فصل دوم: وضعيت دينى مردم



الف) اسلام و مسلمانان
ب) مساجد
ج) فقيهان
د) خروج از دين
ه) دين فروشى

در اين فصل به بررسى وضعيت دينى مردم پيش از ظهور امام زمان(عج) مى‏پردازيم. از روايات فهميده مى‏شود كه در آن روزگار، از اسلام‏و قرآن جز نامى بر جاى نمى‏ماند، مسلمانان تنها به نام، مسلمان هستند. مساجد، ديگر جاى ارشاد و موعظه مردم نيست. فقهاى آن زمان بدترين فقهاى روى زمينند و دين با كالاى كم ارزش و بهاى اندكى معاوضه مى‏شود.

الف) اسلام و مسلمانان


اسلام به معناى تسليم بودن در برابر دستورات الهى است. اسلام برترين و بهترين اديان است كه خوش بختى بشر را در دنيا و آخرت تضمين مى‏كند؛ ولى آن چه ارزش دارد، عمل‏كردن به دستورات اسلام و قرآن است. در آخر زمان همه چيز بر عكس مى‏شود؛ يعنى از اسلام جز نامى بر جاى نمى‏ماند. قرآن در جامعه حضور دارد؛ ولى تنها خطوطى است كه بر برگ‏ها نقش بسته است و مسلمانان تنها از نام مسلمانى برخوردارند و از اسلام نشانى ندارند. پيامبر گرامى اسلام(ص) مى‏فرمايد: «دورانى بر امّت من مى‏آيد كه در آن، از اسلام جز نامى نماند و از قرآن اثرى جز نقش و تصويرى نباشد. مسلمانان به نام، مسلمان خوانده مى‏شوند؛ ولى نسبت به اسلام از هر كس بيگانه‏ترند».(1)
امام صادق(ع) مى‏فرمايد: «به زودى دورانى فرا رسد كه مردم خدا را نشناسند و معناى توحيد را ندانند تا اين كه دجّال خروج كند».(2)

ب) مساجد


مسجد جاى پرستش خداوند و تبليغات دينى و ارشاد وهدايت مردم است. در صدر اسلام، حتى كارهاى مهم حكومتى در مساجد انجام مى‏شد. جهاد در مساجد برنامه‏ريزى مى‏شد و انسان از مسجد به معراج مى‏رفت؛ ولى در آخرالزمان مساجد ماهيت خود را از دست مى‏دهند و به جاى آموزش و تبليغات و ارشاد دينى، بر تعداد مساجد و تجملات آن افزوده مى‏شود. در صورتى كه مساجد از مؤمنان تهى است. پيامبر خدا مى‏فرمايد: «مسجدهاى آن زمان آباد و زيباست؛ ولى از هدايت و ارشاد در آن خبرى نيست».(3)

ج) فقيهان


عالمان و دانشمندان اسلامى، حافظان دين خدا در روى زمينند و راهنمايى و ارشاد مردم در دست آنان است. آنان با تحمّل زحمات، مسائل دينى را از منابع شرعى استخراج كرده، در دسترس مردم قرار مى‏دهند؛ ولى در آخرالزمان وضع دگرگون مى‏شود و عالمان آن روزگار بدترين عالمان خواهند بود. رسول خدا(ص) در اين باره مى‏فرمايد: «فقيهان آن روزگار، بدترين فقيهانى‏اند كه در زير آسمان به سر مى‏برند. فتنه و آشوب، از آنان آغاز مى‏شود و به آنان نيز بازمى‏گردد».(4) شايد بتوان گفت: منظور، عالمان دربارى و وابسته‏اى هستند كه جنايات پادشاهان ستمگر و فرمانروايان خودسر را توجيه مى‏كنند و به آن رنگ اسلامى مى‏دهند؛ آنانى كه حاضرند با هر مجرم و جنايت پيشه‏اى، كنار آيند؛ مانند وعاظ السلاطين وابسته به وهابيت، كه مبارزه با آمريكا و اسرائيل را خلاف شرع مى‏دانند. آنان كه در برابر جنايات اسرائيل دم برنياوردند و جنايات وهابيان را در كشتن زائران خانه خدا توجيه كردند و برايش آيه و روايت آوردند. آرى، بايد گفت: آنان بدترين فقيهانند كه فتنه‏ها از آنان شروع شده، به آنان نيز بازمى‏گردد.

د) خروج از دين


يكى ديگر از علائم آخرالزمان اين است كه مردم از دين خارج مى‏شوند. روزى امام‏حسين(ع) به نزد اميرمؤمنان(ع) آمد. گروهى در گرداگرد حضرت(ع) نشسته بودند. ايشان به آنان فرمود: «حسين پيشواى شماست. رسول خدا او را سيّد و سرور ناميده‏است. از نسل او مردى ظهور خواهد كرد كه در اخلاق و چهره، شبيه من است. او دنيا را پر از عدل و داد مى‏كند؛ چنان‏كه )پيش از آن‏) پر از ستم و جور شده است». سؤال‏شد: اين قيام در چه زمانى خواهد بود؟ فرمود: «افسوس! هنگامى كه از دين خارج‏شويد؛ هم‏چنان‏كه زن براى شوهرش از لباسش خارج مى‏شود».(5)

ه) دين فروشى


انسان مكلّف است كه اگر جانش به خطر افتاد، از مالش بگذرد تا جانش محفوظ بماند و اگر دينش را خطرى تهديد كرد، از جانش مايه بگذارد تا خطر متوجّه دينش نشود؛ ولى در آخرالزمان دين را به بهاى كمى مى‏فروشند و انسان‏هايى كه صبح مؤمن بوده‏اند، بعد از ظهر كافر مى‏گردند.
رسول خدا(ص) در اين باره فرموده است: «واى بر عرب از شرّى كه به آنان نزديك شده است. فتنه‏هايى چون پاره‏هاى شب تاريك و ظلمانى. صبح‏گاهان مرد مؤمن است و به هنگام غروب كافر. گروهى دين خود را به بهاى ناچيز و متاع اندك مى‏فروشند. كسى كه در آن روز به دين خود چنگ زده و پاى بند است، همانند كسى است كه گلوله‏اى از آتش را در دست گرفته يا بوته‏اى از خار را در دست مى‏فشرد».(6)

1. ثواب الاعمال، ص‏301؛ جامع الاخبار، ص‏129؛ بحار الانوار، ج‏52، ص‏190.
2. تفسير فرات، ص‏44.
3. بحارالانوار، ج‏2، ص‏190.
4. ثواب الاعمال، ص‏301؛ جامع الاخبار، ص‏129؛ بحارالانوار، ج‏52، ص‏190.
5. ابن‏طاووس، ملاحم، ص‏144.
6. احمد، مسند، ج‏2، ص‏390.

چشم اندازى به حكومت مهدى (عج) ، نجم الدين طبسى