد و او را پيامبر قرار داد و علي را برگزيد و وصي قرار داد و تو را به او تزويج كرد. و مهدي كه عيسي در پشت سرش نماز مي خواند، از تو و از علي است).(76).
30. به علي(ع)فرمود: (پسرم از ظالمان بر تو و بر شيعه تو در دنيا انتقام خواهد كشيد و خدا آنان را در جهان دگر عذاب خواهد كرد).
سلمان پرسيد: او كيست يا رسول الله.
فرمود: (نهمين كس از فرزندان پسرم، حسين است كه پس از غيبتي طولانى، ظهور خواهد كرد).(77).
31. حديث قدسى:.
(علي را وزير تو و خليفه تو پس از تو قرار دادم، بر اهل تو و امتت. و عطيّه من آن است كه از صلب تو يازده مهدي خارج مي شوند كه همگان از ذريه تو هستند و از دختر بكرت بتول.
آخرين آنها كسي است كه عيسي بن مريم پشت سرش نماز مي خواند و زمين را از عدل پر سازد؛ چنانچه از ظلم و جور پر و آكنده شده است).(78).
ُ .
مطالبي كه مورد اتفاق اين نصوص و نصوص آينده است و به حد تواتر رسيده به قرار زير مي باشد:.
1. قائم از دودمان رسول خدا و علىّ بن ابي طالب و حسين است؛.
2. غيبتي طولاني دارد، و غيبتش داراي عللي بسيار است؛ گفته و ناگفته؛.
3. زنده است و خروج مي كند، ظهور و قيام و مبعوث كه در نصوص ياد شده؛.
4. روز قيام و ظهورش، رازمگوست. پيغمبر يا نمي داند و يا نمي گويد؛.
5. زمين را از عدل وداد پر مي سازد؛ عدل عالمگير؛.
6. عيسي بن مريم از آسمان نزول خواهدكرد و پشت سرش نماز مي خواند؛.
7. نام او نام رسول خداست و كنيه اش كنيه آن حضرت.
اين ويژگيهاي حضرت مهدي(ع)، براي آن گفته شده كه مردم مهديهاي دروغين را بشناسند و گول آنها را نخورند.

از كتب اهل سنّت.


رسول خدا فرمود:.
1. (زمين از ظلم و جور پر مي شود. سپس مردي از عترت من خروج خواهدكرد و زمين را از عدل وداد پر خواهد ساخت).(79).
2. (قيامت برپا نخواهد شد، تا وقتي كه يگانه مردي از اهل بيت من زمين را از عدل پر سازد؛ چنانچه پيش از او از ظلم و جور پر شده باشد).(80).
3. (مهدي از من است، زمين را از عدل وداد پر خواهد ساخت؛ چنانچه از ظلم و جور پر شده است).(81).
4. (يكتامردي از امت من خروج مي كند. به سنت من سخن مي گويد. خداي عزوجل، باران را از آسمان نازل مي كند و زمين را به خاطر او مي روياند و از بركت وجودش زمين از عدل وداد پر مي شود؛ چنانچه از ظلم و جور پر شده).(82).
5. (مردي از اهل بيت من بر امت من فرمانروا مي شود. عدل را بر زمين مي گستراند؛ چنانچه پيش از او ظلم در آن گسترده شده بود).(83).
6. (زمين از ظلم و جور پر خواهد شد. سپس مردي از اهل بيت من خروج خواهدكرد، تا از عدل وداد پرش سازد؛ چنانچه از ظلم پر شده بود).(84).
7. (بشارت مي دهم شما را به مهدي كه در امت من مبعوث خواهدشد، وقتي كه در ميان مردم اختلافات و لغزشهايي باشد. زمين را از عدل وداد پرسازد؛ چنانچه از ظلم و جور پر شده).(85).
8 . (بلايي نصيب اين امّت مي شود كه هيچ فردي از دست ظالمان پناهگاهي نمي جويد كه بدان پناه برد. در اين هنگام، خداوند مردي را از عترت من و اهل بيت من مبعوث مي كند تا زمين را از عدل وداد پر سازد؛ چنانچه از ظلم و جور پر شده باشد. آسمانيان بدان خشنود خواهند شد و زمينيان هم).(86).
9. (امت محمد به مهدي پناه برند؛ چنانچه زنبوران عسل به ملكه پناه مي برند. زمين را از عدل وداد پر سازد، چنانچه از ظلم و جور پر باشد).(87).
10. (در آخرالزمان، مردي از دودمان من خروج مي كند. نام او نام من است. كنيه او كنيه من است. زمين را از عدل پر سازد؛ چنانچه از جور پرشده باشد. او مهدي است و بس).
11. حضرتش دست علي را گرفت و فرمود:.
(مردي از صلب اين خروج خواهدكرد كه زمين را از عدل وداد پر سازد)(88).
12. (زمين از ظلم و جور پر خواهد شد در اين وقت خداوند مردي را از دودمان من مبعوث خواهدكرد تا از عدل وداد پرش سازد).(89).
13. (اگر يك روز از عمر زمين باقي بماند، خدا در همان روز مردي را از اهل بيت من مبعوث مي سازد تا زمين را از عدل پر سازد؛ چنانچه از ظلم پرشده باشد).(90).
14. (دنيا پايان نخواهديافت تا مردي از امت من از دودمان حسين، زمين را از عدل وداد پر سازد؛ چنانچه از ظلم پر شده باشد).(91).
15. (اگر از عمر دنيا بجزيك روز باقي نماند، خداوند آن روز را دراز خواهد ساخت تا مردي را از اهل بيت من مبعوث كند تا زمين را از عدل وداد پرسازد؛ چنانچه از ظلم و جور پر شده باشد).(92).
16. (خداوند مردي را از عترت من مبعوث خواهدكرد، تا زمين را از عدل پرسازد).(93).
17. (مهدي از دودمان من است؛ نامش نام من است؛ كنيه اش كنيه من، شبيه ترين مردم از نظر خَلق و خُلق به من است و داراي غيبتي است، و حيرتي براي مردم. زمين را از عدل پر سازد؛ چنانچه از ظلم و جور پر شده).(94).
18. (علي بن ابي طالب، امام امت من است، پس از من، خليفه من است بر امت من و از دودمان اوست قائم منتظر كه زمين را از عدل وداد پر سازد؛ چنانچه از ظلم و جور پر شده).(95).
19. (مهدي از دودمان من است؛ غيبتي دارد، و حيرتي براي خلق كه موجب ضلالت آنان مي شود، ذخيره انبيا را مي آورد و زمين را از عدل وداد پر سازد؛ چنانچه از ظلم و جور پر باشد).(96).
20. (خلفا و جانشينان من پس از من دوازده نفرند. نخستينِ آنها برادرم و واپسين آنها فرزندم است). پرسيدند:.
يا رسول الله! برادر شما كيست فرمود: (علي بن ابي طالب).
فرزند شما كيست فرمود: (مهدى، كسي كه زمين را از عدل وداد پر سازد؛ چنانچه از ظلم و بيداد پر شده. سوگند به آن كه مرا بحق مبعوث كرده و بشير قرار داده، اگر يك روز از عمر دنيا باقي بماند، خداوند آن روز را طولاني خواهد ساخت تا فرزندم مهدي خروج كند. سپس روح الله عيسي از آسمان نزول كند و پشت سر مهدي نماز بخواند و زمين به نور الهي درخشندگي يابد و حكومتش شرق و غرب را فراگيرد).(97).
21. (من سيّد پيامبران هستم و علي بن ابي طالب سيد اوصياست و اوصياي پس از من دوازدهند؛ اولشان علي بن ابي طالب و دوازدهمينِ ايشان، قائم است).(98).
22. (خداوند، مهدي را در ميان امت من مبعوث مي سازد و امتم خوشبخت خواهد شد).(99).
23. (وقتي مهدي خروج كند فرشته اي بالاي سرش ندا مي كند:.
اين مهدي است؛ از او پيروي كنيد).(100).
24. (اگر يك روز از عمر دنيا باقي بماند، خداوند آن روز را چنان طولاني خواهدكرد تا مردي از دودمان مرا مبعوث گرداند كه نام او، نام من است).
سلمان پرسيد: يا رسول الله! از كدام فرزندت.
فرمود: (از اين پسرم) و دستش را بر پشت حسين نهاد.(101).
25. (مهدي از ما اهل بيت است؛ خداوند در يك شب كارش را اصلاح مي كند).(102).
26. (مردماني از مشرق مي كوشند و زمينه را براي دولت مهدي آماده مي سازند.)(103).
27. (علي بن ابي طالب امام امت من و خليفه من است، پس از من بر امت من. و قائم منتظر از دودمان اوست. كسي كه زمين را از عدل وداد پر كند؛ چنانچه از ظلم و بيداد پر شده).(104).

كلمات قصار از رسول خدا (ص).

1. (كسي كه منكرِ خروج مهدي شود، كافر است).(105).
2. (مهدي از فرزندان من است؛ مشرقها و مغربها به دست او فتح شود).(106).
3. (دين را برقرار نمي سازد، مگر مهدى).(107).
4. (قيامت به پا نخواهد شد، تا وقتي كه مهدي خروج كند).
5. (امامتي كه با نزول عيسي همراه است، ويژه مهدي است).(108).
6. (مهدي كسي است كه عيسي پشت سرش نماز مي خواند).(109).
7. (مهدي صليب را خُرد خواهدكرد و عيسي در كنار اوست).(110).
8 . (مهدي از سروران اهل بهشت است).(111).
9. (مهدي طاووس اهل بهشت است).(112).
10. (هنگامي كه قائم آل محمّد قيام كند، خداوند شرقيان و غربيان را جمع مي كند).(113).
11. (نام مهدي نام رسول خداست و از اهل بيت رسول خداست).(114).

نكته قابل توجّه.

نصوصي كه از وجود مبارك رسول خدا ياد شد، در لفظ اتفاق دارند كه حضرت مهدي از دودمان رسول خداست و از فرزندان علي بن ابي طالب است و نام آن حضرت نام رسول خداست (محمّد) و كنيه آن حضرت كنيه رسول خداست (ابوالقاسم) و زمين را از ظلم و بيداد پاك خواهد ساخت و از عدل وداد پر خواهد كرد و آن، پس از غيبتي است طولانى.
چنانچه اين نصوص يادشده دو گروه بودند:.
گروه نخستين، نصوصي كه به طرق اماميه به وسيله ائمه اطهار از رسول خدا نقل شده است.
گروه دومين، نصوصي كه اهل سنت به وسيله صحابه از رسول خدا حكايت كرده اند.
و ميان هر دو دسته اختلافي در مضمون و منطوق نيست و هر دو گروه بر آنچه كه ذكر شد، اتفاق دارند.
پس تعاضد و همياري ميان هر دو گروه برقرار است و هر دو يكدگر را تأييد مي كنند و اين نصوص حكم تواتر را دارند كه افاده قطع و يقين مي كند.
عهمه عالي مقام، غواص درياي حديث، حرّ عاملى، دويست واندي حديث به وسيله دانشوران امامى، از كتابهاي اهل سنت، درباره حضرت مهدي نقل كرده است كه در مضمون با آنچه كه ياد شد اتفاق دارند و ما به ذكر دو حديث بسنده مي كنيم.
رسول خدا خطاب به فاطمه فرمود: (مهدي از فرزندان توست).(115).
اُمّ سلمه از رسول خدا ْنقل كرد كه حضرت فرمود: (مهدي از فرزندان فاطمه است).(116).

از اميرمؤمنان (ع).


1. (يازدهمين نفر از پشت من، مهدي است كه زمين را از عدل وداد پرسازد؛ چنانچه از ظلم و جور پر شده باشد).(117).
2. (زماني خواهد رسيد كه مسجد كوفه مصهي مهدي از فرزندان من خواهد بود؛ چنانچه مصهي هر مؤمني است).(118).
3. (مولودي كه يازدهمين فرد از پشت من و از دودمان من است، مهدي خواهد بود كه زمين را از عدل پر خواهد ساخت؛ چنانچه از ظلم و جور پر شده است).(119).
4. خطاب به فرزندش حسين: (نهمين فرد از فرزندان تو قائم به حق است و ظاهركننده دين و گستراننده عدل وداد).(120).
5. عمر گفت: اي پسر ابوطالب! از مهدي كه از فرزندان توست، به من خبرده. حضرتش بدو خبر داد.(121).
6. بر منبر فرمود: (از دودمان من در آخرالزمان مردي خروج خواهدكرد كه دو نام دارد: نهاني و آشكار. نام نهاني اش: احمد؛ و نام آشكارش: محمد).(122).
7. (خداوند مهدي آل محمد را، پس از آن كه آل محمد رنجها بردند، مبعوث خواهدكرد و آنها را به عزت خواهد رسانيد و دشمنانشان را خوار و ذليل خواهد كرد).(123).
8 . حضرتش نظري به پسرش حسين كرد و فرمود:.
(اين پسر من سيّد است و سرور؛ چنانچه خدا او را سيّد و سرور نام داده است. از صلب او مردي خروج خواهد كرد كه همنام پيغمبر شماست. از نظر خلق و خلق مانند آن حضرت است. خروجش وقتي است كه مردم در حال غفلت به سر برند و حق ميرانده شده باشد و ظلم و جور آشكار بگردد. از خروج او آسمانيان خشنود مي شوند. زمين را از عدل وداد پر خواهد ساخت؛ چنانچه از ظلم و جور پر شده است).(124).
9. خطاب به مسجد كوفه چنين فرمود:.
(خوشا به حال كساني كه خراب كردن تو را به دست قائم اهل بيت مي بينند. آنها بهترين كس امت هستند، در خدمت نيكوان عترت).(125).
10. (ياران مهدي همگي جوانند. جز چند تن پير در آنها نيست).(126).
11. (خداوند دجّالي را در شام، به دست كسي كه عيسي بن مريم پشت سرش نماز مي خواند، مي كشد. او دوازدهمين نفر از عترت و نهمين تن از دودمان حسين است).(127).
12. (هر سرّ نهاني و رازِ مگو را قائم، آشكار مي سازد).(128).
13. (من و اين دو پسرم كشته خواهيم شد، ولي خدا يكّه مردي را از دودمانم در آخرالزمان مبعوث مي كند كه خونخواه ما باشد، و او را غيبتي است).(129).
14. (حجت خدا مردم را مي شناسد، ولي مردم او را نمي شناسند؛ چنانچه يوسف مردم را مي شناخت، ولي مردم او را نمي شناختند).(130).
15. (پدرم فداي كسي باد كه پسرِ بهترين كنيزان است، كه قائم از فرزندانش باشد).(131).
16. در وصيّت خويش به فرزندش حسن چنين فرمود:.
(تو بر من نماز بخوان و هفت تكبير بگو، كه پس از من براي كسي جايز نيست، جز براي يكّه مردي كه در آخرالزمان خروج مي كند و كجيهايي كه در حقّ پيدا شده، راست خواهد ساخت).(132).
17. در خطبه اي چنين فرمود: (قائم از دودمان من است، زمين را از عدل وداد پر سازد؛ چنانچه از ظلم و جور پر شده باشد).(133).
18. (در آخرالزمان، مهدي از ماست، در هيچ امّتي از امم، مهدي نيست كه انتظارش را بكشند).(134).
19. (خوشا به حال سرزمين طالقان؛ خدا در آن جا گنجهايي نهفته دارد، نه از زر و سيم، بلكه مرداني هستند مؤمن و خداشناس و آنها انصار مهدي در آخرالزمان هستند).(135).

از حضرت مجتبى(ع).


1. (هريك از ما امامان بيعتي از ستمكارِ زمانش بر گردن دارد، مگر قائم كه عيسي بن مريم، پشت سرش نماز خواهد خواند. او نهمين فرد از فرزندان برادرم حسين است. در غيبتش عمري دراز دارد. آن گاه به صورت جواني كمتر از چهل سال ظهور خواهد كرد؛ چون خداي متعال بر هر چيزى، توانا و قادر است).(136).

از حضرت سيّد الشهداء(ع).


1. (در نهمين فرزند من سنّتي است از يوسف و سنّتي است از موسي بن عمران. اوست قائم ما اهل بيت).(137).
2. (قائم اين امّت، نهمين فرزند من است كه غيبت خواهد داشت).(138).
3. (اگر از عمر دنيا فقط يك روز باقي بماند، خدا آن روز را طولاني خواهدكرد تا مردي از فرزندان من قيام كند و زمين را از عدل وداد پر سازد؛ چنانچه از ظلم و جور پر شده باشد).(139).
4. حضرتش بر حلقه اي از بني اميّه، كه در مسجد پيغمبر نشسته بودند، گذر كرد و فرمود:.
(دنيا به پايان نخواهد رسيد تا وقتي كه خداوند مردي را از دودمان من مبعوث فرمايد و كيفر شما را بدهد).(140).

از حضرت سجّاد(ع).


1. (قائم ما سنتهايي از پيامبران دارد: سنّتي از آدم، سنّتي از نوح، سنّتي از ابراهيم، سنّتي از موسى، سنّتي از عيسى، سنّتي از ايوب، سنّتي از محمد.
سنّتش از آدم و نوح، طول عمرش است. سنّتش از ابراهيم در نهان زاييده شدن و از مردم در كنار بودن است؛ سنتش از موسى، در ترس و بيم زيستن و غيبت داشتن؛ سنّتش از عيسى، اختلاف مردم درباره او؛ سنّتش از ايّوب، فَرَج و گشايش پس از بلا و بيم؛ سنّتش از محمد، قيام به شمشير مي باشد).(141).
2. (قائم ما دو غيبت دارد كه يكي از دگري طولانيتر خواهد بود).(142).
3. (يارانِ قائم سيصد وسيزده تن هستند؛ مانند ياران رسول خدا در غزوه بدر).(143).
4. (وقتي كه قائم ما اهل بيت قيام كند، خداوند از شيعيان ما رنج و درد را مي برد و دلهاي آنها را مانند آهن قرار مي دهد و بر هر مردي از آنها نيروي چهل مرد را عطا مي كند و آنان را حاكمان روي زمين قرار مي دهد).(144).
5. حضرتش اين آيه را تلاوت فرمود: ًّوَعَدَ اللّهُ الَّذينَ آمَنُوا وعَمِلُوا الصّالِحِاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الاَرْضِ‏ّ(145).
و گفت: (به خدا سوگند، اينان شيعيان ما هستند، خداوند به دست مردي از ما چنين خواهدكرد و او مهدي اين امت است).(146) و سپس سخن رسول خدا را حكايت كرد كه در فصل فرمايشهاي رسول خدا ياد شد.
6. (قائم با سيصد و سيزده مرد به كوفه مي آيد و بر كوه نجف مستقر مي شود. جبرئيل در سمت راستش و ميكائيل در سمت چپش و اسرافيل جلو رويش قرار دارند. پرچم رسول خدا همراه اوست كه آن را افراشته مي كند).(147).
7. (قائم خروج مي كند. و وقتي مردم در مكه حضور دارند به آن جا مي رود و در آن جا مي ايستد و ندا مي كند: اي مردم! من محمد بن الحسن هستم. من پسر نبىّ الله هستم. شما را دعوت مي كنم به آنچه كه پيغمبر خدا شما را به آن دعوت كرده است).(148).

از حضرت باقر (ع).


1. (امامي كه در سال 260 به امامت قيام كند مانند شهاب درخشنده در شب تاريك مي تابد).(149).
2. (وقتي قائم قيام كند، خداوند دستش را بر سر بندگان مي گذارد تا عقلشان افزوده گردد).(150) شايد كنايه از تكامل بشر باشد.
3. (قائم، روز شنبه، روز عاشورا، روزي كه حسين در آن روز كشته شد، قيام خواهدكرد).(151).
4. (قائم ما كه قيام كند، سيرتش سيرت رسول خدا خواهد بود).(152).
5. (قائم آل محمد پنج شباهت به پنج تن از انبيا دارد:.
به يونس، به يوسف، به موسى، به عيسى، به محمد.
شباهتش به يونس، از جهت ظهورش پس از غيبت و داشتن چهره جوان در سنّ پيرى.
شباهتش به يوسف، به خاطر اختفاي از برادران.
شباهتش به موسى، به جهت ترس و بيم.
شباهتش به عيسى، از جهت اختلاف امت؛ و اين كه گروهي گويند زنده و گروهي گويند مرده است. و گروهي گويند كشته شده و به دار آويخته شده است.
شباهتش به مصطفى، به خاطر قيام به شمشير و كشتن دشمنان خدا و دشمنان رسول خداست).(153).
6. (وقتي كه قائم ظهور كند، مي گويد: من از شما مردم گريختم، چون از شما مي ترسيدم. خداوند به من حكومت عطا كرد و مرا از مبعوثان قرار داد).(154).
7. (مهدي از عترت است. غيبتي دارد كه در آن مردم متحيّر شوند، عده اي گمراه و عده اي رستگار شوند، خوشا به حال آنان كه در خدمتش هستند).(155).
8 . (قائم پيش از آن كه قيام كند، غيبتي دارد). عرض شد: چرا فرمود: (چون بر جانش مي ترسد).(156).
9. (علم به كتاب خدا و سنت نبيش، در قلب مهدي ما مي رويد. هركس كه او را زيارت كند، بدو بگويد: (السلام عليكم أهل بيتِ الرَحمةِ ومَعْدِنَ العلمِ وموضِعَ الرِسالَةِ).(157).
10. و در روايتي سلام بر آن حضرت چنين است:.
(السَلامُ عَلَيْكَ يا بقيّةَاللّهِ فى أرْضِهِ).(158).
11. (خداوند زمين را پس از مردن، زنده مي سازد. مرگ زمين، كفر اهل آن است، و كافر مرده است).(159).
12. (من ياران قائم را مي بينم كه گرداگرد حضرتش را فرا گرفته اند و آنچه بر روي زمين است، حتي درندگان و مرغان شكارى، مطيع آنها هستند).(160).
13. (وقتي كه قائم ما قيام كند، خداوند دست خود را بر سر بندگان مي گذارد، تا خرد و بينش آنها كامل گردد).(161).
14. (هركسي مسبّحات‏(162) قرآن را پيش از آن كه بخوابد، بخواند، نخواهد مرد مگر آن كه به خدمت قائم برسد، و اگر بميرد، در زير سايه محمد خواهد بود).(163).
15. (خداوند محمد را براي رحمت مبعوث كرد، ولي قائم را براي انتقام مبعوث مي كند).(164).
16. (مهدي مردي است از دودمان فاطمه و مردي است گندمگون).(165).
17. (آن كس كه بميرد و امامش را بشناسد، مانند كسي است كه در خيمه هاي حضرت قائم به سر مي برد).(166).
18. حضرت باقر(ع)بخشي از كتاب علي(ع)را به عبدالملك بن اعين نشان داد و پرسيد:.
(براي چه علي اينها را نوشته است). سپس فرمود: (مي دانست كه قائم قيام خواهدكرد و بدان عمل مي كند).(167).
19. (اصحاب مهدي(ع)313 تن هستند به عدد اهل بدر، كه در ساعتي معين گرداگرد او جمع مي شوند).(168).
20. درباره آيه ًّأنّ الأرْضَ يَرِثُها عِبادِىَ الصالِحُونَ‏ّ(169) فرمود: (آنها اصحاب مهدي در آخرالزمان هستند).(170).
21. (وقتي كه قائم قيام كند به عدالت حكومت مي كند و در روزگار او ظلم و جور برمي افتد).(171).
22. (قائم ما به وسيله رعب پيروز مي شود و با نصر تأييد مي گردد، زمين برايش در هم فرو مي رود و گنجهاي دروني آن آشكار مي گردد. قدرتش مشرق و مغرب جهان را فرا مي گيرد).(172).
23. (از آنچه كه نزد خدا حتمي است و تغييرپذير نيست، قيام قائم است. كسي كه در اين سخن شك كند، خدا را در حال كفر و جحود ملاقات خواهدكرد. او هفتمين فرد از فرزندان من است. پدرم فداي كسي باد كه زمين را از عدل وداد پر سازد؛ چنانچه از ظلم و جور پر شده است).(173)24. (قائم كه قيام كند، خدا او را به وسيله فرشتگان ياري مي كند).(174).
25. (وقتي كه قائم قيام كند،با مقاومتي از طرف مردم نادان روبرو مي شود، سخت تر از مقاومتي كه نادانهاي جاهليت با رسول خدا كردند). عرض شد: چگونه مي شود فرمود: (رسول خدا با نادانهايي روبرو شد كه سنگ يا چوب تراشيده را عبادت مي كردند. ولي قائم با نادانهايي روبرو مي شود كه قرآن را تأويل مي كنند، و بدان استدلال مي كنند). سپس فرمود: (به خدا سوگند، عدل او در خانه هاي آنها مي رود چنانچه گرما و سرما به درون خانه هاشان مي رود).(175).

از حضرت صادق (ع).


1. (مهدى، پنجمين فرد از فرزندان پسرم موسي است. او پسر سيده اماء است. داراي غيبتي است كه كجروان در آن گمراه مي شوند. پس از آن خداوند او را ظاهر خواهد ساخت و شرق و غرب عالم، به دست او فتح خواهد شد. عيسي بن مريم فرود خواهد آمد و در پشت سرش نماز خواهد خواند. زمين به نور جمالش درخشندگي پيدا مي كند و نقطه اي در روي زمين باقي نخواهد ماند مگر آن كه در آن، خدا عبادت شود و هرچه دين در روي زمين باشد، دين خدا خواهد شد؛ هر چند مشركان كراهت داشته باشند).(176).
2. (متّقيان و پرهيزكاران، كساني هستند كه به غيب ايمان دارند و به قيام قائم اقرار داشته باشند و آن را حق بدانند).(177).
3. (متقيان، شيعيان علي هستند و غيب عبارت است از حجّت غائب).(178).
4. (غيبت براي ششمين فرزند من است، و او دوازدهمين امام هدايت، پس از رسول الله است).(179).
5. (زماني خواهد آمد كه امام از ديده ها غايب باشد. خوشا به حال كساني كه در آن زمان در ايمان به او ثابت باشند).(180).
6. (كسي كه به همه امامان اقرار كند و منكر مهدي شود، مانند كسي است كه به همه پيغمبران اقرار كند و منكر پيامبري محمد گردد). سپس از حضرتش پرسيده شد: مهدي چه كسي است فرمود:.
(پنجمين فرد از فرزندان هفتمين امام است).(181).
7. (پدرم زره رسول خدا را پوشيد، بر زمين كشيده مي شد. من نيز پوشيدم، چنين بود. قائم وقتي آن را بپوشد، به اندازه اش خواهد بود).(182).
8. (صاحب الأمر، زمين را از عدل وداد پر سازد؛ چنانچه از ظلم و جور پرشده است. و آن وقتي خواهد بود كه به امامان دسترسي نباشد؛ چنانچه رسول خدا وقتي مبعوث شد كه فترت پيامبران برقرار بود و به وجود آنان دسترسي نبود).(183).
9. (قائم ما وقتي قيام كند، مانند داود و سليمان قضاوت مي كند، و بيّنه طلب نخواهدكرد).(184).
10. (همه معجزه هايي كه براي انبيا و اوصيا بوده، به دست قائم ما انجام خواهد شد، تا بر دشمنان، حجّت تمام باشد).(185).
11. (قائم، هنگام ظهور، بيعت هيچ كسي بر گردنش نيست).(186).
12. (قائم ما غيبتي دارد بسيار طولانى) عرض شد: چرا فرمود:.
(چون بر جانش مي ترسد).(187).
13. (براي صاحب الأمر غيبتي خواهد بود كه بسياري از كجپرستان در آن به ريب و شك اندر خواهند شد و غيبت علتي دارد كه ما اذن نداريم آن را براي شما بگوييم).(188).
14. (قائم، ظهور نخواهد كرد مگر وقتي كه نيكاني كه در صلب بدان هستند، متولد شوند. اين وقت است كه قائم ظهور خواهد كرد و دشمنان خدا را خواهد كشت).(189).
15. (از شما كسي بگويد: (اگر قائم آل محمد را ديدم، ياري اش مي كنم) مانند كسي است كه در پيش رويش شمشير مي زند، نه بلكه مانند شهيدي است كه در ركاب او شهيد شده است).(190).
16. (هنگامي كه قائم خروج كند، كافر و مشركي در جهان باقي نخواهد ماند).(191).
17. (نخستين كسي كه با قائم بيعت مي كند، جبرئيل است).(192).
18. (313 مرد به مسجدالحرام مي آيند و منادي ندا مي كند:.
اين مهدي است كه خروج كرده؛ به قضاوت داود و سليمان قضاوت مي كند و بيّنه و گواه نمي خواهد).(193).
19. (وقتي كه قائم قيام كند، همگان از نيكان و خسان او را مي شناسند).(194).
20. (دو خون در اسلام است كه هيچ كس حقّ ندارد در آن دو به حكم خدا قضاوت كند، مگر وقتي كه قائم ظهور كند. اوست كه به حكم خدا در آن دو قضاوت خواهد كرد:.
زناكارِ زن دار را رجم مي كند؛ مانع الزكاة را گردن مي زند).(195).
21. (من قائم را مي بينم كه بر كوه نجف استوار است، و بر اسبي ادهم و ابلغ (سپيد و سياه) سوار مي باشد، و مردم هر شهري كه او را مي بينند، مي پندارند او در شهر خودشان است و فرشتگان به ياري اش برمي خيزند).(196).
22. (من قائم را مي بينم كه بر منبر كوفه قرار دارد و گرداگردش‏313 نفر مرد به عدد اصحاب بدر قرار دارند كه اصحابش هستند و آنها افسران و پرچمداران او هستند؛ چنانچه آنان حاكمان خدا روي زمين بر خلق هستند).(197).
23. (قائم از نظر بدني قوي است و يارانش نيز چنينند؛ هريك با چهل مرد برابرند و قلب آنها از آهن محكمتر است و شمشير، باز ندارند تا خداوند خشنود شود).(198).
24. (عصاي موسي نزد ماست و براي قائم ما آماده شده؛ با آن عصا مي كند، آنچه موسي مي كرد).(199).
25. (پيراهن يوسف كه ديدگان يعقوب را بينا كرد، نزد قائم ماست).(200).
26. (قائم ما اهل بيت، روز جمعه خروج مي كند).(201).
27. (در مسجدالحرام 313 مرد مي آيند و هريك از آنها ندا مي كند:.
اين مهدي است كه مطابق قضاوت آل داود قضاوت مي كند و بيّنه و گواه نمي خواهد).(202).
28. (هركس سوره بني اسرائيل را در هر شب جمعه بخواند، نخواهد مرد تا به خدمت قائم برسد و از يارانش باشد).(203).
29. (وقتي كه قائم ما قيام كند، در حكومتش مساوات برقرار خواهدكرد و با خلق خدا به عدالت رفتار مي كند. چه نيكوكار باشد و چه زشت كار. آن كه او را اطاعت كند، خدا را اطاعت كرده و آن كه او را عصيان كند، خدا را عصيان كرده است. او را مهدي ناميده اند؛ چون به حقيقت نهاني هدايت مي كند. تورات و ديگر كتابهاي آسماني را از غاري در انطاكيه بيرون مي آورد و ميان اهل تورات به تورات و ميان پيروان انجيل به انجيل و ميان اهل زبور به زبور و ميان پيروان قرآن به قرآن قضاوت مي كند. همگي ثروتهاي جهان نزدش جمع مي شود. چه آنچه در روي زمين قرار دارد و چه آنچه در زير زمين جا دارد).(204).
30. (فرج در هفتمين كس از فرزندان من است).(205).
31. (قائم ما را دو غيبت است؛ يكي از دگري طولانيتر است).(206).
32. (در غيبت كبرى، مردم امامشان را نمي بينند. او در حج شركت مي كند و مردم را مي بيند، ليكن مردم او را نمي شناسند. از جاي او، مگر خدمتگزارانش، كسي خبر ندارد).(207).
33. (براي صاحب الأمر دو غيبت است؛ يكي كوتاه و دگري طولانى).(208).
34. حضرتش فرمود: (وقتي كه سلمان وارد كوفه شد و آن را ديد، از آينده اش خبر داد و از تسلط بني اميه در آن شهر سخن گفت. سپس چنين گفت:.
(وقتي كه چنين شد، خانه نشين باشيد تا وقتي كه طاهر بن طاهر بن مطهر (پاكيزه، پسر پاكيزه، پسر پاك شده)، گمشده اي كه داراي غيبت است، ظهور كند).(209).
35. (در ميان امامان، امامي است در زير پرده غيبت نهان؛ هنگامي كه خدا بخواهد كه از پس پرده غيبت بيرون آيد و آشكار گردد، در قلبش اثري بگذارد. آن وقت او به امر خدا قيام خواهد كرد).(210).
36. (وقتي كه قائم قيام كند، منادي از آسمان ندا مي كند؛ ندايي كه دوشيزگان در جايگاه خودشان و اهل مشرق و مغرب، همگان مي شنوند).(211).
37. (خداوند مردي را كه از من است و من از او در اين امت مبعوث خواهد كرد و به وسيله او بركات آسمانها و زمين را جاري خواهد ساخت، آسمان خواهد بود و بارندگي زمين خواهد بود و رويندگى. و زمين را از عدل وداد پر كند؛ چنانچه از ظلم و جور پر شده باشد).(212).
38. (خروج قائم، امري است حتمي و قطعى).(213).
39. (شهادت حسين(ع)كه رخ داد، فرشتگان خدمت خدا عرض كردند:.
با صفي تو و پسر پيغمبرت چنين مي كنند!.
خداوند سايه قائم را به آنها نشان داد و فرمود:.
به وسيله او، از ظلم كنندگان به حسين، انتقام خواهم گرفت).(214).
40. (آن كه از شما بميرد و به راه ما معتقد باشد، مانند كسي است كه خيمه اش را در لشكر قائم بزند؛ بلكه به منزله كسي است كه در ركابش شمشير بزند، بلكه به منزله كسي است كه در راهش شهيد شود).(215).
41. (كسي كه بميرد و منتظر قائم باشد، به منزله كسي است كه در خيمه آن حضرت به سر مي برد).(216).
42. مفضّل از حضرتش پرسيد: چه ساعت مهدي منتظر ظهور مي كند.
فرمود: (ساعتش را خدا مي داند و بس).(217).
43. (هنگامي كه قائم ما قيام كند، دين محمد سراسر جهان را فرا مي گيرد و مشركي بر روي زمين باقي نمي ماند).(218).
44. (اصحاب مهدي 313 تن هستند به عدد اهل بدر؛ در ظرف يك ساعت همگان گردش جمع مي شوند).(219).
45. (وقتي كه قائم ما قيام كند، مردم را از نو به اسلام دعوت مي كند و آنها را به ديني كه پژمرده شده و اكثريّت از آن گمراه شده اند مي خواند. او مهدي ناميده شده؛ چون قيام به حق مي كند).(220).
46. (روزي كه قائم ظهور كند، منادي در آسمان به نام او و به نام پدرش ندا مي كند. نامش نام پيغمبر است و نام پدرش نام وصي پيغمبر).(221).
47. (قائم پسر زني است كه به اسارت گرفته شده است).(222).
48. حضرت صادق(ع) پيراهن پيغمبر را نشان داد كه آستين چپش، از دندان شكسته آن حضرت خوني شده بود، و فرمود: (قائم اين پيراهن را مي پوشد).(223).
49. (قيام قائم روز عاشورا خواهد بود).(224) روز قيام پس از روز ظهور خواهد بود.
50. (ارتش قائم بر سه گونه هستند: فرشتگان، مؤمنان و رعب).(225).
51. (قائم ما وقتي قيام كند، منادي از آسمان ندا مي كند ندايي كه گردنها برايش خم مي شوند و دوشيزگان در جايگاهشان مي شنوند).(226).
52. (نوروز، روزي است كه قائم ما اهل بيت در آن روز ظهور مي كند. خداوند او را بر دجّال پيروز مي سازد و در كناسه كوفه به دارش مي زند. نوروز از روزهاي ماست پارسيان آن را حفظ كردند و شما آن را ضايع كرديد).(227).
53. (سيزده زن با مهدي قائم هستند كه مجروحان را مداوا مي كنند و بيماران را پرستارى، چنانچه اين گونه زنان با رسول خدا بودند).(228).
54. (هنگامي كه قائم خروج كند، به مسجدالحرام داخل مي شود و رو به كعبه مي ايستد و به مقام، پشت مي كند و دو ركعت نماز مي خواند. سپس دستها را بلند كرده به دعا مي پردازد و تضرع و زاري آغاز مي كند و ادامه مي دهد تا به رو بر زمين مي افتد).(229).

از حضرت موسي بن جعفر(ع).


1. (قائم ما، امام است، و پسر امام و وصي است، فرزند وصى).(230).
2. (من قائم به حق هستم ولي قائمي كه زمين را از دشمنان خدا پاك سازد و از عدل وداد پر كند، پنجمين نسل از فرزندان من خواهد بود).(231).
3. از حضرتش پرسيده شد:.
در ميان امامان كسي هست كه غيبت داشته باشد.
فرمود: (آري شخصش از ديدگان مردم غائب خواهد بود، ولي يادش از دلهاي مؤمنان غيبت ندارد و او دوازدهمينِ ماست).(232).
4. (قائم سالهاي درازي پس از من خواهدآمد).(233).
5. (نعمت ظاهر امام ظاهر است و نعمت باطن امام غائب است كه وجودش از ديده مردم غايب است، گنجهاي زمين برايش ظاهر مي گردد و هر دوري به او نزديك مي شود).(234).

از حضرت رضا(ع).


1. (خداوند يگانه، مردي را از دودمان ما مبعوث خواهدكرد كه ولادت و پروريدنش نهاني است، ولي نسبش آشكار است).(235).
2. (هفت هزار ملك به ياري امام حسين فرود آمدند. حضرتش به آنها اجازه شركت نداد. آنها در كنار قبرش ژوليده و خاك آلود به سر مي برند تا قائم ما قيام كند و از ياران او باشند).(236).
3. (خداوند، قائم را مبعوث خواهدكرد كه به نام او قيام كند و مردم از بركات قيامش بهره مند شوند).(237).
4. (كسي كه پيش از قيام قائم تقيّه را كنار گذارد، از ما نيست. قائم، چهارمين فرزند از فرزندان من است، پسر سيده اماء است. زمين را از جور پاك سازد و ظلم را از آن بزدايد).(238).
5. (من صاحب امر هستم ولي نه آن كس كه زمين را از عدل وداد پر سازد؛ چنانچه از ظلم و جور پر شده. با اين ضعفي كه در من مي بينيد نمي توانم او باشم. قائم، كسي است كه وقتي قيام كند، عمري دراز كرده و چهره جوان دارد. در بدن چنان قوي است كه قويترين درخت را مي تواند از ريشه بكند).
عصاي موسي و انگشتر سليمان همراه دارد.
او چهارمين فرزند از فرزندان من است. خدا آن قدر كه بخواهد او را در غيبت نگاه خواهد داشت. سپس آشكارش خواهد ساخت تا زمين را از عدل وداد پر كند؛ چنانچه از ظلم و جور پر شده باشد).(239).
6. (خضر از آب حيات نوشيد و نخواهد مرد تا نفخ صور بدمد. خضر، مونس وحشت و تنهايي قائم ما در زمان غيبتش است، و غربت او را برطرف مي سازد).(240).
7. (وقتي شيعه چهارمين فرزند از فرزندان مرا گم كردند، آنها را مي بينم كه پناهي مي جويند و نمي يابند).
عرض شد: چرا اي پسر رسول خدا!.
فرمود: (چون امامشان از ايشان غايب است).
عرض شد: چرا غايب است.
فرمود: (چون وقتي كه با شمشير قيام كند، بر گردنش بيعت حاكمي نباشد).(241).
8. (به خدا سوگند، قائم ما كه قيام كند، خداوند همه شيعيان ما را از همه شهرها گردش جمع خواهدكرد).(242).
9. (هنگامي كه مهدي قيام كند، خداوند به فرشتگان امر خواهدكرد كه به مؤمنان سلام دهند).(243).
10. (امام پس از من، پسرم محمد است و امام پس از او، پسرش علي است و امام پس از او، پسرش حسن است و امام پس از حسن، پسرش حجت قائم منتظر است).(244).

از حضرت جواد(ع).


1. (قائم كسي است كه خداوند به وسيله او زمين را از كافران و منكران پاك سازد و از عدل وداد پر كند. زادنش از ديدگاه كسان نهان خواهد بود و شخصش از برابر چشم بينندگان غايب است).(245).
2. (قائم از وعده هاي قطعي الهي است، و ميعاد خداوند تخلّف پذير نيست).

از حضرت هادي (ع).


1. (خليفه و جانشين من حسن است. شما با خليفه او چگونه خواهيد بود؛ چون شخص او را نمي بينيد).(246).
2. (صاحب الأمر كسي است كه عده اي گويند هنوز زاده نشده است).(247) شايد مقصود، قائلان به مهدويت نوعي باشد.
3. (خليفه بعد از من، حسن فرزند من است و خليفه بعد از او، پسرش است كه شما او را نمي بينيد).(248).
4. (وقتي كه مادر حضرت مهدي به عنوان برده خريده شد و به حضور حضرت هادي مشرف شد، حضرتش بدو فرمود:.
به تو مژده بدهم، به تو: پسري خواهي آورد كه مشرق و مغرب جهان را مالك خواهد شد. زمين را از عدل وداد پر سازد؛ چنانچه از ظلم وجور پر شده است).(249).
5. در حضور آن حضرت از وفات پدر بزرگوارش، حضرت جواد، سخن رفت.
حضرتش فرمود: (من، خليفه او هستم و جانشين او، مادامي كه زنده باشم. ولي شيعه چه مي كنند وقتي كه امامشان را بعد از من نمي بينند).(250) .

از حضرت عسكري (ع).


1. (دشمنان گمان كردند كه مرا هر چه زودتر بكشند تا نسلي براي من نباشد. دروغ، گمان كردند حمد خداي را كه من داراي فرزندي هستم).(251).
2. هنگامي كه جاريه مقدس باردار شد، حضرت عسكري بدو فرمود:.
(بار تو پسر است و نامش محمد است؛ او قائم بعد از من است).(252).
3. (حمد خدا را كه مرا از دنيا نبرد تا خليفه و جانشين خودم را به چشم خود ديدم. او شبيه ترين فرد در خَلق و خُلق به رسول خداست. خداوند او را در غيبتش از شرّ دشمنان محفوظ مي دارد تا زمين را از عدل وداد پر سازد؛ چنانچه از ظلم و جور پر باشد).(253).
4. (مي بينم كه پس از من در جانشين و خليفه من ميان شما اختلاف رخ داده است. كسي كه به همه امامان بعد از رسول خدا اقرار كند و منكر فرزند من بشود، مانند كسي است كه به پيامبري همه انبيا اقرار كند و نبوت خاتم انبيا را منكر شود، منكر رسول خدا مانند منكر همه انبياست).(254).
5. از حضرتش دو سال پيش از وفات، توقيعي صادر شد و از خليفه و جانشين خود خبر داد. و همچنين سه روز پيش از وفات، نظير آن توقيع از طرف حضرتش صادر شد و در آن بود: (خدا لعنت كند كسي را كه حقوق اولياي خدا را انكار كند).(255).
6. (پسر من قائم پس از من است و او كسي است كه داراي سنتهاي پيامبران مانند طول عمر و غيبت است).(256).
7. (حمد خدا را كه مرا از دنيا نبرد تا وقتي كه به من جانشين و خليفه ام را نشان داد. او شبيه ترين مردم از نظر خَلق و خُلق به رسول خداست.
خدا او را در غيبش حفظ كند، تا وقتي كه ظاهر شود و زمين را از عدل وداد پر كند؛ چنانچه از ظلم و جور پر شده باشد).(257).
8. هنگامي كه حضرت مهدي زاده شد، حضرت عسكري(ع)نامه اي براي احمدبن اسحاق مي فرستد و بشارت ولادت فرزندش را به وي مي دهد و احمد را فرموده بود: (اين خبر را پنهان دارد تا از نظر مردم مكتوم باشد). چنانچه مرقوم داشته بود: (ما اين خبر را براي كسي ظاهر نمي سازيم مگر براي نزديكترين خويشان و نزديكترين دوستان. اين خبر را به تو داديم تا خرسند شوى؛ چنانچه ما خرسند شديم).(258).
9. (وقتي كه قائم ما قيام كند، به خراب كردن مناره ها و مقصوره هاي مساجد فرمان خواهد داد).(259).
10. حضرتش فرزندش را به عمر اهوازي نشان داد و فرمود:.
(اين است امام شما پس از من).(260).
11. به عمه اش حكيمه خاتون فرمود:.
(وقتي كه خدا مرا ببرد و بميراند و شيعيان مرا ديدي اختلاف كردند، ثقات ايشان را از فرزندم اِخبار كن و اين سرّي باشد نهاني نزد تو و ايشان، همانا ولىّ خدا از خلق خدا غيبت خواهد كرد و كسي او را نخواهد ديد، تا وقتي كه جبرئيل مركبش را حاضر كرده و نزدش بياورد و آنچه خدا بخواهد شدني خواهد بود).(261).
12. (امام و حجّت پس از من، پسرم است؛ همنام رسول خدا و هم كنيه آن حضرت. او خاتم حجّتهاي الهي است و واپسين خلفاي اوست. مادرش، دخترِ قيصر، پادشاه روم است).(262).
13. (ولي خدا و حجّت حق بر بندگان و خليفه من پس از من در شعبان سال 255 در سپيده دم، مختون زاييده شد).(263).
14. حضرتش بر بساطي نشسته بود و آثار و يادگارهاي انبيا و اوصيا را نشان داد. سپس فرمود: (اين هم ردپاي پسرم است كه بر اين بساط پا گذارده و نشسته است).(264).
15. از حضرتش سؤال شد: اين حديثي كه از پدرانتان روايت شده: (زمين از حجّت خدا خالي نخواهد بود و كسي كه بميرد و امام زمانش را نشناسد، مرگ او مرگ جاهليت خواهد بود) صحيح است.
فرمود: (اين حديث حقّ است؛ چنانچه روشنايي اين روز حقّ و ثابت است).
پرسيدند:يابن رسول الله! حجت و امام پس از شما كيست.
فرمود: (پسرم محمد؛ اوست امام و حجّت حق پس از من. كسي كه بميرد و او را نشناسد، مرگش مرگِ جاهليت است).(265).
16. در شب نيمه شعبان فرمود:.
(در اين شب، خداوند حجت خود را ظاهر خواهد ساخت؛ او حجت روي زمين خواهد بود).(266).
17. ابوالأديان از خدمتگزاران حضرت عسكري بوده است. روزي شرفياب حضور بوده، حضرت نامه هايي به او مي دهد و او را به مدائن مي فرستد و مي فرمايد:.
(سفر تو به مدائن پانزده روز طول مي كشد. روزي كه به اين شهر برگشتى، مي شنوي كه صداي ضجّه از خانه من بلند است و جنازه مرا روي مغتسل مي بيني كه دارند غسل مي دهند).
ابوالأديان عرض مي كند: اگر چنين شد، چه بايستي بكنم.
حضرت مي فرمايد: (كسي كه جواب نامه ها را از تو خواست، او قائم بعد از من است).
ابوالأديان نشانه و علامتي بيشتر طلب مي كند.
حضرت مي فرمايد: (كسي كه از داخل كيسه و همياني كه همراه آورده اي به تو خبرداد، او قائم بعد از من است).
ابوالأديان اطاعت مي كند و نامه ها را برمي دارد و از سامرا خارج شده رهسپار مدائن مي گردد. هنگامي كه بدان شهر مي رسد، نامه ها را به كساني كه بايد برساند مي رساند و پاسخها را دريافت مي كند و راهي سامرا مي شود.
روز پانزدهم به سامرا مي رسد و به سوي خانه حضرت عسكري(ع)روانه مي گردد. بدان جا كه مي رسد، صداي ضجه اي كه از خانه آن حضرت بلند است مي شنود. به درون خانه مي رود، جنازه حضرتش را روي مغتسل مي بيند كه دارند غسل مي دهند. پس از آن كه غسل پايان يافت، حضرتش را كفن مي كنند و براي خواندن نماز آماده مي سازند.
دراين هنگام جعفر برادر آن حضرت را مي بيند كه به سوي جنازه مي رود كه نماز بخواند و در برابر جنازه مي ايستد. همان كه مي خواهد نخستين تكبير را بگويد، مي بيند كودكي نوراني گندم گونه، داراي موهاي فرفري و دندانهاي باز، جلو آمد و عباي جعفر را كشيد و فرمود:.
(عمو! كنار برو، من براي نماز بر پدرم از تو شايسته تر هستم).
جعفر با چهره اي تيره كنار مي رود و كودك نوراني جلو مي آيد و در برابر جنازه مقدس مي ايستد و بر جنازه نماز مي خواند.
آن گاه جنازه را برمي دارند و در كنار قبر حضرت هادي(ع)پدر حضرت عسكريژ، به خاك مي سپارند.
سپس كودك مقدس ابوالأديان را طلب مي كند و مي فرمايد:.
(اي بصرى! جوابهاي نامه ها را كه آورده اي بده).
ابوالأديان اطاعت مي كند و جوابها را تقديم مي كند.
سپس حضرت همياني را كه ابوالأديان از مدائن همراه آورده بود طلب مي كند و از آنچه در ميان هميان بوده خبر مي دهد.
ابوالأديان امتثال امر مي كند و هميان را تقديم مي كند.(267).
18. حضرت عسكرى، در بستر مرگ افتاده است و نور چشمش مهدي در خدمت پدر به سر مي برد. پدر را وضو مي دهد، و مسح سر و مسح پايش را مي كشد. پدر بزرگوار در اين حالت نور چشم عزيزش را مخاطب قرار داده چنين مي گويد:.
(فرزند! به تو بشارت مي دهم صاحب الزمان تو هستى، مهدي تو هستى، حجت خدا در روي زمين تو هستى. تو پسر منى، وصىّ منى، تو زاده رسول خدا هستى. تو خاتم اوصيا و ائمه طاهرين هستى. رسول خدا زادن تو را بشارت داده و نام تو و كنيه تو را ياد كرده است. پدرم همين سخن را به من فرمود و از پدرانت روايت كرد). پس حضرتش در همان ساعت وفات يافت.(268).

1. نحل (16) آيه 1.
2. انفال(8) آيه 5.
3. شيخ حرّ عاملى، اثبات الهداة، ج‏3، ص‏562، باب 32، ح‏635 به نقل از شرف الدين نجفى، تأويل الآيات الظاهرة.
4. شعراء(26) آيه‏21.
5. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏562، باب 32، ح‏636، به نقل از تأويل الآيات الظاهرة.
6. انبياء(21) آيه 12.
7. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏562، باب 32، ح‏637 به نقل از تأويل الآيات الظاهرة.
8. انبياء(21) آيات 15ù14.
9. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏563، باب 32، ح‏638 به نقل از تأويل الآيات الظاهرة.
10. انبياء(21) آيه 105.
11. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏563، باب 32، ح‏639 به نقل از تأويل الآيات الظاهرة.
12. حج(22) آيه 39.
13. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏563، باب 32، ح‏640 به نقل از تأويل الآيات الظاهرة.
14. حج(22) آيه 41.
15. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏563، باب 32، ح‏641 به نقل از تأويل الآيات الظاهرة.
16. شعراء(26) آيه 4.
17. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏563، باب 32، ح‏642 به نقل از تأويل الآيات الظاهرة.
18. سجده(32) آيه 21.
19. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏564، باب‏32،ح‏646 به نقل از تأويل الآيات الظاهرة.
20. سبأ(34) آيات 53 52.
21. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏564، باب‏32، ح‏647 به نقل از تأويل الآيات الظاهرة.
22. طه(20) آيه 130.
23. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏564، باب‏32، ح‏648 به نقل از تأويل الآيات الظاهرة.
24. فصلت(41) آيه 53.
25. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏565، باب‏32، ح‏650 به نقل از تأويل الآيات الظاهرة.
26. شورى(42) آيه 41.
27. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏565، باب‏32، ح‏652 به نقل از تأويل الآيات الظاهرة.
28. شورى(42) آيه 45.
29. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏565، باب‏32، ح‏653 به نقل از تأويل الآيات الظاهرة.
30. زخرف (43) آيه 66.
31. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏565، باب‏32، ح‏654 به نقل از تأويل الآيات الظاهرة.
32. ذاريات (51) آيه 23.
33. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏565، باب‏32، ح‏655 به نقل از تأويل الآيات الظاهرة.
34. حديد(57) آيه 17.
35. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏565، باب‏32، ح‏656 به نقل از تأويل الآيات الظاهرة.
36. توبه(9) آيه 33؛ صف(61) آيه 9.
37. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏566 565، باب‏32، ح‏657 به نقل از تأويل الآيات الظاهرة.
38. تكوير(81) آيات 16 15.
39. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏566، باب‏32، ح‏659 به نقل از تأويل الآيات الظاهرة.
40. شمس(91) آيات 3-1.
41. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏566، باب‏32، ح‏660 به نقل از تأويل الآيات الظاهرة.
42. ليل(92) آيات 2-1.
43. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏566، باب‏32، ح‏662 به نقل از تأويل الآيات الظاهرة.
44. اسراء(17) آيه 33.
45. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏567، باب‏32، ح‏666 به نقل از فرات بن ابراهيم كوفى، تفسير فرات الكوفى.
46. بقره(2) آيه 148.
47. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏493، باب‏32، ح‏246 به نقل از شيخ صدوق، اكمال الدين.
48. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏456، باب‏32، ح‏87 به نقل از شيخ صدوق، عيون اخبار الرضا(ع)
49. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏456، باب‏32، ح 88 به نقل از عيون اخبار الرضا(ع)و ص‏503.502، ح‏297.295 به نقل از شيخ طوسى، كتاب الغيبة.
50. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏459،باب‏32، ح‏100به نقل از عيون اخبار الرضا(ع)
51. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏460، باب‏32، ح‏103 به نقل از اكمال الدين.
52. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏460، باب‏32، ح‏104 به نقل از اكمال الدين.
53. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏483، باب‏32، ح‏191 به نقل از اكمال الدين.
54. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏461، باب‏32، ح‏107 به نقل از اكمال الدين.
55. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏480، باب‏32، ح‏182 به نقل از اكمال الدين.
56. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏482، باب‏32، ح‏190 به نقل از اكمال الدين.
57. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏483، باب‏32، ح‏191 به نقل از اكمال الدين.
58. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏495، باب‏32، ح‏255 به نقل از شيخ صدوق، الأمالى.
59. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏498، باب‏32، ح‏269 به نقل از شيخ صدوق، ثواب الاعمال.
60. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏498، باب‏32، ح‏270 به نقل از ثواب الاعمال.
61. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏502، باب‏32، ح‏292 به نقل از شيخ طوسى، كتاب الغيبة.
62. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏502، باب‏32، ح‏293 به نقل از شيخ طوسى، كتاب الغيبة.
63. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏502، باب‏32، ح‏294 به نقل از شيخ طوسى، كتاب الغيبة.
64. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏502، باب 32، ح‏291 به نقل از شيخ طوسى، كتاب الغيبة.
65. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏503،باب 32، ح‏300 به نقل از شيخ طوسى، كتاب الغيبة.
66. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏504 503، باب 32، ح‏301 به نقل از شيخ طوسى، كتاب الغيبة.
67. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏506 505،باب 32، ح‏310 به نقل از شيخ طوسى، كتاب الغيبة.
68. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏518، باب 32،ح‏379 به نقل از شيخ طوسى، الأمالى.
69. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏518،باب 32، ح‏381 به نقل از شيخ طوسى، الأمالى.
70. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏523،باب 32، ح‏411 به نقل از علي بن محمد خزّاز قمى، كفاية الأثر.
71. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏524، باب 32،ح‏413 به نقل از احمد بن أبي طالب طبرسى، الاحتجاج.
72. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏526، باب 32،ح‏426 به نقل از ابوعلي طبرسى، إعلام الورى.
73. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏542،باب 32، ح‏519 به نقل از نعمانى، كتاب الغيبة.
74. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏557، باب 32،ح‏607 به نقل از (منسوب به) شيخ مفيد، الاختصاص.
75. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏559 558،باب 32، ح‏613 به نقل از فتّال نيشابورى، روضة الواعظين.
76. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏568،باب 32، ح‏672 به نقل از (منسوب به) سيد مرتضى، عيون المعجزات.
77. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏569،باب‏32، ح‏679 به نقل از فضل بن شاذان، اثبات الرجعة.
78. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏589 588، باب 32، ح‏809.
79. حاكم نيشابورى، المستدرك، ج‏3، ص‏555.
80. احمد بن حنبل، المسند، ج‏3، ص‏36.17.
81. ابوداود سجستانى، السنن، ج‏4، ص‏153؛ ابوداود سجستانى، السنن، ج‏2، ص‏422، ط مصطفي البابي الحلبي واولاده بمصر.
82. ابن حجر هيثمى، مجمع الزوائد، ج‏7، ص‏317.
83. التدوين، ج‏2، ص‏83.
84. جلال الدين سيوطى، الحاوي للفتاوى، ص‏63؛ الحاوي للفتاوى، ج‏2، ص‏123 (العَرْفُ الوردي في اخبارالمهدى) ط مطبعة السعادة مصر.
85. مسند احمد بن حنبل، ج‏3، ص‏37؛ ابن حجر هيثمى، الصواعق المحرقة، ص‏99؛ الحاوي للفتاوى، ج‏2، ص‏124.
86. تذكرة الحفّاظ، ج‏3، ص‏838.
87. الحاوي للفتاوى، ص‏77.
88. الحاوي للفتاوى، ص‏62.
89. جلال الدين سيوطى، الجامع الصغير، ج‏2، ص‏345.
90. ابوداود سجستانى، السنن، ج‏4، ص‏151، ابوداود سجستانى، السنن، ج‏2، ص‏422، ط مصر.
91. قندوزى، ينابيع المودّة، ص‏455.
92. ينابيع المودّة، ص‏455؛ مودّة القربى، ص‏98.
93. الحاوي للفتاوى، ص‏63؛ الصواعق المحرقة، ص‏98.
94. حَمْوينى، فرائد السمطين، ج‏2، ص‏335.
95. ينابيع المودّة، ص‏448.
96. حَمْوينى، فرائد السمطين، ج‏2، ص‏335.
97. فرائد السمطين، ج‏2، ص‏312.
98. فرائد السمطين، ج‏2، ص‏313.
99. فرائد السمطين، ج‏2، ص‏316.
100. فرائد السمطين، ج‏2، ص‏316.
101. محبّ الدين طبرى، ذخائر العقبى، ص‏136.
102. مسند احمد بن حنبل، ج‏1، ص‏80.
103. فرائد السمطين، ج‏2، ص‏333.
104. فرائد السمطين، ج‏2، ص‏335.
105. لسان الميزان، ج‏5، ص‏130.
106. ينابيع المودّة، ص‏422.
107. مودّة القربى، ص‏445؛ ينابيع المودّة، ص‏445.
108. الصحيح، ج‏1، ص‏94.
109. متّقي هندى، منتخب كنزالعمّال، ج‏6، ص‏30.
110. المعجم الصغير، ص‏150.
111. منتخب صحيح بخاري و مسلم، ص 219.
112. شبلنجى، نورالابصار، ص‏157؛ ديلمى، فردوس الاخبار، ج‏4، ط دارالكتاب العربى، بيروت، ص‏497.
113. الصواعق المحرقة، ص‏98.
114. مَقدسى، البدأ والتاريخ، ج‏2، ص‏180.
115. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏568، باب‏32، ح‏672.
116. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏504 503، باب‏32، ح‏301.
117. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏443، باب‏32، ح‏20به نقل از شيخ طوسى، كتاب الغيبة و محمد بن يعقوب كلينى، الكافى.
118. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏452، باب‏32، ح‏66به نقل از شيخ صدوق، كتاب من لايحضره الفقيه.
119. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏461، باب‏32، ح‏107 به نقل از اكمال الدين.
120. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏464، باب‏32، ح‏117 به نقل از اكمال الدين.
121. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏490، باب 32، ح‏228 به نقل از اكمال الدين.
122. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏491 490، باب‏32، ح‏230 به نقل از اكمال الدين.
123. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏503، باب‏32، ح‏299 به نقل از شيخ طوسى، كتاب الغيبة.
124. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏505، باب‏32، ح‏308 به نقل از شيخ طوسى، كتاب الغيبة و ص‏538، ح‏493 به نقل از نعمانى،كتاب الغيبة.
125. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏516، باب‏32، ح‏371 به نقل از شيخ طوسى، كتاب الغيبة.
126. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏517، باب‏32، ح‏377 به نقل از شيخ طوسى، كتاب الغيبة.
127. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏523 522، ح‏407 به نقل از حسن بن سليمان بن خالد، مختصر البصائر.
128. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏529، ح‏447 به نقل از عماد الدين محمد طبرى، بشارة المصطفى.
129. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏532، ح‏462 به نقل از نعمانى، كتاب الغيبة.
130. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏532، ح‏463 به نقل از نعمانى، كتاب الغيبة.
131. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏539، ح‏497 به نقل از نعمانى، كتاب الغيبة.
132. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏560، ح‏626 به نقل از سيد عبدالكريم بن احمد بن طاوس، فرحة الغرى.
133. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏574، ح‏718 به نقل از مناقب فاطمه و ولدها.
134. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏574، ح‏720 به نقل از مناقب فاطمه و ولدها.
135. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏674، ح‏60 به نقل از ابن اعثم كوفى، الفتوح.
136. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏465 به نقل از اكمال الدين و كفاية الأثر و الاحتجاج.
137. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏465، ح‏120 به نقل از اكمال الدين.
138. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏465، ح‏121 به نقل از اكمال الدين.
139. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏466 465، ح‏122 به نقل از اكمال الدين.
140. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏505، ح‏309 به نقل از شيخ طوسى، كتاب الغيبة.
141. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏466، ح‏124 به نقل از اكمال الدين.
142. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏467، ح‏128 به نقل از اكمال الدين.
143. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏491، ح‏235 به نقل از اكمال الدين.
144. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏496، ح‏259 به نقل از شيخ صدوق، الخصال.
145. نور(24) آيه‏55؛ (خدا به كساني از شما كه ايمان آورد و عمل صالح انجام دهد وعده كرده است كه آنان را در زمين خلافت دهد).
146. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏525، ح‏422 به نقل از فضل بن حسن طبرسى، مجمع البيان.
147. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏556، ح‏602 به نقل از شيخ مفيد، الأمالى.
148. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏582، ح‏771 به نقل از علامه محمد باقر مجلسى، بحارالأنوار.
149. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏407، ح‏32 به نقل از الكافى، اكمال الدين، شيخ طوسى، كتاب الغيبة.
150. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏412، ح‏48 به نقل از الكافى.
151. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏453، ح‏74 به نقل از شيخ طوسى، تهذيب الاحكام و ص‏491، ح‏233.
152. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏454، ح‏76 به نقل از التهذيب.
153. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏499، ح‏277 به نقل از شيخ طوسى، كتاب الغيبة و ص‏501، ح‏284 به نقل از اكمال الدين.
154. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏468، ح‏133 به نقل از اكمال الدين.
155. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏469، ح‏136 به نقل از اكمال الدين.
156. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏487، ح‏215ù214 به نقل از شيخ صدوق، علل الشرائع واكمال الدين.
157. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏491، ح‏231 به نقل از اكمال الدين وص‏516، ح‏366 به نقل از شيخ طوسى، كتاب الغيبة.
158. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏491، ح‏232 به نقل از اكمال الدين.
159. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏492، ح‏238 به نقل از اكمال الدين.
160. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏494، ح‏248 به نقل از اكمال الدين.
161. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏495، ح‏253 به نقل از اكمال الدين.
162. سوره هاي حديد، حشر، صف، جمعه و تغابن.
163. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏497، ح‏263 به نقل از ثواب الاعمال.
164. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏498، ح‏272 به نقل از ثواب الاعمالو ص‏520، ح‏391 به نقل از برقى، المحاسن.
165. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏504، ح‏303 به نقل از شيخ طوسى، كتاب الغيبة.
166. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏519، ح‏384 به نقل از المحاسن.
167. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏521 520، ح‏396 به نقل از صفار، بصائر الدرجات.
168. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏525، ح‏418 به نقل از مجمع البيان.
169. انبياء(21) آيه 35.
170. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏525، ح‏419 به نقل از مجمع البيان.
171. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏528، ح‏438 به نقل از إعلام الورى.
172. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏528، ح‏441 به نقل از إعلام الورى.
173. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏532، ح‏460 به نقل از نعمانى، كتاب الغيبة.
174. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏540، ح‏505 به نقل از نعمانى، كتاب الغيبة.
175. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏544، ح‏529 به نقل از نعمانى، كتاب الغيبة.
176. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏473، ح‏152 به نقل از اكمال الدين.
177. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏458، ح‏93 به نقل از اكمال الدين.
178. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏458، ح‏94 به نقل از اكمال الدين.
179. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏459 458، ح‏96 به نقل از اكمال الدين.
180. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏469، ح‏137 به نقل از اكمال الدين.
181. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏469، ح‏138 به نقل از اكمال الدين.
182. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏440، ح‏4 به نقل از الكافي و بصائر الدرجات.
183. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏440، ح‏3، به نقل از الكافى.
184. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏447، ح‏41 به نقل از الكافى.
185. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏492، باب‏33، ح‏137 به نقل از فضل بن شاذان، اثبات الرجعة.
186. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏486، ح‏211ù209 به نقل از اكمال الدين.
187. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏487 486، ح‏216ù214ù213 به نقل از اكمال الدين.
188. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏488، ح‏217 به نقل از اكمال الدين و علل الشرائع و الاحتجاج.
189. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏489، ح‏224 به نقل از اكمال الدين.
190. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏490، ح‏226 به نقل از اكمال الدين. لكن اين حديث از امام باقر(ع)است.
191. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏492، ح‏239 به نقل ازاكمال الدين.
192. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏493 492، ح‏240 به نقل از اكمال الدين.
193. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏493، ح‏241 به نقل از اكمال الدين.
194. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏493، ح‏242 به نقل از اكمال الدين.
195. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏497، ح‏265 به نقل از ثواب الاعمال وص‏519، ح‏383 به نقل شيخ طوسى، الأمالى.
196. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏493، ح‏244 به نقل از اكمال الدين.
197. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏494، ح‏247 به نقل از اكمال الدين.
198. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏494، ح‏249 به نقل از اكمال الدين.
199. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏494، ح‏250 به نقل از اكمال الدين.
200. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏494، ح‏251 به نقل از اكمال الدين.
201. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏496، ح‏257 به نقل از الخصال.
202. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏496، ح‏261 به نقل از الخصال.
203. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏497، ح‏262 به نقل از ثواب الاعمال.
204. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏497، ح‏268 به نقل از علل الشرائع.
205. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏499، ح‏274 به نقل از شيخ طوسى، كتاب الغيبة.
206. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏499، ح‏278 به نقل از شيخ طوسى، كتاب الغيبة.
207. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏500، ح‏279 به نقل از شيخ طوسى، كتاب الغيبة.
208. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏500، ح‏282 به نقل از شيخ طوسى، كتاب الغيبة.
209. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏501 500، ح‏283 به نقل از شيخ طوسى، كتاب الغيبة.
210. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏501، ح‏285 به نقل از شيخ طوسى، كتاب الغيبة.
211. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏502، ح‏290 به نقل از شيخ طوسى، كتاب الغيبة.
212. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏504، ح‏305 به نقل از شيخ طوسى، كتاب الغيبة.
213. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏514، ح‏355ù351 به نقل از شيخ طوسى، كتاب الغيبة.
214. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏518، ح‏380 به نقل از شيخ طوسى، الأمالى.
215. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏519،ح 385 به نقل از المحاسن.
216. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏519 و520، ح‏390ù387 به نقل از المحاسن.
217. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏523، ح‏408 به نقل از مختصر البصائر.
218. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏524، ح‏416 به نقل از مجمع البيان.
219. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏525، ح‏418 به نقل از مجمع البيان.
220. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏527، ح‏432 به نقل از إعلام الورى.
221. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏535، ح‏479، به نقل از نعمانى، كتاب الغيبة.
222. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏539، ح‏498 به نقل از نعمانى، كتاب الغيبة.
223. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏542، ح‏516 به نقل از نعمانى، كتاب الغيبة.
224. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏543، ح‏523 به نقل از نعمانى، كتاب الغيبة.
225. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏562، ح‏635 به نقل از تأويل الآيات الظاهرة.
226. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏568، ح‏675 به نقل از سيد بهاء الدين علي بن عبدالحميد حسينى، الأنوار المضيئة.
227. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏571، ح‏693 به نقل از ابن فهد حلّى، مهذّب البارع.
228. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏575، ح‏725 به نقل از مناقب فاطمة و ولدها.
229. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏564 563، ح‏643 به نقل از تأويل الآيات الظاهرة.
230. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏457 456، ح‏89 به نقل از عيون اخبارالرضا(ع)
231. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏477، ح‏168به نقل از اكمال الدين.
232. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏524 523، ح‏412 به نقل از كفاية الأثر.
233. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏561، ح‏632 به نقل از شيخ طوسى، اختيار معرفة الرجال.
234. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏568، ح‏677 به نقل ازالأنوار المضيئة.
235. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏446، ح‏34 به نقل از الكافى.
236. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏456، ح‏85 به نقل از عيون اخبار الرضا(ع)
237. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏457، ح‏90 به نقل از عيون اخبار الرضا(ع)
238. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏478 477، ح‏172 به نقل از اكمال الدين.
239. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏478، ح‏173 به نقل از اكمال الدين.
240. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏480، ح‏181 به نقل از اكمال الدين.
241. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏486، ح‏210 به نقل از اكمال الدين و علل الشرائع.
242. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏524، ح‏415 به نقل از مجمع البيان.
243. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏573، ح‏703 به نقل از مناقب فاطمه و ولدها.
244. فرائد السمطين، ج‏2، ص‏337.
245. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏478، ح‏175 به نقل از اكمال الدين.
246. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏440، ح‏6 به نقل از الكافى.
247. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏479، ح‏179 به نقل از اكمال الدين.
248. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏490، ح‏229 به نقل از اكمال الدين.
249. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏495، ح‏253 به نقل از اكمال الدين. و درضمن معجزات امام هادي(ع)، ح‏17.
250. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏500، ح‏281 به نقل از شيخ طوسى، كتاب الغيبة.
251. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏481، ح‏184 به نقل از اكمال الدين.
252. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏481، ح‏185 به نقل از اكمال الدين.
253. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏481، ح‏187 به نقل از اكمال الدين.
254. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏481، ح‏188 به نقل از اكمال الدين.
255. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏488، ح‏218 به نقل از اكمال الدين.
256. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏488، ح‏220 به نقل از اكمال الدين.
257. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏569، ح‏682 به نقل از اثبات الرجعة.
258. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏484، ح‏202 به نقل از اكمال الدين.
259. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏505، ح‏311 به نقل از شيخ طوسى، كتاب الغيبة. (مقصوره، شبيه به اطاق بوده كه به منظور حفاظت امام جماعت در جاي محراب مي ساختند).
260. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏506، ح‏314 به نقل از شيخ طوسى، كتاب الغيبة.
261. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏507 506، ح‏315 به نقل از شيخ طوسى، كتاب الغيبة.
262. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏569، ح‏680 به نقل از اثبات الرجعة.
263. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏570، ح‏683 به نقل از اثبات الرجعة.
264. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏572، ح‏694 به نقل از المهذّب.
265. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏482، ح‏189 به نقل از اكمال الدين.
266. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏483، ح‏193 به نقل از اكمال الدين.
267. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏485، ح‏206 به نقل ازاكمال الدين.
268. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏509، ح‏325 به نقل از شيخ طوسى، كتاب الغيبة.