مؤسسه تبليغ و انفاق امام زمان عليه السلام

در يک نگاه

1) انگيزه تأسيس مؤسسه
2) ويژگي ها ي كلي مؤسسه
3) ويژگي هاي برنامه هاي فرهنگي و تبليغاتي مؤسسه
4) ويژگي هاي برنامه هاي خدمات رساني
5) راه هاي تأمين هزينه هاي مؤسسه
آنچه كه تاكنون گذشته
در امر انفاق توانخواه مراجعه حضوري ندارد بلكه با مكاتبه پستي نياز خود را اعلام مي دارد
آثار دنيوي دوستی اهل بيت عليهم السلام
آثار اخروي دوستی اهل بيت عليهم السلام
صدقه دادن به نيابت و سلامتي امام زمان عليه السلام
صله به امام عليه السلام وصله در زمان غيبت
دو نكته
دعوت كردن مردم به آن حضرت عليه السلام
محبّت مولايمان حضرت حجت عليه السلام
اول: عقل
دوّم : نقل
ايجاد تكيه گاه معنوي و ايجاد انس آن حضرت (محبوب نمودن در ميان مردم)
رعايت حقوق آن حضرت و مواظبت بر اداي آنها ، و رعايت وظايف نسبت به آن بزرگوار عليه السلام




1) انگيزه تأسيس مؤسسه

1/1.شناخت و معرفت نسبت به امام زمان عليه السلام از اهم تكاليف شيعي است .
1/2. توجه به جايگاه رهبري واحد، که امروزه در زمان غيبت در ولايت فقيه متبلور شده و اين توجه با تقويت و اعتقاد به ولايت و امامت حاصل خواهد شد .
1/3. جلوگيري از يأس در بين نيروهي ارزشي که اين خود از خطرات بزرگ جامعه مي باشد و حقيقت انتظار و اميد به ظهور مي تواند راهگشا و اميدبخش باشد.
1/4. ايجاد وحدت اجتماعي چرا که علاقه به امام زمان عليه السلام اکثريت مخاطبين را در بر دارد.
1/5. محبت به امام زمان عليه السلام عاملي بازدارنده و جلوگيري كننده از فساد است .

2) ويژگي ها ي كلي مؤسسه
2/1. اين مؤسسه مجموعه اي است فرهنگي كه فعاليت هاي خدماتي خود را با هدف تربيتي انجام مي دهد .
2/2. گرايش به موضوع مهدويت را به دو جهت شرافت ذاتي و گستره مقبوليت آن در اکثريت مخاطبين را ضروري مي داند .
2/3. مهمترين هدف از فعاليتهاي فرهنگي و تربيتي كاربردي شدن و دروني شدن فرهنگ مهدوي در بين آحاد مخاطبين است و حتي المقدور درامور پژوهشي از مراكز موجود استفاده مي شود .
2/4. کاملاً غير انتفاعي و مسئولين آن حق انتفاء مالي از مؤسسه را ندارند .
2/5. استقلال و عدم وابستگي به تشکل هاي دولتي ، سياسي و اقتصادي.
2/6. از آنجا که مؤسسه ولايت فقيه را جايگاه منسبيت معصوم عليه السلام مي داند ، خود را نسبت به تبعيت از آن مقام ملزم مي داند.

3) ويژگي هاي برنامه هاي فرهنگي و تبليغاتي مؤسسه

3/1. مباحث فرهنگي در اين مجموعه با گرايش مهدويت و تحقق شعار‌ ‌( معرفت ، محبت و شناخت تکاليف زمان غيبت امام زمان عليه السلام)  است.
3/2. مباحث بايد کاملاً علمي و کمتر مورد اختلاف آراء شيعي باشد.
3/3. مباحث بايد قابليت کاربردي و دروني شدن را داشته باشند.
3/4. قالبهاي طرح و اجراء مباحث فرهنگي و تبليغاتي بايد مورد تاييد شرع مقدس بوده و کمتر مورد اختلاف آراء فقهي باشد.
3/5. ابزار و شيوه ي تبليغاتي بايد علمي ، جذاب و به روز باشد.

4) ويژگي هاي برنامه هاي خدمات رساني

4/1.هدف از انفاق تربيت، رشد و ايجاد استقلال براي توانخواه است.
4/2. ايجاد تکيه گاه معنوي (ايجاد انس با امام زمان عليه السلام از اهم اهداف تربيتي انفاق مي باشد .
4/3. کرامت انساني در اصل انفاق ، ضروري ، حاکم و هميشگي است.
4/4. احسان کامل و پرهيز از انفاق هديه غير قابل استفاده .
4/5. کمال سر و خفا : اصل حاکم در شيوه کمک رساني بوده و بعضي از طرح ها طبق سنت اهل بيت عليهم السلام شبانه انجام مي شود.
4/6. در امر انفاق توانخواه جهت اظهار نياز خود مراجعه حضوري ندارد بلكه بصورت مكاتبه با صندوق پستي نياز خود را اعلام مي دارد .
4/7. برنامه ها و طرح هاي خدمات رساني در جهت ايجاد استقلال اقتصادي توانخواه مي باشد.
4/8. قرض الحسنه"تعاون و همياري بين مؤسسه و توانخواه" اصل مسلم در خدمات رساني است.
4/9.آبرومنداني، که به غير مراجعه نمي کنند ـ درماندگاني که راه به جايي ندارند و سادات نيازمند در اولويت سرپرستي قرار دارند.

5) راه هاي تأمين هزينه هاي مؤسسه

از آنجا که اين مجموعه هيچگونه وابستگي به مراکز اقتصادي ندارد و همچنين غير انتفاعي مي باشد راه تأمين نيازها به شرح ذيل مي باشد:
5/1. کمک هاي مردمي تحت عنوان( صدقه بري سلامتي امام زمان عليه السلام ) به نام طرح گل نرگس .
5/2. طرح "مبرات" کمکهاي ماهيانه مردمي كه برداشت از سنت صله ي به امام عليه السلام است .
5/3. باقيات و صالحات "طرح طوبي"
5/4. صندوق ذخيره ي امام زمان عليه السلام كه اعضا با سپرده گذاري خود زمينه را براي حل مشكل نيازمندان فراهم مي آورند .
.5/5فعاليت هاي اقتصادي و درآمدزا با ويژگي هاي: "علمي بودن طرح، وجود سرمايه ،وجود مديريت متخصص و متدين انجام مي شود." ضمناً تمامي درآمدها ي حاصله به خزانه ي مؤسسه واريز مي شود .

آنچه كه تاكنون گذشته :

1. افتتاح دفتر مركزي در شهرري - دفتر شمال غرب تهران -دفتر بازار تهران و شهرستان ها ي قم - اراك و ارتباط با نيروهاي فعال در شهرهاي مشهد رضوي - شهرضا -ملاير- ورامين  .
2. تشكيل كانون ادبي انتظار .
3. ارتباط و مشاوره با علماء و فرزانگان  .
4. تشكيل شوراي علمي و هنري .
5. برگزاري جلسات عمومي و جلسات چهره به چهره با حضور بيش از ده ها هزار نفر .
6. تشكيل كتابخانه و نوارخانه تخصصي .
7.اجراي طرح هل اتي (ارسال بيش از شش هزار سبد مواد غذائي) .
8.حل مشكل نيازمندان با مشاركت مراكز خدمات رساني  .
9.تعاون و همياري جهت حل مشكل نيازمندان  .
10.طرح سرپرستي ايتام و سادات ومؤمنين آبرومند بيش از چهار صد خانوار .
11. راه اندازي صندوق ذخيره امام زمان عليه السلام كه اعضاء سپرده هاي خود را در جهت وام به نيازمندان تحت پوشش مؤسسه قرار داده و خود غير از بهره ي معنوي از وام و جايزه و ... استفاده نمي كنند .
ضمناً جهت تبرك حسابي به نام وجود مقدس امام زمان عليه السلام و همچنين حسابي به نام رهبر معظم انقلاب در صندوق افتتاح شده است .

12. راه اندازي آشپزخانه صنعتي كه در جهت خدمات رساني و تأمين بودجه تأسيس شده است .

والسلام عليكم و رحمه الله

اللّهُم وَفِّقْنا لِما تُحِبَّ وَ تَرْضي

در امر انفاق توانخواه مراجعه حضوري ندارد بلكه با مكاتبه پستي نياز خود را اعلام مي دارد .

شيخ فقيه ابو محمد حسن بن علي بن شيعه (ره) صاحب كتاب "تحف العقول" نقل مي كند :
مردي از انصار خدمت امام حسين عليه السلام رسيد و مي خواست از آن حضرت حاجتي درخواست كند،‌امام عليه السلام به او فرمود :
يا أخا الأنصار صن وجهك عن بذله المسأله ، ‌وارفع حاجتك في رقعه و ات بها ساُسرّك انشاء الله
اي برادر انصار! آبروي خود را از زشتي اظهار نياز حفظ كن ، حاجت خود را در پاره اي از كاغذ بنويس و آن را نزد من بيار و اگر خدا بخواهد ترا خشنود خواهم كرد .

آن مرد نوشت : اي ابا عبدالله ! به فلاني پانصد دينار بدهكارم ، و او اصرار و پافشاري در مطالبه آن دارد ، از شما تقاضا دارم به او سفارش كنيد به من مهلت دهد تا بتوانم به آساني بپردازم .
وقتي امام حسين عليه السلام نوشته او را قرائت فرمود فوراً به منزل رفت و كيسه اي را كه در آن هزار دينار بود برداشت و براي او آورد و فرمود:
پانصد دينار آن را به طلبكار خود بده ، و بقيّه اش را سرمايه كن تا تو را در مشكلات روزگار كمك كند ، و حاجت خود را جز به يكي از اين سه نفري كه بر مي شماريم اظهار نكن :
الي ذي دين ، أو مروّه ، أو حسب .
يا متديّن و ديندار باشد، يا جوانمرد و با فتوّت باشد، و يا شرافت خانوادگي داشته باشد .
مؤلف (ره) گويد: اي اباعبدالله ! من هم در سختي ها و مشكلات مربوط به دنيا و آخرت خود از شما و از درياي فضل و بخشش شما ياري مي طلبم، زيرا شما ديندار بلكه اصل و اساس دين هستيد، جوانمردي و شرف هم به وجود شما افتخار مي كند .
و در اينكه به حاجتمند فرمود : حاجت خود را بنويس ، به پدر بزرگوارش حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام اقتدا نموده است ، زيرا روايت شده است مردي خدمت حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام شرفياب شد و عرض كرد:‌حاجتي دارم ، آن حضرت فرمود:
حاجت خود را بر روي زمين بنويس ، زيرا من آثار بيچارگي و نياز را در چهره ات به روشني مي بينم ، او هم بر زمين نوشت ، به راستي من فقير و محتاجم .
برنامه اولي از انفاق ايجاد تکيه گاه معنوي که همان ايجاد انس با امام زمان عليه السلام است ، براي توانخواه مي باشد.
من رزقه الله حبّ الأئمه من أهل بيتي ، فقد أصاب خير الدنيا والآخره ، فلا يشكّنّ أحد أنّه في الجنّه ، فإنّ في حبّ أهل بيتي عشرين خصله ، عشر منها في الدنيا، و عشر في الآخره.
كسي كه دوستي ائمه اطهار نصيب او شده خير دنيا و آخرت شامل حال او گشته است ، و كسي شكّ نكند كه او اهل بهشت خواهد بود ، همانا دوستي اهل بيت من بيست اثر به همراه دارد كه نيمي از آن مربوط به دنياو نيم ديگر آثار اخروي و مربوط به آخرت است :

آثار دنيوي دوستی اهل بيت عليهم السلام  آن عبارتند از :

بي رغبتي به دنيا، حريص بودن برعمل ، ورع داشتن در دين ، ميل و رغبت در عبادت ، توبه كردن قبل از مرگ ، شوق و نشاط در شب زنده داري ، نااميدي از آنچه در دست مردم است ، رعايت كردن اوامر و نواهي پروردگار ، دشمني دنيا، و دهم سخاوتمندي است .

و امّا آثار اخروي :

براي او پرونده ي عمل باز نمي شود ، ترازوي سنجش اعمال نصب نمي گردد، كتاب او را بدست راستش مي دهند ، رهائي از آتش دوزخ برايش مي نويسند ، روي او سفيد و نوراني خواهد بود ، از لباسهاي بهشتي به او بپوشانند ، درباره ي صد نفر از بستگانش شفاعت كند، خدا به او نظر رحمت كند ، از تاجهاي بهشتيان بر سر او بگذارند ، و بدون حساب داخل بهشت شود، پس خوشا بحال آنها كه اهل بيت مرا دوست دارند .(1)

 از آن روايات ، روايتي است كه در كتاب " علل الشرايع" از رسول اكرم صل الله علیه و آله و سلم نقل كرده كه حضرت فرمود:
لا يؤمن عبد حتّي أكون أحب إليه من نفسه ، و تكون عترتي أحب إليه من عترته ، و تكون أهلي أحب إليه من أهله ، و تكون ذاتي أحبّ إليه من ذاته. (2)
ايمان نياورده كسي به خداوند تا اينكه مرا از خودش بيشتر دوست داشته باشد ، و نسل مرا از نسل خودش ، و خاندان مرا از خاندان خودش ، و آنچه وابسته ي به من است از وابستگان خودش ، و آنچه وابسته ي به من است از وابستگان خودش بيشتر دوست داشته باشد .



صدقه دادن به نيابت و سلامتي امام زمان عليه السلام

و اين از نشانه هاي موّدت و دوستي آن جناب و ولايت اوست ،‌ و بر خوبي و رُجحان آن دلالت دارد آنچه در مدح صدقه دادن و نماز خواندن به نيابت از ساير مؤمنين وارد گرديده - چنانكه گذشت - زيرا كه مولاي مؤمنين افضل افراد آنان است ، و صدقه دادن از سوي او از صدقه دادن به نيابت از آنان بهتر و برتر مي باشد ، اضافه بر فحواي دليلي كه در مورد نيابت كردن از امام عليه السلام در حج و طواف و زيارت و ... وارد شده ، كه اگر كسي آن روايات و مانند آنها را جستجو نمايد رجحان داشتن انجام هر گونه عمل صالح به نيابت از آن جناب - صلوات الله و سلامه عليه - را خواهد دانست .
و سيد اجل علي بن طاووس  در كتاب كشف المحجه فرزندش را سفارش و أمر كرده به انجام اموري كه مربوط به آداب و وظايف او نسبت به مولايمان صاحب الزمان عليه السلام است ،‌ تا آنجا كه گفته : " ... پس در پيروي و وفاداري و تعلق خاطر و دلبستگي نسبت به آن حضرت عليه السلام به گونه اي باش كه خداوند و رسول او صل الله علیه و آله و سلم و پدران آن حضرت و خود او از تو مي خواهند ، و حوائج آن بزرگوار را بر خواسته هاي خود مقدم بدار هنگامي كه نمازهاي حاجت را به جاي مي آوري ، و صدقه دادن از سوي آن جناب را پيش از صدقه دادن از سوي خودت و عزيزانت قرار ده،‌ و دعا براي آن حضرت را مقدم بدار بر دعا كردن براي خودت ، و نيز در هر كار خيري كه مايه ي وفاي به حق آن حضرت است آن بزرگوار را مقدم بدار ، كه سبب مي شود به سوي تو توجه فرمايد و به تو احسان نمايد ..." . (3)



و از شواهد بر آنچه ياد كرديم از اهتمام ورزيدن به صدقه به نيابت يا به قصد سلامت آن حضرت عليه السلام روايتي است كه شيخ صدوق در مجالس به سند خود از پيغمبر اكرم صل الله علیه و آله و سلم آورده كه فرمود :
" هيچ بنده اي ايمان نياورد تا اينكه من نزد او از خودش محبوبتر باشم ، و خاندانم از خاندان خودش نزد او محبوبت باشند ، و عترت من نزد او محبوب تر باشد " . (4)


صله به امام عليه السلام وصله در زمان غيبت
به اينكه مؤمن بخشي از دارايي خود را براي امام زمانش - سلام الله عليه- هديه كند ، و هر سال به اين عمل مداومت نمايد ، و در اين عمل شريف ، غني و فقير و حقير و شريف و مرد و زن يكسانند ، الاّ اينكه ثروتمند به مقدار تواناييش تكليف دارد ، و فقير به مقدار استطاعت خود مكلّف مي گردد .

ابي عبدالله امام صادق عليه السلام كه فرمود : " يك درهم كه با آن امام صله شود از دو ميليون درهم در ساير كارهاي نيك بهتر است " (5)
و در خبر موثقّي از آن حضرت عليه السلام آمده كه فرمود :" من از يكي از شما درهمي را مي گيرم و حال آنكه از متمول ترين اهل مدينه هستم ، مقصودم در اين كار فقط اين است كه شما پاكيزه شويد " .
و در همان كتاب در حديث مرفوعي آمده كه حضرت ابو عبدالله امام صادق عليه السلام فرمود : " هر كس پندارد كه امام به آن چه در دست مردم هست احتياج دارد ، كافر است ، جز اين نيست كه مردم نيازمندند كه امام از ايشان بپذيرد ، خداوند عزوجل فرموده : از اموال آنها صدقه (زكات) برگير آنها را به وسيله ي آن پاك و تزكيه مي نمايي ) " .
و در كتاب من لا يحضره الفقيه در باب صله ي امام عليه السلام آمده كه : " از امام صادق عليه السلام درباره ي خداي عزوجل : ‌‌‌‌"  مَنْ ذَا الَّذي يُقْرِضُ اللهَ قَرْضاً حَسَنا  " ؛ چه كسي به خداوند وام نيكوئي مي دهد . سؤال شد ، آن حضرت فرمود : درباره ي صله ي امام نازل شده . و نيز فرمود : يك درهم كه امام به وسيله ي آن صله شود از يك ميليون درهم كه در مورد ديگري در راه خدا صرف گردد بهتر است " .
و در مجلّد بيستم بحار به نقل از ثواب الأعمال به سند خود از اسحاق بن عمّار آورده كه گفت :" به امام صادق عليه السلام عرضه داشتم : معناي فرموده ي خداي - تبارك و تعالي : " مَنْ ذَا الَّذي يُقْرِضُ اللهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضَاعِفَهُ لَهُ أضْعَافاً كَثِيرَه " (6) چيست ؟ فرمود : صله ي امام .(7) و در همان كتاب به نقل از بشاره المصلفي به سند خود از امام صادق عليه السلام آورده كه فرمود :
" صله ي آل محمد - صلوات الله عليهم أجمعين - را از اموالتان وامگذاريد ، هر كسي غني است به مقدار مكنتش ، و هر كس فقير است به مقدار فقرش ، پس هر آنكه مي خواهد كه خداوند مهمترين خواسته اش از او را برآورد ؛ بايد كه آل محمد - صلوات الله عليهم أجمعين - و شيعيانشان را به آنچه از همه بيشتر به آن نياز دارد ، صله نمايد " .(8)

دو نكته

و شايسته است دو نكته را تذكر دهيم :

نكته اوّل : اينكه صله امام در مثل اين زمان از صله ي امام در زمان ظهور دولت حقّه و تسلّط يافتن آن جناب بهتر است .
نكته دوم : اينكه صله ي امام عليه السلام در زمان غيبت با مصرف كردن مال در مصارف و مخارجي كه مي داند آن حضرت عليه السلام به آنها رضايت دارد و محبوب اوست انجام مي گيرد ، با قصد صله ي او ، مانند چاپ كردن كتابهايي كه مربوط به آن حضرت است ، و بر پاكردن مجالس يادآوري آن جناب ، و دعوت به او ، و صله ي شيعيان و دوستانش به خصوص سادات علوي و علماي ترويج كننده ي شرع مقدس ، و راويان احاديث ائمه ي طاهرين ، و مانند اينها ... است .)

دعوت كردن مردم به آن حضرت عليه السلام
و اين كار از مهمترين طاعات و واجب ترين عبادات است ، و بر فضيلت آن دلالت مي كند تمام آنچه در فضيلت أمر به معروف از آيات و روايات آمده ، و تمام آنچه در فضيلت هدايت و ارشاد مردم به راه حق وارد گرديده ، اضافه بر اينكه بهترين خلايق پس از ايشان عليه السلام كسي است آنان را دوست بدارد و مردم را به ايشان دعوت كند ، چنانكه در روايت آمده : و همانا عالِمي كه به مردم معارف دين شان را بياموزد و آنان را به امامشان دعوت كند از هفتاد هزار عابد بهتر است .
و شيخ كليني (ره) به سند صحيحي از سليمان به خالد روايت آورده كه گفت : به حضرت ابي عبدالله امام صادق عليه السلام عرضه داشتم : خانداني دارم كه سخن مرا مي پذيرند آيا آنان را به اين أمر دعوت كنم ؟ حضرت فرمود : آري ، خداي عزوجل در كتابش مي فرمايد : } يا أيها الذين آمنوا قوا أنفسكم و أهليكم ناراً و قودها الناس و الحجاره { (9) ؛ اي كساني كه ايمان آورده ايد خود  و  خانواده ي خويش را نگاه داريد از آتشي كه مردم [ كافر و منافق ] و سنگ خارا فروزنه ي آنند .(10)
و تو را در اين مقام همين بس كه در تفسير امام حسن عسكري عليه السلام ، در تفسير فرموده ي خداي تعالي است : " وَ إذْ أخَذْنا ميثاقَ بَنيِ إسْرائيلَ لَا تَعْبُدون إلّا اللهَ وَ بالوادَينِ إحْسَاناً وَ بِذِي القُربي و اليَتَامي ... " (11) ؛ و ياد آريد هنگامي كه از بني اسرائيل پيمان گرفتيم كه جز خداي را نپرستيد و به پدر و مادر و خويشاوندان و يتيمان احسان و نيكي كنيد . فرمود : و امّا فرموده ي خداي عزوجل : (و يتيمان) به درستي كه رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم فرمود : خداوند عزوجل نيكي به يتيمان را تأكيد فرموده چون از پدرهايشان جدا شده اند ، پس هر آنكه آنان را حفظ و نگهداري كند خداوند او را مصون خواهد ساخت ،‌ و هر كس آنان را گرامي بدارد خداوند او را گرامي خواهد داشت و هر كس از روي مهر دست خود را بر سر يتيمي بكشد خداوند براي او در بهشت به هر مويي كه از زير دستش گذشته كاخي قرار دهد كه از دنيا و هرچه در آن است بزرگتر باشد ، و در آن است آنچه دلها اشتها كنند و ديده ها لذّت برند و آنها در آن جاودانند . و امام عليه السلام فرمود : و سخت تر از اين يتيمي حال آن يتيم است كه از امامش جدا گردد ، نتواند به حضور او برسد و نداند حكم او در آنچه از شرايع و احكام دينش دچار مي گردد چيست ، توجه كنيد هر آنكه از شيعيان ما علوم ما را بداند ، و كسي كه نسبت به شريعت ما جاهل ؛ و از ديدن ما محروم مانده است را هدايت نمايد ، يتيمي بر دامان نشانيده است ، آگاه باشيد كه هر كس او را هدايت و ارشاد كند و شريعت ما را به او بياموزد ، در رفيع أعلي [منزلگاه مخصوص بهشت ] با ما خواهد بود ، اين را پدرم از پدرانش از رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم برايم حديث گفت .
و حضرت علي ابن ابيطالب عليه السلام فرمود : هر كس از شيعيان ما شريعت ما را بداند و ضعفاي شيعيانمان را از تاريكي جهل و ناداني شان به نور علمي كه ما به او داده ايم بيرون برد ، روز قيامت در حالي خواهد آمد كه بر سرش تاجي از نورش باشد كه بر تمام اهل آن عرصات مي درخشد ، و زيوري بر او باشد كه كمترين تار آن از دنيا و آنچه در آن هست ارزشمند است . سپس از سوي خداوند منادي بانگ مي زند : اي بندگان خدا ، اين عالمي از شاگردان بعضي از آل محمد صل الله علیه و آله و سلم است ، توجه كنيد هر كس را در دنيا از سرگرداني جهلش بيرون آورده ، به نورش دست بيازد تا او را از حيرت تاريكي اين عرصات به سوي منزلگاههاي بلند بهشت بيرون نمايد ، پس هر كسي كه در دنيا كار نيكي از او آموخته ، يا جهلي از دلش بيرون ساخته ، يا شبه اي را برايش روشن كرده بود به سوي او آيند .
امام عليه السلام فرمود : و يك زن به حضور صديقه كبري فاطمه ي زهرا عليها السلام شرفياب شد، و به آن حضرت عرضه داشت : من مادر ناتواني دارم كه در أمر نمازش مسائلي براي او مشتبه گرديده ، مرا به خدمت شما فرستاده تا آنها را از شما بپرسم . پس حضرت فاطمه عليهاالسلام از سؤال اولش پاسخ فرمود ، سؤال ديگر مطرح كرد، و آن حضرت جواب داد،‌ سپس سومين بار سؤال كرد و پاسخ شنيد تا ده سؤال مطرح نمود و جواب گرفت ، آنگاه از كثرت سؤال خجالت كشيد و عرضه داشت : اي دخت رسول خدا ديگر زحمتتان ندهم . حضرت فاطمه عليهاالسلام فرمود: بگو و از آنچه مي خواهي سؤال كن ، ايا اگر كسي يك روز أجير شود كه بار سنگيني را به بام ببرد ، و كرايه اش صد هزار دينار باشد آيا بر او سنگيني مي كند ؟ دختر گفت : هرگز ، حضرت زهرا سلام الله عليها عليها فرمود : من براي هر مسأله [كه جواب مي دهم ] بيش از مقدار مرواريدي كه زمين تا عرش را پرأجرت دارم ، پس سزاوار است كه بر من سنگيني نكند، شنيدم پدرم مي فرمود: همانا علماي شيعيان ما محشور مي شوند پس بر آنها از خلعت هاي كرامت به قدر بسياري علوم شان و كوشش شان در راه ارشاد بندگان خدا عنايت مي شود ، تا آنجا كه بر يكي از ايشان يك ميليون حُلّه از نور پوشانده مي گردد . سپس منادي پروردگارمان- عزوجل - بانگ مي زند : اي عهده داران يتيمان آل محمد صل الله علیه و آله و سلم كه آنان را پس از جدا شدن شان از پدرانشان كه امامان آنها بوده اند پرورش داده ايد، اينان شاگردان شمايند و يتيماني كه تحت تكفل گرفتيد و فقرشان را جبران كرديد ، پس بر ايشان خلعتهاي عمومي را كه در دنيا به آنان آموخته ايد بپوشانيد، آنگاه بر هر كدام از آن ايتام به مقداري كه از علوم آنها را فراگرفته اند خلعت مي بخشند، تا جايي كه در بين آنها- يعني يتيمان - كسي هست كه صد هزار خلعت [ حُلّه ] به او داده مي شود، و همچنين اين ايتام به كساني كه از آنها چيزي آموخته اند خلعتهايي مي بخشند . سپس خداي تعالي مي فرمايد : بر اين علمايي كه متكفّل يتيمان بوده اند بار ديگر خلعت دهيد تا خلعتهاي يتيمان را تمام نمايند و چند برابر كنند ، پس آنچه را پيش از آنكه بريتيمان ببخشند به آنان عطا شده بود بار ديگر به آنها كاملاً خواهند داد ، و آنها را چند برابر خواهند ساخت ،‌و همچنين براي يتيمان و آنهايي كه از ايشان چيزي فراگرفته اند بر حسب مراتب شان بار ديگر خلعت هايي عطا مي گردد. حضرت فاطمه عليهاالسلام فرمود: اي كنيز خداوند ، به درستي كه يك تار از آن خلعت ها از آنچه آفتاب بر آن مي تابد (دنيا) يك ميليون بار بهتر و برتر است ، زيرا كه اين [امور دنيا] به كم شدن و ناراحتي آميخته است .
و حضرت حسن بن علي عليه السلام فرمود: فضيلت متكفّل يتيم آل محمد كه از سرورانش جدا گرديده و در وادي جهل افتاده كه او را از جهلش بيرون برد ،‌و آنچه بر او مشتبه شده توضيح دهد ، برتري او بر متعهّد امور يتيمي كه او را آب و غذا مي دهد ، همچنين برتري خورشيد بر ستاره ي سُها مي باشد .
و حضرت حسين بن علي عليه السلام چنين فرموده : هر كس يكي از يتيمان ما كه به خاطر فشارها و محنتهايي كه داشته ايم از ما جدا گرديده را كفالت كند ، و از علوم ما كه به دستش افتاده به او برساند تا اينكه هدايتش نمايد، خداي تعالي به او فرمايد : اي بنده ي كريم مواسات كننده ، من به بزرگواري سزاوارترم ، اي فرشتگان من ؛ در بهشت براي او به شماره ي هر حرفي كه تعليم نموده يك ميليون كاخ قرار دهيد ، و آنچه شايسته ي آن كاخها است از ساير نعمتها بر او بيفزاييد .
و و حضرت علي بن الحسين عليهماالسلام فرموده است : خداي تعالي به موسي عليه السلام وحي فرمود كه : مرا نزد مخلوقم محبوب ساز ، و مخلوق مرا نزد من محبوب كن ، [موسي عليه السلام] گفت : پروردگارا، اين كار را چگونه انجام دهم ؟ فرمود: نعمتها و بخششهاي مرا به يادشان آور تا مرا دوست بدارند ، پس اگر بنده اي را كه از درِ خانه ام فرار كرده بازگرداني ، يا گمراهي كه از درگاه من دور افتاده را به راه آوري ، براي تو از عبادت صد[هزار] سال كه روزها را روزه بداري و شبها را نماز به پاي داري بهتر است . موسي گفت : اين بنده ي فرار كرده از تو كدام است؟ فرمود : گناهكار متمرّد ، عرض كرد : آن دور افتاده از درگاه تو كيست؟ فرمود: كسي  كه نسبت به امام زمانش جاهل است كه او را نمي شناسد ، و غايب از او پس از آنكه او را شناخته ، كه شريعت و آيين دينش را نمي داند، او را به آيينش آشنا سازد و نحوه ي عبادت پروردگارش و وسيله ي رسيدن به خشنودي او را به وي تعليم نمايد . حضرت علي بن الحسين عليه الصلاه و السلام فرمود : پس اي گروه علماي شيعيان ما مژده باد شما را به بزرگترين ثواب و بيشترين پاداش .
و حضرت محمدبن علي امام باقر عليه السلام فرموده است : عالِم همچون صاحب شمعي است كه براي مردم روشنايي مي دهد، پس هر كس به وسيله ي شمع او را راهنمايي شود براي او دعاي خير كند ، و همين طور عالِم با او شمعي هست كه تاريكي جهل و حيرت را از بين مي برد ، پس هر آنكه با شمع او روشني يافت ، و به سبب آن از سرگرداني بيرون آمد ، يا از ناداني نجات يافت ، از آزاد شدگان او از دوزخ است ، وخداوند از اين كار به مقدار هر موي كسي كه او را آزاد كرده پاداشي عنايت فرمايد كه از صدقه دادن صد هزار قنطار به غير از آن گونه اي كه خداوند عزوجل أمر فرموده ؛ بهتر باشد، بلكه آن صدقه براي صاحبش وبال است ، ولي خداوند به او پاداشي عنايت فرمايد كه از خواندن صد هزار ركعت نماز در پيشگاه كعبه بهتر باشد .
و حضرت جعفر بن محمد امام صادق عليه السلام فرمود: علماي شيعيان ما سد كننده ي راه نفوذ ابليس و هم دستانش هستند، كه آنها را از خروج بر ضعفاي شيعيان ما باز مي دارند ، و از اينكه ابليس و پيروان ناصبي او بر اينان مسلط شوند مانع مي گردند ، توجه كنيد كه هر كس از شيعيان ما بر اين كار بپا ايستد يك ميليون بار بهتر است از كسي كه با روميان و ترك و خزر [دشمنان عمده ي مسلمين در آن روز] به جهاد برخيزد، زيرا كه اين از دين دوستان ما دفاع مي كند و او از بدنهاي ايشان .
و حضرت موسي بن جعفر عليه السلام فرمود : يك فقيه كه يتيمي از يتيمان ما كه از ما و ديدن ما جدا شده اند را نجات دهد به اينكه آنچه نياز به آن دارد را به او بياموزد ، از هزار عابد بر ابليس مؤثرتر است ، زيرا كه عابد فقط همّ بندگان خدا را نيز دارد كه از چنگال ابليس و سركشان او برهاند ، لذا او نزد خداوند از يك ميليون عابد بهتر است .
و حضرت علي بن موسي الرضا عليه السلام چنين فرمود: روز قيامت به عابد گفته مي شود :‌خوب مرده اي بوده اي همّتت جان خودت بوده [كه آن را به نجات رساندي ] و زحمتت را از مردم برگرفتي، پس به بهشت داخل شو، و به فقيه گفته مي شود : اي كسي كه يتيمان آل محمد صل الله علیه و آله و سلم را تكفل كرده و دوستان و غلامان او را هدايت نموده اي ، بايست تا براي هر كسي كه از تو [درس] گرفته يا علمي آموخته شفاعت كني . آنگاه او مي ايستد تا داخل بهشت مي شود در حالي كه با گروهي و گروهي و ... (‌تا ده گروه را حضرت شمرد)‌خواهند بود، و آن گروهها كساني هستند كه از او تعليم گرفته اند ، و از كسي كه از او آموخته درس گرفته اند تا روز قيامت ، بنگريد بين اين دو منزلت [عابد و عالم ] چقدر فرق است .
و حضرت محمد بن علي امام جواد عليه السلام فرمود: همانا كسي كه متكفّل ايتام آل محمد صل الله علیه و آله و سلم شود كه از امامشان جدا شده و در جهل خود سرگردان مانده و در دست شياطين شان و ناصبيان از دشمنانمان اسير گشته اند، پس آنان را از چنگال شياطين و دشمنان ما نجات داد و از حيرت شان بيرون برد و شياطين را با ردّ وسوسه هايشان سركوب نمود و ناصبيان را با دلايل پروردگارشان و دليل امامانشان مقهور ساخت ، چنين كساني نزد خداوند به بلندترين جايگاهها از بندگان برتري يابند ، بيش از فضيلت آسمان بر زمين و عرش و كرسي و حُجُب . و فضل آنها بر اين عابد همچون امتياز ماه شب چهارده بر مخفي ترين ستاره در آسمان مي باشد .
 و حضرت علي بن محمد امام هادي عليه السلام فرمود : اگر نبودند كساني از علما كه بعد از غيبت قائم شما - عجل الله فرجه الشريف- به او دعوت كنند و بر او دلالت نمايند ، از دين او با دلايل خداوند دفاع كنند ، و بندگان ضعيف خداوند را از دامهاي ابليس و سركشان او رها سازند، و از شبكه هاي ناصبيان خلاص نمايند ،[اگر اينان نبودند] هر كس نمي ماند مگر اينكه از دين خدا بر مي گشت ، ولي اينان هستند كه زمام دلهاي شيعيان ضعيف را به دست مي گيرند ، همچنان كه ناخداي كشتي سُكّان آن را در دست دارد، آنان برترين كسان نزد خداي عزوجل مي باشند .
و حضرت حسن بن علي امام عسگري عليه السلام فرمود : علماي شيعيان ما كه عهده دار امور ضعفاي دوستان و اهل ولايت ما هستند روز قيامت در حالي مي آيند كه نورها از تاجهايشان مي درخشد ، بر سر هر كدام از آنان تاجي هست كه از آن تاجها آن نورها در عرصات قيامت پخش مي گردد، و خانه هاي آن به مسافت سيصد هزار سال است ، پس شعاع تاج هايشان در تمام آنها منتشر مي شود، آنگاه هيچ يتيمي كه او را تكفل كرده و از تاريكي جهل به آموزش و تعليم بيرون برده ، و از حيرت گمراهي رهانيده است در آنجا نماند مگر اينكه به شعبه اي از انوار آنها دست مي يازد ، پس آن نورها ايشان را بالا مي برند تا اينكه به بلنداي بهشت مي رسانند، سپس بر منزلگاههايي كه در جوار اساتيد و معلمانشان برايشان مهيّا شده و در محضر امامانشان كه به آنها دعوت مي كرده اند قرار دارد ؛ فرودشان مي آوردند ، و هيچ ناصبيي از ناصبيان نماند كه از شعاع آن تاج ها به او برسد مگر اينكه چشمش را كور و گوشش را كر و زبانش را لال مي كند، و بر او از شراره ي آتش بدتر صدمه مي زند ،  پس آن ناصبيان را حمل كرده تا به مأمورين دوزخ بسپارند ، آنگاه آنان را به ميان جهنم افكنند. (12)
و بر اين مقصود دلالت دارد فرموده ي خداي عزوجل در سوره ي نحل : " اُدْعُ إلي سَبيلِ رَبّكَ بالحكمَهِ و المَوْعِظَهِ الحَسَنَهِ وَ جادِلْهُمْ بالَّتي هِيَ أحْسَن ُ"(13) ؛ [خلق را ] به راه پروردگارت به وسيله ي حكمت و موعظه ي نيكو دعوت كن و به بهترين شيوه ها با آنان بحث و مناظره بنما ... . و سخن در استشهاد به اين آيه ي شريفه بر سه مطلب مبتني است :  اوّل : اينكه هر چند كه ظاهر خطاب به رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم متوجه گشته ولي مفاد آن تكليف عامّي براي ساير اهل معرفت و ديانت است ، به گواهي آيات و رواياتي كه بر لزوم دعوت و راهنمايي افراد دلالت دارند ، مانند فرموده ي خداي تعالي : } إنَّ اَّلذين يكتُمونَ مَا أنْزَلْنَا مِنَ البَيِّناتِ وَ الهُدي مِنْ بَعْدِ ما بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الكِتَابِ اُولئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللهُ وَ يَلْعَنُهُمُ الّلاعِنُونَ {(14) ؛ آنان كه آنچه از آيات و دلايل واضح را نازل كرده ايم كتمان مي كنند پس از آنكه آنها را در كتاب آسماني براي مردم بيان داشته ايم ، آنان را خداوند لعنت مي كند و جن و انس و ملائكه نيز لعنت مي كنند . و فرموده ي خداي تعالي : }وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أمَّهٌ يَدْعُونَ إلي الخَيْرِ و يَأمُرونَ بالمعروفِ {(15) ؛ و بايد كه از شما [مسلمانان] گروهي باشند كه [مردم را] به خير دعوت كنند ، و به معروف و نيكوكاري وادارند ... .
و در خبر وارد شده كه قرآن مطابق مثل معروف : " إيّاك أعنِي وَ اسمَعِي يا جارَهٌ " ؛ به تو مي گويم ولي اي همسايه تو گوش كن . نازل شد . اضافه بر دلالت عقل از جهت اينكه غرض از برانگيختن پيغمبران و نصب اوصياء ، و قرار دادن علما و بسيج كردن آنها به نشر علم و روايت نمودن احاديث ، و تشويق كردن مردم به روي آوردن به ايشان و أمر شدن مردم به پرسش از اهل ذكر ، همه ي اينها براي شناختن را خداوند (سبيل الله ) و رسيدن به طريق نجات و سعادت است ، پس معلوم شد كه دعوت كردن به راه خداوند وظيفه ي هر مسلمِ عارف است .
   وظايف بندگان نسبت به آن حضرت - صلوات الله عليه - محبّت او به طور خاص و لازمه اش آن است كه نهايت اهتمام در آنچه مقتضاي محبت نسبت به آن جناب است انجام گردد . بدان كه در وجوب محبّت تمام ائمه ي معصومين سلام الله عليهم اجمعين ، ترديدي نيست ، و اينكه دوستي ايشان بخشي از ايمان ، و شرط قبولي اعمال است ، و در اين باره اخبار متواتر مي باشد كه قسمتي از آنها در بخش اول همين كتاب ، و قسمتي ديگر در امر دوم همين بخش گذشت ، ولي در اهتمام به محبّت مولايمان حضرت حجت عليه السلام خصوصيّتي هست كه سبب شده به طور خصوص به آن امر گردد، و اين از دو جهت است :

اول: عقل

توضيح اينكه سرشتها بر محبت كسي كه به آنها نيكي كند و هر كه واسطه ي احسان به آنها باشد ساخته شده است ، از همين روي در حديث از تفسير عليه السلام آمده كه : " خداي تعالي به موسي وحي فرمود كه : مرا نزد خلقم محبوب كن و خلقم را نزد من محبوب گردان ، موسي گفت : اي پروردگار چگونه اين كار را انجام دهم؟
فرمود : به آنان نعمتها و بخشش هاي مرا يادآوري كن تا مرا دوست بدارند".
و در حديث ديگري در دارالسلام به نقل از قصص الانبياء به سند خود از پيغمبر اكرم صل الله علیه و آله و سلم آورده كه فرمود : "خداي عزوجل به داوود عليه السلام فرمود اينكه : مرا دوست بدار و نزد خلقم محبوب ساز ، داوود گفت :‌پروردگارا من تو را دوست مي دارم پس چگونه تو را نزد خلقت محبوب گردانم ؟ فرمود‌: نعمتهايم را نزد آنان ياد كن كه هر گاه آنها را نزد ايشان يادآور شدي مرا دوست خواهند داشت " .
و در مجالس صدوق رحمه الله سند خود از ابن عباس آمده كه گويد :" رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم فرمود :‌خداوند را دوست بداريد به جهت آنچه از نعمتهاي خويش به شما مي دهد ، و مرا به جهت دوستي خداي عزوجل دوست بداريد، و اهل بيتم را به خاط دوستي من دوست بداريد " .
و چون از آنچه در بخشهاي اين كتاب پيشتر آورديم پاره اي از احسان مولايمان حضرت حجت عليه السلام را نسبت به ما و حقوقش را بر ما دانستي ، و اينكه تمام آنچه از نعمتهاي فراوان و عناوين بي پايانِ خداوند ما را فراگرفته به بركت مولايمان عليه السلام و به واسطه ي او است ، پس عقل حكم مي كند كه او را دوست بداريم ، بلكه نهادهاي ما بر محبّت او سرشته شده است .

دوّم : نقل

كه سيد محدّث بحراني رحمه الله در كتاب غايه المرام  به نقل از نعماني به سند خود از رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم روايت آورده كه فرمود : خداوند در شب معراج به من وحي فرمود : اي محمد چه كسي را در زمين بر امّتت جانشين كرده اي ؟ - و حال آنكه او بهتر مي دانست . گفتم : اي پرواردگار برادرم را ، فرمود : علي بن ابي طالب را ؟ گفتم : آري پرواردگارا ، فرمود : اي محمد من به زمين نظري افكندم پس تو را از آن برگزيدم ، پس من ياد نمي شوم تا اينكه تو با من ياد شوي ، من محمود هستم و تو محمّد هستي ، سپس بار ديگر بر آن نظر افكندم و از آن علي بن ابي طالب را برگزيدم ، پس او را جانشين تو قرار دادم كه تو سيّد پيغمبراني و علي سيّد اوصيا، و براي او اسمي از اسمهايم را قرار دادم كه من اعلي هستم و او علي است .
اي محمّد؛ اگر بنده اي از بندگانم آنقدر مرا پرستش نمايد تا اينكه به هلاكت رسد ، سپس در حالي كه منكر ولايتتان باشد مرا ملاقات كند او را به جهنم خواهم برد، سپس فرمود : اي محمد آيا مي خواهي آنان را ببيني ؟
گفتم :‌آري ، فرمود : در پيش رويت بپا خيز ، چون پيش رفتم ناگاه ديدم علي بن ابيطالب را و حسن بن علي و حسين بن علي و علي بن الحسين و محمد بن علي و جعفر بن محمد و موسي بن جعفر و علي بن موسي و محمد بن علي و علي بن محمد و حسن بن علي و حجّت قائم كه همچون ستاره ي درخشاني در ميان آنها بود . گفتم اي پروردگار اينان كيستند؟ فرمود‌: اينان امامان هستند و اين قائم است حلالم را حلال و حرامم را حرام مي نمايد و از دشمنانم انتقام مي گيرد ، اي محمد او را دوست بدار كه من او را و دوست دارنده ي او را دوست دارم " .
مي گويم : اين حديث دلالت دارد بر اينكه در محبّت آن حضرت ويژگي هست كه مقتضي امر مخصوص از سوي خداي تعالي گرديده ، با اينكه محبّت همه ي امامان عليهم السلام واجب است ، و سرّ اين مطلب چند چيز است از جمله :
1. محبّت و شناخت آن حضرت از محبّت و معرفت امامان ديگر عليهم السلام جدا نمي گردد، ولي عكس آن چنين نيست (يعني ممكن است كه نسبت به امامان ديگر محبّت و معرفت داشته باشد ولي نسبت به آن حضرت معرفت و محبّت نداشته باشد ) بنابراين اگر انسان آن بزرگوار را بشناسد و او را دوست بدارد حقيقت ايمان در او كامل مي گردد. و شاهد بر اين است آنچه در مجلّد نهم بحار (16) به نقل از كتاب الفضائل آمده از امام رضا عليه السلام از پدرانش از رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم در حديثي كه در آن نامهاي امامان عليه السلام را ياد كرده ، تا آنجا كه فرمود: " ... و هر كس دوست مي دارد خداوند را ملاقات كند در حالي كه ايمانش كامل و اسلامش نيكو باشد بايد كه ولايت حجّت صاحب الزمان منتَظر را دارا گردد ، پس اينان چراغهايي در تاريكي و امامان هدايت و نشانه هاي تقوي هستند ، هر كس آنان را دوست بدارد و ولايتشان را دارا شود من براي او ضمانت مي كنم كه خداوند او را به بهشت خواهد برد ".
2- چيره شدن دين و غالب گرديدن مسلمين بر كافرين به دست آن حضرت و با ظهور آن جناب به طور كامل انجام مي گردد، چنانكه در بخش چهارم گذشت ، و اين چيزي است كه از نظر عقل و شرع موجب محبّت آن حضرت به طور خاصّ مي باشد .
3- آنچه در بعضي از روايات آمده كه آن حضرت بعد از اميرالمؤمنين و امام حسن و امام حسين عليه السلام از ساير امامان افضل است ، چنانكه سيد بحراني در كتاب غايه المرام (17) در باب بيست و سوم از نعماني آورده كه به سند خود از امام صادق از پدرانش عليهم السلام روايت كرده كه :‌رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم فرمود : " خداوند از بين روزها روز جمعه واز ماهها ، ماه رمضان ، و از شب ها ، شب قدر را برگزيد ، و از مردم ، پيغمبران را اختيار كرد ، و از ميان پيغمبران ؛ رسولان را ، و از رسولان مرا و علي را از من برگزيد ، و از علي ، حسن و حسين را اختيار فرمود، و از حسين ، اوصيا را برگزيد كه از قرآن تأويل ياوه گويان و كجروي باطل جويان و توجيه جاهلان را دور مي كنند و نهمين ايشان باطن ظاهر آنان است و او افضل آنها مي باشد "
و مؤيّد اين مطلب است آنچه در بحار از حضرت امام صادق عليه السلام روايت شده كه : " از آن جناب سؤال شد : آيا قائم عليه السلام متولد شده ؟ فرمود: نه و اگر زمانش را درك مي كردم در تمام عمر با او به خدمت مي پرداختم" .


  ايجاد تكيه گاه معنوي و ايجاد انس آن حضرت (محبوب نمودن در ميان مردم)

و بر اين امر دلالت دارد تمام آنچه در امر سوم بيان كرديم ، به جهت دلالت عقل بر اينكه هر كس محبّتش واجب و نيكو است ، سزاوار است او را محبوب نمود . و نيز دلالت مي كند بر آن ؛ محتواي فرموده ي خداي تعالي در حديث موسي عليه السلام كه : " مرا در ميان آفريدگانم محبوب ساز ... " . و به طور صريح بر آن دلالت مي كند آنچه در روضه ي كافي به سند خود از حضرت ابي عبدالله صادق عليه السلام آورده كه فرمود: " خداوند رحمت كند بنده اي كه ما را نزد مردم محبوب نمايد و ما را در معرض دشمني و كينه توزي آنان قرار ندهد ، همانا به خداوند سوگند اگر سخنان زيباي ما را براي مردم روايت مي كردند به سبب آن عزيزتر مي شدند ، و هيچ كس نمي توانست بر آنان وصله اي بچسباند ، ولي يكي از آنان كلمه اي را مي شنود پس ده كلمه از پيش خود بر آن مي افزايد " . (18)
 و در مجالس صدوق عليه الرحمه به سند خود آورده از امام صادق عليه السلام كه فرمود : " خداوند رحمت كند بنده اي را كه مودّت مردم را به سوي ما كشاند و به آنچه مي شناسد با آنان سخن بگويد و آنچه را منكرند واگذارد " .(19)

رعايت حقوق آن حضرت و مواظبت بر اداي آنها ، و رعايت وظايف نسبت به آن بزرگوار عليه السلام

زيرا كه حق امام عليه السلام پس از خدا و رسول از همه ي حقوق بر تمامي اهل عالم مهمتر است ، نظر به مراتبي كه خداي تعالي به او اختصاص داده ، و او را از ساير خلايق برگزيده است ، و او واسطه ي رسيدن هر گونه فيض به آفريدگان مي باشد ، و نيز به اين مطلب راهنمايي مي كند آنچه در بخش پنجم گذشت ، كه حق قرابت و خويشاوندي پيغمبر صل الله علیه و آله و سلم از خويشاوندي نَسَبي مهمتر و عظيم تر مي باشد . و از امامان عليهم السلام روايت آمده كه : هر حقي كه براي خداي تعالي هست از آنِ ما مي باشد .(20) و نيز حاصل روايتي چنين است كه : قدر و منزلت مؤمن نزد امام عليه السلام به حسب منزلت امام نزد او است . و شواهد آنچه ياد كرديم بسيار است و بر اهل بصيرت پوشيده نيست ، و چون بيان شد كه رعايت حق خداي تعالي با رعايت حق آن حضرت عليه السلام حاصل مي گردد ، پس رعايت حق آن جناب مايه ي نزديك شدن و تقرُّب يافتن به خداي تعالي است ، و سبك شمردن حق آن بزرگوار مايه ي دوري از خداوند و مبغوض شدن نزد او مي باشد ، چنانكه مولايمان حضرت سجاد عليه السلام در دعاي ابو حمزه ثمالي گويد : أوْ لَعَلَّكَ رَأيتَني مُسْتَخِفّاً بِحَقِّكَ فَأقْصَيْتَني ؛ يا شاهد مرا ديده اي كه حق تو را سبك مي شمارم كه مرا دور ساخته اي ! ... .(21)




1. الخصال : 2/515 ح 1، بحارالأنوار : 27/78ح 12.
2. علل الشرايع : 1/140ح 3، بحارالأنوار: 27/86ح 30، و ص 112ح 85، بشاره المصطفي : 52و168(با ا ندكي اختلاف)
 3. كشف المتحجه .152 و 151 ، فصل 150
4. أمالي ، 201 .
5. اصول كافي ، 1/538.
6. سوره بقره ،‌ آيه 245 .
7. بحارالانوار ، 96/216 ، ح 6 .
8. بشاره المصطفي /6 .
9. سوره تحريم ، آيه 6.
 10. اصول كافي ،2/211. 3.
 11. سوره بقره ، آيه 83.
12. تفسير امام 339-   345  
 13. سوره نحل ، آيه 125.
 14. سوره بقره ،آيه 159.
15. سوره آل عمران ،آيه 104.
16. بحارالانوار ، 36/296 باب 41 ح 125.
17. غايه المرام ، 188 باب 23 ح 101.
18. روضه الكافي ،229 ح 293.
19. أمالي ، 61.
20. الكافي ، 1/537.
 21. اقبال ، 71.