بخش نهم آخرين كلام و معرفى كتاب



سخن آخر


شيعيان، ديو يأس و نااميدى را از خويش رانده و به عاقبت و سرنوشت بشر خوشبين‏اند. نيك مى‏دانند كه همه اين برنامه‏هاى رنگارنگ و مسلك‏هاى دلفريب مجعولِ بشر قادر نيستند انسان را از گرداب بدبختى نجات دهند و بحران‏هاى خطرناك جهانى را مهار كنند، بلكه قوانين و دستورهاى جامع و متين اسلام را كه از منبع وحى سرچشمه گرفته، براى تأمين سعادت بشر صالح مى‏دانند. آنان عصر درخشانى را پيش بينى مى‏كنند كه بشر به حدّ كمال رسيده، زمام اداره جهان را به دست امام معصوم(ع) سپرده و از هرگونه خطا و اشتباه و خودخواهى و غرض‏ورزى منزه و در امان است. شيعه در انتظار چنين روزى است و خود را براى چنين انقلابى آماده مى‏سازد. اين آروزيى است كه از روزگاران قديم درباره آن سخن‏ها گفته و پيامبران و حكيمان آن را وعده داده‏اند. انعكاس اين آرزو، در آفاق و اعصار پيچيده و منتظرانِ چشم به راه را در معبر انتظار نشانيده است، تا روزى كه امواج اين واقعه بزرگ در جام خورشيد ريزد و نسيم پيروزى از كران تا كران دشت‏ها وزيدن آغاز نمايد و جوانه‏هاى شادى به ثمر نشيند و جويبارها، نهرها و رودها در آن ايامِ بركت خيز به جريان در آيند و بانگ «أشهد أن لاإله إلّا اللَّه و أشهد أنّ محمّداً رسول اللَّه» از فراز مأذنه‏ها در همه جاى جهان طنين انداز شود. عدل و احسان همه جا را فرا گيرد و نابه سامانى‏ها از ميان برود، و جهل و ستم از جهان رخت بربندد، دل‏ها منور، عقل‏ها كامل، دانش‏ها واقعى، زندگى‏ها پاك و امتيازهاى پست مادى نابود شود. آن روز همه جا و همه چيز نور و روشنايى خواهد بود.
پروردگارا! ديدارش را آشكار نما و پايگاه هايش را استوار گردان و مارااز كسانى قرار ده كه ديدگانمان به ديدار او روشن مى‏شود و مارابه‏خدمتگزارى او مشغول دار و بر كيش و آيين وى بميران و ما را درگروه او محشور بفرما و چنان‏چه مرگى بين ما و ديدار او فاصله انداخت، پس ما را هنگام ظهور زنده كن تا از قبرمان بيرون آييم و كفن پوش درركابش جهاد كنيم. در آن صفى كه به صف ايستادگانش را در كتابت ستايش‏نمودى، پس خدايا! سيماى فرخنده ولىّ خودت را در زندگى و پس از مرگ به ما بنمايان.
سر به قيامت چو بر آرم زخاك
نيست مرا جز هوس روى تو
مايل فردوس برين نيستند
خاك نشينان سر كوى تو
كيست كه ديوانه نگردد زعشق؟
گر نِگَرد سلسله موى تو
بار دگر زنده شوم بعد موت
گر به مشامم برسد بوى تو