فصل ششم: روزنه‏هاى اميد



روزنه‏هاى اميد
الف) مؤمنان حقيقى
ب) نقش عالمان و دانشمندان (شيعه)
ج) نقش شهر قم در آخرالزمان
قم حرم اهل بيت
شهر قم حجّت بر ديگران
مركز نشر فرهنگ اسلامى
د) تأييد خط فكرى قم
ياوران مهدى(عج)
ايران، كشور امام زمان
تمجيد از ايرانيان
زمينه سازان ظهور


روزنه‏هاى اميد


در بحث‏هاى گذشته با بخشى از روايات درباره وضعيت جهانى پيش از ظهور امام‏عصر(ع) آشنا شديم. هر چند در اين روايات سخن از نابسامانى‏ها و مشكلات است -به‏حدى كه شايد انسان‏هايى را به يأس بكشاند - امّا روايات ديگرى نيز وجود دارد كه به نكات روشن و روزنه‏هاى اميد براى شيعيان و انسان‏هاى مؤمن و متعهد اشاره دارد.
برخى از اين روايات درباره مؤمنانى است كه هيچ‏گاه زمين از آنان خالى نمى‏شود و آنان در شرايط سختِ پيش از ظهور نيز در سراسر جهان حضور دارند.
تعدادى از روايات به نقش دانشمندان اسلامى و عالمان در زمان غيبت اشاره مى‏كند كه هر چندگاه باعث دگرگونى در جامعه مى‏شوند و آنان را به عنوان حافظان دين معرفى‏مى‏كند. در بعضى از سخنان معصومين(ع) از نقش ويژه شهر قم پيش از ظهور امام‏زمان(عج) ياد شده است و رواياتى نيز از حضور فعال ايرانيان، پيش و پس از ظهور امام سخن مى‏گويد.

الف) مؤمنان حقيقى


گاهى با رواياتى رو به رو مى‏شويم كه در پاسخ كسانى آمده است كه گمان مى‏كرده‏اند، روزگارى پيش خواهد آمد كه جامعه از وجود انسان‏هاى مؤمن تهى مى‏شود. امام(ع) اين گمان را نفى كرده، از وجود مؤمنان در هر روزگارى خبر داده است.
زيد زراء مى‏گويد: به امام صادق(ع) عرض كردم: مى‏ترسم ما از مؤمنان نباشيم. امام‏فرمود: «چرا چنين فكر مى‏كنيد؟» گفتم: زيرا مى‏بينم در ميان ما كسى نيست كه برادرش را بر درهم و دينار مقدم دارد؛ ولى اين را مى‏بينم كه درهم و دينار را بر برادر دينى- كه ولايت اميرمؤمنان(ع) ما را دور يك ديگر گرد آورده - ترجيح مى‏دهيم. امام‏صادق(ع) فرمود: «اين‏چنين نيست كه مى‏گويى، شما اهل ايمان هستيد؛ امّا ايمان شما كامل نمى‏شود مگر هنگامى كه قائم آل محمد(عج) قيام كند؛ در آن هنگام خداوند خِرَد شما را كامل مى‏كند و شما مؤمنان كامل مى‏شويد.
سوگند به آن خدايى كه جانم در دست قدرت اوست، در سراسر جهان، انسان‏هايى هستند كه همه دنيا در نظرشان با پر پشه‏اى برابرى نمى‏كند».(1)

ب) نقش عالمان و دانشمندان (شيعه)


در هر روزگارى كه پرده‏هاى سياهى و جهل، سايه خود را بر جوامع بشرى مى‏گستراند اين دانشمندان و عالمان دينى بودند كه مسؤوليت خود را در جهت زدودن جهل و نادانى از انديشه‏ها و فساد و تباهى از دامن مردمان به خوبى انجام مى‏دادند و از روايات فهميده مى‏شود كه عالمان در آخر الزمان نيز اين نقش را به خوبى ايفا مى‏كنند.
امام هادى(ع) مى‏فرمايد: «اگر در دوران غيبت قائم آل محمد(ص) دانشمندانى نبودند كه مردم را به سوى او هدايت و راهنمايى كنند و با حجت‏هاى الهى از دين دفاع نمايند و شيعيان ضعيف را از دام‏هاى شيطان و پيروانش رهايى و از شرّ ناصبى‏ها (و دشمنان اهل‏بيت) نجات بخشند، كسى در دين خدا پا برجا نمى‏ماند و همه مرتد مى‏شدند؛ ولى آنان رهبرى دل‏هاى شيعيان ضعيف را با قدرت در دست مى‏گيرند و حفظ مى‏كنند؛ چنان‏كه ناخداى كشتى، سكان و فرمان كشتى را نگاه مى‏دارد. بنابراين، آنان نزد خدا، والاترين انسان‏ها هستند».(2)
رسول خدا(ص) درباره زنده كننده دين در هر قرن مى‏فرمايد: «خداوند بزرگ براى امّت اسلام در آغاز هر قرن، شخصى را بر مى‏انگيزاند تا دين را زنده نمايد».(3)
اين دو روايت و رواياتى از اين گونه، با صراحت به نقش عالمان در روزگار غيبت اشاره دارد و خنثا شدن، توطئه شيطان‏ها و تجديد حيات دين را به دست دانشمندان مى‏داند.
البته اثبات اين مطلب در روزگار ما به دليل و برهان نيازى ندارد؛ زيرا نقش حضرت امام‏خمينى(ره) براى از بين بردن نقشه‏هاى شوم دشمنان - كه اساس دين را در جهان معاصر در معرض خطر قرار داده بودند - بر كسى پوشيده نيست.
بدون شك عزتى كه اسلام در اين عصر يافته است، به بركت انقلاب اسلامى ايران و بنيان‏گذار آن، حضرت امام خمينى(ره) است.

ج) نقش شهر قم در آخرالزمان


آن‏گاه كه جامعه بشرى به سوى انحطاط و تباهى پيش مى‏رود، روزنه اميدى نمايان مى‏گردد و مردمى پرچمدار نور در دل آن تاريكى‏ها مى‏گردند؛ شهر قم در آخرالزمان اين نقش را به عهده دارد.
روايات بسيارى وجود دارد كه اين شهر مقدس و انسان‏هاى وارسته آن را - كه وجود خود را از چشمه زلال مكتب اهل بيت سيراب كرده و رسالت ابلاغ پيام را به عهده گرفته‏اند - مى‏ستايد.
امامان معصوم(ع) سخنان گوناگونى درباره قم و نقش آن در نهضت فرهنگى زمان غيبت امام زمان(عج) دارند كه به برخى از آنها اشاره مى‏كنيم.

قم حرم اهل بيت

از برخى روايات استفاده مى‏شود كه قم و اهل آن رمز و الگوى تشيّع و ولايت مى‏باشند.
از اين رو، هر كس را كه مى‏خواستند، دوست دار اهل بيت و علاقه‏مند به آنان معرفى‏كنند، او را قمى خطاب مى‏كردند.
گروهى خدمت امام صادق(ع) مشرّف شدند و گفتند: ما از مردم رى هستيم. حضرت‏فرمود: «آفرين به برادرانمان از اهل قم». آنان چندبار تكرار كردند. ما از رى خدمت شما رسيده‏ايم و حضرت نيز سخن نخست خود را تكرار كرد. آن‏گاه فرمود: خداوند حرمى دارد كه در مكه است و براى رسول خدا(ص) نيز حرمى است و آن در مدينه است. كوفه حرم اميرالمؤمنين(ع) است و حرم ما (اهل بيت) شهر قم است و به زودى دخترى از فرزندانم به نام فاطمه، در آن دفن مى‏شود. هر كس او را (با معرفت) زيارت كند، بهشت بر او واجب‏مى‏شود».
راوى گويد: امام صادق(ع) اين سخن را هنگامى بيان كرد كه هنوز امام كاظم(ع) متولد نشده‏بود.(4)
صفوان مى‏گويد: روزى نزد ابا الحسن - امام كاظم(ع) - بودم وسخن از مردم قم و علاقه و ميل آنان به حضرت مهدى(عج) به ميان آمد؛ امام هفتم(ع) فرمود:
«خداوند آنان را رحمت كند و از آنان خشنود باشد. آن‏گاه ادامه داد، بهشت هشت در دارد كه يكى از آن‏ها براى مردم قم است. در ميان شهرها و كشورها، آنان نيكان و نخبگان شيعيان ما هستند. خداوند ولايت و دوستى ما را، با طينت و سرشت آنان آميخته است».(5)
از اين روايت استفاده مى‏شود كه ائمه معصومين(ع) شهر قم را پايگاه عاشقان اهل‏بيت و حضرت مهدى(عج) مى‏دانسته‏اند و شايد درى از بهشت كه به شهر قم اختصاص دارد، باب المجاهدين يا باب الاخيار (درب نيكان) باشد، چنان‏كه در روايت نيز به اهل قم، نيكان شيعه گفته شده است.

شهر قم حجّت بر ديگران

خداوند در هر زمان، انسان‏هايى دارد كه بر ديگران حجّت مى‏باشند و چون آنان در راه خدا قدم برداشته، براى اعتلاى كلمة اللَّه مبارزه مى‏كنند، خداوند ياور آنان خواهد بود و شرّ دشمنان را از آنان دور مى‏كند. در زمان غيبت امام عصر(عج) قم و مردم آن بر ديگر انسان‏ها حجّت هستند.
امام صادق(ع) مى‏فرمايد: «گرفتارى‏ها و مشكلات از قم و مردمش به دور است و روزگارى خواهد رسيد كه قم و مردم آن، حجّت بر همه مردمان باشند و آن هنگام در زمان غيبت قائم ما تا به هنگام ظهور حضرتش مى‏باشد و اگر چنين نبود، زمين اهلش را فرو مى‏برد.
به يقين فرشتگان، گرفتارى‏ها را از قم و مردمانش دور مى‏كنند و هيچ ستمگرى قصد قم را نمى‏كند، مگر آن كه خداوند، كمرش را مى‏شكند و او را گرفتار درد، مصيبت يا دشمن مى‏گرداند. خداوند نام قم و مردم آن را از ياد ستمگران مى‏برد؛ چنان‏كه آنان خدا را فراموش كرده‏اند».(6)

مركز نشر فرهنگ اسلامى

يكى ديگر از موارد قابل توجه در روايات اين است كه شهر قم در روزگار غيبت به عنوان مركزى براى رساندن پيام اسلام به گوش مستضعفان زمين در خواهد آمد و عالمان و دانشمندان دينى آن، حجّتى بر جهانيان خواهند شد.
امام صادق(ع) در اين باره مى‏فرمايد: «به زودى شهر كوفه از مؤمنان تهى مى‏گردد و علم و دانش از آن‏جا رخت بر مى‏بندند و چون مارى كه در گوشه‏اى چنبره زده است، محدود مى‏گردد و از شهرى كه آن را قم مى‏نامند، ظهور مى‏كند و آن‏جا پايگاه علم و فضيلت و معدن دانش و كمال مى‏گردد؛ به گونه‏اى كه روى زمين هيچ مستضعف (فكرى) نمى‏ماند كه از دين آگاهى نداشته باشد؛ حتى زنان پرده‏نشين، و اين زمان، نزديك به زمان ظهور قائم ما خواهد بود.
خداوند، قم و مردمش را جانشين حضرت حجّت قرار مى‏دهد و اگر چنين نبود، زمين اهلش را فرو مى‏برد و حجّتى بر زمين نمى‏ماند. بنابراين، علم و دانش از شهر قم به شرق و غرب جهان سرازير مى‏شود و حجّت بر جهانيان تمام مى‏گردد؛ به گونه‏اى كه هيچ شخصى نمى‏ماند كه دين و دانش به او نرسيده باشد و آن‏گاه حضرت قائم(عج) ظهور مى‏كند و عذاب الهى بر كافران به دست آن حضرت فرود مى‏آيد؛ زيرا خداوند، از بندگان انتقام نمى‏گيرد، مگر هنگامى كه حجّت بر آنان تمام شده باشد».(7)
در روايت ديگرى آمده است: «اگر مردم قم نبودند، دين از بين مى‏رفت».(8)

د) تأييد خط فكرى قم


از برخى روايات فهميده مى‏شود كه، ائمه معصومين(ع)، شيوه عالمان قم را مورد تأييد قرارداده‏اند.
امام صادق(ع) در اين باره مى‏فرمايد: «بر فراز قم فرشته‏اى است كه دو بال خود را بر آن به حركت درمى آورد و هيچ ستمگرى به آن قصد سوئى نمى‏كند؛ مگر آن كه خداوند، او را همانند نمك در آب ذوب مى‏كند».
حضرت آن‏گاه به عيسى بن عبداللَّه قمى اشاره كرد و فرمود: «درود خداوند بر قم! پروردگار جهان، سرزمينشان را از باران سيراب و بركاتش را بر آنان نازل مى‏گرداند و گناهانشان را به حسنات مبدّل مى‏سازد. آنان اهل ركوع، سجود، قيام و قعودند؛ چنان‏كه آنان فقيه، دانشمند و اهل درك و فهم هستند. آنان اهل درايت و روايت و بينش عبادت كنندگان نيكى هستند».(9)
هم‏چنين آن امام در پاسخ شخصى كه گفت: مى‏خواهم از تو چيزى بپرسم كه كسى پيش از من نپرسيده باشد و پس از من نخواهد پرسيد، مى‏فرمايد: «شايد مى‏خواهى از حشر و نشر سؤال كنى؟»
گفت: آرى، سوگند به آن كه محمد(ص) را بشارتگر و هشدار دهنده، مبعوث كرد.
حضرت فرمود: «حشر همه مردمان به سوى بيت المقدس است؛ مرگ بقعه‏اى در سرزمين جبل كه آن را قم مى‏نامند و آمرزش الهى شامل حالشان مى‏گردد».
آن مرد، در حالى‏كه نيم‏خيز شد، گفت: اى فرزند رسول خدا! آيا اين اختصاص به مردم قم دارد؟
امام پاسخ داد: «آرى؛ آنان و هر كس كه هم عقيده ايشان باشد و سخن آنان را بگويد».(10)

ياوران مهدى(عج)

نكته قابل توجه و دقت، اين است كه در روايات از مردم قم به ياوران مهدى(عج) و كسانى كه براى گرفتن حق اهل بيت قيام مى‏كنند، نام برده شده است.
عفان بصرى مى‏گويد: امام صادق(ع) به من فرمود: «آيا مى‏دانى، چرا قم را قم‏ناميده‏اند؟» گفتم: خداوند و رسولش و شما بهتر مى‏دانيد. فرمود: «قم را بدين جهت به‏اين اسم ناميدند كه اهل آن گرد قائم آل محمد(ص) جمع مى‏گردند و با حضرتش قيام‏مى‏كنند و در اين راه، پايدارى از خود نشان مى‏دهند و آن حضرت را يارى‏مى‏نمايند».(11)
صادق آل محمد(ع) در روايت ديگرى در اين باره چنين مى‏فرمايد: «خاك قم، مقدس است و اهل قم از ما و ما از آنان هستيم. ستمگرى قصد بد به آن نمى‏كند، مگر اين كه در كيفر او تعجيل مى‏گردد. البته اين تا زمانى است كه به برادران خود خيانت نكنند و اگر چنين كردند، خداوند، ستمكاران بدكردار را بر آنان مسلط مى‏كند؛ امّا مردم قم، ياران قائم ما و دعوت‏كنندگان به حق ما هستند».
آن‏گاه امام(ع) سر به آسمان بلند كرد و چنين دعا فرمود: «خداوندا! آنان را از هر فتنه‏اى حفظ فرما و از هر هلاكتى نجات بخش».(12)

ايران، كشور امام زمان

رواياتى كه درباره شهر قم گفته شد، تا اندازه‏اى نقش ايرانيان را، پيش و هنگام ظهور مهدى موعود(عج) روشن‏مى‏سازد؛ ولى با كمى‏دقّت در سخنان معصومين(ع) به اين‏نتيجه مى‏رسيم كه آنان، نسبت به ايران و مردم آن توجه خاصى داشتند و در موقعيت‏هاى مختلف از نقش آنان در يارى رساندن به دين و زمينه سازى براى ظهور مهدى(عج) سخن گفته‏اند.
در اين‏جا به ذكر چند روايت درباره تمجيد از ايرانيان و زمينه سازان ظهور، بسنده‏مى‏كنيم:

تمجيد از ايرانيان

ابن عباس مى‏گويد: خدمت پيامبر(ص) از فارسيان، سخن به ميان آمد، آن حضرت فرمود: «اهل فارس - ايرانيان - جمعى از ما اهل بيت هستند».(13)
هنگامى كه از موالى يا اعاجم‏(14)، نزد پيامبر(ص) ياد شد، حضرت رسول(ص) فرمود: «سوگند به خدا كه من به آنان بيش‏تر از شما اطمينان دارم».(15)
ابن عباس مى‏گويد: «زمانى كه پرچم‏هاى سياه به سوى شما روى آورند، فارسيان را گرامى بداريد؛ زيرا دولت شما با آنهاست».(16)
روزى اشعث به على(ع) با اعتراض گفت: اى اميرالمؤمنين! چرا اين عجم‏ها پيرامون تو گرد آمده، بر ما پيشى گرفته‏اند؟ حضرت خشمگين شد و در پاسخ فرمود: «چه كسى مرا معذور مى‏دارد كه در مقابل اين آدم‏هاى بزرگ جثه بى‏خير كه هر كدام از آنان چون دراز گوش بر بستر خود مى‏غلطند و به خاطر آوازه و فخرفروشى از قومى روى گردان مى‏شوند؛ آيا به من فرمان مى‏دهيد تا آنان را از خود دور سازم؟ هر گز، من آنان را كنار نمى‏زنم‏(17) تا از جاهلان گردم. سوگند به خدايى كه دانه را شكافت و آفريدگان را آفريد، آنان براى بازگرداندن شما به دين اسلام، با شما به نبرد برمى خيزند؛ چنان‏كه شما براى اسلام آوردن در ميانشان شمشير مى‏كشيد».(18)

زمينه سازان ظهور

بخش عمده‏اى از رواياتى كه درباره رويدادهاى پيش از ظهور و ياران حضرت مهدى(عج) آمده است، درباره ايران و ايرانيان است كه با تعبيرات گوناگونى مانند: اهل فارس، عجم، اهل خراسان، اهل قم، اهل طالقان، اهل رى و... بيان شده است.
با بررسى مجموع اين روايات، به اين نتيجه مى‏رسيم كه در كشور ايران، پيش از ظهور امام‏زمان(عج)، نظامى الهى ومدافع ائمّه معصومين(ع) بر پا مى‏گردد كه مورد نظر امام‏زمان(عج) است و نيز مردم ايران، نقش عمده‏اى در قيام آن حضرت دارند كه در بخش قيام به آن مى‏پردازيم. در اين‏جا به ذكر چند روايت بسنده مى‏كنيم:
رسول خدا(ص) مى‏فرمايد: «مردمى از مشرق زمين قيام مى‏كنند و زمينه را براى قيام حضرت مهدى(ع) فراهم مى‏سازند».(19)
نيز مى‏فرمايد: «پرچم‏هاى سياهى از سمت مشرق خواهد آمد كه دل‏هاى آنان همانند پاره‏هاى آهن است؛ پس هر كس از حركت آنان، آگاهى يافت، به سوى آنان برود و با آنان بيعت كند؛ هر چند لازم باشد كه بر روى يخ حركت كند».(20)
امام باقر(ع) مى‏فرمايد: «گويا قومى را مى‏بينم كه در مشرق قيام كرده‏اند و حق را مى‏طلبند؛ ولى حق را به آنان نمى‏دهند. بار ديگر طلب مى‏كنند؛ ولى باز به آنان واگذار نمى‏كنند. در اين حالت، شمشيرها را از نيام كشيده، بر شانه مى‏گذارند كه در اين هنگام، دشمن خواسته آنان را مى‏پذيرد؛ ولى آنان نمى‏پذيرند و قيام مى‏كنند و حق را واگذار نمى‏كنند، مگر به صاحب أمر. كشتگان آنان شهيد هستند و اگر من آنان را درك مى‏كردم، خودم را براى صاحب اين امر آماده مى‏كردم».(21)
امام باقر(ع) مى‏فرمايد: «ياران حضرت قائم(عج) سى صد و سيزده نفر و از فرزندان عجم هستند».(22)
هر چند عجم به غير عرب گفته مى‏شود، ولى به‏طور حتم ايرانيان را در برمى گيرد و با توجه به روايات ديگر، در بين نيروهاى ويژه حضرت مهدى(عج) تعداد زيادى از ايرانيان حضور دارند.
رسول خدا(ص) مى‏فرمايد: «به زودى پس از شما، اقوامى خواهند آمد كه زمين زير پاى‏شان جمع مى‏شود - طىّ الارض مى‏كنند - و درهاى دنيا بر روى آنان گشوده مى‏گردد و آنان را مردان و زنان فارس خدمت مى‏كنند. زمين زير گام‏هاى‏شان پيچيده مى‏شود؛ به گونه‏اى كه هر يك از آنان بخواهد، فاصله شرق تا غرب را در يك ساعت مى‏پيمايد. نه آنان خود را به دنيا فروخته‏اند و نه اهل دنيايند و نه دنيا در آنان حظّ و نصيبى دارد».(23)
اميرمؤمنان(ع) مى‏فرمايد: «خوشا به حال طالقان؛ زيرا خداوند در آن‏جا گنج‏هايى دارد كه نه از طلا و نه از نقره‏اند، بلكه مردان با ايمانى هستند كه خدا را به حق شناخته‏اند و آنان ياوران مهدى آل محمد(عج) در آخرالزمان خواهند بود».(24)
رسول خدا(ص) نيز درباره خراسان مى‏فرمايد: «در خراسان گنج‏هايى است؛ امّا نه از طلاو نقره؛ بلكه آنان مردانى هستند كه خدا و رسولش آنان را دوست مى‏دارند».(25)

1. بحارالانوار، ج‏67، ص‏351.
2. تفسير امام عسكرى(ع)، ص‏344؛ احتجاج، ج‏2، ص‏260؛ منية المريد، ص‏35؛ محجة البيضاء، ج‏1، ص‏32؛ حلية الابرار، ج‏2، ص‏455؛ بحارالانوار، ج‏2، ص‏6؛ العوالم، ج‏3، ص‏295.
3. عن النبىّ(ص): «إنَّ اللَّه تعالى يبعث لهذه الأُمّة على رأس كل مائة سنة من يجدد لها دينها» ابى‏داود، سنن، ج‏4، ص‏109، حاكم، مستدرك، ج‏4، ص‏522؛ تاريخ بغداد، ج‏2، ص‏61؛ جامع الاصول، ج‏12، ص‏63؛ كنز العمّال، ج‏12، ص‏193 و تا آن‏جا كه تتبّع كردم مدركى از كتاب‏هاى شيعه براى آن نيافتم.
4. بحارالانوار، ج‏60، ص‏217.
5. همان، ص‏216.
6. همان، ص‏213.
7. همان، ج‏60، ص‏213؛ سفينة البحار، ج‏2، ص‏445.
8. بحارالانوار، ج‏60، ص‏217.
9. بحارالانوار، ج‏60، ص‏217.
10. همان، ص‏218.
11. همان، ص‏216.
12. همان، ص‏218.
13. ذِكْر اصبهان، ص‏11.
14. موالى و مولى، در لغت‏شناسى، واژه‏هاى گوناگونى دارد. علاّمه امينى در جلد اوّل الغدير، بيست و دو واژه را نقل فرموده‏اند و در اصطلاح، در آيه و حديث، پنج معنا دارد: ولاء عتق، ولاء اسلام، ولاء حلف، ولاء قبيله، ولاء، در برابر عرب و مراد غير عرب است و اين معنا غالباً مقصود عالمان علم رجال است؛ ر. ك: التقريب و التيسير، ج‏2، ص‏333.
راز اين كه اين كلمه را بر ايرانيان تطبيق مى‏دهند، شايد به حكم غلبه وجودى و يا استعمالى باشد. چنان‏كه بعضى اين معنا را مدّعى شده‏اند.
علاوه بر اين در نوشته‏هاى عالمان قديم و معاصر، اين‏چنين تفسير شده است و ما به پيروى از آنان چنين تفسير كرده‏ايم، ولى بر آن پافشارى نداريم.
«فارس» به سرزمين‏هايى مى‏گفتند كه در برابر كشور روم بود و شامل ايران امروز و بخش ديگرى از سرزمين‏هايى بود كه جزء قلمرو ايران آن زمان بود.
15. ذكر اصبهان، ص‏12؛ ر. ك: الجامع الصحيح، ج‏5، ص‏382.
16. راموز الاحاديث، ص‏33.
17. با توجه به اين كه بازار كوفه اكثراً فارس و ايرانى بودند و با زبان فارسى سخن مى‏گفتند (چنان‏كه از مستدرك الوسائل، ج‏13، ص‏250، حديث 4، فهميده مى‏شود.) به خوبى روشن مى‏شود، كه موالى مورد اعتراض اشعث و مورد دفاع اميرمؤمنان، همان ايرانيان بودند.
18. الغارات، ج‏24، ص‏498؛ سفينة البحار، ج‏2، ص‏693؛ ابن‏ابى‏الحديد، شرح نهج البلاغه، ج‏20، ص‏284.
19. ابن‏ماجه، سنن، ج‏2، ص‏1368؛ المعجم الاوسط، ج‏1، ص‏200؛ مجمع الزوائد، ج‏7، ص‏318 - كشف الغمّه، ج‏3، ص‏268؛ اثبات الهداة، ج‏3، ص‏599؛ بحارالانوار، ج‏51، ص‏87.
20. عقد الدرر، ص‏129؛ شافعى، بيان، ص‏490؛ ينابيع المودّه، ص‏491؛ كشف الغمّه، ج‏3، ص‏263؛ اثبات الهداة، ج‏3، ص‏596؛ بحارالانوار، ج‏51، ص‏84.
21. نعمانى، غيبة، ص‏373؛ بحارالانوار، ج‏52، ص‏243؛ ابن‏ماجه، سنن، ج‏2، ص‏1366؛ حاكم، مستدرك، ج‏4، ص‏464.
22. نعمانى، غيبة، ص‏315؛ اثبات الهداة، ج‏2، ص‏547؛ بحارالانوار، ج‏52، ص‏369.
23. فردوس الاخبار، ج‏3، ص‏449.
24. شافعى، بيان، ص‏106، متقى هندى، برهان، ص‏150؛ كنز العمّال، ج‏14، ص‏591؛ ينابيع المودّه، ص‏491؛ كشف‏الغمّه، ج‏3، ص‏286.
25. كنز العمّال، ج‏14، ص‏591.

چشم اندازى به حكومت مهدى (عج) ، نجم الدين طبسى