امام زمان(عج) و رسالت حوزه هاي علوم ديني.


عبدالرّضا ايزدپناه.

امام زمان(عج) و رسالت حوزه هاي علوم ديني.
ائتمام و اقتداء.
وراثت.
نيابت.


امام زمان(عج) و رسالت حوزه هاي علوم ديني.


حوزه هاي علوم ديني شيعه، تبلور عيني و تابلوي جاودانه فلسفه انتظارند.
دلسوخته ترين عاشقان امام مهدى(ع)، در اين مهد، باليدند و استوارترين و مايه ورترين ميراث فرهنگي مهدويت را همين حوزه هاي مبارك آفريدند.
دست پروردگان حوزه هاي شيعه، هر كدام در ديار و اقليم خويش، پرچم انتظار بودند، بر بام تاريخ آن قوم و ديار و مشعلهايي فروزان فرا راه كاروان بشر، به كعبه وصال و در تاريكستان فتنه ها، هواها، هوسها، خدعه ها و دهها بيراهه هاي راه گونه و سرابهاي آب نما و چراغي روشن بر مناره آرمان شهر اسلام.
اينان، در سياه ترين دوره ها، با ياري از (انتظار فرج)، اميد به فرج را در دلهاي پاك دينان و زلال فطرتان زنده داشتند و جنبشهاي عدالتخواهي و ستم ستيزي را، در جاي جاي دار الإسلام، در پهنه تاريخ ساز كردند. اميدي كه چونان دوبال است براي تكاپو در زندگي و گذر از باتلاقها و بيغوله هاي جهل، دودلي و گمراهى.
مگر نه اين است كه ولي عصر(عج)، نجات بخش بشر از كفر و ستم، در عصر سياهيهاست.
مگر او، منادي عدالت، بر پا دارنده حدود دينى، احياگر معارف قرآنى: (اين المؤمّل لاحيأ الكتاب وحدوده)، بيانگر اسلام ناب محمدى(ص): (أين المدّخر لتجديد الفرائض والسّنن)(1) و برپا كننده حكومت عدل الهي نيست.
مگر غير از اين است كه او، كرامتهاي اخلاقي را در زندگي و جامعه بشري پياده مي كند و آرمانهاي انبياء و اولياي الهي را در اين خاكستان عملي مي سازد و عينيّت مي بخشد.
مگر او، كجيها و كجرويها را، سترون نمي كند و عزت و شوكت اسلامي را برفراز نمي دارد.
و آيا حوزه هاي علوم ديني و عالمان فرهيخته و ربّانى، در درازاي تاريخ، رسالتي جز اين مي جستند و تلاشي غير اين داشتند.
مگر نه اين كه فلسفه وجودي حوزه ها، تبيين مكتب، پاسداري از اسلام ناب، دفاع از مظلوم، انگيختن روح عدالتخواهى، عدالت گسترى، نشر علمي و عملي فضائل اخلاقي و الهي و فراورده هاي ديني و قرآنى، پاسداشت حدود و ثغور شريعت، زنده نگه داشتن اميد به عدالت و ايجاد گشايش، براي پاكسازي زمين از همه نامردميها و ستمهاست.
مگر عالمان ربانى، نابودي طاغوتها و ستم شاهان و استقرار معارف و ارزشهاي ناب محمدى(ص) را در همه زوايايش، وعده ندادند و خود در عمل، گواه اين مدعي نشدند و در آماده سازي مقدمات فرج: رسيدن به حكومت عدل جهانى، جام شهادت را نوش نكردند.
آري آنان چنين بودند و شاهداني شدند گويا بر بام تاريخ بشر.
گزاف نيست اگر بگوييم كارنامه حوزه ها، جز انتظار فرج نيست. اندك تأمّلي در تاريخ حوزه هاي شيعه، درستي اين گفت را مي نمايد.
با اين همه، به سه رسالت اساسي كه ساختار حوزه ها و بافت زندگي انديشه وران فرهيخته عصر انتظار را تشكيل مي دهد، اشارتي گذرا مي كنيم:.
1. ائتمام و اقتداء: اسوه گيري از آرمانهاي مهدي و سامان دادن زندگي و تلاش حوزوي و سيرت و رفتار عالم ديني و طالبان علم، براساس سيره حضرت مهدى(عج) و پرتو گرفتن از آن انسان كامل.
2. وراثت: پاسداشت مكتب مهدى، حراست از معارف ناب اسلامي و خرافه زدايي از زلال سيماي مكتب وحي و معارف الهى.
3. نيابت: برفراز داشتن پرچم هدايت، نگاهداشت روح عدالتخواهي و ستم ستيزى، سرپرستي امت اسلامي در غيبت بزرگ و طولاني مهدى(عج).

ائتمام و اقتداء.


امام زمان (عج) و انتظار براي حوزويان، نه يك عقيده كه زندگي است، زندگي علمي - عملي و حوزوى.
در تلقي ما، ولي عصر، سرپرست و صاحب اصلي حوزه هاست، ولي نعمت آنهاست، تغذيه فكري و مادي آنها، به عنايت اوست، هم سرباز اويند، هم برخوان نعمت او، از او چراغ راه مي گيرند و رسم هدايت مي جويند.
مردم نيز به آنها چنين مي نگرند و ايتام آل محمد(ص)، در غيبت امام(ع) و سرپرست و سرور، به حوزه ها، پناه مي آورند و از آنان ياري مي خواهند و راه مي جويند.
با اين برداشت، متوليان و سازمان دهندگان حوزه، كه خود نيز به يمن وجود و عنايت و لطف او، عزّت يافته اند و سرورى، بايسته است كه خطوط نوراني قامت معنوي آن امام همام را تراز و شاغول سازماندهي - تشكيلات، بازسازي و بالنده سازي حوزه ها كنند. همّ خويش را در پي ريزي حوزه اي كه خوشنودي مولاست به كار گيرند. رسالت جهاني مهدي را با همه بار معاني اش، دليل كارِ حوزه ها كنند. حوزه اي بسازند كه شاگردانش اوصاف امام عصر(ع) را قبله خويش قرار دهند و عشق به او را راه خود.
اگر مهدى، امام عصر، ولي عصر، امام زمان و صاحب عصر و زمان است، آنان نيز، زمان شناس بارآيند و پيشقراولان و طلايه داران عصر خويش، تا بتوانند، مدير و هادي قبيله خويش شوند و زمان و روزگار و جامعه و زندگي مردم را بر راستاي ويژگيها و هدفهاي مهدى، سامان دهند.اگر او، آيت كبراي الهي است، زندگى، گفتار، رفتار، مشي اجتماعي و سيره عملي و علمي آنان، صبغه الهي داشته و سيمايشان آيت و نشانه اي باشد، از جمال و جلال الهى، چهره شان خدا را فرا ياد آرد و نشست و برخاست با آنان، بر روحانيت و معنويت و ايمان، بيفزايد:.
امام صادق از رسول خدا(ص) نقل مي فرمايد:.
(قال الحواريّون لعيسى(ع) يا روح اللّه من نجالس قال: مَنْ يذكّركم الله رؤيته، ويزيد في علمكم منطقه ويرغّبكم في الآخرة عمله.)(2).
اين است كه همنشيني و نگاه به سيماي او عبادت به شمار آمده:.
(النظر الي وجه العالم عبادة.)(3).
اگر او، حجت خدا در زمين است، دست پروردگان حوزه به راستي حجّت بر حقانيّت اسلام براي مسلمانان باشند. معارف ناب الهي را نوش كرده و با تبلور عشق صاحب زمان در دلها، بر دنيا و زرق و برق دلرباي آن، و آنچه مزاحم رسالت و تكليف است، چهار تكبير زنند:.
(العلماء امناء الله ما لم يدخلوا في الدّنيا).
عالمان، وقتي امين خدايند كه دلبستگي به دنيا نداشته باشند.
اگر او (نوراللّه) است كه در پرتو انوارش، هدايت جويان ره بينند و راه پويند، سربازان و شاگردان او نيز، بايد مشعلي باشند فرا راه رهجويان و ره پويان.
به فرموده امام حسن عسكري به نقل از امام باقر(ع):.
(العالم كمن معه شمعة تضى‏ءُ للناس فكل من ابصر شمعته، دعا له بخير. كذلك العالم مع شمعةٍ، تزيلُ ظلمةَ الجهل والحيرة....)(4).
اگر او، به (امين الله) نواخته شده است، جهت گيري سازمان حوزه نيز، بايد در اين باشد كه دست پروردگاني امين بپرورد: امين در رساندن معارف ناب اسلامى، امين در بيان حقايق، امين در پاسداري از عدالت، امين در حفظ ايمان و نواميس امت، امين در نگاهداري و صرف بيت المال و... اگر امام زمان، قله هاي فتح ناشده دانش را در عصر خويش، فتح مي كند و سرچشمه هاي جوشنده، دانش را مي گشايد و در روزگار او، علم، به شكوفايي مي رسد و بيش از نود برابر، بر ميراث دانش بشر مي افزايد:.
(العلم سبعة و عشرون حرفا فجميع ماجاءت به الرّسل حرفان فلم يعرف الناس حتي اليوم غير الحرفين، فاذا قام قائمنا أخرج الخمسة والعشرين حرفاً فبثّها في الناس وضمّ اليها الحرفين حتي يُبثّها سبعة وعشرين حرفا.)(5).
حوزه هاي علوم ديني نيز بستري شوند براي التقاء و ارتقاي علوم و دانشهاي گوناگون.
اگر او، به فرموده امام باقر(ع): خردمنداني قله سان مي پرورد و مربّي عقل بشر است:.
(اذا قام قائمنا وضع يده علي رؤوس العباد فجمع به عقولهم...)(6).
ما نيز حوزه هاي علوم ديني را در اين مسير قرار دهيم و خرد ورزي را به اعماق حوزه ها بريم و در پرتو آموزشهاي خرد برانگيز وحى، طالب علماني با خرد، منطقى، آزاد انديش و برخوردار از منطق برتر بپروريم.
اگر صاحب خلق عظيم و ولي اعظم، اخلاق بشر را به كمال نهايي مي رساند و ارزشهاي الهي را در عمل مردم و جامعه خويش سرشار مي كند و دلسوختگان معنوي و عرفاني را مشروب مي سازد:.
(اذا قام قائمنا وضع يده علي رؤس العباد... وأكمل به اخلاقهم.)(7).
بايد نيروهاي انساني بر آمده از حوزه، تبلور اخلاق الهي و تجسم ارزشهاي اسلامي باشند. در گفت و كردار و رفتار، پرتوي از كمالات و كرامات ولوي را به نمايش گذارند و نيم رخي از رخ يار را بنمايانند.
اگر او، مظهر عزت الهي است، حوزه ها نيز، دانشجويان با عزّت و مناعت طبع بسازند.
اگر او، به گاه اقتدار، پوشش ساده، غذاي ساده و معيشتي چونان جدش مولاي موحّدان اميرمؤمنان(ع) دارد، حوزويان نيز به گونه اي ساخته شوند كه به هنگام اقتدار، فريفته دنياي پر نيرنگ نشوند و كرسي قدرت، زبونشان نكند، بلكه با تقواي الهي قدرت را رام خدمت به خلق خدا كنند كه دين شناس و فقيه واقعي در فرهنگ شيعه چنين است:.
(لايكون الرّجل فقيها حتّي لايبالي اي ثوبيه ابتذل وبما سدّ فورة الجوع.)(8).
در يك كلام، حوزه اي سامان دهيم كه طالب علمان و عالمانش رو به كوي او دارند، آهنگ انتظار در تارهاي وجودشان مي نوازد و عشق به مولا، از نواي ضربان قلبشان به گوش مي رسد، شيفته و فرهيخته وصال اويند و در همه احوال، آماده لبيك به دعوت او. حوزه، چونان پادگاني باشد. هر وقت و هر لحظه در آماده باش كامل؛ چه هر آن ممكن است او از درآيد و بانگ قيام سر دهد.

وراثت.


عالمان ربّاني و حوزه هاي علوم ديني در روزگاري كه امام زمان(ع)، از ما چهره پوشانده است، وارث او، در نگاهباني ميراث معرفتي دين و ايمان مردمند. بيان احكام، روشن كردن مرزهاي اعتقادى، بيرون آوردن معارف،اخلاق، آداب، موازين تربيتي از متون ديني و تامين دانشهاي ديني مورد نياز جامعه اسلامى، بر آنان است. آنان در روزگار غيبت، بايد محاسن و نيكوييهاي معارف قرآن و اهل بيت(ع) را به نسلها بنمايانند و برتري منطق و توانايي اسلام را در برآوردن بهروزي و سعادت بشر، با زبان همان روزگار و با بهره وري از بهترين ابزار پيام رساني به جهان، برسانند:.
(العلماء مصابيح الأرض و خلفاء الأنبياء و ورثتي وورثة الأنبياء.)(9).
اين وراثت، همان زنده نگه داشتن اسلام بر فراز اعصار و امصار است:.
(من جاء اجله وهو يطلب العلم ليحيي به الإسلام لم يفضله النبيّون الاّ بدرجة).
در روزگار طولاني غيبت حضرت، شيطانهاي پنهان و آشكار، تهاجم خود را آغاز مي كنند، تا پايه هاي اعتقادي مسلمانان را سست و ايمان آنان را بربايند، تنها پناهگاه مسلمانان، حوزه هاي علمي و اعتقادي است كه بايد در خور هر مورد، به دفع و رفع اين زيانها و خطرها بپردازند و با بهره وري از منطق نيرومند وحى، كار وظيفه باني و مرزداري خويش كنند:.
(لو لا من يبقي بعد غيبة قائمنا، عليه السلام ، من العلماء الدّاعين اليه والدّالين عليه والذّابين عن دينه بحجج اللّه والمنقذين لضعفاء عباد الله من شباك ابليس و مردته و من فخاخ النّواصب لما بقي احد إلاّ ارتدّ عن دين اللّه ولكنّهم الّذين يمسكون ازمّة قلوب ضعفاء الشيعة كما يمسك صاحب السّفينة سكّانها...)(10).
اگر در روزگار غيبت قائم، عالماني نبودند كه ظهور و فرج او را فرياد كنند و مردم را به سوي او ره نمايند و از دين او، با استدلالهاي محكم، به دفاع برخيزند و كساني را كه ايمان سستي دارند، از تور ابليس و پيروانش و از شكار ناصبيان (يورش گران بر اركان دين) رهايي بخشند، هيچ كس باقي نمي ماند، مگر اين كه راه ارتداد پيش مي گيرد، ولي آنان، زمام دلهاي شيعيان را در دست مي گيرند، چونانكه ناخداي كشتي عقبه كشتي را.
گلهاي سرسبد حوزه ها، عالمان ربّانى، بحق در درازناي تاريخ تشيع. مرزباناني وظيفه بان و وارثاني امين و هوشمند بودند و از ميراث به جاي مانده پيامبر و امامان شيعه، نيك پاسداري كردند، در هر دوره اي غبار خرافه را از سيماي زلال دين زدودند و با خرافه و خرافه بافان، و خرافه سازان، به ستيز و رويارويي برخاستند، شبهه ها را پاسخي درخور دادند و دماغ شبهه افكنان در دين و ايمان مردم را با برهانها و استدلالهاي متين به خاك ماليدند و ايتام آل محمد(ص) را كه ميراث معنوي و مذهبي شان مورد تاخت و تاز قرار گرفته بود، با رنجهاي استخوان سوز، طاقت فرسا و مقاومت و درايتي شگفت انگيز، پاس داشتند و توصيه امامان(ع) در توصيف وارث علم حقيقي اهل بيت را تبلور عيني و عملي بخشيدند.
سرگذشت جهاد علمي عالمان ربّانى، در طول تاريخ حوزه هاي علوم شيعه، پر از حماسه، ايثار، نستوهي و سرباختگي است. آنان، هم اسلام ناب را پاس داشتند و هم در رويارويي با زر و زور و تزوير حاكمان تاريخ، پرچم سرخ تشيع را بر فراز فرهنگ شهر اين خاكستان، بر افراشته داشتند.
عالم بودند و جامع، از پس هر پرسش و هجوم فكري و فرهنگي بر مي آمدند. ديده باني بودند كه آفاق ديد تيزنگرشان، همه مرزهاي دارالاسلام را مي پاييد و حركت دشمنان در اقصي بلاد اسلامى، از تيررس نگاه نافذ و دورنگرشان بيرون نبود، با منطق برتر و پشت كاري اعجاب برانگيز، تحركات فكري و فرهنگي بيگانگان را از حركت، باز مي ايستاندند.
نگاهي به سيره و ميراث عظيم فرهنگي و علمي عالمان شيعه، گواه اين مدّعا است. نوشته هايي كه هر كدام در پس خود فلسفه ها، رازها، و رنجها و حماسه ها دارند و فصلي پردامنه از رويارويي علمي و فرهنگي حوزويان و دگرانديشان را فراروي ما، مي گشايند.
تنها در ميراث داري از غيبت مهدى(عج) و فرهنگ انتظار، صدها عنوان كتاب به دست ما رسيده است كه مطالعه و كاوش در چند و چون و خاستگاه پديد آمدن اين كتابها، تابلويي زيبا از چگونگي مرزباني و وظيفه داري آنان است.
تلاش آنان در پاسداشت اين انديشه و فرهنگ سرنوشت ساز و دشمن برانداز، بر تارك تاريخ تشيّع، خود نمايي مي كند و چشم و دل هر خواننده و تاريخ پژوه را مي نوازد.
تابلويي كه بيش از هزار سال، حماسه، تلاش فكري و فرهنگى، ميراث داري و تكليف شناسي حوزويان را در عرصه معارف (مهدويّت) به نمايش مي گذارد. از ابن بابويه، كلينى، شيخ مفيد، علاّمه حلّى، تا ميرحامد هندى، علامه اميني و همفكران و شاگردان او.
از اين تابلوي زيبا و نفيس تاريخ حوزه ها گرچه در كتابهايي چون: روضات الجنات، اعيان الشيعه، الذريعه و... نيم رخي و سرخطهايي نموده شده، ولي شرح و ترسيم كامل آن، موسوعه و دائرة المعارفي بيش از يكصد جلد مي طلبد كه بر حوزه هاست كه به نگارش آن همّت گمارند.
در اين تابلوي زيبا، شگفتيهايي از جلوداري علمي و فكرى، گستره آگاهي و آزاد انديشى، مرزباني تا پاي شهادت،مبارزه باخرافه و كژفكري و تنگ انديشي و... چشم را مي نوازد و براي امروز حوزه ها مي تواند راهنما و درس آموز باشد.

نيابت.


دشوارترين وظيفه و تكليف حوزه ها در عصر غيبت، نيابت عامه است. بي شك نيابت از امامي كه منادي عدالت است و در پس پرده غيبت، تا با ظهور خويش، حكومت جهاني بر موازين الهى، بر پاكند، به غور در اصول و فقه نيست، به كرسي مدّرسي و انبوه شاگردان نيست، به رساله و مناسك و گرفتن و تقسيم وجوهات و... نيست.
نيابت، پذيرش همه تكاليف اسلامى: علمى، سياسى، اجتماعى، تربيتي و رهبري است. نيابت ازمقوله اقدام و عمل است، نه علم و حرف. نيابت، ميدان داري و حماسه گستري در برابر دشمن است، نه انزواگزيني و پسِ پرده نشينى. نيابت، شناخت زمان و جهان، سياستهاي جهاني و اشراف بر حركت تاريخ و جامعه هاست، نه گز كردن خانه و مَدرس و بس.
نيابت، پرتو افشاني است فرا روي همه پاكان و پاك فطرتان و حق طلبان جهان، نه چراغ كم سو، كنج حوزه ها.
نائب امام زمان، نه هر فقيه و رساله داري است. عالم و دين شناسي است كه روح دين را نوش كرده و در همه امور و زوايا و نيازهاي ديني مرجع است.
نيابت، در حقيقت، زعامت و رهبري عامه است، رهبري سياسى، نظامى، فرهنگي و اقتصادي تشيّع. پاسداري از شيعه در درياي متلاطم روزگار خود و نگاهبان دارالاسلام در برابر هجوم امواج فكرها و فرهنگها، رهبري و مديريت سفينه شيعه در غوغاي رهزن و حيرت زاي غولهاي امواج و اين، نه هر معمّمي است و نه همه فقهاي شيعه كه:.
(فامّا من كان مِنَ الفقهاء صائنا لنفسه، حافظاً لدينه، مخالفاً علي هواه، مطيعاً لأمر مولاه، فللعوام أنْ يقلّدوه وذلك لايكون إلاّ بعض فقهاء الشّيعه لاكلّهم...)(11).
هر كس از دين شناسان و فقيهان در دين، كه كشيك نفس كشد و دروازه شهر وجود خود بر هواها، هوسها و خواسته هاي نفساني ببندد و دين خود را پاس دارد و از مرزهاي آن دفاع كند و پا روي انبوه خواهشهاي نفساني خويش گذارد و دستورات مولا را در همه زمينه ها و زوايايش، فرمان برد، بر عموم مردم است كه قيادت او پذيرند و از او پيروي كنند. بي شك، چنين كسى، نه همه فقهاي شيعه كه اندكي از آنان هستند.
اينان، دين شناسان و فقيهاني هستند كه افزون بر گستردگي بينش، برخورداري از درايت و مديريت، اهل حماسه و اقدام باشند، سري نترس و زباني صريح در بيان معارف و ارزشهاي دين داشته باشند و شهادت در دفاع و ابلاغ و پاسداري از دين را يكي از دو نيكويي شمارند.
همين اندك از عالمان شيعه، هميشه، همه جا و در هر شرايطى، مشعل تشيع را روشن نگاه داشتند و در هر دوره، گرچه اندك شمار بودند،ولي آفاق اقدام و افكارشان همه گير بود. اينان، نه تنها در همه جنبشهاي درست اسلامى، حضوري پرشور و چشم گير داشتند كه خود پديد آورنده و سردمدار بسياري از جنبشهاي اسلامي و همه قيامهاي شيعي بودند. زيرا، مقتضاي نيابت را تلاش براي برپايي حكومت اسلامي و نابودي حاكمان جور، مي شمردند، با همين برداشت، براي زمينه سازي حكومت عدل، بر چوبه دار رفتند و گاهي در آتش قهر و كينه دشمن سوختند و از انوار شهادتشان، انسانها را راه نمودند و بر خروش درآوردند.(12).
شهيدان فضيلت حوزه هاي شيعه كه بسيارند، گناهي جز پاسداشت نيابت امام(عج) نداشتند. شمارش اقدامها و حماسه هاي عالمان، فقيهان، متكلّمان، عارفان و فيلسوفاني كه خليل آسا پا در معركه مصاف با نمروديان زمان نهادند و قامت زيباي نيابت را با اقدام بجا و خدايي خويش، استوار داشتند، نه در خور اين مقال است. شاهد گويا و بركت عظيم اين تعليم ديني و مقام مقدس در غيبت كبرا، انقلاب كريمه ماست. انقلابي كه طليعه انقلاب جهاني مهدي است، انقلابي كه پياده كردن احكام و موازين وحي و اهل بيت(ع) را همّ خويش كرد و مي رود اسوه اي شود براي همه مسلمانان و حق جويان جهان. اين است كه حوزه هاي علوم دينى، عالمان بزرگوار حوزه و فاضلان فرهيخته، گسترش اسلام ناب را بايد پاس اين نعمت كريمه بدانند و كرامتي را كه براي حوزويان از بركت انقلاب و اقدام بزرگ امام راحل، پديد آمده است، پاسدارند. پاسداشت اين نعمت برين و بزرگ به بركشيدن حقايق و معارف ناب اسلامى، از لابه لاي گرد و غبار هزار ساله اي است كه با دست عالمان متهتك و جاهلان متنسّك بر سيماي اسلام نشسته، بويژه احكام و معارف جامعه ساز و نظام پرداز و اين جز، با تحوّل و دگرگوني ژرف و همه جانبه در تشكيلات، شيوه آموزش، متون درسي و از همه مهم تر، دگرگوني در تلقي از رسالت حوزه ها و عالم ديني امكان پذير نيست.
حوزه اگر بخواهد رسالت خويش در سه عرصه: اقتدا، وراثت و نيابت به انجام رساند، بايد سازمان و تشكيلاتي در خور پرورش و تربيت عالماني براي بر دوش كشيدن و انجام دادن اين سه مأموريت بزرگ، پي نهد و با كمك و ياري از نايب برحقش،مقام معظّم رهبرى، كه بيش از هر كس، درد كار آمدي و نقش آفريني حوزه ها و حوزويان را دارد، خوشنودي و رضايت صاحب اصلي حوزه، امام زمان(عج) را فراهم آورد.
ما، به فراخور فهم خويش، آرمان گام زدن در اين وادي را در سر داشته و گفته هايي هر چند ناچيز، عرضه داشته ايم و هميشه دغدغه كار آمدي حوزه ها، حراست از ميراث حوزه، نماياندن انديشه هاي عالمان و بزرگان ناب انديش و دفاع از آنان بوده ايم و در همه اين زمينه ها، نوشته هايي داشته ايم.
براي حراست از مقام مرجعيّت، ويژه نامه مرجعيت تقديم كرده ايم، در زمينه تشكيلات، سازمان، نارسايي متون درسي و خلاصه، اصلاح و تحول حوزه، قلم زده ايم.
در جهت مبارزه با تحريف چهره ميراث داران حوزه هاي تشيّع، ويژه نامه هايي در زندگي ميرزاي بزرگ، آية اللّه بروجردى،امام خمينى، سيد جمال الدين اسدآبادي و... ، قدّس الله سرّهم، به عرصه فرهنگ، عرضه داشته ايم و اينك در راستاي خرافه زدايي از چهره اسلام ناب و فهم درست مفاهيم سياسي و اجتماعي تعاليم انسان ساز شيعه، اين هديه بسيار ناچيز را، تقديم ساحت امام عصر(عج) مي كنيم و از او اميد عنايت و خوشي فرجام و عاقبت داريم، تا چه قبول افتد و چه در نظر آيد.

1. (مفاتيح الجنان)، شيخ عباس قمى، دعاي ندبة.
2. (اصول كافى)، كليني ج‏1/39، دارالتعارف، بيروت.
3. (بحارالانوار)، ج‏1/195، مؤسسة الوفاء، بيروت.
4. (الحياة) حكيمى، ج‏2/268،انتشارات اسلامى، وابسته به جامعه مدرسين، قم.(بحارالأنوار)،ج‏2/4 .
5. (بحارالأنوار) ج‏52/336.
6. (بحارالأنوار) ج‏52/336.
7. (همان مدرك).
8. (همان)، ج‏2/49 .
9. (ميزان الحكمة)،محمد محمدي ري شهري ج‏6/466، انتشارات دفتر تبليغات اسلامى، قم.
10. (همان) 456/ .
11. (بحارالأنوار)، ج‏2/6.
12. (الاحتجاج)، طبرسي ج‏2/459، مؤسسة الاعلمى،بيروت.