فصل سوم: امنيّت



امنيّت
الف) امنيّت عمومى
ب) امنيّت راه‏ها
ج) امنيّت قضايى


امنيّت


در حالى كه پيش از ظهور حضرت مهدى(عج) شرايط ناامنى بر جهان چيره است، يكى از بنيادى‏ترين كارهاى حضرت، بازگرداندن امنيّت به جامعه است. در حكومت حضرت مهدى(عج) با برنامه ريزى دقيقى كه انجام مى‏شود، در مدّت كوتاهى امنيّت در همه زمينه‏ها به جامعه باز مى‏گردد و مردم در محيطى پر از امنيّت به زندگى خود ادامه‏مى‏دهند؛ امنيّتى كه بشر در هيچ روزگارى مانند آن را نديده است.
راه‏ها به گونه‏اى امن مى‏شود كه زنان جوان از جايى به جاى ديگر، بدون همراه داشتن محرمى، سفر مى‏كنند و از هر گونه تعرّض و سوء نظر در امان هستند.
مردم در امنيّت كامل قضايى به سر مى‏برند؛ به گونه‏اى كه ديگر كسى از اين كه ممكن‏است حقش پايمال شود، كوچك‏ترين بيمى ندارد. برنامه‏ها و قوانين به گونه‏اى طرح‏ريزى و اجرا مى‏شود كه مردم خود را در امنيّت كامل مالى و جانى مى‏بينند. دزدى از جامعه رخت برمى‏بندد و امنيّت مالى تا جايى فراگير مى‏شود كه اگر كسى دست در جيب ديگرى ببرد، هرگز احتمال دزدى داده نمى‏شود و كار او توجيه مى‏گردد.
چنان ناامنى از جامعه رخت برمى‏بندد و جايش را به امنيّت مى‏دهد كه حيوانات و جانداران را نيز در برمى گيرد؛ به گونه‏اى كه گوسفند و گرگ در كنار هم زندگى مى‏كنند و كودكان با عقرب و گزندان همبازى مى‏شوند؛ بدون اين كه آسيبى ببينند.

الف) امنيّت عمومى


رسول خدا(ص) در اين باره مى‏فرمايد: «هنگامى كه عيسى بن مريم از آسمان به زمين آيد و دجّال را به قتل رساند ...، چوپان به گوسفندان خود مى‏گويد: براى چَرا به فلان مكان برويد و در اين ساعت بازگرديد! گله گوسفندى ميان دو كشتزار مى‏شوند؛ ولى هرگز به خوشه اى از آن تعدّى نمى‏كنند و شاخه‏اى از آن را با پاى خود نمى‏شكنند».(1)
رسول خدا(ص) مى‏فرمايد: «... زمين را از عدالت پر مى‏كند تا جايى كه مردم به فطرت خويش باز مى‏گردند. نه خونى به ناحق ريخته مى‏شود و نه خوابيده‏اى را بيدار مى‏كنند».(2)
ابن عباس درباره گسترش امنيّت در روزگار مهدى(عج) مى‏گويد: حتى در آن عصر، گرگ، گوسفند را نمى‏درد و شير، گاو را از بين نمى‏برد و مار به انسان آسيبى نمى‏رساند و موش، انبانى را نمى‏جود و به آن دستبرد نمى‏زند.(3)
اميرمؤمنان(ع) مى‏فرمايد: «هرگاه قائم ما قيام كند، آسمان باران‏هاى خود را مى‏بارد و درندگان با چارپايان از در آشتى وارد مى‏شوند و با انسان‏ها كارى ندارند تا جايى كه زنى از عراق به شام مى‏رود؛ بدون اين كه درنده‏اى او را نگران سازد و يا از درنده‏اى بترسد».(4)
نيز آن حضرت مى‏فرمايد: «لشكر مهدى(عج) ارتش «أعور دجّال» را نابود مى‏سازد زمين را از وجود آن پاك مى‏كند. از آن پس، مهدى فرمانروايى شرق و غرب زمين را به‏دست مى‏گيرد و از جابلقا تا جابرسا را مى‏گشايد و بر همه كشورها چيره مى‏شود و حكومت و فرمانروايى او تثبيت مى‏گردد».(5)
آن حضرت با مردم به عدالت رفتار مى‏كند تا جايى كه گوسفند در كنار گرگ به چريدن مشغول است و كودكان با عقرب بازى مى‏كنند؛ بدون اين كه آسيبى به آنان برسد. بدى‏ها از بين مى‏رود و نيكى‏ها بر جاى مى‏ماند.
در روايتى آمده است: «قيامت برپا نمى‏شود تا اين‏كه حضرت عيسى فرود آيد... و گرگ در گله‏اى از گوسفند، همانند سگ گله باشد و شير در گله شتر، گويى بچه شتر ياجفت آن است».(6)
حذيفه مى‏گويد: از پيامبر خدا(ص) شنيدم كه مى‏فرمود: «به هنگام ظهور حضرت قائم ...، پرندگان در لانه‏هاى خود تخم گذارى مى‏كنند و ماهيان در دريا».(7)
شايد منظور اين باشد كه آنها احساس امنيّت مى‏كنند و بدون دغدغه خاطر در لانه و محلّ زندگى خود تخم‏گذارى مى‏كنند.
ابو امامه باهلى مى‏گويد: روزى پيامبر خدا(ص) براى ما خطبه خواند و در پايان آن فرمود: «پيشواى مردم در آن روزگار مردى صالح است ... در آن عصر به گوسفند و گاو تعدّى نمى‏شود و كينه‏ها از سينه‏ها زدوده مى‏گردد. افسار را از دهان حيوانات برمى‏دارند (وحيوانات به حقوق ديگران تجاوز نمى‏كنند تا چه رسد به اين كه انسان‏ها به حقوق يك‏ديگر تجاوز كنند). كودك دستش را در دهان درنده مى‏گذارد، ولى حيوان آزارى به او نمى‏رساند. بچه‏حيوان در جلو شير و درنده انداخته مى‏شود و به او آسيبى نمى‏رسد و شير در ميان گله شتر، همانند سگ گله و گرگ در ميان گوسفندان، مانند سگ گله است».(8)
شايد اين روايت كنايه از امنيّت كامل و پيدايش جوّ اطمينان به يك ديگر باشد.
نيز آن حضرت مى‏فرمايد: «روزگارى كه عيسى بن مريم به زمين فرود آيد و دجّال را به قتل رساند، مارها و عقرب‏ها آشكارند و به كسى آزارى نمى‏رسانند».(9)
از اين احاديث اندازه امنيّت مالى و جانى در روزگار حضرت مهدى(عج) به خوبى روشن مى‏گردد؛ زيرا چوپانى كه گله خود را به بيابان مى‏فرستد، از دستبرد انسان‏ها و تعدّى درندگان به آنها آسوده خاطر است. انسانى كه به سفر مى‏رود يا در بين جانوران موذى زندگى مى‏كند، از آزار و اذيّت آنها در امان است؛ به گونه‏اى كه گويا قانون احترام به حقوق ديگران حتى براى حيوانات درنده و حشرات نيز پذيرفته شده است و همه در برابر آن خاضع و تسليم هستند. شايد مقدارى از امنيّت بدين سبب باشد كه در روزگار آن حضرت نعمت‏هاى الهى فراوان است و چون همه جانداران نيز از آن نعمت‏ها بهره‏مندند و احساس امنيّت مى‏كنند، به كسى آسيب نمى‏رسانند.
امنيّت عمومى در عصر امام زمان(عج) چنان فراگير مى‏شود كه حتى اگر كسى به خواب رود، اطمينان دارد كه او را بيدار نمى‏كنند و مزاحم خواب او نمى‏گردند.
رسول خدا(ص) در اين باره مى‏فرمايد: «امّت مهدى به آن حضرت پناه مى‏برند؛ چنان‏كه زنبورهاى عسل به ملكه خود پناه مى‏آورند. آن حضرت زمين را پر از عدل و داد مى‏كند؛ چنان‏كه (پيش از آن) پر از ستم و جور شده بود؛ به حدّى كه مردم به فطرت نخستين خود بازمى گردند. شخص خوابيده را از خوابش بيدار نمى‏كنند و خون كسى ريخته نمى‏شود».(10)

ب) امنيّت راه‏ها


درباره امنيّت راه‏ها در حكومت حضرت مهدى(عج) روايات بسيارى رسيده است كه به گفتن چند روايت بسنده مى‏كنيم:
پيامبر اكرم(ص) مى‏فرمايد: «حكومت مهدى(عج) به گونه‏اى است كه دو زن شبانه حركت كرده، مسافرت مى‏كنند و از بى‏عدالتى و ستم هراسى ندارند».(11)
نيز آن حضرت مى‏فرمايد: «به يقين خداوند، اين امر (دين خود) را به پايان مى‏رساند؛ به‏گونه‏اى كه شخص سواره در شب از صنعا به حضرموت مسافرت مى‏كند و جز خدا، از كسى ترس ندارد».(12)
شايد گفتن نام اين دو سرزمين به لحاظ داشتن بيابان‏هاى ترسناك باشد كه گاهى از آن به‏مفازه تعبير شده است و به دليل تفأل زدن به پيروزى و جان سالم به در بردن از آن بيابان‏هامى‏باشد.
امام باقر(ع) مى‏فرمايد: «به خدا سوگند، ياران مهدى آن اندازه مى‏جنگند تا خدا به يگانگى پرستيده شود و به او شرك نورزند و تا آن‏جا كه پيرزنى سالخورده و ناتوان از اين‏سوى جهان به آن سوى رهسپار شود و كسى متعرّض او نشود».(13)
شخصى از حضرت صادق(ع) پرسيد: چرا آرزوى ظهور حضرت قائم(ع) را داشته‏باشيم؟ آيا در دوران غيبت مقام والايى داريم؟ حضرت فرمود: «سبحان اللَّه! آيادوست ندارى كه امام، عدالت را در جهان بگستراند و امنيّت را در راه‏ها برقرار كند وباحكم منصفانه با ستمديده رفتار نمايد و به او يارى رساند؟»(14)
يكى از ياران امام صادق(ع) مى‏گويد: روزى ابوحنيفه نزد امام صادق(ع) آمد. حضرت خطاب به او فرمود: «اين آيه كه مى‏فرمايد: (سيروا فيها ليالى و أيّاماً آمنين؛(15) در زمين شبانه روز سير كنيد در حالى كه در امان باشيد.)» درباره چه سرزمينى است؟»
ابوحنيفه گفت: گمان دارم بين مكه و مدينه باشد.
حضرت به يارانش رو كرد و فرمود: «آيا مى‏دانيد كه مردم در بين اين راه، مورد تعرّض راهزنان قرار مى‏گيرند و اموال آنان به غارت برده مى‏شود و افراد امنيّت ندارند و كشته مى‏گردند؟»
اصحاب پاسخ دادند: آرى، چنين است و ابوحنيفه سكوت كرد.
حضرت بار ديگر از او پرسيد: «اين آيه كه خداوند مى‏فرمايد: (و من دخله كان آمناً؛(16) هركس در آن وارد شود، در امان خواهد بود). درباره كدام نقطه از زمين است؟»
ابوحنيفه گفت: كعبه است.
امام فرمود: «آيا مى‏دانى كه حجاج بن يوسف ثقفى كعبه را براى سركوبى ابن‏زبير به منجنيق بست و او را كشت. آيا او در جاى امن بود؟»
ابوحنيفه سكوت كرد و ديگر سخن نگفت.
چون او از جلسه بيرون رفت؛ ابوبكر حضرمى به حضرت عرض كرد: فدايت شوم!
پاسخ اين دو پرسش چيست؟
امام صادق(ع) فرمود: «اى ابابكر! مراد از آيه اوّل، همراهى با قائم ما اهل بيت است. نيز سخن خداوند كه فرمود: "هر كس در آن وارد شود در امان است" يعنى كسى كه دست بيعت به او دهد و در بيعت حضرتش وارد شود و از ياران و اصحاب حضرتش گردد، در امان خواهدبود».
على بن عقبه از پدرش نقل مى‏كند: روزگارى كه حضرت قائم ظهور مى‏كند، به عدالت حكم مى‏نمايد و ستم در حكومتش برچيده مى‏شود وبه سبب وجود آن حضرت راه‏ها و جاده‏ها امن مى‏گردد.(17)
قتاده مى‏گويد: حضرت مهدى(عج) بهترين انسان‏هاست... . در زمان او زمين از چنان امنيّتى برخوردار مى‏گردد كه زنى به همراه پنج زن ديگر، بدون همراه داشتن مردى، به حج مى‏روند و از چيزى ترس ندارند.(18)
عدى بن حاتم مى‏گويد: به يقين روزى فرا مى‏رسد كه زنى ناتوان، به تنهايى از حيره (در نزديكى نجف) به زيارت خانه خدا مى‏رود و از كسى جز خدا نمى‏ترسد.(19)

ج) امنيّت قضايى


يكى از امورى كه پس از ظهور امام(عج) مطرح است، مجازات افرادى است كه جهان را سراسر ناامن كرده، ميليون‏ها كشته و زخمى و معلول بر جاى گذاشته‏اند و نابسامانى‏هاى مادى و معنوى را پديدآوردند. آنان جنايتكارانى هستند كه جهان را به آن وضعيت اسفبار كشانده‏اند.
پس از ظهورحضرت،تعقيب، دستگيرى و محاكمه آنان امرى حتمى است؛ زيرا اجراى حدود الهى، يكى از واجبات مهم به شمار مى‏رود؛ به ويژه در روزگار حضور امام‏معصوم و حضرت بقية اللَّه در زمين كه طبق كتاب خدا و به دور از هر گونه هواهاى نفسانى، حدود اجرامى‏شود.
در آن عصر براى سرپرستى اين وظيفه مهم، از افرادى استفاده مى‏شود كه علاوه بر تسلّط كامل بر مبناى اسلامى و فقهى، از نظر پيشينه نيز كم‏ترين ايراد و اشكالى بر آنان وارد نباشد. در روايات به تسلّط آنان به كارهاى قضايى و پيشينه و ويژگى‏هاى فردى آنان اشاره شده است كه به بازگويى چند روايت در اين زمينه مى‏پردازيم:
امام صادق(ع) مى‏فرمايد: «هنگامى كه قائم آل محمد(ص) قيام كند، از پشت كعبه هفده نفر را بيرون مى‏آورد. پنج نفر از قوم موسى هستند كه به حق قضاوت مى‏كنند ... و هفت نفر از اصحاب كهف، يوشع وصى موسى، مؤمن آل‏فرعون، سلمان فارسى، ابودجانه ومالك‏اشتر».(20)
ابوبصير از امام صادق(ع) پرسيد: آيا جز اين گروه (سى صد و سيزده نفر) افراد ديگرى در پشت كعبه نيستند؟ حضرت فرمود: «آرى، مؤمنان ديگرى نيز هستند؛ ولى اين گروه‏فقها، نخبگان، حاكمان و قاضيانى خواهند بود كه پيش رو (سينه) و پشت سرشان را حضرت دست مى‏گذارد ومسح مى‏كند و در پى آن، هيچ قضاوتى بر آنان دشوار نخواهدبود».(21)
در بحارالانوار آمده است: آنان ياوران مهدى وحاكمان روى زمين خواهند بود.(22)
صادق اهل بيت(ع) مى‏فرمايد: «آن‏گاه كه حضرت قائم(عج) قيام كند، براى هر مرز و بومى از زمين، فرمانروايى تعيين مى‏كند و به او مى‏فرمايد: ''برنامه كار تو در دست تو است و چنان‏چه در هنگام انجام وظيفه، مشكلى پيش آمد كه حكم آن را ندانستى، به كف دستت بنگر و بر طبق آن چه در آن مى‏يابى، رفتار نما00000110000012».(23)
ممكن است فهميدن حكم مشكلات به وسيله كف دست، كنايه از سرعت ارتباط با حكومت مركزى و كسب تكليف براى رفع مشكل باشد يا اشاره به مهارت خيره كننده مسؤولان بر كار داشته باشد كه با يك نگاه مى‏توانند اظهار نظر كنند وشايد به وسيله معجزه مشكل حل شود كه عقل بشر از فهم آن ناتوان است.
امام باقر(ع) مى‏فرمايد: «پس از ظهور مهدى(عج) هيچ حقّى از كسى بر عهده ديگرى نمى‏ماند، مگر آن كه حضرت آن را باز مى‏ستاند و به صاحب حق مى‏دهد».(24)
امام صادق(ع) مى‏فرمايد: «هنگامى كه قائم آل محمد(ص) قيام كند، به حكم و قضاوت‏داود پيامبر، قضاوت مى‏كند و به شاهد و برهان نيازى ندارد. خداوند (احكام‏الهى را) به او الهام مى‏كند و او نيز بر طبق دانش خود رفتار مى‏نمايد و بر طبق آن قضاوت مى‏كند».(25)
جعفر فرزند سيار شامى مى‏گويد: اندازه و حدود پس‏گيرى حقوق از بين رفته (در روزگار مهدى(عج) بدان اندازه است كه اگر حقّى از كسى در زير دندان ديگرى باشد، حضرت آن را باز مى‏ستاند و به صاحبش باز مى‏گرداند.(26)
البته اين گونه رفتار كردن با حقوق مردم، شايسته دادگاه‏هايى است كه در حكومت مهدى(عج) باشند و قاضيان آن افرادى مانند: سلمان، مالك اشتر، بزرگانى از قوم موسى و ... باشند و رهبرى دستگاه قضايى نيز با خود حضرت باشد. طبيعى است كه ديگر جاى‏نگرانى از نابود شدن حقوق، باقى نمى‏ماند؛ هم‏چنان‏كه جمله «اگر زير دندان ديگرى حقّى از كسى باشد باز مى‏ستاند»، گوياى اين حقيقت است.

1. ابن‏طاووس، ملاحم، ص‏97.
2. ابن‏حمّاد، فتن، ص‏99؛ متقى هندى، برهان، ص‏78؛ ابن‏طاووس، ملاحم، ص‏70؛ ر. ك: عقدالدرر، ص‏156؛ القول المختصر، ص‏19؛ سفارينى، لوائح، ج‏2، ص‏12؛ طوسى، غيبة، ص‏274؛ خرائج، ج‏3، ص‏1149؛ اثبات الهداة، ج‏3، ص‏514؛ بحارالانوار، ج‏52، ص‏290.
3. بحارالانوار، ج‏1، ص‏61؛ بيهقى، سنن، ج‏9، ص‏180.
4. صدوق، خصال، باب 400، ص‏255؛ الامامة و التبصره، ص‏131؛ اثبات الهداة، ج‏3، ص‏494؛ بحارالانوار، ج‏52، ص‏316.
5. ينابيع المودّه، ص‏422؛ المحجّه، ص‏425؛ احقاق الحق، ج‏13، ص‏341.
6. عبدالرزاق، مصنّف، ج‏11، ص‏401؛ ر. ك: احمد، مسند، ج‏2، ص‏437، 438؛ ابن‏حمّاد، فتن، ص‏162.
7. اختصاص، ص‏208؛ بحارالانوار، ج‏52، ص‏304.
8. طيالسى، مسند، ج‏10، ص‏335؛ ابن‏طاووس، ملاحم، ص‏152.
9. ابن‏طاووس، ملاحم، ص‏97.
10. الحاوى للفتاوى، ج‏2، ص‏77؛ ابن‏طاووس، ملاحم، ص‏70 و در ص‏63، با اندكى تفاوت؛ احقاق الحق، ج‏13، ص‏154.
11. المعجم الكبير، ج‏8، ص‏179.
12. المعجم الكبير، ج‏4، ص‏72؛ جامع الاصول، ج‏7، ص‏286؛ بيهقى، سنن، ج‏9، ص‏180.
13. عياشى، تفسير، ج‏2، ص‏62؛ نعمانى، غيبة، ص‏283؛ تفسير برهان، ج‏1، ص‏369؛ بحارالانوار، ج‏52، ص‏345؛ ينابيع‏المودّه، ص‏423؛ الشيعة و الرجعه، ج‏1، ص‏380.
14. مفيد، اختصاص، ص‏20؛ عياشى، تفسير، ج‏1، ص‏64؛ نعمانى، غيبة، ص‏149؛ بحارالانوار، ج‏52، ص‏144؛ اثبات‏الهداة، ج‏3، ص‏557؛ در بحارالانوار، «ينصر المظلوم» به جاى «ينصف المظلوم» آمده است؛ ر. ك: الفائق، ج‏4، ص‏100.
15. سباء (34) آيه 18.
16. آل عمران (3) آيه 97.
17. علل الشرائع، ج‏1، ص‏83؛ نورالثقلين، ج‏3، ص‏332؛ تفسير برهان، ج‏3، ص‏212؛ بحارالانوار، ج‏52، ص‏314.
18. ابن‏حمّاد، فتن، ص‏98؛ ابن‏طاووس، ملاحم، ص‏69؛ عقدالدرر، ص‏151؛ القول المختصر، ص‏21.
19. فردوس الاخبار، ج‏3، ص‏491.
20. اثبات الهداة، ج‏3، ص‏55، به نقل از: عياشى، تفسير، و به نقل از: روضة الواعظين، ص‏266، امام بيست و هفت نفر را ازپشت كعبه بيرون مى‏آورد.
21. ابن‏طاووس، ملاحم، ص‏202؛ دلائل الامامه، ص‏307، با اندكى تفاوت.
22. دلائل الامامه، ص‏249؛ بحارالانوار، ج‏52، ص‏365.
23. نعمانى، غيبة، ص‏319؛ دلائل الامامه، ص‏249؛ اثبات الهداة، ج‏3، ص‏573؛ بحارالانوار، ج‏52، ص‏365 و ج‏53، ص‏91.
24. عياشى، تفسير، ج‏1، ص‏64؛ بحارالانوار، ج‏52، ص‏224.
25. روضةالواعظين، ص‏266؛ بصائر الدرجات، ج‏5، ص‏259.
26. ابن‏حمّاد، فتن، ص‏98؛ عقدالدرر، ص‏36؛ ابن‏طاووس، ملاحم، ص‏68؛ القول المختصر، ص‏52.

چشم اندازى به حكومت مهدى (عج) ، نجم الدين طبسى