فصل ششم: روزنههاى اميد
روزنههاى اميد
الف) مؤمنان حقيقى
ب) نقش عالمان و دانشمندان (شيعه)
ج) نقش شهر قم در آخرالزمان
قم حرم اهل بيت
شهر قم حجّت بر ديگران
مركز نشر فرهنگ اسلامى
د) تأييد خط فكرى قم
ياوران مهدى(عج)
ايران، كشور امام زمان
تمجيد از ايرانيان
زمينه سازان ظهور
روزنههاى اميد
در بحثهاى گذشته با بخشى از روايات درباره وضعيت جهانى پيش از ظهور امامعصر(ع) آشنا شديم. هر چند در اين روايات سخن از نابسامانىها و مشكلات است -بهحدى كه شايد انسانهايى را به يأس بكشاند - امّا روايات ديگرى نيز وجود دارد كه به نكات روشن و روزنههاى اميد براى شيعيان و انسانهاى مؤمن و متعهد اشاره دارد.
برخى از اين روايات درباره مؤمنانى است كه هيچگاه زمين از آنان خالى نمىشود و آنان در شرايط سختِ پيش از ظهور نيز در سراسر جهان حضور دارند.
تعدادى از روايات به نقش دانشمندان اسلامى و عالمان در زمان غيبت اشاره مىكند كه هر چندگاه باعث دگرگونى در جامعه مىشوند و آنان را به عنوان حافظان دين معرفىمىكند. در بعضى از سخنان معصومين(ع) از نقش ويژه شهر قم پيش از ظهور امامزمان(عج) ياد شده است و رواياتى نيز از حضور فعال ايرانيان، پيش و پس از ظهور امام سخن مىگويد.
الف) مؤمنان حقيقى
گاهى با رواياتى رو به رو مىشويم كه در پاسخ كسانى آمده است كه گمان مىكردهاند، روزگارى پيش خواهد آمد كه جامعه از وجود انسانهاى مؤمن تهى مىشود. امام(ع) اين گمان را نفى كرده، از وجود مؤمنان در هر روزگارى خبر داده است.
زيد زراء مىگويد: به امام صادق(ع) عرض كردم: مىترسم ما از مؤمنان نباشيم. امامفرمود: «چرا چنين فكر مىكنيد؟» گفتم: زيرا مىبينم در ميان ما كسى نيست كه برادرش را بر درهم و دينار مقدم دارد؛ ولى اين را مىبينم كه درهم و دينار را بر برادر دينى- كه ولايت اميرمؤمنان(ع) ما را دور يك ديگر گرد آورده - ترجيح مىدهيم. امامصادق(ع) فرمود: «اينچنين نيست كه مىگويى، شما اهل ايمان هستيد؛ امّا ايمان شما كامل نمىشود مگر هنگامى كه قائم آل محمد(عج) قيام كند؛ در آن هنگام خداوند خِرَد شما را كامل مىكند و شما مؤمنان كامل مىشويد.
سوگند به آن خدايى كه جانم در دست قدرت اوست، در سراسر جهان، انسانهايى هستند كه همه دنيا در نظرشان با پر پشهاى برابرى نمىكند».(1)
ب) نقش عالمان و دانشمندان (شيعه)
در هر روزگارى كه پردههاى سياهى و جهل، سايه خود را بر جوامع بشرى مىگستراند اين دانشمندان و عالمان دينى بودند كه مسؤوليت خود را در جهت زدودن جهل و نادانى از انديشهها و فساد و تباهى از دامن مردمان به خوبى انجام مىدادند و از روايات فهميده مىشود كه عالمان در آخر الزمان نيز اين نقش را به خوبى ايفا مىكنند.
امام هادى(ع) مىفرمايد: «اگر در دوران غيبت قائم آل محمد(ص) دانشمندانى نبودند كه مردم را به سوى او هدايت و راهنمايى كنند و با حجتهاى الهى از دين دفاع نمايند و شيعيان ضعيف را از دامهاى شيطان و پيروانش رهايى و از شرّ ناصبىها (و دشمنان اهلبيت) نجات بخشند، كسى در دين خدا پا برجا نمىماند و همه مرتد مىشدند؛ ولى آنان رهبرى دلهاى شيعيان ضعيف را با قدرت در دست مىگيرند و حفظ مىكنند؛ چنانكه ناخداى كشتى، سكان و فرمان كشتى را نگاه مىدارد. بنابراين، آنان نزد خدا، والاترين انسانها هستند».(2)
رسول خدا(ص) درباره زنده كننده دين در هر قرن مىفرمايد: «خداوند بزرگ براى امّت اسلام در آغاز هر قرن، شخصى را بر مىانگيزاند تا دين را زنده نمايد».(3)
اين دو روايت و رواياتى از اين گونه، با صراحت به نقش عالمان در روزگار غيبت اشاره دارد و خنثا شدن، توطئه شيطانها و تجديد حيات دين را به دست دانشمندان مىداند.
البته اثبات اين مطلب در روزگار ما به دليل و برهان نيازى ندارد؛ زيرا نقش حضرت امامخمينى(ره) براى از بين بردن نقشههاى شوم دشمنان - كه اساس دين را در جهان معاصر در معرض خطر قرار داده بودند - بر كسى پوشيده نيست.
بدون شك عزتى كه اسلام در اين عصر يافته است، به بركت انقلاب اسلامى ايران و بنيانگذار آن، حضرت امام خمينى(ره) است.
ج) نقش شهر قم در آخرالزمان
آنگاه كه جامعه بشرى به سوى انحطاط و تباهى پيش مىرود، روزنه اميدى نمايان مىگردد و مردمى پرچمدار نور در دل آن تاريكىها مىگردند؛ شهر قم در آخرالزمان اين نقش را به عهده دارد.
روايات بسيارى وجود دارد كه اين شهر مقدس و انسانهاى وارسته آن را - كه وجود خود را از چشمه زلال مكتب اهل بيت سيراب كرده و رسالت ابلاغ پيام را به عهده گرفتهاند - مىستايد.
امامان معصوم(ع) سخنان گوناگونى درباره قم و نقش آن در نهضت فرهنگى زمان غيبت امام زمان(عج) دارند كه به برخى از آنها اشاره مىكنيم.
قم حرم اهل بيت
از برخى روايات استفاده مىشود كه قم و اهل آن رمز و الگوى تشيّع و ولايت مىباشند.
از اين رو، هر كس را كه مىخواستند، دوست دار اهل بيت و علاقهمند به آنان معرفىكنند، او را قمى خطاب مىكردند.
گروهى خدمت امام صادق(ع) مشرّف شدند و گفتند: ما از مردم رى هستيم. حضرتفرمود: «آفرين به برادرانمان از اهل قم». آنان چندبار تكرار كردند. ما از رى خدمت شما رسيدهايم و حضرت نيز سخن نخست خود را تكرار كرد. آنگاه فرمود: خداوند حرمى دارد كه در مكه است و براى رسول خدا(ص) نيز حرمى است و آن در مدينه است. كوفه حرم اميرالمؤمنين(ع) است و حرم ما (اهل بيت) شهر قم است و به زودى دخترى از فرزندانم به نام فاطمه، در آن دفن مىشود. هر كس او را (با معرفت) زيارت كند، بهشت بر او واجبمىشود».
راوى گويد: امام صادق(ع) اين سخن را هنگامى بيان كرد كه هنوز امام كاظم(ع) متولد نشدهبود.(4)
صفوان مىگويد: روزى نزد ابا الحسن - امام كاظم(ع) - بودم وسخن از مردم قم و علاقه و ميل آنان به حضرت مهدى(عج) به ميان آمد؛ امام هفتم(ع) فرمود:
«خداوند آنان را رحمت كند و از آنان خشنود باشد. آنگاه ادامه داد، بهشت هشت در دارد كه يكى از آنها براى مردم قم است. در ميان شهرها و كشورها، آنان نيكان و نخبگان شيعيان ما هستند. خداوند ولايت و دوستى ما را، با طينت و سرشت آنان آميخته است».(5)
از اين روايت استفاده مىشود كه ائمه معصومين(ع) شهر قم را پايگاه عاشقان اهلبيت و حضرت مهدى(عج) مىدانستهاند و شايد درى از بهشت كه به شهر قم اختصاص دارد، باب المجاهدين يا باب الاخيار (درب نيكان) باشد، چنانكه در روايت نيز به اهل قم، نيكان شيعه گفته شده است.
شهر قم حجّت بر ديگران
خداوند در هر زمان، انسانهايى دارد كه بر ديگران حجّت مىباشند و چون آنان در راه خدا قدم برداشته، براى اعتلاى كلمة اللَّه مبارزه مىكنند، خداوند ياور آنان خواهد بود و شرّ دشمنان را از آنان دور مىكند. در زمان غيبت امام عصر(عج) قم و مردم آن بر ديگر انسانها حجّت هستند.
امام صادق(ع) مىفرمايد: «گرفتارىها و مشكلات از قم و مردمش به دور است و روزگارى خواهد رسيد كه قم و مردم آن، حجّت بر همه مردمان باشند و آن هنگام در زمان غيبت قائم ما تا به هنگام ظهور حضرتش مىباشد و اگر چنين نبود، زمين اهلش را فرو مىبرد.
به يقين فرشتگان، گرفتارىها را از قم و مردمانش دور مىكنند و هيچ ستمگرى قصد قم را نمىكند، مگر آن كه خداوند، كمرش را مىشكند و او را گرفتار درد، مصيبت يا دشمن مىگرداند. خداوند نام قم و مردم آن را از ياد ستمگران مىبرد؛ چنانكه آنان خدا را فراموش كردهاند».(6)
مركز نشر فرهنگ اسلامى
يكى ديگر از موارد قابل توجه در روايات اين است كه شهر قم در روزگار غيبت به عنوان مركزى براى رساندن پيام اسلام به گوش مستضعفان زمين در خواهد آمد و عالمان و دانشمندان دينى آن، حجّتى بر جهانيان خواهند شد.
امام صادق(ع) در اين باره مىفرمايد: «به زودى شهر كوفه از مؤمنان تهى مىگردد و علم و دانش از آنجا رخت بر مىبندند و چون مارى كه در گوشهاى چنبره زده است، محدود مىگردد و از شهرى كه آن را قم مىنامند، ظهور مىكند و آنجا پايگاه علم و فضيلت و معدن دانش و كمال مىگردد؛ به گونهاى كه روى زمين هيچ مستضعف (فكرى) نمىماند كه از دين آگاهى نداشته باشد؛ حتى زنان پردهنشين، و اين زمان، نزديك به زمان ظهور قائم ما خواهد بود.
خداوند، قم و مردمش را جانشين حضرت حجّت قرار مىدهد و اگر چنين نبود، زمين اهلش را فرو مىبرد و حجّتى بر زمين نمىماند. بنابراين، علم و دانش از شهر قم به شرق و غرب جهان سرازير مىشود و حجّت بر جهانيان تمام مىگردد؛ به گونهاى كه هيچ شخصى نمىماند كه دين و دانش به او نرسيده باشد و آنگاه حضرت قائم(عج) ظهور مىكند و عذاب الهى بر كافران به دست آن حضرت فرود مىآيد؛ زيرا خداوند، از بندگان انتقام نمىگيرد، مگر هنگامى كه حجّت بر آنان تمام شده باشد».(7)
در روايت ديگرى آمده است: «اگر مردم قم نبودند، دين از بين مىرفت».(8)
د) تأييد خط فكرى قم
از برخى روايات فهميده مىشود كه، ائمه معصومين(ع)، شيوه عالمان قم را مورد تأييد قراردادهاند.
امام صادق(ع) در اين باره مىفرمايد: «بر فراز قم فرشتهاى است كه دو بال خود را بر آن به حركت درمى آورد و هيچ ستمگرى به آن قصد سوئى نمىكند؛ مگر آن كه خداوند، او را همانند نمك در آب ذوب مىكند».
حضرت آنگاه به عيسى بن عبداللَّه قمى اشاره كرد و فرمود: «درود خداوند بر قم! پروردگار جهان، سرزمينشان را از باران سيراب و بركاتش را بر آنان نازل مىگرداند و گناهانشان را به حسنات مبدّل مىسازد. آنان اهل ركوع، سجود، قيام و قعودند؛ چنانكه آنان فقيه، دانشمند و اهل درك و فهم هستند. آنان اهل درايت و روايت و بينش عبادت كنندگان نيكى هستند».(9)
همچنين آن امام در پاسخ شخصى كه گفت: مىخواهم از تو چيزى بپرسم كه كسى پيش از من نپرسيده باشد و پس از من نخواهد پرسيد، مىفرمايد: «شايد مىخواهى از حشر و نشر سؤال كنى؟»
گفت: آرى، سوگند به آن كه محمد(ص) را بشارتگر و هشدار دهنده، مبعوث كرد.
حضرت فرمود: «حشر همه مردمان به سوى بيت المقدس است؛ مرگ بقعهاى در سرزمين جبل كه آن را قم مىنامند و آمرزش الهى شامل حالشان مىگردد».
آن مرد، در حالىكه نيمخيز شد، گفت: اى فرزند رسول خدا! آيا اين اختصاص به مردم قم دارد؟
امام پاسخ داد: «آرى؛ آنان و هر كس كه هم عقيده ايشان باشد و سخن آنان را بگويد».(10)
ياوران مهدى(عج)
نكته قابل توجه و دقت، اين است كه در روايات از مردم قم به ياوران مهدى(عج) و كسانى كه براى گرفتن حق اهل بيت قيام مىكنند، نام برده شده است.
عفان بصرى مىگويد: امام صادق(ع) به من فرمود: «آيا مىدانى، چرا قم را قمناميدهاند؟» گفتم: خداوند و رسولش و شما بهتر مىدانيد. فرمود: «قم را بدين جهت بهاين اسم ناميدند كه اهل آن گرد قائم آل محمد(ص) جمع مىگردند و با حضرتش قياممىكنند و در اين راه، پايدارى از خود نشان مىدهند و آن حضرت را يارىمىنمايند».(11)
صادق آل محمد(ع) در روايت ديگرى در اين باره چنين مىفرمايد: «خاك قم، مقدس است و اهل قم از ما و ما از آنان هستيم. ستمگرى قصد بد به آن نمىكند، مگر اين كه در كيفر او تعجيل مىگردد. البته اين تا زمانى است كه به برادران خود خيانت نكنند و اگر چنين كردند، خداوند، ستمكاران بدكردار را بر آنان مسلط مىكند؛ امّا مردم قم، ياران قائم ما و دعوتكنندگان به حق ما هستند».
آنگاه امام(ع) سر به آسمان بلند كرد و چنين دعا فرمود: «خداوندا! آنان را از هر فتنهاى حفظ فرما و از هر هلاكتى نجات بخش».(12)
ايران، كشور امام زمان
رواياتى كه درباره شهر قم گفته شد، تا اندازهاى نقش ايرانيان را، پيش و هنگام ظهور مهدى موعود(عج) روشنمىسازد؛ ولى با كمىدقّت در سخنان معصومين(ع) به ايننتيجه مىرسيم كه آنان، نسبت به ايران و مردم آن توجه خاصى داشتند و در موقعيتهاى مختلف از نقش آنان در يارى رساندن به دين و زمينه سازى براى ظهور مهدى(عج) سخن گفتهاند.
در اينجا به ذكر چند روايت درباره تمجيد از ايرانيان و زمينه سازان ظهور، بسندهمىكنيم:
تمجيد از ايرانيان
ابن عباس مىگويد: خدمت پيامبر(ص) از فارسيان، سخن به ميان آمد، آن حضرت فرمود: «اهل فارس - ايرانيان - جمعى از ما اهل بيت هستند».(13)
هنگامى كه از موالى يا اعاجم(14)، نزد پيامبر(ص) ياد شد، حضرت رسول(ص) فرمود: «سوگند به خدا كه من به آنان بيشتر از شما اطمينان دارم».(15)
ابن عباس مىگويد: «زمانى كه پرچمهاى سياه به سوى شما روى آورند، فارسيان را گرامى بداريد؛ زيرا دولت شما با آنهاست».(16)
روزى اشعث به على(ع) با اعتراض گفت: اى اميرالمؤمنين! چرا اين عجمها پيرامون تو گرد آمده، بر ما پيشى گرفتهاند؟ حضرت خشمگين شد و در پاسخ فرمود: «چه كسى مرا معذور مىدارد كه در مقابل اين آدمهاى بزرگ جثه بىخير كه هر كدام از آنان چون دراز گوش بر بستر خود مىغلطند و به خاطر آوازه و فخرفروشى از قومى روى گردان مىشوند؛ آيا به من فرمان مىدهيد تا آنان را از خود دور سازم؟ هر گز، من آنان را كنار نمىزنم(17) تا از جاهلان گردم. سوگند به خدايى كه دانه را شكافت و آفريدگان را آفريد، آنان براى بازگرداندن شما به دين اسلام، با شما به نبرد برمى خيزند؛ چنانكه شما براى اسلام آوردن در ميانشان شمشير مىكشيد».(18)
زمينه سازان ظهور
بخش عمدهاى از رواياتى كه درباره رويدادهاى پيش از ظهور و ياران حضرت مهدى(عج) آمده است، درباره ايران و ايرانيان است كه با تعبيرات گوناگونى مانند: اهل فارس، عجم، اهل خراسان، اهل قم، اهل طالقان، اهل رى و... بيان شده است.
با بررسى مجموع اين روايات، به اين نتيجه مىرسيم كه در كشور ايران، پيش از ظهور امامزمان(عج)، نظامى الهى ومدافع ائمّه معصومين(ع) بر پا مىگردد كه مورد نظر امامزمان(عج) است و نيز مردم ايران، نقش عمدهاى در قيام آن حضرت دارند كه در بخش قيام به آن مىپردازيم. در اينجا به ذكر چند روايت بسنده مىكنيم:
رسول خدا(ص) مىفرمايد: «مردمى از مشرق زمين قيام مىكنند و زمينه را براى قيام حضرت مهدى(ع) فراهم مىسازند».(19)
نيز مىفرمايد: «پرچمهاى سياهى از سمت مشرق خواهد آمد كه دلهاى آنان همانند پارههاى آهن است؛ پس هر كس از حركت آنان، آگاهى يافت، به سوى آنان برود و با آنان بيعت كند؛ هر چند لازم باشد كه بر روى يخ حركت كند».(20)
امام باقر(ع) مىفرمايد: «گويا قومى را مىبينم كه در مشرق قيام كردهاند و حق را مىطلبند؛ ولى حق را به آنان نمىدهند. بار ديگر طلب مىكنند؛ ولى باز به آنان واگذار نمىكنند. در اين حالت، شمشيرها را از نيام كشيده، بر شانه مىگذارند كه در اين هنگام، دشمن خواسته آنان را مىپذيرد؛ ولى آنان نمىپذيرند و قيام مىكنند و حق را واگذار نمىكنند، مگر به صاحب أمر. كشتگان آنان شهيد هستند و اگر من آنان را درك مىكردم، خودم را براى صاحب اين امر آماده مىكردم».(21)
امام باقر(ع) مىفرمايد: «ياران حضرت قائم(عج) سى صد و سيزده نفر و از فرزندان عجم هستند».(22)
هر چند عجم به غير عرب گفته مىشود، ولى بهطور حتم ايرانيان را در برمى گيرد و با توجه به روايات ديگر، در بين نيروهاى ويژه حضرت مهدى(عج) تعداد زيادى از ايرانيان حضور دارند.
رسول خدا(ص) مىفرمايد: «به زودى پس از شما، اقوامى خواهند آمد كه زمين زير پاىشان جمع مىشود - طىّ الارض مىكنند - و درهاى دنيا بر روى آنان گشوده مىگردد و آنان را مردان و زنان فارس خدمت مىكنند. زمين زير گامهاىشان پيچيده مىشود؛ به گونهاى كه هر يك از آنان بخواهد، فاصله شرق تا غرب را در يك ساعت مىپيمايد. نه آنان خود را به دنيا فروختهاند و نه اهل دنيايند و نه دنيا در آنان حظّ و نصيبى دارد».(23)
اميرمؤمنان(ع) مىفرمايد: «خوشا به حال طالقان؛ زيرا خداوند در آنجا گنجهايى دارد كه نه از طلا و نه از نقرهاند، بلكه مردان با ايمانى هستند كه خدا را به حق شناختهاند و آنان ياوران مهدى آل محمد(عج) در آخرالزمان خواهند بود».(24)
رسول خدا(ص) نيز درباره خراسان مىفرمايد: «در خراسان گنجهايى است؛ امّا نه از طلاو نقره؛ بلكه آنان مردانى هستند كه خدا و رسولش آنان را دوست مىدارند».(25)
1. بحارالانوار، ج67، ص351.
2. تفسير امام عسكرى(ع)، ص344؛ احتجاج، ج2، ص260؛ منية المريد، ص35؛ محجة البيضاء، ج1، ص32؛ حلية الابرار، ج2، ص455؛ بحارالانوار، ج2، ص6؛ العوالم، ج3، ص295.
3. عن النبىّ(ص): «إنَّ اللَّه تعالى يبعث لهذه الأُمّة على رأس كل مائة سنة من يجدد لها دينها» ابىداود، سنن، ج4، ص109، حاكم، مستدرك، ج4، ص522؛ تاريخ بغداد، ج2، ص61؛ جامع الاصول، ج12، ص63؛ كنز العمّال، ج12، ص193 و تا آنجا كه تتبّع كردم مدركى از كتابهاى شيعه براى آن نيافتم.
4. بحارالانوار، ج60، ص217.
5. همان، ص216.
6. همان، ص213.
7. همان، ج60، ص213؛ سفينة البحار، ج2، ص445.
8. بحارالانوار، ج60، ص217.
9. بحارالانوار، ج60، ص217.
10. همان، ص218.
11. همان، ص216.
12. همان، ص218.
13. ذِكْر اصبهان، ص11.
14. موالى و مولى، در لغتشناسى، واژههاى گوناگونى دارد. علاّمه امينى در جلد اوّل الغدير، بيست و دو واژه را نقل فرمودهاند و در اصطلاح، در آيه و حديث، پنج معنا دارد: ولاء عتق، ولاء اسلام، ولاء حلف، ولاء قبيله، ولاء، در برابر عرب و مراد غير عرب است و اين معنا غالباً مقصود عالمان علم رجال است؛ ر. ك: التقريب و التيسير، ج2، ص333.
راز اين كه اين كلمه را بر ايرانيان تطبيق مىدهند، شايد به حكم غلبه وجودى و يا استعمالى باشد. چنانكه بعضى اين معنا را مدّعى شدهاند.
علاوه بر اين در نوشتههاى عالمان قديم و معاصر، اينچنين تفسير شده است و ما به پيروى از آنان چنين تفسير كردهايم، ولى بر آن پافشارى نداريم.
«فارس» به سرزمينهايى مىگفتند كه در برابر كشور روم بود و شامل ايران امروز و بخش ديگرى از سرزمينهايى بود كه جزء قلمرو ايران آن زمان بود.
15. ذكر اصبهان، ص12؛ ر. ك: الجامع الصحيح، ج5، ص382.
16. راموز الاحاديث، ص33.
17. با توجه به اين كه بازار كوفه اكثراً فارس و ايرانى بودند و با زبان فارسى سخن مىگفتند (چنانكه از مستدرك الوسائل، ج13، ص250، حديث 4، فهميده مىشود.) به خوبى روشن مىشود، كه موالى مورد اعتراض اشعث و مورد دفاع اميرمؤمنان، همان ايرانيان بودند.
18. الغارات، ج24، ص498؛ سفينة البحار، ج2، ص693؛ ابنابىالحديد، شرح نهج البلاغه، ج20، ص284.
19. ابنماجه، سنن، ج2، ص1368؛ المعجم الاوسط، ج1، ص200؛ مجمع الزوائد، ج7، ص318 - كشف الغمّه، ج3، ص268؛ اثبات الهداة، ج3، ص599؛ بحارالانوار، ج51، ص87.
20. عقد الدرر، ص129؛ شافعى، بيان، ص490؛ ينابيع المودّه، ص491؛ كشف الغمّه، ج3، ص263؛ اثبات الهداة، ج3، ص596؛ بحارالانوار، ج51، ص84.
21. نعمانى، غيبة، ص373؛ بحارالانوار، ج52، ص243؛ ابنماجه، سنن، ج2، ص1366؛ حاكم، مستدرك، ج4، ص464.
22. نعمانى، غيبة، ص315؛ اثبات الهداة، ج2، ص547؛ بحارالانوار، ج52، ص369.
23. فردوس الاخبار، ج3، ص449.
24. شافعى، بيان، ص106، متقى هندى، برهان، ص150؛ كنز العمّال، ج14، ص591؛ ينابيع المودّه، ص491؛ كشفالغمّه، ج3، ص286.
25. كنز العمّال، ج14، ص591.
چشم اندازى به حكومت مهدى (عج) ، نجم الدين طبسى