امام مهدى(عج) در آثار شخصيتهاي اسلامي.


سيّدعبّاس ميري.

امام مهدي (عج) در آثار شخصيتهاي اسلامي.
كمال الدين و تمام النعمه
الارشاد في معرفة حجج الله علي العباد
الفصول العشره في الغيبه.
رسالة ثانية في الغيبة
اثبات الوصيه.
كفاية الاثر.
المقنع في الغيبة.
البرهان علي صحة طول عمر الامام صاحب الزمان(عج)، ج‏2.
كتاب الغيبة.
اعلام الوري باعلام الهدي.
التذكرة في احوال الموتي وامور الاخرة.
كشف الغمه في معرفة الائمه.
فرائد السمطين، في فضائل المرتضي والبتول والسبطين.
شرعة التسمية حول حرمة التسميه.
المحجة فيما نزل في القائم الحجة(عج).
ينابيع الموده.
نور الابصار.
الاذاعة لما كان ومايكون بين يدي الساعة.
نجم الثاقب في احوال الامام الغائب (عج).
اعيان الشيعه، جلد 4.
المهدي.
كتاب الغيبة.


امام مهدي (عج) در آثار شخصيتهاي اسلامي.


علماي اسلام، افزون بر انجام وظيفه خطير بيانِ احكام شرعى، به مسائل مهم معارف اسلامي و اعتقادي و شبهاتى، كه از سوي نحله هاي گوناگون افكنده مي شده، غافل نبوده اند.
تولد مهدى،حيات، غيبت، حكمت غيبت و... از سوي بزرگان اسلام، چه شيعه و چه سنّى، مورد بحث و بررسي بوده است.
در اين باره، آثار فراواني پديد آمده و كمتر عالم اسلامي را مي توان يابيد كه در اين باب قلم نزده باشد و يا سخني نگفته باشد.
منظور ما در اين نوشتار، نگاشتن كتابنامه، به سبك معمول نيست. كه كار انجام شده (كتابنامه امام مهدي و در جستجوي قائم) بلكه بر آنيم، ابتداء به معرفي برخي شخصيتهايي كه در باره مهدي كتاب، يا رساله نگاشته اند بپردازيم و آن گاه سيري در كتاب، يا رساله مورد نظر داشته باشيم: در باب موضوعاتي كه به آنها پرداخته شده و چگونگي پرداخت.

كمال الدين و تمام النعمه.
نوشته: ابي جعفر محمدبن علي بن الحسين بن بابويه قمى،.
معروف به شيخ صدوق.
مصحح: علي اكبر غفارى.
ناشر: مؤسسه نشر اسلامى، وابسته به جامعه مدرسين، قم.
شماره صفحه ها: 668.
ابن بابويه، در قم، چشم به جهان گشود. در نزد فقهاي بزرگ و محدثان نامداري چون: علي بن بابويه (پدر خود) محمدبن حسن بن وليد، احمد بن علي بن ابراهيم هاشم قمى، احمد بن محمد بن يحيي عطار اشعري قمى، حسن بن ادريس قمى، حمزه بن محمد علوي و... دانش فقه و حديث را فرا گرفت‏(1).
روح جست و جو گرش آرام نگرفت و براي بهره گيري از محضر عالمان ديگر اسلامى، به سير و سياحت پرداخت:.
در سال 347 ه. ق به ري رفت و در آن جا به محضر ابوالحسن محمدبن احمد بن علي اسدى، راه يافت و از وي حديث شنيد.
در سال 352 ه. ق. به نيشابور رفت و از علماي آن جا، استفاده برد.
آن گاه به مشهد، كوفه، بغداد، همدان، بلخ، سرخس، ايلاق و مكه مكرمه رفت و از متخصصان فن حديث، حديث آموخت‏(2).
شيخ عبدالرحيم رباني شيرازى، در مقدمه معاني الاخبار، تا دويست و پنجاه و دو تن، از بزرگان را كه شيخ صدوق، از آنان استفاده كرده، ياد مي كند.
شيخ صدوق، با كوشش فراوان، در راه كسب و دانش، به مقامهاي عالي علمي دست يافت و در رشته حديث، به جايي رسيد كه (رئيس المحدثين) نام گرفت. (3).
شيخ طوسي درباره شخصيت والاي ايشان مي نويسد:.
(ابو جعفر محمدبن علي بن حسين بن موسي بن بابويه قمى، دانشمند جليل القدر، بزرگوار، حافظ احاديث صاحب نظر در رجال و ناقد اخبار بوده است. در ميان دانشمندان قم، در حفظ و كثرت علم، كسي مانند وى، ديده نشده است. وى، نزديك به سيصد كتاب، داشته است.)(4).
از جمله آثار وى، كمال الدين و تمام النعمه است كه گويا، پس از بازگشت از سفر مشهد، در سال 252 ه. ق.نگاشته است و انگيزه خود را از نگاشتن آن، چنين اعلام مي دارد:.
(آنچه مرا واداشت كه به نگارش اين كتاب بپردازم چنين بود: از زيارت حضرت امام رضا، صلوات اللّه عليه، به نيشابور برگشتم . ديدم. شيعيان آن جا درباره قائم(عج) مسأله دار شده اند. سعي كردم، آنان را با بيان رواياتي كه از پيامبر(ص) و ائمه(ع) رسيده به راه درست، رهنمون گردم. در اين روزگار، بزرگي از مشايخ فضل و دانش و تقوا، از اهالي قم، به نام: نجم الدين ابو سعيد محمدبن احمد بن علي بن صلت قمى، ادام اللّه توفيقه، در بازگشت از سفر بخارا، بر ما وارد شد. روزي درباره آراء و باورهاي برخي از فلاسفه و علماي منطق بخارا گفت: از آنان درباره حضرت قائم(عج) سخناني شنيدم كه مرا در مورد غيبت طولاني حضرت، دچار حيرت و ترديد كرده است. من مطالبي در اثبات وجود حضرت مهدى(عج) براي زدودن ترديد از او بيان كردم و رواياتي درباره غيبت، بر او خواندم، حيرت او بر طرف شد و دلش آرام گرفت. از من خواست، كتابي درباره غيبت حضرت مهدى(عج) بنويسم پذيرفتم و به او وعده دادم كه ان شاء اللّه وقتي به وطن خود (رى) برگشتم آن را عملي خواهم ساخت. تا اين كه شبي در خواب ديدم خانه كعبه را طواف مي كنم و به حجرالاسود رسيدم و آن را استلام كردم ناگاه ديدم، مولي صاحب الزمان(ع)، پهلوي در كعبه ايستاده است. سلام كردم . حضرت جواب دادند.
فرمود: چرا كتابي راجع به (غيبت) نمي نويسى، تا ناراحتي ات برطرف شود.
عرض كردم: يابن رسول اللّه(ص) من كتابها درباره غيبت شما نوشته ام.
حضرت فرمود: نه ، آن موضوعات را نمي گويم، كتابي راجع به غيبت من بنويس و غيبتهاي پيامبران را در آن نقل كن. سپس از نظرم غايب شد. من با اضطراب از خواب بيدار شدم و تا طلوع فجر، به گريه و زاري پرداختم، چون صبح شد، به منظور انجام امر ولي اللّه و حجت خدا، آغاز به نوشتن اين كتاب كردم.)(5).
اين اثر نفيس، در دو نوبت به گونه سنگي در ايران و يك نوبت به گونه حروفي در نجف و يك مرتبه با ترجمه چاپ شده است ولى، اين چاپها، افتادگى، تحريف و اشتباه فراوان دارد.
از اين روى، آقاي علي اكبر غفّارى، به تصحيح آن پرداخته و مؤسسه نشر اسلامى، به گونه زيبا و مطلوب، آن را چاپ و نشر داده است.
در تصحيح و مقابله اين كتاب، بر هفت نسخه خطي اعتماد شده، از جمله:.
1. نسخه كتابخانه شخصي آيت اللّه ربّاني شيرازى.
2. نسخه كتابخانه شخصي محدث ارموي به خط نستعليق، همراه علل الشرايع.
3. نسخه حاج باقر ترقّى.
4. نسخه كتابخانه ميرزا حسن مصطفوي تبريز.
5. سه نسخه ديگر، از كتابخانه آيت اللّه مرعشى.
كتاب، پس از خطبه و مقدمه طولانى، كه بخش عظيمي از كتاب را در بر گرفته، آغاز مي شود. در مقدمه، مباحث كلامي سودمندي به رشته تحرير در آمده كه مصحح محترم بحثهاي مطرح شده را تفكيك كرده و با عناوين زير، آورده است:.
الخليفه، قبل الخليفه.
وجوب طاعة الخليفه.
ليس لاحدان يختار الخليفه الاّ اللّه عزوجل.
وجوب وحدة الخليفه في كل عصر.
لزوم وجود الخليفه.
وجوب عصمة الامام.
السر في امره تعالي الملائكة بالسجود لادم عليه السلام.
وجوب معرفة المهدى(عج) فرجه.
اثبات الغيبة والحكمة فيها.
آن گاه به پاسخ از شبهات مي پردازد و ديدگاههاي گروههاي گوناگون، چون: كيسانيه، ناووسيّه، واقفيه و زيديه را در باب غيبت امام عصر(ع) به بوته نقد و بررسي مي نهد و خرده گيريهاي ابن بشّار و پاسخ ابن قُبه رازي و... را مي آورد.
بر وجود امام غايب و اين كه از عترت است و ظهور مي كند و زمين را پر از عدل و داد خواهد كرد، دلايل محكم، متين و منطقي اقامه مي كند.
پس از اين، گزارشي دارد خواندني از مناظره اي كه بين او و يكي از ملحدان، در حضور ركن الدوله امير سعيد، انجام گرفته است.
در نقض و ابرام مسائل كلامي كه از سوي مخالفان مطرح شده، كلام را به اوج مي رساند و مباحث جالبي را عرضه مي دارد(6) كتاب، در 57 باب تنظيم شده كه مطالب مهم آن، بدين شرح است:.
1. انبيا و حجتهاي الهي كه مدتي از ديدگان پنهان بوده اند: ادريس، نوح، صالح، ابراهيم، يوسف، موسى، عيسي و...
2. كساني كه داراي عمر طولاني بوده اند.
3. نياز بشر به امام.
4. سخنان پيشوايان دين درباره غيبت.
5. كساني كه به محضر حضرت مشرف شده اند.
6. اخبار و رواياتي كه بيانگر نشانه هاي ظهورند.
7. توقيعات صادر شده از ناحيه مقدسه.
و...
گرچه در اين اثر از همه گونه احاديث: صحيح، ضعيف، حسن و مردود استفاده شده، ولي شيخ صدوق در اثبات غيبت و ظهور و ديگر مطالب حسّاس، سعي مي كند براحايث صحيح اعتماد كند.
كتاب، دائرة المعارف روايي است با دسته بندي بسيار جالب در باب موضوعات مربوط به امام عصر(ع).

الارشاد في معرفة حجج الله علي العباد.
نوشته: محمد بن محمدبن نعمان عكبرى، معروف به شيخ مفيد.
تحقيق: مؤسه آل البيت لاحياء التراث، قم.
ناشر: كنگره هزاره شيخ مفيد.
شمار صفحه ها: ج‏363:1،ج‏2: 652.
شيخ مفيد از بزرگان فقهاي شيعه در سده هاي چهارم و پنجم هجري است.(7) وى، در سال 336 ه . ق. در روستايي به نام عُكبرا ديده به جهان گشود. پدرش از مردم بصره و مدتي در شهر واسط، معلم بوده و سپس به عُكبرا آمده و در همان جا ساكن شده است.
پدر، او را به بغداد مي برد، تا به كسب دانش پردازد. او، پس از مدتي به محضر بزرگاني چون: شيخ صدوق، محمد بن جنيد اسكافى، ابو علي صولى، ابوغالب رازى، ابن قولويه قمي و(8)... راه مي يابد و از آنان بهره مي گيرد با استعداد و هوش فوق العاده اي كه داشته، خيلي زود به مقامهاي عالي علمي نائل مي آيد.
در كرخ بغداد، كرسي درسي پايه گذاري كرد و شاگرداني چون: سيد مرتضي علم الهدى، سيد رضى، نجاشى، شيخ طوسى، ابن حمزه، و... را پرورش داد(9) كه بعدها هر يك، از ناموران بزرگ جهان اسلام شدند و مايه فخر تشيّع.
يافعي درباره شخصيت علمي وي مي نويسد:.
(او، عالم شيعه و صاحب نوشته هاي بسيار و شيخ و پيشواي آنان است. به ابن معلم و مفيد معروف بود.
در كلام، فقه و جدل، بسيار زبردست بود و با پيروان همه مذاهب، با جلالت و عظمت، مناظره مي كرد.)(10).
شيخ مفيد، در سال 413 ه. ق. در بغداد، ديده از جهان فروبست. تشييع با شكوهي از جنازه وي انجام شد و در ميدان اُشنان، مردم ، به امامت شاگرد برجسته اش، سيد مرتضى، بر او نماز گزاردند و در منزلش، دفن گرديد و پس از چند سال، به قبرستان قريش انتقال يافت و در جوار ابو جعفر(ع) دفن گرديد(11).
از وى، آثار ارزشمندي به جاي مانده كه نجاشي هفتاد و هشت اثر نام مي برد. شمار زيادي از آثار شيخ، در باب معارف اسلامي و امامت است‏(12) از جمله نوشته هاي ارزشمند وى، كتاب الارشاد في معرفة حجج اللّه علي العباد است.
اين اثر، مجموعه بسيار گرانبهايي است كه به زندگاني امامان شيعه، از ابعاد گوناگون پرداخته شده است.
اين اثر در دو جزء تنظيم شده: جزء اول به حيات امام على(ع) اختصاص دارد و جزء دوّم به زندگاني ديگر ائمه(ع).
و بخش پايان كتاب (از صفحه 339 تا آخر) ويژه امام مهدى(عج) است.
در اين بخش، پس از بيان نام، كنيه و ولادت حضرت مهدى، به دلائل عقلي بر وجود امام معصوم اشاره مي شود، سپس سخنان پيامبر(ص) درباره غيبت و قيام حضرت كه از سوي شيعه و سنى، پذيرفته شده اند و احاديث امامان معصوم(ع) آورده مي شود. آن گاه نويسنده محترم، با بهره گيري از آيات قرآن و روايات پيشوايان دين، ويژگيهاي حضرت مهدى(عج)را بر مي شمرد و از بشارت پيامبر(ص) به ظهور حضرت در آخر الزمان ياد مي كند.
مطالب اساسي اين بخش از كتاب، به شرح زير مي پردازد:.
ادله عقلي و نقلي بر امامت امام عصر(عج).
رواياتي كه درباره حضرت مهدى(عج) رسيده است.
اشخاصي كه به فيض ملاقات و زيارت حضرت نائل آمده اند.
برخي كرامات و معجزات حضرت در عصر غيبت.
نشانهاي ظهور و حوادثي كه پيش از ظهور حضرت، رخ خواهد داد.
سال، روز و محل قيام.
چگونگي گردآوري سپاه و مأموريت آنان.
مسير حركت.
مدت امامت و حكومت.
جرياناتي كه در آن روزگار رخ مي دهد.
وضعيت زمين و مردم در آن عصر.
ويژگيهاي جمال، شمايل، شيوه رفتار سيره اخلاقي و عملي حضرت مهدى(عج) به گونه بسيار محققانه، براساس منابع متقن و ديدگاههاي مستدل عقلي و نقلى.

الفصول العشره في الغيبه.
نوشته: شيخ مفيد.
تحقيق: فارس حسون.
ناشر: كنگره هزاره شيخ مفيد.
شماره صفحه ها: 103.
شيخ مفيد در آغاز اين رساله اشاره مي كند:.
(در ديگر نوشته هاي خود، به مسائلي چون: وجوب امامت، عصمت امام، ويژگيهاي امام، دلائل امامت ائمه معصومين(ع) نقد ادعاي مخالفان، فلسفه غيبت و... پرداخته ام. در اين نوشته، به ده پرسش درباره مهدى، پاسخ مي دهم.).
شيخ در مورد اهميت و جايگاه اين رساله مي نويسد:.
(در اين اثر، آنچه تمامي خردمندان بدان نياز دارند، آورده شده و به گونه ساده، در دسترس همگان قرار گرفته است.).
شيخ بر اين نظراست كه اگر كسي از محتواي اين رساله، آگاهي يابد، از نوشته هاي ديگر وى، در اين باره، بي نياز خواهد بود.
پرسشهاي دهگانه:.
1. آيا امام حسن عسكرى(ع) فرزندي به نام مهدي داشته است آيا اين را فقط شيعه باور دارد، يا غير شيعيان نيز، بدان اعتراف دارند.
2. تكذيب وجود فرزند براي امام عسكرى(ع)، از سوي جعفربن علي (عموي امام زمان).
3. امام حسن عسكري اگر فرزندي به نام مهدي داشت، چطور در وصيت خود، از او نام نبرده و به مادرش وصيت كرده است.
4. دليل بر ولادت مخفيانه و غيبت آن حضرت چيست.
5. غيبت طولانى، خلاف عادت، پذيرفته نيست. چگونه مي تواند فردي كه در زمانهاي دور، چشم به جهان گشوده، تا اين زمان، (411 ه .ق) زنده باشد.
6. غيبت طولانى، با دست نيابيدن و مشخص نبودن محل سكونت وى، چگونه ممكن است.
7. بر فرض صحت غيبت، در صورت اجرا نكردن حدود، بيان نكردن احكام، هدايت نكردن گمراهان، اقامه نكردن امر بمعروف و نهي از منكر و... چه نفعي خواهد داشت.
8. به هر دليلي كه شيعه اماميه ادعاهاي فطحيه، كيسانيه، ناووسيه و اسماعيليه را در باب غيبت باطل مي شمارد، به همان دليل ادعاي شيعه اماميه نيز، در غيبت حضرت مهدي باطل است.
9. شيعه اماميه بر اين باور است كه خداوند غيبت آن حضرت را لازم دانسته و خداوند چيزي را اراده نمي كند، مگر آن كه داراي مصلحت باشد. از سوي ديگر شيعه اماميه معتقد است كه در مشاهده آن حضرت و اخذ معارف دين از وى، مصلحت كامل بندگان وجود دارد و با ظهور آن حضرت، همه مصالح تحقق مي پذيرد. بنابراين چگونه خداوند غيبت حضرت را اراده نموده است.
10. اگر اماميه بر غيبت امام عصر(عج) اصرار كند، بايد در هنگام ظهور، معتقد به معجزه باشد، تا مردم او را بشناسند، در حالي كه داشتن معجزه از ويژگيهاي پيامبران الهي است.
پس از طرح پرسشهاي بالا، شيخ، به يكايك آنها به شرح پاسخ مي دهد.
اين اثر با عناوين: (المسائل العشرة في الغيبة والاجوبة عن المسائل العشر) در نجف و قم چاپ شده و اخيراً در هزاره شيخ مفيد، با ديگر آثار وي (مصنفات ج‏3) نشر يافته است.

رسالة ثانية في الغيبة.
نوشته: شيخ مفيد.
تحقيق: علاء آل جعفر.
ناشر: كنگره شيخ مفيد.
شماره صفحه ها: 60.
اين رساله كم حجم نيز، پاسخ به پرسشهايي است كه از سوي شخصي درباره غيبت و ظهور امام زمان(عج) مطرح شده و شيخ مفيد به آنها پاسخ داده است.
سؤال مي كند: چه دليلي بر وجود امام زمان هست.
شيخ مفيد، با استناد به ادله نقلي (احاديث و روايات صحيح) و مورد پذيرش شيعه و سني و ادله عقلى، اين پرسش را پاسخ مي گويد.
پرسش ديگر: چگونه كسي كه طرفدار عدل و توحيد است، امامت كسي را كه ولادت او قطعي نيست مي پذيرد.
آيا چنين چيزي به عقل، يا وحي درست مي آيد.
شيخ مفيد، در پاسخ، با اشاره به احاديث و ادله اي كه مي گويد زمين نبايد خالي از حجّت باشد، استدلال مي كند و مي نويسد:.
(حجت ويژگيهايي دارد. كسي حجت است كه آن اوصاف را دارا باشد. و در اولاد عباس، اولاد علي و قريش، كسي با اين اوصاف نيست.
براساس اين استدلال عقلى، حجت بايد فرد ديگري باشد، هر چند ظاهر و پيدا نباشد. زيرا مسلّم است شخصي مي تواند حجت باشد كه از خطا و گناه معصوم باشد.
بنابراين، لازم مي آيد كه حجت(عج) غائب باشد.(13).
در اين رساله، پنج پرسش مطرح شده كه شيخ، محكم و متقن از آنها پاسخ مي دهد.
افزون بر آثاري كه از شيخ مفيد درباره مسأله غيبت امام عصر(عج) برشمرديم، آثار ديگري نيز، از شيخ به جا مانده كه برخي از آنها در ضمن مجموعه اي تحت عنوان: (خمس رسائل في اثبات الحجة) از سوي دارالكتب التجاريه نجف اشرف، در سال 1370. ه ق. به چاپ رسيده است.
در جلد 7 مصنفات شيخ مفيد نيز كه از سوي كنگره نشر يافته، چهار رساله، از جمله همين رساله حاضر، به چاپ رسيده است. البته از آن جا كه بنابر معرفي تمام نوشته هاي شيخ مفيد، در اين باره نيست، به همين اندازه بسنده مي كنيم.

اثبات الوصيه.
نوشته: ابي الحسن علي بن الحسين بن علي المسعودى.
ناشر: دارالضواء، بيروت.
شماره صفحه ها: 295.
مسعودى، در شهر بابِل ديده به جهان گشود و در بغداد به كسب دانش پرداخت‏(14). سپس براي ادامه تحصيل، به مصر سفر كرد و از آن جا براي استفاده از علماي بصره، راهي آن ديار شد، از دانشمند برجسته بصره، از جمله: ابا خليفه الحمحي بهره گرفت‏(15).
در سال 309 ه. ق. از شهرهاي فارس و كرمان ديدن كرد و مدتي در استخر فارس اقامت گزيد و از عالمان آن منطقه بهره جست، از آن جا به هند و چين سفر كرد. اين مرحله از سير و سياحت علمي خود را در عمان به پايان برد.
در سال 314 ه. ق. مرحله ديگري از هجرت علمي خود را از عمّان آغاز كرد و به ماوراء آذربايجان، گرگان، فلسطين و شام رفت. در سال 332 ه. ق. عازم انطاكيه و سپس مصر شد. در مصر اقامت گزيد و در جمادي الآخر سال 345 ه. ق. يا 363 ه. ق. در همان جا به درود حيات گفت.(16).
مسعودي را از بزرگان دانش رجال و تراجم،شخصيت برجسته علمى، جليل القدر، مورد اطمينان و بزرگوار معرفي كرده اند(17).
از مسعودى، آثار ارزنده اي در موضوعات گوناگون به يادگار مانده كه از آن جمله است: اثبات الوصيه. كتاب ارزشمند اثبات الوصية، موضوعات: تاريخي و اعتقادي و... را در بر دارد. ابتدا، به بيان جنود عقل و جهل، خلق جن و ناس وسجود ملائكه پرداخته است، آن گاه، جريانهاي تاريخي را از هبوط آدم، رسالت انبياء الهي و مردان بزرگ، تا ولادت پيامبر اكرم اسلام(ص)، به بحث مي گذارد.
بعد مي پردازد به چگونگي انتقال پيامبر(ص) از اصلاب انبياء و حوادث صدر اسلام: دعوت خصوصي و عمومى، معراج و هجرت پيامبر(ص) و نزول قرآن، اثبات امامت تك تك ائمه(ع)، از نظر تاريخي در محدوده تاريخ ائمه(ع) جريانهايي كه در عصر هر امامي اتفاق افتاده، شيوه برخورد آنان با حاكمان زمان و عكس العملهاي حاكمان را به رشته تحرير در مي آورد. در پايان، امامت امام عصر(عج) را از زبان مخبران صادق اثبات مي كند و موضوعاتي را به شرح زير، در باب امامت امام دوازدهم و مسأله غيبت وى، به بوته بررسي مي نهد: امام زمان فرزند كيست.
ويژگيها حضرت.
انتظار فرج.
نشانه هاي ظهور.
مقابله حضرت به هنگام ظهور با ستمكاران و...

كفاية الاثر.
نوشته: ابي القاسم علي بن محمدبن علي الخزاز القمي الرازى.
تحقيق: سيد عبداللطيف حسيني كوه كمري خوئى.
ناشر: انتشارات بيدار، قم.
شماره صفحه ها: 402.
مؤلف اين اثر نفيس، از دانشمندان اواسط قرن چهارم هجري و از شاگردان شيخ صدوق است كه در قم زاده شده و در ري مي زيسته است‏(18).
صاحب رياض العلماء درباره وي مي نويسد:.
(... الشيخ الاجل الاقدم ابوالقاسم علي بن محمدبن علي الخزاز الرازي القمي قدس سره، الفاضل العالم المتكلم الجليل الفقيه المحدث المعروف تلميذ الصدوق وامثاله.)(19).
ابوالقاسم علي بن محمدبن علي الخزاز الرازي قمى، فاضل، عالم، متكلم، فقيه محدث و از شاگردان صدوق و مانند وي بوده است.
از متن كتاب بر مي آيد نويسنده افزون بر صدوق، از شمار زيادي از علماء و راويان استفاده برده و شمار زيادي از وي نقل روايت كرده اند، از جمله: ابوالبركات علي بن الحسين الحسيني الجورى، محمدبن ابي الحسن بن عبدالصمد القمى، محمد بن الحسين بن سعيد قمي المجاور به بغداد و...
از جمله آثاري كه از وى، به جا مانده كتاب ارزشمند كفاية الاثر است. اين اثر، نخستين كتابي است كه در موضوع خود، به اين شيوه نگارش يافته و پس از آن. بسياري از نويسندگان از آن الگو گرفته اند.
مرحوم بهبهاني در تعليقات خود بررجال ميرزاي كبير، درباره ارزش علمي كتاب و ديدگاههاي نويسنده كفاية الاثر، مي نويسد:.
رأيت كتاب الكفاية كتاباً مبسوطاً جيداً في غاية الجودة جميعه نصوص عن الرسول صلي اللّه عليه وآله وعن غيره ايضاً في الائمة الاثني عشر وفيه بعض تحقيقاته يظهر منه كونه في غاية الفضل)(20).
كتاب كفاية الاثر را كتابي دراز دامن، در نهايت خوبي يافتم. تمام مطالب آن را رواياتي كه از رسول اكرم(ص) و غير ايشان درباره ائمه(ع) رسيده است، تشكيل مي دهد. در آن، برخي تحقيقات يافت مي شود كه گواه فضل و دانش بالاي مؤلف است.
نويسنده در انگيزه تأليف كتاب مي نويسد:.
(برخي شيعيان، آگاهي كافي در امر امامت نداشتند، از اين روى، طرح بعضي شبهات از سوي مخالفان و گروههاي مخالف، امر را بر آنان مشتبه كرده بود، تا آن جا كه دليلهاي روايي بر اثبات امامت ائمه(ع) را انكار مي كردند. شيعيان دست خود را از دليلهاي روايي و نصوص بر امامت، تهي مي ديدند. حتي برخي پا را فراتر گذاشته و گمان كردند، از صحابه نيز نسبت به امامت خبر و اثري نرسيده است. چون وضعيت اعتقاد ديني آنان را اين گونه يافتم. برخود لازم ديدم، در اين مسأله به تحقيق و جست وجو بپردازم و با گردآوري آثار و اخباري كه امامت ائمه(ع) را اثبات مي كند، حقيقت را بر همگان آشكار كنم و شبهات مطرح شده را پاسخ گويم.).
اخبار و روايات فراواني از پيامبر(ص) رسيده كه پس از ختم نبوت، امر امامت وخلافت را دوازده نور پاك بر عهده مي گيرند: كه اوّل آنان على(ع) و آخر آنان مهدى(عج) است.
علما، از دير باز، به گردآوري و استدلال به اين اخبار، بر مسأله امامت پرداخته اند و آثاري را سامان داده اند.
عالمي كه از عهده اين امر مهم و اساسي به خوبي برآمده و به گونه تحسين برانگيزي آن را به انجام رسانده، قمي رازى، در كتاب كفاية الاثر است.
مؤلف با تلاش بسيار و ابتكار در خور تقدير، روايات و احاديثي كه به طور صريح بر امامت ائمه(ع) دلالت دارند و اصحاب مشهور پيامبر(ص) مانند: على(ع)، عبداللّه بن عباس، عبداللّه بن مسعود، ابي سعيد خدرى، ابي ذر غفارى، سلمان فارسى، فاطمه(س)، ام السلمه وعايشه از حضرت شنيده و روايت كرده اند. آورده است.
سپس اخبار و رواياتي كه درباره تعيين هر يك از ائمه(ع)، به نصّ صريح امام پيشين رسيده، با نظم ويژه اي نقل كرده و آنها را دليل محكم و استواري بر انتصاب ائمه(ع)، بويژه امام زمان(ع)، مي داند. از اين روى، حجت را بر همگان تمام شده مي انگارد.
افزون بر اين، آخرين باب كتاب را به رواياتي كه از سوي امام عسكرى(ع) درباره حضرت مهدي و امامت پيشواي دوازدهم شيعيان رسيده اختصاص داده است.
در پايان، رواياتي كه از زيد، بر امامت امام عصر(عج) نقل شده، مي آورد.
اين اثر نفيس، از متون كهن درباب امامت است كه از جهت اتقان، همواره مورد توجه بزرگان دانش حديث بوده و متن آن بر بسياري از علماي برجسته خوانده شده و از سوي آنان اجازه نقل به افراد موثق صادر شده است.
چاپ حاضر، با نسخه هاي مورد اعتماد و برخي روايات آن با كمال الدين شيخ صدوق مقابله و تصحيح شده و از اعتبار بالايي بهره مند است.

المقنع في الغيبة.
نوشته: سيد مرتضي علم الهدي.
تحقيق: سيد محمد علي حكيم.
چاپ شده در: مجلّه تراثنا، شماره دوّم، سال هفتم، 1412 ه. ق.
شماره صفحه ها: 57.
سيد مرتضى، از دانشمندان و نوابع قرن چهارم و پنجم ه . ق. است در سال 355 ه. ق. در، شهر بغداد ديده به جهان گشود. از كودكي به فراگيري دانش پرداخت و در جواني در بسياري علوم سر آمد شد. وى، از شاگردان ممتاز شيخ مفيد است.
افزون بر بهره وري از محضر شيخ مفيد، از محضر بزرگاني چون: هارون بن موسي تلعكبرى، حسين بن بابويه قمى، ابن نباته، ابو عبداللّه محمدبن عمران مرزباني خراسان، احمدبن سهل ديباجي احمد بن سعيد كوفى... بهره جسته است.
سرانجام، پس پروراندن شاگردان بسيار، خدمات ارزنده به تشيع و اسلام و به جاي گذاردن آثار فراوان، در هشتاد و يك سالگى، به درود حيات گفت‏(21).
از آثار ارزنده وي رساله المقنع است در موضوع غيبت.
اين اثر، با وجود حجم اندك از جمله متقن ترين متون است.
ارزش كتاب، زماني بيشتر هويدا مي شود كه مي بينيم بزرگاني چون: شيخ طوسى، فرازهايي از متن كتاب و در برخي موارد، خلاصه اي از مطالب را در كتاب الغيبة خويش آورده است.
امين الاسلام طبرسي در فصلهاي گوناگون كتاب اعلام الوري بأعلام الهدى، گاه عين عبارتها و گاه مضمون مطالب را آورده است.
اهتمام بزرگان به اين اثر، نمايانگر حسن تأليف و اتقان و استواري ديدگاهها و ارزش فوق العاده و برتر آن است.
سيد مرتضى، درباره سبب نگارش اين رساله مي نويسد:.
در مجلس وزير السيد، سخن از غيبت امام عصر(عج) به ميان آمد و اين امر مرا بر آن داشت، در اين باب اثر كوتاهي بنگارم.).
صاحب الذّريعة از قول استادش محدث نورى، نقل مي كند:.
(سيد مرتضى، اين كتاب را براي وزير مغربى، ابوالحسن علي بن الحسين بن علي بن هارون بن عبدالعزيز الاراجتي نوشته است.(22).
از اشاره هايي كه سيّد در الشافي في الامامة و تنزيه الانبياء، والائمه(ع) دارد، بر مي آيد كه (المنقع) پس از آن دو اثر نگاشته شده است.
اين اثر، به گفته اهل تحقيق، به جز در اين اواخر كه در مجله تراثنا، چاپ شده، تاكنون به صورت مستقل چاپ نشده است. محقق محترم در اين چاپ، بر نسخه هاي ارزشمندي به ترتيب قدمت و استواري متن اعتماد كرده است:.
1. نسخه كتابخانه مركزي دانشگاه تهران، تاريخ پايان استنساخ، 8 شعبان 1070 ه. ق.
به خط ابراهيم بن محمد حرفوشى.
اين نسخه، كامل ترين نسخه موجود و مشتمل بر تمامي كتاب المقنع في الغيبة، با تمام افزوده آن است، تحت عنوان: (الزيادة المكملة)، جز اين كه برگ آخر آن، افتاده است.
2. نسخه كتابخانه مجلس شوراي اسلامى، تهران. اين نسخه، بخشي از المقنع را در بر دارد.
3. نسخه كتابخانه آيت اللّه مرعشى، قم. اين نسخه، به خط محمدبن ابراهيم بن عيسي البحراني الأوالي نوشته شده و از نسخه هاي خطي قرن دهم هجري است.
محقق محترم، كار تحقيق را به صورت تطبيق و تلفيق، با نسخه هاي ياد شده انجام داده است و در پاورقى، آن جا كه نياز به ذكر اختلاف نسخه ها بوده، اشاره كرده و افزون بر اين، برخي مطالب و كلمات را توضيح داده است.
مطالب كتاب كه بدون عنوان و سرفصل بوده، از سوي محقق عنوان گذاري شده كه خواننده، به آساني به مطالب كتاب، دسترسي خواهد يافت.
در متن كتاب نيز، برخي نكات را در داخل كروشه، روشن كرده است.
كتاب، با حمد و سپاس الهي و درود بر بنده برگزيده خداوند، پيامبر مكرم اسلام شروع شده و پس از بيان انگيزه تاليف، ادعاي مخالفان را طرح مي كند:.
(سخن از غيبت امام زمان، براي شيعيان مشكل است).
در پي طرح ادعاي مخالفان، مي نويسد:.
(به مسأله غيبت، بايد از زاويه ساختار اصولي نگريست، زيرا مسأله غيبت امام عصر(عج)، فرع اصولي است كه اگر آن اصول، برهاني شود، سخن از غيبت آسان ترين و روشن ترين بحث خواهد بود وگرنه، سخن گفتن بدون پرداختن به بحث اصولى، مبنايي نخواهد داشت.).
سپس اصولي را كه بايسته بحث در اين باب است، با استناد به برهانهاي عقلي و نقلي به شرح زير اثبات مي كند:.
اصل امامت.
اصل عصمت.
اصل وجوب امامت.
اصل وجوب عصمت.
سيّد، در ضمن اثبات اين اصول، شبهات و ادعاهايي كه از سوي مسلكها و فرقه هاي گوناگون مانند: كيسانيه، ناووسيّه، واقفيه و... مطرح شده، پاسخ مي دهد. با شيوه برهان عقلي وارد مباحث مربوط به غيبت مي شود و همراه بيان مطالب، به برخي از شبهات نيز پاسخ مي گويد.
عناوين عمده مباحث طرح شده به شرح زير است:.
حكمت غيبت، جهل و بي خبري از حكمت، منافات نداشتن جهل به حكمت غيبت با غيبت و... درباره حكمت غيبت و سبب آن مي نويسد:.
(... امّا لسبب الغيبة فهو. اخافة الظالمين له عليه السلام...)(23).
سبب غيبت امام عصر(عج) ترس از ستمگران بوده است.
سپس با حفظ اصول و مباني كه پي ريخته، پاسخ مخالفان را مي دهد. شبهات بدانها پرداخته شده، بدين شرح هستند:.
تفاوت ميان پنهان شدن پيامبر(ص) و امام چيست.
چرا ائمه(ع)، پيش از امام زمان، غايب نشدند، در حالي كه آنان نيز، ترس از ستمگران داشتند چه فرق بين وجود و عدم كسي است كه سودي از سوي او به كسي نرسد.
اگر ملاك غيبت، ترس از دشمنان است، آيا خداوند امام عصر را ايمن از دشمنان، ظاهر خواهد كرد احكام و حدود در زمان غيبت بر عهده كيست!.
علت ظاهر نشدنِ حضرت،بر دوستانش چيست.
فرق بين دوست و دشمن در فلسفه و علت غيبت كدام است.
و...
اين اثر ارزشمند، تكمله اي دارد، به نام: الزيادة المكمل بها كتاب المقنع) كه در پايان همين اثر، آمده است.
در آغاز بخش افزوده، به مسأله بهره شيعيان و پيروان امام، در زمان غيبت مي پردازد و يادآور مي شود كه غيبت حضرت، سبب آن نمي شود كه امام، نقشي در امور مسلمانان نداشته باشد و اثبات مي كند كه در اطاعت و پيروي از امام و استفاده از وجود شريف وى، تفاوتي بين وجود و غيبت او، نيست. از طرفي ظهور امام براي اولياء واجب و ضروري نيست. امام، در حال غيبت نيز، بر آنچه پيش مي آيد و بر شيعيان مي گذرد و شيعيان انجام مي دهند، آگاه و بر كم و كيف جريانهايي كه اتفاق مي افتد گواه است.
سپس با طرح پرسشهايي در مورد علم امام(ع) مباحث اين بخش را به پايان مي برد.

البرهان علي صحة طول عمر الامام صاحب الزمان(عج)، ج‏2.
نوشته: محمّد الكراچكي الطرابلسى.
تحقيق و تعليق: شيخ عبداللّه نعمه.
ناشر: دارالذخار، قم.
مؤلف، از بزرگان شيعه، است.
وي براي كسب دانش ادب، فقه، حديث و... به بلاد اسلامي سفرهاي بسيار كرده و نزد بزرگان دانش، چون: شيخ مفيد، به فراگيري دانش پرداخته است.
يافعي درباره شخصيت علمي وي مي نويسد:.
(ابوالفتح الكراچكي خيمى، رأس شيعه صاحب تصانيف نحوي لغوي منجم، طبيب، متكلم از كبار اصحاب شريف مرتضي است.(24).
وى، پس از عمري تلاش علمي گسترده و بهره رساني علمي به امت اسلامي و دفاع از كيان تشيّع، در تاريخ 449 ه. ق) به درود حيات گفت‏(25).
او، آثار فراواني در فقه، اخبار، اصول دين، نجوم، هيئت و انساب دارد، از جمله آثار ارزشمند وى، كتاب شريف كنز الفوائد است.
مؤلف، در جزء دوّم كنز الفوائد، رساله اي تحت عنوان: البرهان علي صحة طول عمر الامام صاحب الزمان(عج) نگاشته است.
مؤلف محترم درباره انكار طول عمر امام عصر از سوي مخالفان مي نويسد:.
(چون مخالفان غيبت امام عصر(عج)، نتوانسته اند موضوع طول عمر حضرت را حل كنند، منكر وجود امام عصر(عج) شده اند و طول عمر امام عصر را، دليل بر بطلان ديدگاه شيعه دانسته اند.).
در مقام پاسخ، منكران وجود امام عصر(عج) را به چند گروه تقسيم مي كند و سپس ديدگاههاي فلاسفه، منجمان، اطبا و طرفداران عادات را در مورد طول عمر انسانها، ياد آور مي شود و در پايان، براساس باورهاي ديني مورد پذيرش همگان، شواهد عيني و تاريخى، اشكالات را پاسخ مي گويد و از كساني كه عمر طولاني داشته اند و هنوز حيات دارند، مانند: حضرت خضر، بر اثبات مطلب گواه مي آورد.

كتاب الغيبة.
نوشته: شيخ الطائفة ابي جعفر محمد بن الحسن الطوسى.
تحقيق: شيخ عبداللّه تهراني وشيخ احمد ناصح.
ناشر: موسسه معارف اسلامى، قم.
شماره صفحه ها: 569.
شيخ طوسى، از بزرگترين علماي اسلام است.
وى، در سال 385 ه در شهر طوس ديده به جهان گشود و در همان جا، علوم مقدماتى، فقه، اصول و حديث را از، استادان عصر خويش فرا گرفت. در سال 408 ه. ق.
به عراق مهاجرت كرد و در بغداد، حدود پنج سال از پيشواي بزرگ شيعيان، شيخ مفيد و برخي اساتيد ديگر بهره برد.
پس از رحلت شيخ مفيد، حدود 23 سال از محضر پرفيض سيد مرتضي و ديگر بزرگان، استفاده هاي فراواني بر دو حدود 12 سال پيشواي علمي بغداد بود و كرسي درس عظيم آن جا رابر عهده داشت، سپس به نجف اشرف مهاجرت كرد. در نجف، حوزه علوم اسلامي را بنياد نهاد و بقيه عمر پربركتش را در آن شهر به تأليف، تصنيف و تدريس گذراند و در سال 460 ه ق. به ديدار حق شتافت‏(26).
شيخ، عالمي جامع و مسلط بر علوم متداول زمان خود بوده و در زواياي گوناگون فرهنگ اسلامى، قلم زده و آثار گرانبها و ارزشمندي از خود، به جا گذاشته است. درباب عقايد، بويژه مسأله مهدويت و غيبت امام عصر(ع)، افزون بر كتاب تخليص الشافي سيد مرتضى، كه در جلد اول و چهارم آن درباره امام زمان، به شرح بحث كرده، كتاب جدا گانه اي در خصوص غيبت امام زمان به نام الغيبة، نگاشته است.
اين كتاب، از ابتكار و جامعيت كم نظير شيخ، حكايت دارد، وي در اين اثر، به همه جوانب مسأله غيبت، به گونه دقيق و استوار رسيده و پاسخ اشكالات مخالفان را با استدلال به كتاب، سنت و عقل داده است و ديدگاه شيعه را با استدلالهاي دقيق، روشن كرده است.
آقا بزرگ تهرانى، در اهميّت و عظمت اين اثر ارزنده مي نويسد:.
(قد تضمن اقوي الحجج و البراهين العقليه والنقليه علي وجود الامام(ع) وغيبته ثم ظهوره في آخر الزمان...)(27).
(كتاب حاضر) قوي ترين برهانهاي عقلي و نقلي بر وجود امام زمان(ع) و غيبت و ظهور آن حضرت را در آخر الزمان، در بر دارد.
شيخ طوسي در مقدمه كتاب، انگيزه تاليف كتاب را چنين بيان مي كند:.
(شيخ بزرگوار ما، به من دستور داد، كتابي درباره غيبت صاحب الزمان و سبب دوام غيبت و پاسخ شبهات مخالفان بنويسم.
من، با وجود كمي فرصت و ناراحتي روحي و موانع روزگار، پيشنهاد او را پذيرفتم و به گونه اختصار، آن را تعقيب خواهم كرد.
كتاب الغيبه، امهات مباحث مربوط به غيبت امام عصر(ع) را در بر دارد، از جمله: غيبت ، علت و اسباب غيبت، حكمت غيبت و....
در آغاز، با ادله و برهانهاي بسيار، وجود امام زمان را و اين كه حضرت، فرزند بلافصل امام حسن عسكري است، ثابت مي كند، به شبهات فرق گوناگون، از جمله: اسماعيليه، زيديه، كيسانيه، ناووسيه، واقفيه، فطحيه و...، با استناد به روايات پاسخ مي دهد. آن گاه براي رفع استبعاد از غايب شدن حضرت مهدى(ع) به غايب شدن پيامبر(ص) در شعب ابي طالب.
غايب شدن حضرت يوسف، موسى، يونس، اصحاب كهف و... استشهاد مي كند و براي طبيعي جلوه دادن طول عمر حضرت، عمر طولاني حضرت نوح، خضر و... را گواه مي آورد.
و به اين نكته تأكيد مي ورزد كه طولاني كردن عمر افراد براي خداوند توانا، كار مشكلي نيست و او بر هر كاري تواناست و مي تواند به افراد عمر طولاني ببخشد و آنان را ساليان سال زنده نگهدارد، چنانكه اهل بهشت، در بهشت جوان مي مانند و پير نمي شوند.
در مورد فلسفه غيبت، ترس از كشته شدن را يادآور مي شود و درباره فايده غيبت مي نويسد:.
(وجود حضرت، لطفي است و تصرف وي در امور، لطفي ديگر. خدا به وسيله امام، لطف خويش را به انسانها مي رساند. فردي را كه براي اداره جامعه لازم است، آفريده و حجت را بر مردم تمام كرده، تا اگر خواستند از وجودش بهره ببرند، حجت را بر آنان تمام كرده است. مردم هستند كه اسباب ترس و غيبت را فراهم ساخته اند. از جانب خداوند، فيض، كامل است، قابليت قابل شرط است.).
اين كتاب، تا كنون، بارها به چاپ رسيده: نخستين بار در تبريز، چاپ سنگى، سال 1323 ه. ق. چاپ دوّم در نجف در قم و تهران بارها اُفست شده است.
از آن جا كه چاپهاي پيشين اشتباه بسيار داشته و در مواردي افتادگى، محققان محترم كتاب بر آن مي شوند، چاپ تصحيح و تحقيق شده اي از اين اثر ارزشمند، عرضه بدارند. از اين روي متن آن را، با نسخه آستان قدس رضوى، كتابخانه مدرسه فيضيه، كتابخانه آيت اللّه مرعشي نجفي كه اصل نسخه نجف است، مقابله مي كنند و به گونه اي مطلوب و در خور، به بازار دانش عرضه مي دارند.

اعلام الوري باعلام الهدي.
نوشته: امين الاسلام، ابي علي الفضل بن الحسن الطبرسى.
تصحيح و تعليق: علي اكبر غفارى.
ناشر: دارالمعرفه، بيروت.
شماره صفحه ها: 460.
امين الاسلام طبرسى، از عالمان، مفسران، مجتهدان بنام قرن پنجم و ششم هجري است.
وى، به احتمال زياد، به سال 468، يا 469، ديده به جهان گشوده و روزگار جواني را در مشهد مقدس، به فراگيري دانش گذراند و در رشته هاي علمي متداول: ادبيات عرب، حديث، فقه، اصول، تفسير و... اطلاعات گسترده اي اندوخت و در اين دانشها، صاحب نظر شد و در سال 523 ه. ق. به شهر سبزوار رفت و تا پايان عمر، در همان جا بزيست و به نشر فرهنگ اسلامي پرداخت‏(28).
ابوالحسن علي بن زيد بيهقي معاصر طبرسي درباره مقام علمي وي مي نويسد:.
(در نحو، فريد بود... در علوم ديگر، به درجه افادت رسيد. تصانيف بسيار است او را...(29).
مرحوم طبرسى، پس از سالها تحقيق، تأليف، تدريس، تربيت شاگردان و... به سال 548 ه. ق. در سبزوار به ديدار حق شتافت.
از وى، آثار علمي بسيار به جا مانده، از جمله: اعلام الوري بأعلام الهدى‏(30). وي در اين اثر، زواياي گوناگون زندگي ائمه(ع) را با تتبع وسيع و ژرف، نمايانده و در بيان مطالب، شيوه استدلال عقلي و نقلي را به گونه بسيار عالمانه و دقيق پي گرفته و با ابتكار در خورى، مباحث را روشن و به اثبات رسانده است. مطالب كتاب، از چنان اتقاني برخوردار است كه عالمان بزرگ، در نوشته هاي خود، فصل، يا فصلهايي را از آن، به صورت كامل نقل كرده اند.
نويسنده، كتاب را در چهار ركن اساسى، سامان داده، ركن چهارم آن، درباره امامت ائمه(ع) بويژه امامت امام زمان(ع) است. درباره امام زمان(ع)، روي مطالب زير، انگشت گذارده است:.
اسم، كنيه، لقب، ولادت، نام مادر گرامي حضرت، كساني كه امام را در كوچكي ملاقات كرده اند، اثبات امامت امام عصر، به دليل عقل، چگونگي غيبت، دلايل و شواهد بر غيبت، برخي توقيعات، نام كساني كه به ديدار امام توفيق يافته اند، نشانه هاي قيام، ايّام ظهور، سيره عملي حضرت، به هنگام قيام، روش حكومت و ويژگيهايي كه در حضرت وجود دارد و...
در پايان، به پاسخ شبهات مي پردازد:.
1. علت طولاني شدن غيبت.
2. اگر غيبت، سودي به حال مسلمانان نداشته باشد، چه تفاوتي بين حيات و مرگ حضرت خواهد بود.
3. حكم حدودي كه بر جنايتكاران در زمان غيبت واجب مي شود، چيست.
4. دليل غيبت.
5. آيا ادله اي كه براي غيبت امام عصر(عج) مورد استناد قرار گرفته، كافي است.
6. اگر شيعه پذيرفته است كه پس از پيامبر(ص) نبىّ نخواهد آمد، چگونه در اخبار شيعه، آمده: مهدي شريعت را نسخ مي كند، به حكم داوود حكم مي كند، جزيه نمي پذيرد و... آيا اينها اثبات نبوت جديد نيست.

التذكرة في احوال الموتي وامور الاخرة.
نوشته: امام الحافظ القرطبى.
تصحيح و تعليق: احمد مُرسى.
ناشر:.
شمار صفحه ها:.
قرطبى، از مفسران بزرگ اهل سنت و پير و مذهب مالك است. دانشمنداني كه به بيوگرافي وي اشاره كرده اند، او را به اوصاف حميده، تبحر در علوم، بويژه تفسير، ستوده اند(31).
زركلي مي نويسد:.
(وى، مردصالح، متعبّد از اهل قرطبه است كه در شرق مينة ابن خصيب (در شمال اسيوط مصر) اقامت گزيد و در همان جا وفات كرد. انسان پارسا و كم مؤنه اي بوده كه با يك لباس در جامعه حضور مي يافته و داراي تأليفات زيادي است... از جمله: التذكرة باحوال الموتي واحوال الآخرة)(32).
كتاب التذكره، در دو مجلّد، در مصر چاپ شده كه بخشي از جلد دوّم آن، درباره حضرت مهدى(عج) است.
مؤلف در جلد دوّم، تحت عنوان: (الخليفة الكائن في آخر الزمان المسمي بالمهدي وعلامة خروجه) رواياتي كه صحابه از رسول خدا(ص) درباره خليفه آخر الزمان و نشانه هاي ظهور او، نقل كرده اند، گرد آورده است.
در بابهاي ديگر، به موضوعاتي به شرح زير اشاره دارد:.
فتنه بين مغرب ومشرق، خروج سفيانى، جريان لشكر كشيها و...
در مورد اين گونه روايات، از قول حافظ ابوالخطاب بن دحيه مي آورد:.
(اين گونه مسائل، از قول پيامبر(ص) مستند موثقي نداشته و از پيامبر(ص) نرسيده است و بيان آن، انسان را از عدالت ساقط مي كند، مگر نقل آن از باب امانت باشد و صحت و سقم به مؤلف برگردد.).
در اين كتاب، تناقضها و ناسازگاريهاي بسياري ديده مي شود. مثلاً آمده: دجّال، در سال سيصد، ظهور مي كند، و مسائل ديگري كه نادرستي آنها آشكار است.
سپس داستان خروج سفياني و خروج (دابّه) را كه حذيفه از قول پيامبر(ص) نقل مي كند، به بوته نقد گذارده و مي نويسد:.
(از اين خبر، بوي جعل استشمام مي شود و مسأله پر از جعليات و اسرائيليات است كه انسان از سياه كردن كاغذ به آن ابي دارد.).
سپس روايات ساختگي و دروغ را كه با عقل و فطرت سالم، ناسازگارند، مشخص مي كند.
باب ديگري گشوده درباره مهدى(عج) و كساني كه زمينه حكومت وي را مهيا مي سازند. در اين باب، رواياتي كه از على(ع)، ثوبان،عبداللّه بن الحارث بن جز الزبيدي از رسول اكرم(ص) نقل شده، گردمي آورد.
در باب ديگر، رواياتي از پيامبر(ص) درباره ويژگيهاي مهدى(عج)، اسم عطايا، درنگ وى، خروج با عيسى(ع)، كشتن دجال و... نقل مي كند.
آن گاه تحت عنوان: (فصل)، روايت (لامهدي اِلاّ عيسى) را نقل مي كند و آن را معارض با روايات ديگر مي داند و در مقام نقد، روايت را از نظر سند، ضعيف مي شمرد و رواياتي كه بيانگر ظهور آن حضرت هستند و وي را از عترت پيامبر(ص) و فرزند زهرا(س) مي دانند،را صحيح، متواتر، نص و مقدّم بر (روايت) لا مهدي الاّ عيسي مي شمارد.
در پايان، اين دو دسته از روايات را به اين گونه خواسته جمع كند:.
(يحتمل ان يكون قوله عليه الصلاة والسلام، ولا مهدي الا عيسي اي لا مهدي كاملاً معصوماً اِلاّ عيسي وعلي هذا تجتمع الاحاديث ويرتفع التعارض.).
احتمال دارد منظور از روايت: (لا مهدي اِلاّ عيسى)، يعني مهدي كامل و معصوم، جز عيسي نيست. بنابراين، ميان روايات جمع مي شود و تعارض بين روايات برطرف مي گردد.
البته اين جمع از ديدگاه شيعه، پذيرفته نيست و قابل مناقشه است. در بابهاي ديگر، موضوعاتي به شرح زير آمده:.
محل ظهور حضرت مهدى، نشانه هاي خروج مهدى(عج)، بيعت با حضرت در دو مرحله، درگيري و قتل سفيانى، سرزمينهايي كه حضرت به تصرف در مي آورد، چگونگي فتح قسطنطنيه، نشانه هاي خروج دجال، نزول حضرت عيسى(ع)، كشتن دجال، مقدمات قيام قيامت و نشانه هاي آن.
مؤلف، در پايان تحت عنوان: (فصل) نشانه هاي قيامت را از نظر علماء ياد آور شده و نشانه هاي پايان دنيا را بر شمرده است.

كشف الغمه في معرفة الائمه.
نوشته: ابوالحسن علي بن عيسي بن ابي الفتح اربلى.
ناشر: دارالكتاب الاسلامى، بيروت.
شماره صفحه ها:.
اربلي از اديبان شيعي قرن هفتم هجري است. وي در شهر اربل، در شمال عراق، چشم به دنيا گشوده و در هجوم مغول، از آن جا به موصل كوچ كرده و پس از مدتى، به اربل بازگشته است. از منابعي كه شرح زندگاني او را ياد آور شده اند، بر مي آيد، وي در اربل، رياست ديوان انشا را در زمان ابن الصلايا، بر عهده داشته است. در سال 660 ه. ق. به بغداد رفت و رياست ديوان انشاء بغداد را از سوي علاء الدين صاحب ديوان پذيرفت و در سال 693 ه. ق. در همان جا به درود حيات گفت‏(33).
گرچه از تحصيل و رشد علمي او، ارباب تراجم كمتر سخن گفته اند، ولي بزرگاني چون: صاحب (امل الأمل) از وي به عظمت و بزرگي ياد كرده و درباره شخصيت علمي او نوشته است:.
(كان عالماً، فاضلاً، محدثاً، ثقة، شاعراً، اديباً ومنشأً جامعاً للفضائل والمحاسن. له كتب منها (كشف الغمه في معرفة الائمه(ع)...)(34).
(اربلى) دانشمند، فاضل، محدث، ثقه، شاعر، اديب، نگارنده و مجمع فضائل و نيكيها بوده و از او نوشته هاي بسيارى، از جمله: كشف الغمه في معرفة الائمه، به جا مانده است.
وى، در اين اثر ارزشمند، رواياتي كه درباره سيره، تاريخ حيات، فضائل، مناقب و معجزات پيامبر(ص)، حضرت زهرا(س) و ائمه (ع) رسيده، از منابع معتبر و مورد اعتماد شيعه و سني گردآوري كرده، از جمله: تمامي دو رساله حافظ ابونعيم اصفهاني و برخي متون معتبر ديگر را بر اثر خود افزوده و چون ديده حجم كتاب زياد مي شود در هنگام نقل روايتها، اگر كلمه و جمله اي نياز به توضيح داشته، به اختصار توضيح داده است وسندهاي روايات را، حذف كرده است.
از آن جا كه اربلى، از دانش بالايي برخوردار بوده و ذهن نقادي داشته است، در موارد بسياري ديدگاهها و استدلالهاي ديگران را آورده و به نقد و بررسي آن پرداخته و به برخي از اخبار نيز، به ديده نقد نگريسته است.
به خاطر ابتكاري بودن اثر و استحكام محتوا و موضع معتدل نويسنده، اين اثر از جايگاه ويژه اي در ميان جامعه شيعه و سني و دوستداران اهل بيت بر خوردار شده و افراد زيادي از آن نقل كرده اند.
نويسنده، بخش آخر جزء سوم كتاب خود را به امام زمان(عج) اختصاص داده وبه مباحثي به شرح زير پرداخته است: محل تولد حضرت مهدى(عج)، زمان تولد، نسب، پدر، مادر، اسم، كنيه، لقب.
احاديثي كه از پيامبر(ص) درباره مهدى(عج) به طريق صحيح ابوداود ترمذي از ابوسعيد خدري و ديگران نقل شده، گرآورده است، آن گاه شبهه اي را مطرح مي كند:.
مهدي در اين كه، با اوصافي كه در روايات بيان شده، فرزند فاطمه است، سخني نيست، ولي بحث در اين است كه اين روايات، دليل نمي شود بر اين كه مهدى، با آن اوصاف، همان (محمد بن الحسن) باشد. زيرا اولاد فاطمه، تا قيامت بسيارند.دليل ديگري جز اين روايات لازم است تا اثبات كند مهدى، همان حجة بن الحسن العسكري است).
سپس از شبهه اين گونه پاسخ مي دهد:.
(پيامبر(ص)، مهدي را با اوصاف مشخص كرده و اين نشانه ها و ويژگيهايي كه در روايات آمده، جز بر امام زمان(عج) تطبيق نمي كند وگرنه اين نشانه نخواهد بود.).
شبهه را پي مي گيرد و پاسخهاي محكم از آن مي دهد.
سپس به برهانهاي عقلي و نصوصي كه برامامت امام عصر(عج) دلالت دارد، استدلال كرده و كساني كه امام عصر(عج) را زيارت كرده اند، نام مي برد و...
در پايان، رواياتي كه حافظ ابونعيم اصفهاني از پيامبر اكرم(ص) درباره مهدى(عج) گردآوري كرده و بخشهاي عمده اي از كتاب البيان في اخبار الزمان شيخ اباعبداللّه محمد بن يوسف بن محمد الگنجي الشافعي را در بيست و پنج باب كه شامل بسياري از مطالب مربوط به غيبت و ظهور است، نقل مي كند.

فرائد السمطين، في فضائل المرتضي والبتول والسبطين.
والائمة من ذريتهم(ع)، ج‏2.
نوشته: شيخ الاسلام، صدرالدين ابوالمجامع ابراهيم بن سعد الدين.
محمدابن المؤيد الجويني الخراسان.
تحقيق و تعليق: شيخ محمد باقر محمودى.
ناشر:مؤسسة المحمودى،بيروت.
مؤلف از بزرگان اهل سنت و حافظان حديث است. تذكره نويسان، او را به عظمت ستوده اند.ذهبي درباره وي مي نويسد:.
(الامام المحدث الاوحد الاكمل فخر الاسلام... وكان شديد الاعتنا بالروايه وتحصيل الاجزاء وعلي يده أسلم غازان الملك...)(35).
(جوينى) پيشوا، محدث، بي همتا، كامل، فخر اسلام...به روايت و تحصيل آن، بسيار عنايت داشته و با تلاش او، غازان الملك اسلام آورد.
وى، احاديث بسياري از علماي عراق، شام، حجاز و... نقل كرده و از برخي آنان اجازه روايت، دريافت داشته است.
جوينى،نوشته هاي بسياري دارد، از جمله نوشته هاي اوست:فرائد السمطين في فضائل المرتضي والبتول والسبطين والائمة من ذريتهم.
مؤلف، بخش زيادي از كتاب خود را به بيان چگونگي ظهور و قيام مهدي منتظر (عج) اختصاص داده است (از صفحه 310، تا 343، جلد دوّم).
نويسنده، در بيان و اثبات مطالب، از منابع روايي بهره مي جويد و عناوين رواياتي كه گردآوري كرده به شرح زير است.
بشارت ظهور مهدى(عج)، مهدى(عج) از ذريه پيامبر(ص)، قيام براي گسترش قسط و عدل پس از پرشدن دنيا از ظلم و جور، قيام حضرت مهدي پيش از رستاخيز امري قطعي و حتمي است، مهدى، دوازدهمين امام شيعيان است و خداوند امر ظهور او را يك شبه فراهم مي آورد.
امام رضا(ع) و بشارت ظهور مهدي و نوراني شدن دنيا به نور حضرت و روي آوردن سعادت دنيا و آخرت در ايّام ميمون و مبارك ظهور حضرت.

شرعة التسمية حول حرمة التسميه.
نوشته: سيد محمد باقر داماد.
تحقيق: رضا استادى.
ناشر: مهديه ميرداماد.
شماره صفحه ها: 155.
محمد باقر داماد، معروف به مير داماد، تحصيل علوم ديني را در مشهد مقدس آغاز كرد و بر اثر هوش و استعداد سرشاري كه داشت، در اندك زماني در علوم و فنون گوناگونى، بويژه فقه، حكمت و فلسفه، سر آمد ديگران گرديد و به درجه اجتهاد نائل آمد و استاد فقهاي عصر خويش شد.از اين روى، فقهاي عصر وى، فتاواي شرعي را به تصحيح وي معتبر مي شمردند(36). او، افزون بر مقام فقهى، در مسائل فلسفي و كلامي تبحر خاصي داشته و در اين زمينه، از وي نوشته هاي ارزشمندي به جاي مانده است، از آن جمله، رساله: شرعة التسمية حول حرمة التسميه.
از جمله مباحث مربوط به امام عصر(ع) كه در چندين روايت آمده و محققان درباره آن، به بحث و گفت و گو پرداخته اند، مسأله حرمت، كراهت يا جواز تصريح به اسم و كينه اصلي امام عصر(ع) در زمان غيبت است. از دانشمندان بنامي كه در اين موضوع به بحث و بررسي پرداخته اند، ميرداماد را مي توان نام برد.
وى، اثر مورد بحث را در همين باره نگاشته و در آن، اين مسأله را به گونه اي عالمانه و محققانه، به نقد و تحليل گذاشته، آن گاه، روايات مسأله را يكايك آورده و درباره آنها بحث كرده است.
اين اثر ارزشمند، افزون بر تحقيق و تبيين مسأله ياد شده، آكنده از فوائد علمى، ادبي و رجالي است.
تحقيق و تصحيح اين رساله، براساس چهار نسخه معتبر، با تلاش رضا استادي انجام پذيرفته است. در پانوشتها، افزون بر ضبط اختلاف نسخه ها، توضيحاتي درباره برخي روايات داده شده است.
در مقدمه كتاب، ضمن اين كه از نسخه هاي كتاب، چگونگي تصحيح، گزارش شده، شرح حالي از مؤلف آمده و فهرستي از آثار وى، ارائه شده است.

المحجة فيما نزل في القائم الحجة(عج).
نوشته: سيد هاشم بحراني.
تحقيق و تعليق: محمد منير ميلانى،.
شماره صفحه ها:284.
بحرانى، فقيه، مفسر، محدث و صاحب نظر در رجال بوده است‏(37).
شيخ يوسف بحرانى، درباره شخصيت او مي نويسد:.
(... كان السيد المذكور فاضلاً، محدثاً، جامعاً، متتبعاً للاخبار بمالم يسبق اليه سابق سوي شيخنا المجلسى(ره) وقد صنف كتباً عديدةً تشهد بشدة تتبعه واطلاعه...)(38).
سيد بحرانى، فاضل، محدث، جامع و پژوهشگر در اخبار بوده است. كسي در اين فن، جز مجلسى، بر او پيشي نگرفته. كتابهاي زيادي تصنيف كرده كه گواه تتبع و آگاهي اوست.
گذشته از مرتبه بلند علمى، امور حسبيه را نيز بر عهده داشته است. در انجام فريضه امر به معروف و نهي از منكر و مبارزه با ستمگران و حاكمان ستم، هيچ گونه بيم و هراسي به خود راه نداده و عمر پر بركت خويش را در راه نشر علوم اهل بيت و خدمت به بندگان خدا به پايان برده است.
وى، در سال 1107 - 1108 در قريه نعيم درگذشت و در قريه توبلى، به خاك سپرده شد.
بحراني از بزرگاني چون: سيد عبدالعظيم بن سيد عباس استرآبادى، شيخ فخر الدين بن طريحي النجفى، صاحب مجمع البحرين، بهره جسته است‏(39).
از وى، نوشته هاي بسياري به جا مانده، از جمله: كتاب: المحجة فيما نزل في القائم الحجة.
موضوع مورد بحث، اين اثر، آيات قرآني است كه در روايات، به حضرت مهدي تفسير و تأويل شده. اين آيات، به 120 عدد مي رسند كه از سوره بقره آغاز و به سوره مباركه عصر، پايان مي پذيرند مطالب كتاب، به صورت ترتيب سوره هاي قرآني تنظيم شده اند.
نويسنده، در مقدمه كتاب مي نويسد:.
(در اين كتاب، آياتي كه در روايات معصومين(ع) به مهدى(عج) تفسير شده اند، آورده شده و روايات مربوط به ديگر ائمه(ع) را در تفسير برهان بايد جست.).
روايات مورد استناد در تفسير و تأويل آيات قرآن، از مصادر آنها نقل شده است.
محقق محترم، افزون بر آياتي كه مؤلف گرد آوري كرده، با جست و جوي بسيار، به دوازده آيه از قرآن دست يافته كه به گونه اي به امام عصر (عج) ارتباط دارند و آنها را به صورت استدراك در پايان كتاب، تحت عنوان: (مستدرك المحجه) آورده است.
وى، با تلاش فراوان و درخور تحسين، براي تصحيح كتاب به نسخه خطي موجود در كتابخانه آيت اللّه مرعشى، كه به خط خوانا در زمان مؤلف و از روي نوشته او، نسخه برداري شده، تكيه كرده و كتاب را، اصلاح كرده است.
از جمله كارهاي ارزشمندمحقق، تطبيق احاديث، با مصادر اصلي آن و نماياندن موارد اختلاف، از نظر زيادي و نقص است.
برخي روايات، كه سند مشخصي نداشته اند با جست و جو و تحقيق در منابع گوناگون، از مصادر ديگري آدرس داده است.

ينابيع الموده.
نوشته: الحافظ سليمان بن ابراهيم بن القندوزي الحنفي.
تصحيح و تدقيق: دارالكتب العراقيه.
ناشر: بصيرتى، قم.
شمار صفحه ها: 527.
قندوزى، در سال 1220 ه. ق. ديده به جهان گشوده در بلخ، به فراگيري دانش پرداخت.براي ادامه تحصيل، به بخارا رفت. سپس به هند و افغانستان رفت و با بزرگان طريقت، همراه گشت و در سير و سلوك و تفقه در دين، به درجات عالي نائل آمد، آن گاه، به قندوز بازگشت. مدت زماني در آن جا اقامت گزيد و به نشر دانش و هدايت و ارشاد خلق همّت گماشت. از آن جا كه شوق زيستن در جوار بيت اللّه الحرام را در سر داشت، در سال 1269 ه. ق روانه بيت اللّه شد. به قونيه كه رسيد، سه سال و شش ماه، در آن جا ماند. كتابهاي شيخ محي الدين بن عربي حاتمي را از روي نسخه دست نوشته وى، يادداشت كرد. تا اين كه از سوي سلطان وقت، به مسند مشيخه تكيه شيخ مراد بخاري مأمور شد و در آن جا به ارشاد مردم و نشر علم حديث و تفسير پرداخت و در سال 1294ه. ق. در قسطنطنيه ديده از جهان فرو بست‏(40).
از جمله آثاري كه از وي به جاي مانده، كتاب: ينابيع الموده است.
اين اثر، بار اول و بار دوّم، در سال 1302ه.ق در استنابول، پس از گذشت هشت سال از فوت مؤلف، از سوي مهدي ملك التجار، در 527 صفحه، به چاپ رسيده است.
بار سوّم، در مشهد، به سال 1308 ه. ق. در دو جزء، در 455صفحه، به گونه سنگى، به تصحيح محمد شفيع اعتماد الدوله.
بار چهارم، در بمبئ، به سال 1311 ه. ق. به اهتمام شيخ علي محلاتى، در 448 صفحه، به گونه سنگى. در پايان اين چاپ، ترجمه مؤلف آمده است.
بار پنجم، در تهران، به سال 1312 ه. ق. با مفاتيح المحجة، در 614 صفحه. بار ششم، در بيروت، در سه جزء.
بار هفتم، در نجف اشرف، به سال 1384 ه. ق. با تصحيح، چاپخانه حيدريه.
آنچه در دست داريم، چاپ هشتم كتاب است.
مؤلف در اين كتاب، فضائل پيامبر(ص) و اهل بيت(ع) را با استناد به كتابهاي مورد اعتماد، مانند: صحاح ستّ و... در يك مقدمه و صدباب، گرد مي آورد.
از باب هفتاد و يك به بعد، مباحثي در باره غيبت امام زمان (عج)، با استفاده از كتابهاي گوناگون مطرح مي كند: از جمله:.
آياتي كه براساس روايات اهل بيت، به حضرت مهدي (عج) تفسير شده، از كتاب: المحجة فيما نزل فى القائم الحجة نقل مي كند.
رواياتي كه بيانگر نشانه ها و شرطهاي برپايي رستاخيزند، از جواهر العقدين مي آورد.
درباره ويژگيهاي حضرت مهدى(عج) و اين كه او از اهل بيت است و فرزند زهرا(س) رواياتي از كتابهاي اهل سنت مانند: كنوز الدقائق، مسامرة الاخيار، سنن ترمزى، مناقب لابن المغازلي الشافعي واسعاف الراغبين درباره حضرت مهدى(عج) نقل كرده است.
سخنان حضرت امير(ع) را درباره شأن و منزلت مهدى(عج) از نهج البلاغه مي آورد.
از پيامبر(ص) و ائمه(ع) درباره گرفتاريهاي اهل بيت، تا پيش از ظهور، رواياتي را مي آورد.
روايات بيانگر نام و شمار ائمه(ع) ظهور حضرت، دجّال و حديث: (بعدي اثنا عشر خليفه) را از كتاب فرائد السمطين، يادآور مي شود.
زمان ولادت حضرت، كرامات حضرت، ويژگيهاى، آنان كه توفيق ديدار او را يافته اند، سخنان اهل اللّه، از اصحاب كشف و شهود، تفسير آيه شريفه: (يوم ندعوا كل اناس بامامهم) و... از موضوعاتي است كه به آنها مي پردازد.
يكي از مستشرقان، ينابيع الموده را اين گونه معرفي مي كند:.
(ينابيع المودة وهي شمائل النبى(ص) وآل بيت فيها اقتباسات كثيرة من المصنفات القديمة ولذا لها فائدة كبري وهي مرغوبة في بلاد عجم...)(41).
ينابيع الموده، سيره و سيرت پيامبر(ص) و اهل بيت را در بر دارد و در آن از كتابهاي زيادي از علماي پيشين استفاده شده و داراي فوائد بزرگ و بسياري است و در بلاد و سرزمين غير عرب رواج دارد.
اين اثر، نه تنها در مناطق شيعه نشين مورد توجه بوده و هست، بلكه در ديگر شهرهاي اسلامي نيز، از ارزش و اهميت شاياني برخوردار است.

نور الابصار.
نوشته: سيد مؤمن بن حسن بن مؤمن الشبلنجي.
ناشر: دارالكتب العلميه، بيروت.
شماره صفحه ها: 248.
وى، در قريه شبلبخ از قراي مصر پرورش يافت و در ده سالگي تمام قرآن را حفظ كرد و وارد دانشگاه الازهر مصر شد و نزد دانشمندان بزرگي چون: شيخ محمد خضرى، مياطى، شيخ محمد الاشمونى، شيخ محمد الانبابى، شيخ ابراهيم شرقاوي شيخ محمد مرصفى، كسب دانش كرد و در علوم و فنون گوناگون، بويژه علم حديث، ادب و تاريخ به درجات عالي نائل آمد و آثار ارزشمندى، عرضه داشت از جمله نوشته هاي وى، كتاب: نورالابصار في مناقب آل بيت النبي المختار است‏(42).
بخشي از اين اثر، اختصاص به حضرت مهدي دارد كه تحت عنوان: (فصل في ذكر مناقب محمدبن الحسن الخالص...) آمده است. ذيل اين فصل، به بحث درباره : ولادت، كنيه، القاب، اوصاف و نايبان حضرت، چگونگي غيبت، سال غيبت، طول عمر، زمان و مكاني كه حضرت غائب شده، حيات وي پس از غيبت، محال نبودن غيبت طولاني و... مي پردازد.
آن گاه، ديدگاه كساني را كه بر اين باروند: مهدي منتظر، محمدبن حنفيه است و باز خواهد گشت و هم اكنون در جبل رضوى، اطراف مدينه مي زيد، به شدت رد مي كند و مي نويسد:.
(وهذه كلها اقوال فاسدة... فان محمد بن حنفيه رضي اللّه عنه توفي بالمدينة المنورة وقيل بالطائف.)(43).
اين گفتارها تمام فاسد است... محمد بن حنفيه، در مدينه منوره و برخي گفته اند در طايف وفات كرده است.
سپس تحت عنوان: (تتمة) سخن را درباره اخبار مهدى(عج) پي مي گيرد ابتدا اشاره دارد به اختلاف بين علماء، درباره اين كه آيا حضرت مهدى(عج)، از اولاد امام حسن است يا امام حسين(ع) و نظر مي دهد كه حضرت مهدى، از اولاد امام حسين(ع) است و ديدگاه صاحب (يواقبت الجواهر) را براي تاييد نظر خود، مي آورد:.
(... المهدي من ولد الامام الحسن العسكري بن الحسين ومولده النصف من شعبان...)(44).
آن گاه به موضوعات زير مي پردازد.
ويژگيهاي ظاهري امام: قد و قامت، رنگ، سيما و...
زمان و مكان ظهور.
چگونگي قيام.
سرزمين كشته شدن سفياني.
چگونگي برخورد با مردم.
و...

الاذاعة لما كان ومايكون بين يدي الساعة.
نوشته: سيد محمد صديق حسن.
ناشر: مؤسسة سعودي مصر.
شماره صفحه ها:.
مؤلف، در قنوج هند، چشم به هستي گشود، در دهلي به كسب دانش پرداخت، سپس براي امرار معاش، به (بهوبال) سفر كرد و با تلاش و پشتكار، ثروت فراوان، به دست آورد و با ملكه (بهوبال)، ازدواج كرد.
با حضور در صحنه افكار جديد و اصلاح طلبانه و در شمار شخصيتهاي دوره نوين نهضت اسلامي قرار گرفت. از وي آثار ارزشمندي در علوم و معارف اسلامي به زبانهاى: عربى، فارسي و هندي به يادگار مانده است‏(45).
از جمله كتاب: (الاذاعة لما كان ومايكون بين يدي الساعة).
اين اثر، همان گونه كه از نامش پيدا است، ملاحم و فتن پيش از قيامت را در بر دارد. نويسنده، ابتداء احاديثي كه در باب حضرت مهدي و مسأله غيبت در منابع روايي چون: سنن، معاجم، مسانيد و... آمده و از آنها استفاده تواتر مي شود، گرد مي آورد.
پس از اثبات تواتر احاديث، به شبهات و خرده گيريهايي كه از سوي ابن خلدون و...
در مورد احتجاج به احاديث حضرت مهدي شده مي پردازد و به ابن خلدون كه مي نويسد:.
(احاديث مربوط به غيبت مهدى، برخي با برخ ديگر معارض است و راويان بعضي احاديث، چون حافظه و ضبط قوي نداشته اند، مورد طعن و جرح قرار گرفته اند. تنها به رواياتي كه از سوي محققان از محدثان رسيده، مي شود عمل كرد.).
پاسخ مي دهد:.
اولاً، در كتابهاي صحيح نيز، راويان مورد طعن و جرح وجود دارد. افزون بر اين، احاديث مربوط به مهدي را محدثان مورد اعتمادى، چون: ترمذى، ابي داود، ابن ماجه، حاكم، طبراني و ابي يعلي الموصلي به اسناد جماعتي از صحابه نقل كرده اند.
ثانياً، احاديث مربوط به مهدى، برخي صحيح و بعضي حسن و ضعيف هستند. از آن جا كه برخي احاديث، به برخ ديگر ياري مي رسانند و به شواهدي نيز، تقويت مي شوند، مي شود بر آنها اعتماد كرد.
ثالثاً، مسأله امام زمان(عج) و ظهور وى، مشهور بين همه مسلمانان و اهل اسلام است و در طول عصرها و قرنها، زبان به زبان منتقل شده و همه بر آن بوده و هستند كه ناچار در آخر الزمان، فردي از اهل بيت پيامبر(ص) ظهور مي كند و دين را تاييد و عدل را ظاهر مي سازد و مسلمانان از وي پيروي مي كنند و بر بلاد اسلامي مسلط مي شود. اين شخص مهدي ناميده مي شود.
آن گاه مي نويسد: خروج دجال و فرود آمدن عيسي و وقايع پس از آن، از نشانه هاي رستاخيزند و روايات صحيح و در حدّ تواتر، بر آنها دلالت مي كنند و جايي براي انكار آنها نيست و براي تأييد ديدگاه خود، سخن شوكاني را گواه مي آورد:.
(قال: والاحاديث الوارده في المهدي التي امكن الوقوف عليها منها خمسون حديثاً فيها الصحيح والحسن والضعيف المنجبر وهي متواترة بلا شك ولاشبهة، بل يصدق وصف التواتر علي ما هودونها علي جميع الاصلاحات المحررة في الاصول وامّا الآثار عن الصحابة المصرحة بالمهدي فهي كثيرة ايضاً...)(46).
احاديثي كه درباره حضرت مهدى(عج) رسيده و امكان دسترسي به آنها وجود دارد، از جمله پنجاه حديث است كه در بين آنها، صحيح، حسن، ضعيف و منجبر وجود دارد و اينها متواترند، بدون شك و شبهه، بلكه كمتر از اينها بنا بر همه اصطلاحاتي كه در اصول بدان اشاره شده، تواتر صدق مي كند. امّا آثار صحابه كه در آنها تصريح به مهدي شده نيز، زياد است.
در اين جا اشاره اي دارد به كتاب سيد علامه بدرالملة المنير محمدبن اسماعيل اليماني و رواياتي كه وي گرد آوري كرده درباره: ظهور مهدي از آل محمد در آخر الزمان، مشخص نبودن زمان ظهور و اشاره به روايتي كه مي گويد: (پيش از ظهور مهدي دجّال خروج مي كند).
آن گاه، احاديث رسيده درباره حضرت مهدي را اين گونه دسته بندي مي كند:.
1. درباره اسم، نسب، مولد، بيعت كنندگان، هجرت كنندگان باوى، سيره و صفات وى.
2. برشمارندگان ويژگيها حضرت و نشانه هاي ظهور.
3. درباره فتنه ها و حادثه هايي كه پيش از ظهور پديد مي آيد.
4. ملاحمي كه در زمان حضور حضرت، واقع مي شوند و نشانه نزديكي رستاخيزند.
نويسنده در ذيل هر حديثي كه مي آورد، نكاتي را درباره حديث و راويان آن، يادآوري مي شود. از باب نمونه، در ذيل روايت طلحة بن عبداللّه مي نويسد:.
اخرجه الطبراني في الأوسط وفيه مثني بن الصباح وهومتروك وضعيف جداً ووثقه ابن معين في رواية وضعّفه ايضاً وليس في الحديث تصريح بذكر المهدى...)(47).
طبراني در الاوسط، روايت را آورده است. در سند روايت، مثني بن الصباح، كه كنار گذاشته شده و جداًضعيف شمرده شده، وجود دارد. در روايتى، ابن معين، او را توثيق كرده و ضعيف نيز دانسته است. در حديث، تصريح به نام مهدي نشده است.
به ديدگاههاي متصوفه و شيخيه اشاره مي كند و ابراز مي دارد:.
(آنان ديدگاه درستي نسبت به مسأله مهدي ندارند و مبناي سخنان خود را از اصول واهي گرفته اند.).
مي نويسد:.
(ما، در اعتقادات و ديدگاههاي مذهبي خويش، جز به قرآن و احاديث تمسك نمي جوييم و دين را جز از اين دو راه اثبات نمي كنيم.).
در مورد ردّ كساني كه استدلال به اين روايات را درباره مهدى، نادرست مي پندارد، بويژه ابن خلدون، افزون بر آنچه يادآور شده مي نويسد:.
(اين احاديث، كمتر از احاديثي كه در باب احكام شرعي مورد استناد قرار مي گيرند، نيست و معمول است كه فقها، به اينگونه روايات استدلال مي كنند و آنچه راجع به جرح و تعديل راويان گفته شده، در ساير سندهاي روايات نيز، وجود دارد.
بنابراين، مسأله مهدي جاي شك و شبهه ندارد و با وجود دليلهاي بسيار، انكار آن ايستادگي در برابر نصوص مستفيضه اي است كه به حد تواتر نيز مي رسد.).
سپس استناد مي كند به ديدگاه شيخ علامه محمد بن احمد السفاريني حنبلي كه مجموع احاديث را موجب علم قطعي دانسته و ايمان به خروج حضرت را واجب شمرده است.
(...ما يفيد مجموعة العلم القطعي فالايمان بخروج المهدي واجب كما هو مقرر عند اهل العلم ومدون في عقائد أهل سنة والجماعة.)(48).
مجموع احاديث، مفيد علم قطعي به وجود قيام مهدي است . از اين روى، ايمان به قيام مهدى، واجب است همان گونه كه نزد اهل دانش ثابت شده و در عقايد اهل سنت و جماعت تدوين شده است.
سخن آخر را به حوادثي كه پيش از خروج حضرت مهدى، رخ خواهد داد و نشانه ظهور و... اختصاص مي دهد.

نجم الثاقب في احوال الامام الغائب (عج).
نوشته: ميرزا حسين نوري طبرسى.
ناشر: جعفرى، مشهد.
شماره صفحه ها: 587.
محدث نورى، در يكي از قراي نور، در سال 1254 ه. ق. ديده به جهان گشود. در تهران از محضر شيخ عبدالرحيم بروجردى، مايه علمي گرفت و در سال 1278 ه. ق. براي كسب دانش بيشتر، به عراق هجرت كرد و از خرمن پرفيض شيخ عبدالحسين تهرانى، شيخ اعظم انصاري بهره جست، سپس به هنگام مهاجرت ميرزا حسن شيرازي به سامرا، باوي مهاجرت كرد. چند سال در سامراء بود و آن گاه به نجف اشرف، بازگشت و در آن جا، اقامت گزيد و در همان جا، به سال 1320 ه. ق ديده از جهان فرو بست. وي آثار بسيار دارد(49). از جمله: نجم الثاقب في احوال الامام الغائب(عج)، به زبان فارسى.
شيخ عباس قمى، درباره شخصيت علمي وي مي نويسد:.
(... اما علمه فاحسن فنه الحديث ومعرفة الرجال والاحاطة بالاقوال والاطلاع بدقايق الآيات ونكات الأخبار بحيث يتحير العقول عن كيفيته استخراجه جواهر الاخبار عن كنوزها وترجع الابصار حاسرة عن ادراك طريقته في استنباط اشاراتها ورموزها.(50).
اما آگاهي وي به فن حديث، رجال، احاطه به ديدگاههاي ديگران، شناخت دقايق آيات و نكات روايات، به گونه اي بوده كه خردها از چگونگي برداشت او از گنجينه هاي اخبار در شگفتي فرو رفته و نسبت به درك، فهم و شيوه استنباط و كشف اشارت و رموز به ديده حيرت مي نگريسته اند.
اين اثر، مزيّن است به تقريظ مرحوم ميرزاي شيرازي بزرگ.
درباره انگيزه خود از تأليف اين اثر مي نويسد:.
(در سال 1303 ه. ق. در خدمت ميزراي بزرگ بودم.
ميرزا فرمود: خوب است، كتابي مستقل درباره حضرت مهدى(عج) به زبان فارسي نگاشته شود. و شما شايستگي انجام اين مهم راداريد.
عرض كردم: مقدمات امر فراهم نيست، ولي از آن جا كه در سال گذشته، رساله اي درباره كساني كه در غيبت كبرى، به زيارت حضرت مهدى(عج) مشرف شده اند، تحت عنوان: جنة المأوي نگاشته ام، اگر مصلحت باشد، همان رساله را، با افزودن مطالبي بر آن ترجمه كنم.
پيشنهاد پذيرفته شد. لكن ميرزا فرمود: شمه اي از حالات حضرت مهدى، هر چند به اختصار بر آن افزوده شود. حسب الامر مطاع ميرزا، به انجام اين اثر اقدام شد و در نهايت يأس با استمداد از عسكريين، بحمداللّه در اندك زماني اين خدمت به انجام رسيد.).
كتاب حاضر در دوازده باب، به شرح زير تنظيم شده است:.
باب اول، چگونگي ولادت، شمه اي از احوال شخصي حكيمه خاتون.
باب دوّم و سوّم، اسامى، القاب و كنيه ها، شمايل و توجهات الهي به حضرت.
باب چهارم، اختلاف مسلمانان نسبت به امر غيبت، پس از اتفاق بر درستي صدور اخباري كه از پيامبر(ص) بر آمدن حضرت مهدي رسيده، كتابهايي كه عالمان اهل سنت، در باب حضرت مهدي موعود، تأليف كرده اند، مطالب مورد اختلاف: نسب، اسم پدر تشخيص و تعيين آن حضرت و ديدگاههاي علماي فرق اسلامي در مورد هر يك از مباحث فوق و نقد و بررسي هر يك و ارائه ديدگاه صواب.
باب پنجم و ششم: بحث و استدلال درباره اين كه حضرت مهدي موعود، فرزند امام حسن عسكرى(ع) است.
باب هفتم و هشتم: سخن درباره كساني است كه در عصر غيبت كبرى، به محضر حضرت، شرفياب شده اند، يا بر معجزات حضرت آگاهي يافته اند و جمع بينِ رواياتي كه مي فرمايد:.
(مدعي ديدار با حضرت را بايد دروغگو خواند) و داستانهايي كه بيانگر ديدار بزرگان و اولياء با حضرت هستند و...).
باب نهم، درباره اين كه براي هر حاجت، به امامي خاص بايد توسل جست و اثبات اين نكته كه يكي از مناصب خاصه امام زمان (عج) پناه دل سوختگان است.
باب دهم، در بيان گوشه اي از تكاليف و آداب مسلمانان، نسبت به آن جناب.
باب يازدهم، روزهاي ويژه آن حضرت و تكليف پيروان حضرت در آن روزها.
ناگفته نماند، مطالب سست، بي اساس و بي پايه در كتابهايي كه درباره حضرت مهدي نگاشته شده بسيار است، بايد با دقت به آنها نگريست و هر مطلبي را از آنها بي درنگ و بي مطالعه همه جانبه و بدون مراجعه به اهل فن، نپذيرفت.
از جمله نوشته هايي كه مطالب واهى، بي پايه و به دور از خرد بسيار دارند، نوشته هاي محدث نوري است كه بايد اهل نظر و محققان و نويسندگان تيز نگر، واهي بودن اينها رابه همه شيفتگان مهدي و اهل مطالعه بنمايانند.

اعيان الشيعه، جلد 4.
نوشته: محسن امين.
ناشر: دارالتعارف للمطبوعات، بيروت.
سيد محسن امين عاملى، در سال 1283 ه.ق. در قريه شقره جبل عامل، متولد شد و علوم مقدماتي را در همان جا به پايان رساند و براي تحصيل علوم عالي به عراق هجرت كرد و در نجف اشرف، رحل اقامت افكند و از محضر بزرگان آن حوزه بهره برد و به مقام عالي اجتهاد نائل آمد، سپس به دمشق رفت و در آن جا اقامت گزيد و مرجع شيعيان شد.
وى، آثار بسيار دارد، از جمله آنها، اثر ارزشمند اعيان الشيعه است‏(51).
مؤلف بزرگوار، در اين اثر با عظمت كه در حقيقت، دائرة المعارف پيشوايان دين، رجال علم و ادب و فرهنگ است، در مورد حضرت مهدى(عج) سنگ تمام گذاشته و بيش از 150 صفحه از كتاب را به آن حضرت اختصاص داده است.
شيوه بيان مطالب، بيشتر بر مبناي نقل اخبار و اقوال بزرگان و دانشمندان است. در هر موضوع، پيش از ورود در اصل بحث، مقدمه اي مي نگارد، سپس به مطالب اصلي مي پردازد. درباره حضرت مهدى(عج) موضوعات زير را به بحث گذارده:.
زمان ولادت، ويژگيهاي شخصى، پوشش، غيبت و سفراء، امامت حضرت، وجود حضرت در شهرها، ولي غايب از ديدگان، اخباري كه از طريق اهل سنت درباره ظهور حضرت رسيده، برخي مطالبي كه شيعيان در اثبات امامت، غيبت و... از قرآن احاديث پيامبر(ص) فاطمه(ع) و ساير ائمه(ع) بدانها تمسك مي جويند، غيبتهاي انبياء: صالح، ابراهيم، يوسف، موسى، اوصياء و حجج پس از موسي تا زمان مسيح، معجزات حضرت و نشانه هاي اثبات آن طرح يازده شبهه در مورد مهدى(عج) و پاسخ آن با دليلها و برهانهاي عقلي و نقلى، يادآوري نام دانشمندان و علماي اهل سنت كه در وجود حضرت مهدى، با شيعه هم عقيده اند، بحث درباره نشانه هاي ظهور با استفاده از منابع گوناگون و شمارش 69 نشانه، سال، روز و مكان ظهور حضرت، آنچه پس از ظهور توسط حضرت مهدي انجام مي پذيرد، محل اقامت مدت حكومت سيره و سيماي وي به هنگام قيام و طريقه اجراء احكام، نشانه هايي كه در آن عصر، خداوند ظاهر مي سازد، شمار ياران مهدى، نام شهرها و چگونگي گرد آمدن آنان و...

المهدي.
نوشته: سيد صدر الدين صدر.
ناشر: دارالزهراء، بيروت.
شمار ه صفحه ها: 255.
سيد صدر الدين صدر، از زعماي شيعه است. وى، در سال 1299 ه. ق. در كاظمين، ديده به جهان گشود و در مهد تربيت پدر باليد و تحصيلات ابتدايي و سطوح را در سامراء و كربلا، نزد اساتيد بزرگى، چون: شيخ حسن كربلايى، آقا ضياء الدين عراقي و... فرا گرفت. در سال 1329 ه. ق. به سفارش پدر، به نجف اشرف هجرت كرد و در آن جا، مدتها از محضر درس آخوند خراساني و ميرزاي نائيني بهره برد.
در سال 1349 ه. ق. به مشهد مشرف شد و در آن جا اقامت گزيد و به تدريس و رسيدگي به امور مردم و... پرداخت.
پس از مدتى، به درخواست، مؤسس حوزه علميه قم، شيخ عبدالكريم حائرى، به قم مشرف شد و در حوزه علميه قم، جايگاه رفيعي يافت.
ايشان آثار فراواني دارد(52). از جمله آنها كتاب ارزشمند المهدي است.
مؤلف، به منابع اصلي حديث و تاريخ كه معروف به وثاقت و مورد اطمينان و اعتمادند، تكيه دارد و بحث دقيق و عميقي را پي مي گيرد و به بسياري از شبهات پاسخ مي گويد.
كتاب، در يك مقدمه و هشت فصل و خاتمه، تنظيم شده است.
وي درباره انگيزه تأليف كتاب مي نگارد:.
(در مجلس دوستانه اى، از مهدي منتظر(عج) و آنچه شيعه اماميه اثناعشريه، در اين باب، بدان معتقدند، سخن به ميان آمد.
برخي از حاضران در مجلس، اظهار داشتند، برادران اهل سنت، در اين موضوع، چه عقيده اي دارند. آيا از طريق آنان، احاديثي كه موافق احاديث شيعه باشد، وارد شده و دانشمندان آنان، نوشته اي دارند، يا خير.
در پاسخ گفتم: از طريق اهل سنت، احاديث مستفيضه، بلكه متواتره وارد شده و علماي آنان در اين باب تأليفات زيادي دارند. البته بعضي مناقشات و استبعاداتي نيز دارند كه از گذشتگان خود گرفته اند و ميان آنان، رواج يافته و به تأليفات آنان، با اختلاف در تعبير، سرايت كرده است.
بعضي از حاضران در مجلس گفتند: براي شما امكان دارد در اين موضوع كتابي بنويسيد گفتم: پرداختن به اين مسأله، سبب جريحه دار شدن عواطف مي شود و اين را نمي پسندم، بويژه مثل اين زمان كه ما، نياز شديد به وحدت كلمه داريم. گفتند: بحث علمى، با حفظ آداب مناظره و خارج نشدن از آداب و اخلاق اسلامى، اشكال ندارد.
از اين روي پذيرفتم در اين باب، كتابي بنگارم.
آن گاه پس از مطالعه كتابهايي كه در دسترس بود، احاديث مربوط به موضوع را ذيل عنوان مناسب، گردآوري كردم. اگر حديثى، بر چند عنوان دلالت داشت، آن را زير هر يك از عناوين، آوردم.
در نقل روايات، بر كتابهايي كه در چاپخانه هاي اهل سنت به طبع رسيده بود، يا آثار مخطوطي كه اعتبار آنها مسلّم بود، اكتفا كرديم و جز اندكي از كتابهاي چاپ شده در ايران، نقل نكردم. عنايت داشتم، مطالبي را گرد آورم كه از كتابهاي اهل سنت و مورد اعتماد آنان باشد. از علماي شيعه و منابع شيعي كه احاديث نبوي را از طريق اهل سنت نقل كرده اند، حديث نقل نكردم، مگر مقداري از كتاب: الدر الموسويه في شرح العقايد الجعفريه، تأليف حسن صدر كاظمى، به خاطر اداي بعض حقوق و تأييد مطالب.).
در پايان مقدمه مي نويسد:.
(خدا را شاهد مي گيرم، من، به ديده انصاف به احاديث و سخنان سلف صالح نگريستم و بر آن رويه مشي كردم كه اعتقاد خود را با دليل منطبق سازم، نه اين كه دليل را بر اعتقاد منطبق سازم.).
تحت عنوان نظرة اجماليه، به كتابهايي كه بزرگان اهل سنت، درباره مهدى(عج) نگاشته اند، اشاره مي كند و مستفيض و متواتر بودن روايات پيامبر(ص) درباره حضرت مهدي از ديدگاه اهل سنت مي نماياند:.
(... قال ابن حجر في (الصواعق) قال ابوالحسين الابري قد تواترت الاخبار واستفاضت بكثرة رواتها عن المصطفى(ع) بخروج المهدي وانه من اهل البيت.(53).
ابن حجر، در الصواعق، از ابوالحسين الابري نقل مي كند: روايات متواتر و مستفيض در بسياري راويان از پيامبر(ص) بر ظهور مهدى(عج) و اين كه از اهل بيت است، رسيده.
(... قال الشبلنجي في (نوالابصار) تواتر الاخبار عن النبى(ص) ان المهدي من اهل بيت وانه يملاء الارض عدلاً.)(54).
شبلنجي در نور الابصار، گفته است: اخبار نقل شده از پيامبر(ص)، مبني بر اين كه مهدى، از اهل بيت و زمين را پر از عدل مي كند، متواتر است.
آن گاه، سخنان ديگري كه بر تواتر و استفاضه اخبار مهدى(عج) دلالت دارد، مي آورد و مي نويسد: اگر از سخنان صريح اين گواهان چشم بپوشيم و به احاديث از حيث سند و دلالت نظر افكنيم، روايات، سه دسته اند:.
1. روايات صحيح از نظر سند و بي اشكال از نظر دلالت. ائمه حديث و بزرگان حفّاظ بر صحت و حسن بودن آنها تصريح كرده اند. در وجوب عمل و اخذ اين دسته از روايات، ترديدي نيست.
2. رواياتي كه از نظر سند، صحيح نيستند، ولي دلالت آنها روشن است و قواعد مقرر در علم رجال، اين دسته از روايات را، از آن جهت كه به واسطه دسته اول جبران مي شوند و اجماع بر مضمون آنهاست، معتبر مي شمارند.
3 . روايات صحيح و ضعيفي هستند كه مخالف عموم احاديث متواتر و مستفيضه اند كه اگر تأويل آنها، ممكن نباشد، طرح و اعراض از آنها لازم است. مثل رواياتي كه دلالت مي كنند كه اسم مهدى، احمد است و اسم پدرش، عبداللّه. يا اين كه از اولاد ابي محمد الحسن زكي است. مطالب هشت فصل كتاب، بدين شرح است:.
فصل اوّل، درباره بشارتهايي كه بر ظهور مهدى(عج) در كتاب خدا، سنت پيامبر(ص)، سخنان على(ع) و بزرگان و اعلام، در قالب نظم، يا نثر وارد شده است.
فصل دوّم، مهدي منتظر عرب و از امت پيامبر(ص) است و بيت شريف و خانواده وى، مشخص بوده و شواهد بسياري بر اين ، دلالت دارند.
فصل سوّم: ويژگيهاي ظاهري و باطنى، ملكات فاضله، دانش، قضاوت، بيعت، حكومت، اصلاحات و...
فصل چهارم، مقام و منزلت حضرت نزد خداوند و...
فصل پنجم، ولادت، تعيين اسم، لقب، كنيه، نام پدر، مادر، طول عمر شريف و...
فصل ششم، چگونگي غيبت، محل غيبت، علت غيبت، چگونگي بهره مندي مردم از حضرت در زمان غيبت و...
فصل هفتم، نشانه هاي آسماني و زميني ظهور، جوّ عمومي جهان، خروج سفياني و...
فصل هشتم، فضيلت انتظار فرج، نهي از تعيين زمان ظهور، محل ظهور، بيعت، شمار ياران و...

كتاب الغيبة.
نوشته: محمد ابراهيم نعمانى.
از بزرگان قرن چهارم، اين اثر شامل 26 فصل؛ درباره امامت و حمايت ائمه(ع)، علائم ظهور، مدعيان امامت، زمين بدون حجت نيست، صبر و انتظار فرج و....
در پايان كتاب، فهرستي ارائه شده از كتابهايي كه نويسنده محترم، از آنها نقل روايت كرده است.

1. (معاني الاخبار)، صدوق تصحيح علي اكبر غفارى/18، مقدمه، دارالمعرفه للطباعة والنشر، بيروت.
2. (همان مدرك) /18، 19، 20، 21، 22، 23، 24، 25.
3. (وسائل الشيعه)، شيخ حر عاملى، ج‏20، 36، اسلاميه، تهران.
4. (فهرست)، شيخ طوسي /156، شريف رضى، قم؛ (معاني الاخبار)/9، مقدمه.
5. (اكمال الدين وتمام النعمة)، شيخ صدوق، مقدمه، انتشارات اسلامى، وابسته به جامعه مدرسين، قم.
6. (همان مدرك)، ج‏87/1.
7. (رجال)، نجاشى، تصحيح سيد موسي شبيري زنجانى/402، انتشارات اسلامى.
8. (اعيان الشيعه)، محسن امين، ج‏421/9، دارالتعارف للمطبوعات، بيروت؛ (ريحانة الادب) ميرزا محمّد علي مُدرّس، ج‏5 - /361، 365، خيام.
9. (تنقيح المقال)، شيخ عبداللّه مامقانى، ج‏18/3، مرتضوى، نجف اشرف؛ (فوائد الرجاليه)، سيد بحرالعلوم، /313/3، ادب، نجف اشرف.
10. (اعيان الشيعه)، ج‏422/9.
11. (رجال نجاشى) /403؛ الفوائد الرجاليه)، سيد محمد مهدي بحرالعلوم، ج‏321/3.
12. (رجال نجاشى) /403؛ الفوائد الرجاليه)، سيد محمد مهدي بحرالعلوم، ج‏321/3.
13. (رسالة ثانية في الغيبة)، شيخ مفيد/16.
14. (مروج الذهب)، مسعودى، ج‏277/1، دارالمعرفه، بيروت.
15. (اعيان الشيعه)، ج‏105/41.
16. (شذرات الذهب)، ابن العماد الحنبلى، ج‏371/2، داراحياء التراث العربى، بيروت؛ (لسان الميزان) ج‏225/2، موسسه الاعلمي للمطبوعات بيروت.
(فوائد الرضوية) شيخ عباس قمى/277.
17. (روضات الجنات)؛ خوانسارى، 282/4، اسماعيليان، قم.
18. (الذريعة)، آقا بزرگ تهرانى، ج‏86/18، شماره 806، دارالأضواء، بيروت (رجال نجاشى)، ج‏100/2، دارالأضواء، بيروت؛ (تنقيح المقال)، مامقانى، ج‏307/2.
19. (كفاية الاثر) /7، بيدار.
20. (كفاية الاثر) /7، بيدار.
21. (فوائد الرضوية)، محدث قمى/285.
22. (الذريعة)، ج‏123/2.
23. (المقنع)، سيد مرتضي علم الهدى، /200.
24. (فوائد الرضوية) محدث قمى/571.
25. (فوائد الرضوية) محدث قمى/571.
26. (الغيبة)، شيخ طوسى، مقدمه، مؤسسه معارف اسلامى، قم؛ (ريحانة الادب)، ج‏325/3.
(روضات الجنات)، ج‏216/6.
27. (زندگاني شيخ طوسى)، آقا بزرگ تهرانى؛ (الغيبة) شيخ طوسى، مقدمه.
28. (روضات الجنات)، خوانسارى. ج‏357/5؛ (امل الآمل)، حر عاملى، تحقيق سيد احمد حسينى، ج‏216/2، دارالكتاب الاسلامى؛ (معجم المؤلفين)، عمر رضاكحاله، ج‏66/8، داراحياء التراث العربى؛ (اعيان الشيعه)، ج‏399/8.
29. (مفاخر اسلام)، علي دوانى، ج‏410/3؛ (تاريخ بيهق)، 243 - 242، ابن فندق.
30. (روضات الجنات)، ج‏357/5.
31. (الجامع لاحكام القرآن) قرطبى، ج‏1، مقدمه، داراحياء التراث العربى، بيروت.
32. (الاعلام)، زركلى، ج‏322/5، دارالعلم للملايين؛ (معجم المؤلفين) ج‏239/8.
33. (الحوادث الجامعه)/341؛ مجله (مشكواة)، شماره 273/47.
34. (امل الآمل)، ج‏195/2.
35. (تذكرة الحفّاظ)، ذهبى، ج‏1505/4. داراحياء التراث العربى.
36. (امل الآمل) حرّ عاملى، ج‏249/2.
(قصص العلماء)، ميرزا محمد تنكابني /333. علميه اسلاميه، تهران.
37. (ريحانة الادب)، ميرزا محمد علي مُدرّس ج‏233/1.
(المحجة فيما نزل في القائم الحجة، سيد هاشم بحرانى، تحقيق و تعليق، محمد منير ميلانى، مقدمه.
38. (ريحانة الادب)، ميرزا محمد علي مُدرّس ج‏233/1.
39. (ريحانة الادب)، ميرزا محمد علي مُدرّس ج‏233/1.
(المحجة فيما نزل في القائم الحجة، سيد هاشم بحرانى، تحقيق و تعليق، محمد منير ميلانى، مقدمه.
40. (ينابيع المودة)، سليمان بن ابراهيم القندوزى، مقدمه، بصيرتى، قم.
(الاعلام) زركلى، ج‏186/3.
41. (همان مدرك)؛ ينابيع الموده)، مقدمه.
42. (معجم المؤلفين)، عمر رضا كحّاله، ج‏288/4.
(نورالابصار)، شبلنجى، مقدمه، دارالكتاب العلميه، بيروت.
43. (نورالابصار)/169.
44. (همان مدرك)/170.
45. (الاعلام)، زركلى، ج‏167/6؛ (معجم المؤلفين)، ج‏90/10.
46. (موسوعة الامام المهدى)، /391، كتابخانه اميرالمؤمنين(ع) اصفهان.
47. (همان مدرك)/404.
48. (همان مدرك)/424.
49. (فوائد الرضويه)، شيخ عباس قمى/149، 150، 152.
50. (همان مدرك)/149.
51. (ريحانة الادب)، ج‏183/1، (آثار الحجة)، محمد شريف رازى/79، دارالكتاب، قم.
52. (الذريعة)، آقا بزرگ تهرانى، ج‏232/3؛ (ريحانة الادب)، ج‏427/3؛ (آثار الحجة)/201.
53. (المهدى)، سيد صدرالدين صدر/17، دارالزهراء، بيروت.
54. (المهدى)، سيد صدرالدين صدر/17، دارالزهراء، بيروت.

چشم به راه مهدى (عج) ، دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم