|
شهردار پیشاپیش كارگران
در جریان آسفالت بعضی از خیابانهای شهر، مهدی باكری خودش پیشاپیش كارگران آسفالتكاری میكرد و حتی كارگرها نمیدانستند كه اوشهردار است.
یك روز صبح زود، به یكی از مناطق رفت و از كارگرها دمپایی و گونی خواست. آنها هم فكر میكردند او كارگری جدید است! به او دمپایی و گونی میدهند و او شروع میكند به كار. از همان آغاز، چند تن از كارگران به بهانه های واهی از كار شانه خالی میكردند، و وقتی آقا مهدی به حالت نصیحت به آنها میگوید كه شما در مقابل پولی كه میگیرید، مسئولیت دارید،بشدت پاسخ میدهند كه :
ـ مگر تو چه كاره مملكتی كه امروز آمدی و در كار ما دخالت میكنی؟ سرت به كار خودت باشد.
اوقات به همین منوال سپری میشود تا اینكه معاون شهرداری همراه بابازرس برای سركشی به آن منطقه می آیند و مبهوت و هیجان زده میبینند كه شهردار، خود با لباسهای سیاه و كثیف، پیشاپیش كارگران مشغول كاراست.
سلام و علیك متواضعانه بازرس و معاون شهردار ی با شهید مهدی باكری، كارگران را به خود می آورد و متوجه میشوند این شهردار است كه ازصبح زود با آنها كار كرده است. نگران و ناراحت میشوند و منتظر برخورد آقامهدی میشوند.
آقا مهدی برای تسكین خاطر آنان، با یك یك آنها دست میدهد وصورتشان را میبوسد، خدا قوت میگوید و آنجا را ترك میكند.
برادر «كاملی» از دوستان شهید باكری
نظرات | تعداد مشاهده :1 | چاپ | ارسال | ادامه مطلب... |