بخش اوّل دورنمايى از جهان پيش از ظهور
دورنمايى از جهان پيش از ظهور
فصل اوّل حكومت
الف) استبداد حكومتها
ب) تركيب دولتها
ج) نفوذ زنان بر حكومتها
د) فرمانروايى كودكان
ه) تزلزل حكومتها
و) ناتوانى قدرتها از اداره كشورها
بخش اوّل دورنمايى از جهان پيش از ظهور
آنگاه كه در روشنايى قرار داريم، از ارزش آن كمتر آگاه مىگرديم و زمانى به ارزش واقعى آن پى مىبريم كه در ظلمت و تاريكى قرار گرفته باشيم.
هنگامى كه خورشيد جهان افروز در پهنه آسمان مىدرخشد، كمتر بدان توجّه داريم، ولى آنگاه كه در پس ابرها قرار گيرد و براى مدتى نور و گرما را از موجودات دريغ ورزد، به ارزش آن، آگاه مىگرديم.
ضرورت ظهور خورشيد ولايت را آنگاه احساس خواهيم كرد كه از شرايط و اوضاع نابسامان پيش از ظهور آگاه شويم و شرايط سخت روانى آن دوران را درك كنيم. ترسيمى كلّى از آن دوران - كه برگرفته از روايات است - به شرح زير مىباشد:
پيش از ظهور امام زمان(عج) فتنه و آشوب، هرج و مرج، نابسامانى، ناامنى و ظلم و بيداد، نابرابرى و اجحاف، قتل و كشتار و تجاوز، همهجا را فرا مىگيرد و زمين سرشار از ستم و بىعدالتى مىشود.
جنگهاى خونين ميان ملّتها و كشورهاى جهان آغاز شده، زمين از كشتهها انباشته مىگردد. كشتار ناحق به حدّى زياد است كه هيچ خانه و خانوادهاى يافت نمىشود كه يك يا چند عزيز خود را از دست ندهد. مردان و جوانان بر اثر جنگها از بين مىروند، تا آنجا كه هر سه نفر، دو نفر كشته مىشوند.
امنيّت مالى و جانى از ميان ملّتها رخت بر مىبندند، راهها و جادهها ناامن مىگردد، ترس، وحشت و هراس بشر را فرا مىگيرد، مرگهاى زودرس و ناگهانى فراوان مىشود. كودكان معصوم با بدترين شكنجهها، به دست فرمانروايان ستمگر كشته مىشوند، در خيابانها و معابر عمومى به زنان باردار تجاوز مىگردد، بيمارىهاى واگير و مرگبار -شايد بر اثر تعفّن پيكر كشته شدگان يا به كارگيرى سلاحهاى ميكربى و شيمايى- گسترش مىيابد. كمبود مواد غذايى، گرانى و قحطى، زندگى مردم را فلج مىكند و زمين از پذيرش بذر و رشد و شكوفايى سر باز مىزند. بارانها قطع شده، يا بىهنگام فرومىآيد و زيان مىرساند. بر اثر قحطى، زندگى چنان سخت مىشود كه برخى از مردم براى تأمين قوت لايموت خود، زنان و دختران خود را در برابر اندكى غذا واگذارمىكنند.
در آن شرايط دشوار، نااميدى، بشر را فرا مىگيرد و مرگ بهترين هديه الهى به انسانها تلقّى مىشود و تنها آرزوى مردم، پايان يافتن زندگى است. در آن هنگام چون شخصى از ميان پيكر كشته شدگان و از كنار گورستانها بگذرد، آرزو مىكند: كاش يكى از آنان بود تا از زندگانى ذلتبار آسوده مىگشت.
در آن هنگام هيچ قدرت و سازمان و تشكيلاتى وجود ندارد كه بتواند آن همه نابسامانى، تجاوز و كشتار را مهار كند و ستمكاران و قدرتمندان را به سزاى كردار ننگينشان برساند. هيچ فريادى براى رهايى مردم به گوش نمىرسد. همه مدّعيان نجات بشر، خائن و دروغ گو از كار در مىآيند و انسانها تنها ظهور مُصلحى الهى و معجزهاى خدايى را انتظار مىكشند.
در آن هنگام كه نااميدى همه را فرا گرفته است، لطف و رحمت الهى، مهدى موعود را، پس از سالها غيبت و انتظار، براى نجات انسانيت ظاهر مىكند و سروش آسمانى در همه جهان به گوش مىرسد كه: «اى اهل عالم! دوران فرمانروايى ستمگران به سرآمد و حكومت عدل الهى فرا رسيد و مهدى ظهور كرد». اين نداى آسمانى، روح اميد را در پيكره بىرمق انسانها مىدمد و به محرومان و ستمديدگان مژده رهايى مىدهد.
آرى، با درك اين زمينههاست كه مىتوان، به ضرورت ظهور مصلحِ الهى پى برد، و اهميّت و ارزش حكومت عدالت گستر مهدى(عج) را درك كرد.
در اينجا اوضاع نابسامان پيش از ظهور امام(ع) را در پنج فصل، از ديدگاه روايات بررسى مىكنيم.
فصل اوّل حكومت
قوانين اديان و مكتبها، هنگامى در جامعه اجرا مىشود كه حكومتى از آن پشتيبانى كند. از اين رو، هر گروهى در پى به دست آوردن حكومت، براى اجراى اهداف خويش است. اسلام نيز - كه برترين آيين آسمانى است - در پى تشكيل حكومت اسلامى بوده، پيدايش و حفظ حكومت حق را از بزرگترين فرايض مىداند.
پيامبر گرامى اسلام(ص) همه كوششهاى خويش را براى تشكيل حكومت اسلامى به كار گرفت و در شهر مدينه به پايه ريزى آن پرداخت. پس از رحلت آن حضرت - هر چند امامان معصوم(ع) وعالمان، آرزوى تشكيل حكومت اسلامى را داشتهاند - جز در موارد انگشتشمارى، حكومتها الهى نبوده است و تا زمان ظهور حضرت مهدى(ع) نيز بيشتر حكومتها بر باطل خواهند بود.
در رواياتى كه از پيامبر(ص) و ائمه(ع) به ما رسيده است، چشمانداز عمومى حكومتها، پيش از قيام مهدى(عج) ترسم شده است كه به مواردى از آن اشاره مىكنيم:
الف) استبداد حكومتها
يكى از مسائلى كه جامعه بشرى پيش از ظهور امام(ع) از آن رنج مىبرد، بيدادگرى و ستمى است كه به وسيله حكومتها بر مردم مىرود. رسول خدا(ص) در اين باره مىفرمايد: «زمين از ستم و بيداد پُر مىشود؛ تا جايى كه در هر خانهاى ترس و جنگ وارد مىگردد».(1)
حضرت على(ع) مىفرمايد: «زمين پر از ستم و بيداد مىگردد؛ تا آن كه ترس و اندوه در هر خانهاى وارد شود».(2)
امام باقر(ع) مىفرمايد: «حضرت قائم(ع) قيام نمىكند، مگر در دورانى پر از بيموهراس».(3)
اين بيم و ترس چيزى است كه غالباً از حكومت زمامداران ستمگر و خودسر جهانسرچشمه مىگيرد؛ زيرا پيش از ظهور آن حضرت، ستمگران بر جهان فرمانروايىمىكنند.
امام باقر(ع) در اين باره مىفرمايد: «مهدى(ع) هنگامى قيام مىكند كه زمام كارهاى جامعه در دست ستمكاران باشد».(4)
ابن عمر مىگويد: مرد شرافتمند و داراى مال وفرزند (در آخر الزمان) به سبب رنجها و گرفتارىهايى كه از سوى فرمانروايان مىبيند، آرزوى مرگ مىكند.(5)
نكته قابل توجّه اين است كه پيروان پيامبر(ص) تنها از تجاوز و هجوم قدرتهاى بيگانه رنج نمىبرند، بلكه از سوى حكومتهاى خودكامه و مستبد خودشان نيز در فشار و رنجند؛ آنچنانكه زمين با همه گستردگىاش بر آنان تنگ مىشود و به جاى احساس آزادى، خود را در زندانى بزرگ احساس مىكنند. هم اكنون در جهان اسلام جز ايران - كه با عنايت خداوند و امام زمان(عج) در آن فقيه عادل حكومت مىكند - باقى رهبران كشورهاى اسلامى با اسلام و مسلمانان ميانه خوبى ندارند و با آنان بيگانهاند.
در روايات، در اين زمينه چنين آمده است:
رسول گرامى اسلام(ص) مىفرمايد: «در آخر الزمان بلاى شديدى - كه سختتر از آن شنيده نشده باشد - از سوى فرمانروايان اسلامى بر امّت من وارد خواهد شد؛ به گونهاى كه فراخناى زمين بر آنان تنگ خواهد گشت و زمين از بيداد و ستم لبريز گردد؛ آنچنانكه مؤمن براى رهايى از ستم، پناهگاهى كه بدان پناهنده شود، نمىيابد».(6)
در پارهاى از روايات به ابتلاى مسلمانان به رهبران خودكامه تصريح گشته، در پى حكمرانى آن فرمانروايان ستمگر، ظهور مصلح كلّ، نويد داده شده است. در اين دسته از روايات، از سه گونه حكومت - كه پس از رسول گرامى اسلام بر سر كار مىآيند - سخن به ميان آمده است. اين سه گونه حكومت عبارتند از: خلافت، امارت و ملوك و پس از آن، جباران حاكم مىشوند.
پيامبر اكرم(ص) فرمود: «پس از من خلفايى بر سر كار خواهند آمد؛ بعد از خلفا، امرايىو پس از امرا، پادشاهان و پس از آنان جباران و ستمگران؛ سپس مهدى(عج) ظهور مىكند».(7)
ب) تركيب دولتها
هنگامى مردم در آسايش و راحتى به سر مىبرند كه كارگزاران حكومت، افرادى صالح و كاردان باشند؛ ولى وقتى كه افراد ناشايست بر مردم فرمانروا شدند، طبيعى است كه انسانها از رنج و عذاب به ستوه آيند؛ درست همان وضعيتى كه پيش از ظهور حضرتمهدى(عج) پيش مىآيد. در اين هنگام، دولتها را افرادى خيانتكار، فاسق و ستمكار تشكيل مىدهند.
پيامبر گرامى اسلام مىفرمايد: «زمانى خواهد آمد كه فرمانروايان، ستم پيشه؛ فرماندهان، خيانتكار؛ قاضيان، فاسق و وزيران، ستمگر مىگردند».(8)
ج) نفوذ زنان بر حكومتها
يكى ديگر از مسائلى كه در حكومتهاى آخرالزمان مطرح است، سلطه و نفوذ زنان مىباشد كه يا به گونه مستقيم بر مردم فرمانروايى مىكنند و يا فرمانروايان را به زير سلطه خود مىبرند. اين مطلب، پيامدهاى ناگوارى را به دنبال دارد. حضرت على(ع) در اين باره مىفرمايد: «زمانى خواهد رسيد كه افراد فاسد و زناكار به ناز و نعمت مىرسند و فرومايگان مقام و موقعيتى پيدا مىكنند و انسانهاى با انصاف ضعيف مىشوند». سؤال شد: اين دوره در چه وقت خواهد بود؟ فرمود: «هنگامى كه زنان و كنيزان بر امور مردم مسلّط گردند و خردسالان به فرمانروايى برسند».(9)
د) فرمانروايى كودكان
حاكمان بايد افرادى باتجربه و مدير باشند تا مردم در راحتى و آسايش قرار گيرند. اگر به جاى آنان، كودكان يا كوته فكران، سرپرستى كارها را در دست گيرند، بايد از شرّ فتنهاى كه رخ مىدهد، به خدا پناه مىبرد.
در اين باره به ذكر دو روايت بسنده مىكنيم:
پيامبر اكرم(ص) مىفرمايد: «از اوّلِ سال هفتاد و حكومت كودكان، به خدا پناه ببريد».(10)
سعيد بن مسيّب مىگويد: «فتنهاى رخ مىدهد و ابتداى آن بازى كودكان خواهد بود».(11)
ه) تزلزل حكومتها
حكومتى قادر است به مردم كشورش خدمت كند كه داراى ثبات سياسى باشد؛ زيرا در صورتى كه در حال تغيير باشد، قادر به انجام كارهاى بزرگ در كشور نيست.
حكومتها در آخرالزمان در حال تزلزلند و گاهى حكومتى در آغازِ روز بر سر كار مىآيد، ولى هنگام غروب از كار بركنار مىشود. امام صادق(ع) در اين باره مىفرمايد: «چگونه خواهيد بود، هنگامى كه بدون امام هدايتگر و بدون علم و دانش بمانيد و از يك ديگر بيزارى جوييد؟ و اين1 زمانى باشد كه آزمايش شويد و افراد خوب و بد شما از هم جدا گردند و غربال و زير و رو شويد. آن وقت كه شمشيرها در رفت و آمد باشد و جنگ شعله ور. حكومتى در آغاز روز، روى كار مىآيد و با كشتار در آخر روز بر كنار و سرنگون مىشود».(12)
و) ناتوانى قدرتها از اداره كشورها
پيش از ظهور امام زمان(عج) حكومتهاى ستمگر به ضعف مىگرايند و اين زمينهاى مىشود تا حكومت جهانى حضرت مهدى را بپذيرند. امام سجاد(ع) درباره آيه شريفه (حتى إذا رأوا ما يوعدون فسيعلمون من أضعف ناصراً و أقلّ عدداً؛(13) تا آنگاه كه ببينند، آن چه وعده داده شده است و به زودى خواهند دانست چه كسى ياوران كمترى دارد و ناتوانتر است.)، فرمود: «وعدهاى كه در اين آيه داده شده است، مربوط به حضرت قائم(ع) و اصحاب و ياوران و دشمنانش است. آنگاه كه امام زمان(ع) قيام كند، دشمنانش ناتوانترين دشمنان خواهند بود و كمترين نيروها و تجهيزات را خواهند داشت».(14)
2. ابنابىشيبه، مصنّف، ج15، ص89؛ كنز العمّال، ج14، ص584.
3. كنز العمّال، ج14، ص584؛ احقاق الحق، ج13، ص317.
4. شجرى، امالى، ج2، ص156.
ر.ك: نعمانى، غيبة، ص253؛ طوسى، غيبة، ص274، اعلام الورى، ص428؛ مختصر بصائر الدرجات، ص212؛ اثباتالهداة، ج3، ص540؛ حلية الابرار، ج3، ص626؛ بحارالانوار، ج52، ص23؛ بشارة الاسلام، ص82؛ عقدالدرر، ص64؛ القول المختصر، ص26؛ متقى هندى، برهان، ص74؛ سفارينى، لوائح، ج3، ص8.
5. ابنطاووس، ملاحم، ص77.
6. عقد الدرر، ص333.
7. حاكم، مستدرك، ج4، ص465؛ عقد الدرر، ص43؛ احقاق الحق، ج19، ص664.
8. المعجم الكبير، ج22، ص375؛ الاستيعاب، ج1، ص221؛ فردوس الاخبار، ج5، ص456؛ كشف الغمّه، ج3، ص264؛ اثبات الهداة، ج3، ص596.
9. شجرى، امالى، ج2، ص228.
10. كافى، ج8، ص69؛ بحارالانوار، ج52، ص265.
11. احمد، مسند، ج2، ص326، 355، 448.
12. ابنطاووس، ملاحم، ص60.
13. كمال الدين، ج2، ص348.
14. جن (72) آيه 24.
15. كافى، ج1، ص431؛ نورالثقلين، ج5، ص441؛ احقاق الحق، ج13، ص329؛ ينابيع المودّه، ص429؛ المحجّه، ص132.
چشم اندازى به حكومت مهدى (عج) ، نجم الدين طبسى