فصل سوم:اخلاق پيش از ظهور
الف) سردى عواطف انسانى
ب) فساد اخلاقى
ج) گسترش اعمال منافى عفّت
د) آرزوى كمى تعداد فرزند
ه ) افزايش خانوادههاى بىسرپرست
سست شدن بنيان خانواده، خويشاوندى، دوستى، و سردى عواطف انسانى و بىمهرى از ويژگىهاى بارز آخرالزمان است.
الف) سردى عواطف انسانى
رسول گرامى اسلام(ص) وضعيت آن روزگار را از نظر عاطفى چنين بيان مىدارد: «در آن روزگار، بزرگ تران به زيردستان و كوچك تران رحم نمىكنند و قوى بر ضعيف ترحم نمىنمايد. در آن هنگام، خداوند به او (مهدى) اذن قيام و ظهور مىدهد».(1) نيز آ ن حضرت مىفرمايد: «قيامت برپا نمىشود تا آن كه زمانى فرا رسد كه مردى (از شدت فقر) به اقوام و بستگان خود مراجعه كند و آنان را به خويشاوندى سوگند دهد تا بلكه به او كمك كنند؛ ولى چيزى به او نمىدهند. همسايه از همسايه خود كمك مىطلبد و او را به حقّ همسايگى سوگند مىدهد؛ ولى همسايه كمكش نمىكند».(2)
نيز آن حضرت مىفرمايد: «از نشانههاى قيامت، بدرفتارى با همسايه و گسستن پيوندهاى خويشاوندى است».(3)
از آنجا كه در برخى از روايات «الساعه» به ظهور حضرت تأويل شده است(4)، روايات «اَشراط الساعه» را به نشانههاى ظهور تفسير كرديم.
ب) فساد اخلاقى
هرگونه انحراف وفسادى ممكن است به گونهاى قابل تحمّل باشد، جز فساد جنسى كه براى انسانهاى غيرتمند و شرافتمند، بسيار ناگوار و غيرقابل تحمّل است. از انحرافهاى بسيار زشت و خطرناكى كه جامعه پيش از ظهور امام زمان(عج) به آن گرفتار مىشود، بىامنيتى خانوادگى و ناموسى است.
در آن روزگار، فساد و بىبند و بارى اخلاقى، بهطور گستردهاى گسترش مىيابد. قبح و زشتى كردارهاى حيوانى گروهى انسان نما، بر اثر گسترش فساد وتكرار آن از بين مىرود و حالت عادى و طبيعى به خود مىگيرد. فساد چنان فراگير مىشود كه كمتر كسى مىتواند و يا مىخواهد از آن جلوگيرى كند.
جشنهاى دو هزار و پانصد ساله سلطنتى در سال 1350 شمسى و در زمان سلطنت محمدرضا پهلوى، با عنوان جشن هنر شيراز كه در آن صحنههاى بسيار زشتى از زندگى حيوانى نمايش داده شد، اعتراض و خشم جامعه اسلامى ايران را برانگيخت؛ ولى در روزگار پيش از ظهور، خبرى از اين اعترضها نيست و تنها اعتراض، اين است كه چرا در وسط چهارراهها چنين اعمال زشتى صورت مىگيرد. اين بالاترين نهى از منكرى است كه انجام مىشود و چنين شخصى، عابدترين فرد زمان خود است.
اينك نظرى به روايات مىافكنيم تا عمق فاجعه از بين رفتن ارزشهاى اسلامى و گسترش فساد در آن روزگار را درك كنيم. رسول خدا(ص) مىفرمايد: «قيامت بر پا نمىشود تا آن كه زنى را در روز روشن و بهطور آشكار (و در پيش روى همگان از چنگ صاحبش) گرفته، در وسط راه به او تعدّى كنند؛ ولى احدى اين كار را نكوهش نكند و از آن جلوگيرى ننمايد. بهترين آن مردم، كسى است كه مىگويد: اى كاش كمى از وسط راه كنار مىرفتى و كارت را انجام مىدادى».(5)
همچنين حضرت مىفرمايد: «سوگند به آن كه جان محمد(ص) در دست اوست، اين امّت از بين نمىروند تا آن كه مرد بر سر راه زنان مىايستد (و چون شير درنده) به آن تجاوز مىكند. بهترين آن مردم، كسى است كه مىگويد: اى كاش او را پشت اين ديوار پنهان مىكردى و در ملأ عام، اين عمل را انجام نمىدادى».(6)
در بيانى ديگر مىفرمايد: «آن مردمان چون حيوانات، در وسط راه بر هم مىشورند و با هم مىستيزند و آنگاه يكى از آنان به مادر، خواهر و دختر او در وسط راه و در حضور همگان تجاوز مىكند، سپس آنان را در معرض تعدّى ديگران قرار مىدهد و يكى پس از ديگرى عمل زشت را انجام مىدهند؛ ولى كسى اين كردار زشت را نكوهش نمىكند و تغيير نمىدهد. بهترين آنان كسى است كه مىگويد: اگر از جاده و از نظر مردم دور مىشديد، بهتر بود».(7)
ج) گسترش اعمال منافى عفّت
محمد بن مسلم مىگويد: به امام باقر(ع) عرض كردم: اى فرزند رسول خدا! قائم شما چه وقت ظهور خواهد كرد؟ امام فرمود: «هنگامى كه مردها خود را شبيه زنان كنند و زنان شبيه مردان شوند. آنگاه كه مردان به مردان اكتفا كنند يعنى لواط كنند1 و زنان به زنان».(8)
روايت ديگرى به همين مضمون از امام صادق(ع) نقل شده است.(9) ابوهريره نيز از پيامبر(ص) نقل مىكند: «قيامت برپا نمىگردد تا آن كه مردان براى انجام عمل زشت بر يكديگر سبقت بگيرند؛ چنانكه نسبت به زنان چنين مىكنند».(10)
روايات ديگرى نيز به همين مضمون آمده است.(11)
د) آرزوى كمى تعداد فرزند
پيامبر اسلام(ص) مىفرمايد: «رستاخيز بر پا نمىشود، تا آن كه كسى كه پنج فرزند دارد، آرزوى چهار فرزند كند و آن كه چهار فرزند دارد، مىگويد: كاش سه فرزند داشتم و صاحب سه فرزند آرزوى دو فرزند دارد و آن كه دو فرزند دارد، آرزوى يك فرزند نمايد و كسى كه يك فرزند دارد، آرزو كند كه: كاش فرزندى نداشت».(12)
در روايت ديگرى مىفرمايد: «روزگارى خواهد آمد كه غبطه مرد كم فرزند را بخوريد، چنانكه امروز غبطه فرزند و ثروت زيادتر را مىخوريد؛ تا آنجا كه يكى از شما، از كنار قبر برادرش مىگذرد و خود را بر قبر او مىغلطاند؛ آن گونه كه حيوانات خود را بر خاك چراگاه مىغلطانند و مىگويد: اى كاش من به جاى او بودم و اين سخن نه به سبب شوق ديدار خداوند و يا به دليل اعمال نيكى است كه از پيش فرستاده است؛ بلكه به جهت بلاها و گرفتارىهايى است كه بر او فرود مىآيد».(13)
نيز آن حضرت مىفرمايد: «قيامت بر پا نمىشود، مگر آن كه فرزند كم گردد».(14) در اين روايت «الولد غيضاً» آمده است كه معناى آن سقط جنين و جلوگيرى از باردارى است؛ ولى كلمه «غيظاً» كه در روايت ديگرى آمده است به معناى غم و مشقّت و محنت و غضب است.
يعنى مردم در آن دوران با سقط جنين و جلوگيرى از افزايش فرزند، مانع زيادشدن فرزندان مىشوند. يا فرزند داشتن موجب غم و اندوه و خشم خواهد بود و شايد اين بهعلت مشكلات سخت اقتصادى، گسترش بيمارىها در كودكان و نبودن امكانات، تبليغ و تشويق به كنترل جمعيت و يا عامل ديگر باشد.
ه ) افزايش خانوادههاى بىسرپرست
رسول خدا(ص) مىفرمايد: «از نشانههاى قيامت اين است كه مردان كم مىشوند و زنان بسيار. تا آنجا كه هر پنجاه زن يك سرپرست خواهند داشت».(15)
شايد اين وضعيت بر اثر افزايش تلفات جانى مردان باشد كه در جنگهاى پى در پى و طولانى صورت مىگيرد.
نيز آن حضرت مىفرمايد: «قيامت بر پا نمىشود، مگر آن كه روزگارى فرا رسد كه به دنبال يك مرد، حدود سى زن به راه افتد و هر كدام از او تقاضا كند كه با او ازدواج نمايد».(16)
حضرت در روايت ديگرى مىفرمايد: «خداوند دوستان و برگزيدگان خود را از ديگران جدا مىكند تا اين كه زمين از منافقان و گمراهان و فرزندان آنان پاك شود. زمانى فرا رسد كه پنجاه زن با يك مرد روبه رو شده، يكى مىگويد: اى بنده خدا! مرا بخر و ديگرى مىگويد: به من پناه ده».(17)
اَنس مىگويد: پيامبر(ص) فرمود: «قيامت برپا نمىشود، مگر آن كه زمانى فرا رسد كه (براثر تلفات مردان و كثرت زنان) زنى كفشى را در راه بيابد و (از روى دريغ و افسوس) گويد: اين كفش از آن مردى بوده است؛ در آن روزگار، براى هر پنجاه زن، يك سرپرست خواهد بود».(18)
اَنس مىگويد: آيا نمىخواهيد حديثى را كه از پيامبر(ص) شنيدم، نقل كنم؟ پيامبر(ص) فرمود: «مردان از بين خواهند رفت و زنان باقى مىمانند».(19)
2. بحارالانوار، ج52، ص380 و ج36، ص335.
3. شجرى، امالى، ج2، ص271.
4. اخبار اصبهان، ج1، ص274؛ فردوس الاخبار، ج4، ص5؛ الدرالمنثور، ج6، ص50؛ جمع الجوامع، ج1، ص845؛ كنزالعمّال، ج14، ص240.
5. ر.ك: تفسير قمى، ج2، ص340؛ كمال الدين، ج2، ص465؛ تفسير صافى، ج5، ص99؛ نورالثقلين، ج5، ص175؛ اثباتالهداة، ج3، ص553؛ كشف الغمّه، ج3، ص280؛ شافعى، البيان، ص528؛ الصواعق المحرقه، ص162.
براى بررسى واژههاى يوم الظهور، يوم الكرّه و يوم القيامه به تفسير الميزان، ج2، ص108 رجوع كنيد.
6. عقد الدرر، ص333؛ حاكم، مستدرك، ج4، ص495.
7. المعجم الكبير، ج9، ص119؛ فردوس الاخبار، ج5، ص91؛ مجمع الزوائد، ج7، ص217.
8. ابنطاووس، ملاحم، ص101.
9. كمال الدين، ج1، ص331.
10. مختصر اثبات الرجعه، ص216؛ اثبات الهداة، ج3، ص570؛ مستدرك الوسائل، ج12، ص335.
11. فردوس الاخبار، ج5، ص226؛ كنز العمّال، ج14، ص249.
12. الف) عن الصادق(ع): «إذا رأيْتَ الرجل يُعيَّر على إتيان النساء» كافى، ج8، ص39؛ بحارالانوار، ج52، ص257؛ بشارةالاسلام، ص133.
ب) «إذا صار الغلام يعطي كما تعطي المرأة، و يعطي قفاهُ لمن ابتغى» كافى، ج8، ص38؛ بحارالانوار، ج52، ص257.
ج) «يزف الرجال للرجال كما تزف المرأة لزوجها» بشارة الاسلام، ص76؛ الزام الناصب، ص121.
د) قال الصادق(ع): «يتمشط الرجل كما تتمشط المرأة لزوجها، و يعطي الرجال الأموال على فروجهم و يتنافس في الرجل و يغار عليه من الرجال، و يبذل في سبيل النفس و المال» كافى، ج8، ص38؛ بحارالانوار، ج52، ص457.
ه) قال الصادق(ع): «تكون معيشة الرجل من دبره، و معيشة المرأة من فرجها» كافى، ج8، ص38.
و) قال الصادق(ع): «عندهما يغار على الغلام كما يغار على الجارية (الشابة) في بيت أهلها». بشارة الاسلام، ص36، 133.76.
ز) قال النبى(ص): «كأنّك بالدنيا لم تكن إذا ضيعت أُمّتي الصلاة واتبعت الشهوات و غلت الأسعار و كثر اللواط». بشارةالاسلام، ص23؛ الزام الناصب، ص181.
13. فردوس الاخبار، ج5، ص227.
14. المعجم الكبير، ج10، ص12.
15. الشيعة والرجعه، ج1، ص151؛ فردوس الاخبار، ج5، ص221؛ المعجم الكبير، ج10، ص281؛ بحارالانوار، ج34، ص241.
16. طيالسى، مسند، ج8، ص266؛ احمد، مسند، ج3، ص120؛ ترمذى، سنن، ج4، ص491؛ ابويعلى، مسند، ج5، ص273؛ حلية الاولياء، ج6، ص280؛ دلائل النبوّة، ج6، ص543؛ الدر المنثور، ج6، ص50.
17. فردوس الاخبار، ج5، ص509.
18. مفيد، امالى، ص144؛ بحارالانوار، ج52، ص250.
19. عقد الدرر، ص232؛ فردوس الاخبار، ج5، ص225.
20. احمد، مسند، ج3، ص377.
چشم اندازى به حكومت مهدى (عج) ، نجم الدين طبسى